نبوت حضرت مسیح (ع) در کودکی و رسالت او در بزرگسالی

نبوت حضرت مسیح (ع) در کودکی و رسالت او در بزرگسالی

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

بوت حضرت مسیح (علیه‌السلام) در کودکی و سخن گفتن آن حضرت در گهواره اختصاص به آن حضرت دارد و در میان پیامبران دیگر الهی چنین اتفاق خارق العاده ای رخ نداده است. تولد حضرت مسیح (علیه السلام)، و سخن گفتن آن حضرت در طفولیت و شیرخوارگی کاملا خارق العاده بوده است.

آن حضرت پس از ولادت بلا فاصله از نبوت خود خبر داده است. آیه ای که در سوره مریم از زبان خود حضرت عیسی (علیه‌السلام) به عنوان معجزه الهی نقل شده تصریح بر نبوت حضرت مسیح (علیه السلام) در کودکی دارد. در این آیه شریفه حضرت عیسی در حالی که تازه متولد شده بود در مقام دفاع از مادر گرامی اش می ‌فرماید: «قَالَ إِنىّ‏ عَبْدُ اللَّهِ ءَاتَانىِ‏ الْكِتَابَ وَ جَعَلَنىِ نَبِیا».[1] یعنی من بنده خدایم او كتاب (آسمانى) به من داده و مرا پیامبر قرار داده است!

عیسى (علیه‌السلام) سخن خود را با جمله «إِنِّی عَبْدُ اللَّهِ» آغاز کرد تا به عبودیت خود براى خدا اعتراف نموده، از غلو كنندگان جلوگیرى كند و حجت را بر آنان تمام سازد. در جمله «آتانِی الْكِتابَ» خبر داده که خداوند به او کتاب داده است و ظاهرا مقصود از آن همان انجیل است. در جمله «وَ جَعَلَنِی نَبِیا» نبوت خود را اعلام فرموده است.

این آیه شریفه بر نبوت حضرت مسیح (علیه السلام) در کودکی دلالت صریح دارد و همچنین با در نظر گرفتن این مطلب معلوم مى ‏شود كه عیسى (علیه‌السلام) در آن روز تنها نبى بوده، و بعدها خداوند او را به رسالت برگزیده است و از ظاهر كلامش بر مى‏ آید كه در همان روز كتاب و نبوت به او داده شده، نه اینكه بخواهد از آینده خبر‌ دهد.[2]

انکار نبوت حضرت مسیح (علیه السلام) از سوی مسیحیان

به دلیل اینکه حضرت مسیح (علیه‌السلام) به صورت معجزه آسا و بدون پدر از حضرت مریم (سلام الله علیها) به دنیا آمد و نیز بلافاصله پس از تولد، سخن گفت و از نبوت خود به مردم خبر داد، این مسئله باعث گردید که مسیحیان نبوت حضرت مسیح (علیه السلام) را انکار کرده و درباره او غلو نموده و آن حضرت را پسر خدا بدانند. خداوند برای رد این عقیده مسیحیان می فرماید:

«یا أَهْلَ الْكِتابِ لا تَغْلُوا فی‏ دینِكُمْ وَ لا تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ إِلاَّ الْحَقَّ إِنَّمَا الْمَسیحُ عیسَى ابْنُ مَرْیمَ رَسُولُ اللَّهِ وَ كَلِمَتُهُ أَلْقاها إِلى‏ مَرْیمَ وَ رُوحٌ مِنْهُ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ لا تَقُولُوا ثَلاثَةٌ انْتَهُوا خَیراً لَكُمْ إِنَّمَا اللَّهُ إِلهٌ واحِدٌ سُبْحانَهُ أَنْ یكُونَ لَهُ وَلَدٌ لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ وَ كَفى‏ بِاللَّهِ وَكیلاً [3]؛

اى اهل كتاب! در دین خود، غلو (و زیاده روى) نكنید و درباره خدا، غیر از حق نگویید. مسیح عیسى بن مریم فقط فرستاده خدا، و كلمه (و مخلوق) اوست، كه او را به مریم القا نمود؛ و روحى (شایسته) از طرف او بود. بنابراین، به خدا و پیامبران او، ایمان بیاورید. و نگویید: « (خداوند) سه ‏گانه است!» (از این سخن) خود دارى كنید كه براى شما بهتر است. خدا، تنها معبود یگانه است؛ او منزه است كه فرزندى داشته باشد؛ (بلكه) از آن اوست آنچه در آسمان ها و در زمین است؛ و براى تدبیر و سرپرستى آن ها، خداوند كافى است».

این آیه شریفه خاطرنشان می‌ سازد كه مسیح (علیه السلام) همچون سایر افراد انسان در رحم مادر قرار داشته و دوران جنینى را گذرانده و همانند سایر افراد بشر متولد شده است. او شیر خورد و در آغوش مادر پرورش یافت؛ یعنى تمام صفات بشرى در او بود. چگونه ممكن است چنین كسى كه مشمول و محكوم قوانین طبیعت و تغییرات جهان ماده است خداوند ازلى و ابدى باشد. به خصوص كلمه «انما» كه در آیه مورد بحث آمده است به این توهم نیز پاسخ مى‏ گوید كه اگر عیسى (علیه السلام) پدر نداشت مفهومش این نیست كه فرزند خدا بود بلكه فقط فرزند مریم بود.

همچنین آیه شریفه از نبوت حضرت مسیح (علیه السلام) سخن می گوید. این موقعیت نیز تناسبى با الوهیت او ندارد. و نیز فرموده است عیسى (علیه السلام) «كلمه» خدا بود كه به مریم القا شد. این تعبیر به خاطر آن است كه اشاره به مخلوق بودن مسیح (علیه السلام) كند؛ همانطور كه كلمات مخلوق خدا است و موجودات عالم آفرینش هم مخلوق خدا هستند.

همچنین همانطور كه كلمات اسرار درون او را بیان مى‏ كند و نشانه ‏اى از صفات و روحیات خدا است، مخلوقات این عالم نیز روشنگر صفات جمال و جلال خدایند؛ به همین جهت در چند مورد از آیات قرآن به تمام مخلوقات اطلاق «كلمه» شده است (مانند آیات 109 كهف و 29 لقمان) منتها این كلمات با هم تفاوت دارند؛ بعضى بسیار برجسته و بعضى نسبتا ساده و كوچك اند، و عیسى (علیه السلام) مخصوصا از نظر آفرینش علاوه بر مقام رسالت برجستگى خاصى داشت؛ زیرا بدون پدر آفریده شد.[4]

رسالت حضرت مسیح (علیه السلام)

نبوت حضرت مسیح (علیه السلام) مقدمه ای بر رسالت آن حضرت بوده است. حضرت عیسی مسیح (علیه السلام) در سن سى سالگى مبعوث به رسالت شد و سى ماه یا سه سال و نیم هم مردم را به دین خود دعوت فرمود و به آسمان رفت. آیه «َیكَلِّمُ النَّاسَ فِی الْمَهْدِ وَ كَهْلاً وَ مِنَ الصَّالِحِینَ»[5]  که می‌ گوید آن حضرت در گهواره و در سن کهولت با مردم سخن می ‌گوید، دلیل بر نزول او است كه در سن كهولت می آید و به همان نحو با مردم سخن می‌ گوید و در ركاب امام زمان (عج) دعوت به دین حق می ‌نماید و اقتداء به آن حضرت می ‌فرماید.

اینکه خداوند فرموده در سن کهولت از صالحین است شاید اشاره باشد به این معنى كه آن وقت دیگر پیغمبر نیست؛ بلكه از شایستگان و تایید کننده و ترویج دهنده دین پیغمبر آخر الزمان است.[6]

مسیحیان همانگونه که نبوت حضرت مسیح (علیه السلام) را نمی پذیرند، رسالت آن حضرت را نیز انکار نموده و بر این باور هستند که حضرت مسیح (علیه السلام) پسر خدا بوده و به زمین فرستاده شد تا  گناه بشر را به جان بخرد و به صلیب کشیده شود. آنان اعتقاد دارند که آن حضرت از سوی یهودیان و امپراتوری روم به صلیب کشیده شد و دفن گردید و سه روز داخل قبر بوده و پس از سه روز دوباره زنده شده و به آسمان عروج نموده است.

اما از دیدگاه دین اسلام ایمان به نبوت حضرت مسیح (علیه السلام) در کودکی و نیز رسالت آن حضرت در بزرگسالی و اینکه آن حضرت دارای کتاب انجیل بوده است لازم دانسته شده و بدون این ایمان، ایمان به دین اسلام محقق نمی گردد. از دیدگاه قرآن حضرت مسیح (علیه السلام) تهدید به اعدام شد اما دشمانش موفق به این کار نگردید و خداوند او را به آسمان برده و به جای آن حضرت کسی دیگری اعدام گردیده است.

تفاوت بین نبوت حضرت مسیح (علیه السلام) و رسالت آن حضرت

تفاوت بین نبوت حضرت مسیح (علیه السلام) و رسالت آن حضرت از تفاوت بین نبوت و رسالت آشکار می گردد. نبوت حالتى است الهى و غیبى، كه نسبتش به حالت عمومى انسان ها، یعنى درك و عمل آن ها نسبت بیدارى است به خواب كه شخص نبى به وسیله آن، معارفى را درك مى ‏كند و این ادراك و تلقى از غیب، همان است كه در زبان قرآن وحى نامیده مى ‏شود و آن حالتى كه انسان از وحى مى‏ گیرد نبوت خوانده مى ‏شود. [7] اما رسول عبارت است از انسانى كه ملائكه اى از آسمان به سویش نازل شده دین خدا را به او ابلاغ و او به مردم ابلاغ می ‌کند.[8]

بنابراین نبی تا به رسالت مبعوث نشده باشد دین و شریعتی را به مردم ابلاغ نمی ‌کند و هیچ رسالتی در این زمینه ندارد و زمانی این وظیفه از طرف خداوند بر او گذاشته می شود که به رسالت و ابلاغ دین مبعوث شود.

پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) نیز قبل از بعثت نبی بوده است و از این رو قبل از نازل شدن اولین سوره از قرآن نماز مى‏ خوانده، و خود بر طریق هدایت بوده و احیانا دیگران را هم امر به تقوا مى‏ كرده، و این همان نبوت است، ولى رسالت نیست، و به همین جهت این وضع آن جناب را انذار ننامیده اند. پس پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) قبل از بعثت نبى بوده و نماز مى ‏خوانده، با اینكه هنوز قرآن بر او نازل نشده بود، و سوره حمد كه جزء نماز است نیامده و مامور به تبلیغ نشده بود.[9]

نتیجه گیری

نتیجه مطالب فوق این شد که نبوت حضرت مسیح (علیه السلام) از کودکی آغاز شده است و نبوت حضرت مسیح (علیه السلام) در کودکی در قرآن کریم منعکس گردیده؛ اما درباره سایر پیامبران چنین مطلبی در قرآن وجود ندارد. هرچند ممکن است پیامبران الهی قبل از رسالت و بعثت، نبی باشند و با الهام از سوی خداوند وظایف خود شان را انجام دهند.

به هر حال پیامبران در زمان نبوت شان هیچ رسالتی به دوش ندارند. اما زمانی که به رسالت مبعوث گردند وظیفه هدایت دیگران به عهده آنان از سوی خداوند سپرده می شود. بنابراین اینکه قرآن از نبوت حضرت مسیح (علیه السلام) در طفولیت خبر می دهد، تا زمان رسالتش فقط نبی بوده است و و ظیفه هدایت دیگران به عهده او نبوده است.

نویسنده: حمیدالله رفیعی

پی نوشت ها

[1] . مریم، 30.

[2] . ترجمه المیزان، ج‏14، ص،61.

[3] . نساء، 171.

[4]. تفسیر نمونه، ج4، 221-222.

[5] . آل عمران، 46.

[6] .  روان جاوید در تفسیر قرآن مجید ، ج1، ص417.

[7] .  ترجمه المیزان، ج‏2، ص 196.

[8] .  رک: ترجمة تفسیر المیزان ، ج13، ص278،

[9] . ترجمه تفسیر المیزان، ج2، ص28.

منابع

1. قرآن کریم.

2. تقفی تهرانی، محمد، روان جاوید در تفسیر قرآن مجید، تهران، برهان، چ2، 1398ق.

3. محمد حسین طباطبایی،   ترجمه المیزان، ترجمه: موسوی همدانی، قم، دفتر انتشارات اسلامى، چ5، 1374ش.

4. مكارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الكتب الإسلامیة، چ 10، 1371 ش.

بدون دیدگاه