در مورد فرزندان حضرت خدیجه (س) و پیامبر اکرم (ص)، روایات متعددی وجود دارد. برخی منابع تاریخی، مانند رفیع الدین اسحاق همدانی و ابن هشام، معتقدند که این زوج هفت فرزند داشتند: سه پسر (قاسم، طاهر و طیب) و چهار دختر (زینب، رقیه، ام کلثوم و فاطمه). روایات شیعی نیز بر انتساب مستقیم فرزندان به این زوج تأکید دارند.
با این حال، در مورد تعداد دقیق فرزندان، اختلاف نظر وجود دارد. ابن عباس تعداد فرزندان را ده نفر ذکر کرده و برخی محدثان اهل سنت نیز به دوازده فرزند اشاره کرده اند. در میان روایات، تقریباً همه منابع بر وجود چهار دختر اتفاق نظر دارند؛ اما در انتساب سه دختر به جز حضرت فاطمه (س) تردیدهایی وجود دارد. پسران پیامبر (ص) در سنین کودکی از دنیا رفتند و دختران ایشان، هر کدام با فراز و نشیب های زندگی خود، به عنوان الگوهایی از ایمان و مقاومت در تاریخ اسلام ماندگار شدند.
حضرت خدیجه (س)، الگوی ایمان و ایثار
خدیجه (س)، بانویی با فضایل اخلاقی بی نظیر، از خاندان ثروتمند و با نفوذ قریش بود. او که به پاکی و درستکاری شهرت داشت، پس از آشنایی با حضرت محمد (ص) و مشاهده کمالات ایشان، با او ازدواج کرد و تمام ثروت و موقعیت خود را در راه پیشرفت اسلام فدا کرد. خدیجه (س) نخستین زنی بود که به اسلام ایمان آورد و در سختی ها و مشکلات، همواره یار و یاور پیامبر (ص) بود. پیامبر اکرم (ص) نیز همواره از خدیجه (س) به نیکی یاد می کرد و او را بر سایر همسران خود برتری می داد.
روایات مختلف، پیرامون فرزندان حضرت خدیجه (س)
در باب فرزندان حضرت خدیجه (س) و پیامبر اکرم (ص)، روایات و دیدگاه های متعددی در منابع تاریخی و حدیثی وجود دارد که هر یک، ابعاد مختلف این موضوع را روشن می سازند. برای درک بهتر این مسئله، لازم است به بررسی تفصیلی این روایات و دیدگاه ها بپردازیم:
روایت رفیع الدین اسحاق همدانی و ابن هشام
در سیرت رسول اللّه از رفیع الدین اسحاق همدانى می خوانیم: «پس سید او را (خدیجه) به خانه برد و هفت فرزند از وى ظاهر شد، سه پسر و چهار دختر. پسران، قاسم و طاهر و طیب بودند و دختران، زینب و رقیه و ام کلثوم و فاطمه. و پسرانش – هر سه -در ایام جاهلیت وفات یافتند و دخترانش، همه اسلام را دریافتند و با سید به مدینه هجرت کردند. سید، همه فرزندان را از خدیجه بیاورد، الا ابراهیم که از ماریه ى قبطیه بیاورد و تا خدیجه زنده بود، سید هیچ زن دیگرى نخواست.»[۱]
برخى دیگر گفته اند حضرت خدیجه (س)، دو پسر به نام هاى قاسم و عبدالله داشته که عبدالله را با لقب طیب و طاهر می خوانند و دختران خدیجه را نیز رقیه، زینب، ام کلثوم و فاطمه دانسته اند. ابن هشام نیز همان نظر رفیع الدین اسحاق را تکرار می کند.[۲]
بنابراین این دو مورخ، تعداد فرزندان حضرت خدیجه (س) و پیامبر (ص) را هفت نفر ذکر کرده اند: سه پسر به نام های قاسم، طاهر و طیب، و چهار دختر به نام های زینب، رقیه، ام کلثوم و فاطمه. بر اساس این روایت، هر سه پسر در دوران جاهلیت از دنیا رفته اند، در حالی که دختران، اسلام را پذیرفته و به مدینه هجرت کرده اند.
روایت منابع شیعی
در روایات شیعی، موضوع فرزندان حضرت خدیجه (س) و پیامبر اکرم (ص) با ظرافت و دقت خاصی مورد توجه قرار گرفته است. این روایات، که غالباً از طریق ائمه اطهار (ع) به ما رسیده اند، اطلاعات ارزشمندی را در این زمینه ارائه می دهند.
یکی از نکات قابل توجه در روایات شیعی، تأکید بر انتساب مستقیم فرزندان به حضرت خدیجه (س) و پیامبر اکرم (ص) است. در این روایات، نام های طاهر (عبدالله)، قاسم، فاطمه، رقیه، ام کلثوم و زینب به عنوان فرزندان این زوج بزرگوار ذکر شده اند. این مسئله، به ویژه در مورد دختران پیامبر (ص)، از اهمیت ویژه ای برخوردار است؛ چرا که برخی از منابع غیرشیعی، در انتساب سه دختر به جز حضرت فاطمه (س) تردید کرده اند.[۳]
روایت ابن عباس
ابن عباس، صحابی جلیل القدر پیامبر اکرم (ص)، در روایتی، دیدگاهی متفاوت نسبت به سایر مورخان ارائه داده و تعداد فرزندان حضرت خدیجه (س) و پیامبر اسلام (ص) را ده نفر ذکر کرده است. این روایت، در مقایسه با روایات مشهورتر، از جمله روایت رفیع الدین اسحاق همدانی و ابن هشام که به وجود هفت فرزند اشاره می کنند، کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
با این حال، لازم به ذکر است که ابن عباس، از جمله صحابیان مورد اعتماد و آگاه به تاریخ صدر اسلام بوده و روایات او، همواره مورد توجه محققان و مورخان قرار داشته است. بنابراین، دیدگاه او در مورد تعداد فرزندان حضرت خدیجه (س) و پیامبر خدا (ص)، نمی تواند به طور کامل نادیده گرفته شود.
البته، لازم به ذکر است که در مورد جزئیات این روایت، اطلاعات دقیقی در دست نیست و نام و مشخصات فرزندان حضرت خدیجه (س) در آن، به طور کامل مشخص نیست. به همین دلیل، برخی از محققان، این روایت را به عنوان یک دیدگاه منفرد در نظر گرفته و به روایات مشهورتر، استناد می کنند.[۴]
روایت محدثان اهل سنت
دیدگاه محدثان اهل سنت در مورد تعداد فرزندان حضرت خدیجه (س) و پیامبر اکرم (ص) طیفی گسترده را در برمی گیرد و در برخی موارد، با روایات شیعی و دیدگاه های سایر مورخان تفاوت هایی دارد. به عنوان نمونه برخی از محدثان اهل سنت، با استناد به روایات خاص، تعداد فرزندان را حتی به دوازده نفر نیز رسانده اند. این دیدگاه، در مقایسه با روایات مشهورتر، از جمله روایت رفیع الدین اسحاق همدانی و ابن هشام که به وجود هفت فرزند اشاره می کنند، کمتر مورد توجه قرار گرفته است.[۵]
تحلیل و بررسی روایات
اختلاف در تعداد پسران
همان طور که بیان شد، در مورد تعداد پسران، اختلاف نظر قابل توجهی وجود دارد. برخی روایات، سه پسر و برخی دیگر، دو پسر را ذکر کرده اند. با توجه به تعدد روایات، به نظر می رسد که قدر متیقن، وجود دو پسر به نام های قاسم و عبدالله (ملقب به طیب و طاهر) است.
اتفاق نظر در مورد دختران
تقریباً تمامی منابع، بر وجود چهار دختر برای حضرت خدیجه (س) و پیامبر (ص) اتفاق نظر دارند. با این حال، در انتساب سه دختر به جز حضرت فاطمه (س)، تردیدهایی وجود دارد.
نظریه فرزندخواندگی
برخی از محققان، زینب، رقیه و ام کلثوم را فرزندخوانده حضرت خدیجه (س) و پیامبر خدا (ص) می دانند. این نظریه، با توجه به آیه سوره احزاب «یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْوَاجِکَ وَ بَنَاتِکَ؛[۶] ای پیامبر! به همسرانت و دخترانت بگو» تا حدودی ضعیف به نظر می رسد. شایان ذکر است که این موضوع، همچنان مورد بررسی و تحقیق مورخان و محققان قرار دارد و ممکن است در آینده، دیدگاه های جدیدی در این زمینه ارائه شود.
در سوگ فرزندان
مورخان روایت می کنند که پسران پیامبر اکرم (ص) و حضرت خدیجه (س)، قاسم و عبدالله (ملقب به طاهر یا طیب)، در سنین کودکی از دنیا رفتند. قاسم، که کنیه رسول خدا (ص) نیز از نام او گرفته شده بود، و عبدالله، هر دو در دوران خردسالی، یکی پیش از بعثت و دیگری اندکی پس از آن، به دیدار حق شتافتند.
در مورد سن دقیق وفات آن ها، اختلاف نظرهایی وجود دارد. عمادزاده در کتاب «زنان پیغمبر» می نویسد که قاسم در چهار سالگی و عبدالله یک ماه پس از او درگذشتند.[۶] برخی دیگر، سن وفات هر دو را هفت سالگی و برخی نیز وفات قاسم را در دو سالگی ذکر کرده اند.
با این حال، روایتی غم انگیز از پیامبر اسلام (ص) و حضرت خدیجه (س) نقل شده است که نشان می دهد هر دو پسر، در سنین شیرخوارگی از دنیا رفته اند. حضرت خدیجه (س) چند روز پس از وفات قاسم، در حالی که می گریست، به پیامبر (ص) گفت که با جاری شدن شیر در سینه هایش، به یاد فرزند کوچک خود افتاده است. روایتی مشابه نیز در مورد عبدالله نقل شده است. در هر دو مورد، پیامبر (ص) به حضرت خدیجه (س) بشارت دادند که فرزندان کوچکشان همچون فرشتگان، در کنار در بهشت منتظر ورود او هستند تا با دستان کوچک خود، او را به باغ های ارم رهنمون سازند.
این روایت، و همچنین انتساب عنوان «ابتر» به پیامبر (ص) از سوی کفار، که به دلیل فوت پسران ایشان بود، نشان می دهد که هر دو پسر در سنین کودکی و شیرخوارگی از دنیا رفته اند. درگذشت این دو پسر، که می توانستند یاور پیامبر (ص) در پیشبرد دین خدا باشند، برای این زوج بزرگوار بسیار سنگین بود. از تاریخ یعقوبی نقل شده است که پس از وفات قاسم در چهار سالگی، پیامبر اکرم (ص) در کنار جنازه او، خطاب به یکی از کوه های مکه فرمودند: «ای کوه! آنچه به من در مورد مرگ قاسم وارد شد، اگر بر تو می آمد متلاشی می شدی.»[۷]
دختران پیامبر (ص)، گوهرهایی در عصر جاهلیت
دختران پیامبر اکرم (ص) به سنین بلوغ و ازدواج رسیدند، و شاید این بقای آنان در میان فرزندان پیامبر (ص)، حکمتی داشته باشد. در آن دوران که عرب دختران را خفیف می شمرد و آنان را در کودکی زنده به گور می کرد، خداوند این عمل ننگین را در قرآن مجید به شدت تقبیح کرد: «وَ إِذَا الْمَوْءُودَهُ سُئِلَتْ بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ؛[۸] آنگاه که درباره دختران زنده به گور پرسش شود که به کدام گناه، کشته شدند».
در چنین محیطی، پیامبر خدا (ص) دختران خود را بسیار گرامی می داشت و به ویژه به فاطمه زهرا (س)، ام ابیها، که در سختی ها و شدائد همراهش بود، عنایت خاصی داشت و او را سرور زنان دو عالم می نامید. فرزندان حضرت خدیجه (س) در کنار مادری فداکار و پدری مانند پیامبر (ص)، درس های بزرگی از زندگی آموختند.
فرزندان دختر حضرت خدیجه (س) از حضرت محمد(ص)
زینب
یکی از فرزندان حضرت خدیجه (س)، زینب نام داشت. ایشان بزرگترین دختر پیامبر اکرم (ص) و خدیجه بود. خدیجه، زینب را به عقد خواهرزاده خود ابوالعاص بن ربیع در آورد که از آن ها پسرى به نام على و دخترى به نام امامه حاصل شد. على در سنین پائین وفات یافت و اما امامه که از همسر اول خود مغیره بن نوفل جدا شده بود، پس از وفات زهراى مرضیه (س)، به وصیت خودش به عقد امیرالمؤمنین (ع)در آمد.
زینب هنگام هجرت نبى مکرم اسلام (ص) به مدینه به همراه شوهرش ابوالعاص در مکه باقى ماند. به هنگام جنگ بدر (در سال دوم هجرت) ابوالعاص از لشگریان دشمن بود که به همراه هفتاد نفر دیگر از مشرکین به اسارت نیروهاى اسلام درآمد.
هنگامى که قرار شد اسرا با پرداختن فدیه آزاد شوند، زینب براى آزادى شوهرش گردنبندى که خدیجه کبرى (ع) در شب عروسى به گردنش آویخته بود، به مدینه فرستاد. ابوالعاص آن را به عنوان فدیه به محضر سرور عالمیان آورد و چون نگاه نبى (ص) به آن گردنبند افتاد، بی اختیار گریست و به یاد همسر فداکارش خدیجه افتاد و فرمود: «رحم الله خدیجه، هذه قلائد هى جهزتها بها؛ خداوند خدیجه را رحمت کند، این گردنبندى است که خدیجه آن را براى زینب فراهم کرده است.»
پیامبر اسلام (ص)، ابوالعاص را به شرط آن که زینب را آزاد بگذارد تا به مدینه بیاید، رها کرد و وى نیز به عهد خود وفا نمود و زید بن حارثه به مکه رفت و او را با خود به مدینه آورد. سرانجام ابوالعاص قبل از فتح مکه مسلمان شد و به مدینه آمد تا با زینب ازدواج دوباره نماید. زینب در سال هشتم هجرت در مدینه از دنیا رفت.
ام کلثوم و رقیه
دومین و سومین دختر، ام کلثوم و رقیه بودند که زندگى سختى را پشت سر نهادند. ام کلثوم و رقیه در ابتدا به درخواست ابى لهب و همسرش ام جمیل، هیزم کش آتش جهنم، به عقد عتیبه و عتبه فرزندان آن ها در آمدند.
این ازدواج با پادر میانى ابوطالب صورت گرفته بود، لذا خدیجه کبرى (س)، علی رغم آن که از خوى بد ام جمیل و فرزندش آگاهى داشت، به احترام عموى پیامبر سخن نگفت تا جایى که پس از آشکار شدن دعوت به اسلام از سوى محمد (ص)، عتیبه و عتبه که ام کلثوم و رقیه را در عقد خود داشتند آن ها را به خانه پدر باز گرداندند تا مایه آبروریزى براى خانواده محمد (ص) شوند که البته ناکام ماندند.
دو دختر پیامبر به خانه پدر بازگشتند و پیامبر و خدیجه نیز با روى خوش از آن ها استقبال کردند. پس از اندکى عثمان بن عفان به خواستگارى رقیه آمد و با او تزویح نمود؛ اما اخلاق تند و خشن عثمان، سبب شد آن بانو بر اثر شدت ضرب و شتم، جان به جان آفرین تسلیم کند.
در مورد علت قتل وى از سوى عثمان گفته اند عثمان، عموى خود مغیره بن ابی العاص که در جنگ احد دندان پیامبر را شکست و لب وى را شکافت و پیامبر او را مهدورالدم نامیده بود در خانه پنهان داشت. پیامبر چون از این امر اطلاع یافت، على (ع) را مأمور کرد تا آنجا رود و او را به قتل رساند.
عثمان چون این را دریافت، او را فرارى داد و به همراه توشه و غذا از مدینه خارج کرد. در راه مرکبش هلاک شد و پیاده راه می پیمود تا جبرئیل بر پیامبر اکرم (ص) نازل شد و گفت که دشمن خدا در فلان نقطه است، برو و او را به قتل برسان؛ به همین منظور، على بن ابیطالب (ع) مأمور این کار شد و او را به قتل رسانید. وقتی خبر هلاکت مغیره به عثمان رسید، وى به خانه نزد رقیه آمد و او را متهم کرد که جاى عمویش را به پیامبر اطلاع داده است. پس آنگاه آن چنان با چوب جهاز شتر او را پى در پى زد تا نیمه جان بر زمین افتاد و پیکرش را که به خانه نبى آوردند، پس از سه روز، جان به جان آفرین تسلیم کرد. پیامبر خدا (ص) عثمان را – که به خاطر این عمل منفور او گردیده بود – از شرکت در تشیع جنازه رقیه منع فرمود. پس از رقیه، ام کلثوم نیز به عقد عثمان بن عفان در آمد و باز هم به سبب خشونت وى جان سپرد.
فاطمه زهرا (س)
یکی از گرامی ترین فرزندان حضرت خدیجه (س)، حضرت زهرا (س) است. اگر چه سخن گفتن در مورد این بانوى مکرم، در اندازه و گنجایش این نوشتار نیست و در مورد او همچون مادر بزرگوارش می توان کتاب های زیادى مطلب نوشت اما به لحاظ حفظ روند نوشتار و تکمیل موضوع، ذکرى مختصر از آن حضرت می شود.
حضرت فاطمه (س)، کوچکترین فرزند خدیجه (س) و حضرت محمد (ص) بود. در مورد وى، آیات و روایات فراوانى نقل شده. پیامبر اکرم (ص) می فرماید: «فاطمه حوراء انسیه؛ فاذا اشتقت الى الجنه شممت رائحه فاطمه (ع)؛[۹] فاطمه، بانوى بهشتى است که به صورت انسان روى زمین در آمد؛ هرگاه مشتاق بهشت می گردم، بوى خوش وجود فاطمه را می بویم.»
باز هم حدیثى نقل شده که از نبى پرسیدند چرا میزان علاقه اش به فاطمه، بیش از سایر فرزندانش است، حضرت در پاسخ فرمود: «هنگامى که من در شب معراج به آسمان ها سیر داده شدم، جبرئیل مرا در کنار درخت طوبى برد، میوه اى از میوه هاى آن درخت را چید و به من داد، آن را خوردم، سپس دستش را بر میان دو شانه ام کشید، آنگاه فرمود: «اى محمد! خداوند متعال ولادت فاطمه (ع) از خدیجه (ع) را به تو مژده می دهد»[۱۰]
از این حدیث و قریب آن از لحاظ مفهوم در کلام محدثان و راویان بسیار نقل شده است. لذا آن وجود مبارکه، انسانى ممتاز و در میان زنان عصر خود، سرآمد بود. نیز روایت شده قبل از حمل یافتن فاطمه (س) در بطن خدیجه کبرى (س)، محمد (ص) چهل روز از وى کناره گرفت و به تنهایى به عبادت و راز و نیاز به درگاه الهی مشغول گشت.
فاطمه در ۹ سالگى به ازدواج پسر عمویش علی ابن ابیطالب (ع) در آمد و پس از ۹ سال حیات پر برکت -و به دنیا آوردن فرزندانى که هر کدام بخشى از تاریخ اسلام و بشریت به شمار می آیند-، پس از رحلت پدرش رسول خدا (ص)، در جریان هجوم برخی از صحابه به خانه اش، آسیب دید، در بستر بیماری افتاد و پس از مدت کوتاهی به شهادت رسید. حضرت فاطمه زهرا (س)، یکی از فرزندان حضرت خدیجه (س) است که به عنوان بانوی بهشت شناخته می شود.
جمع بندی
منابع تاریخی و حدیثی، اطلاعات متنوعی را در خصوص فرزندان حضرت خدیجه (س) ارائه می دهند که گاه با یکدیگر متفاوت هستند. روایات رفیع الدین اسحاق همدانی و ابن هشام، منابع شیعی، ابن عباس و محدثان اهل سنت، هر کدام با ارائه دیدگاه های خود، به درک بهتر این موضوع کمک می کنند. با بررسی و تحلیل این روایات، می توان به این نتیجه رسید که حضرت خدیجه (س) و پیامبر (ص)، صاحب چهار دختر و دو پسر بوده اند. پسران ایشان در سنین کودکی از دنیا رفتند و دخترانشان، هر کدام با فراز و نشیب های زندگی خود، به عنوان الگوهایی از ایمان و مقاومت در تاریخ اسلام ماندگار شدند.
پی نوشت ها
[۱] اسحاق همدانى، سیره رسول الله، ص ۹۰.
[۲] ابن هشام، سیره ابن هشام، ج ۱، ص ۲۰۲.
[۳] صدوق، خصال شیخ صدوق صص ۳۷ و ۳۸، به نقل از خدیجه اسطوره مقاومت صص ۲۳۹،۲۳۸.
[۴] انصاری، مختصر تاریخ دمشق ج ۲، ص ۲۶۳.
[۵] اشتهاردی، خدیجه اسطوره مقاومت، ص ۲۴۴.
[۶] سوره احزاب، آیه۵۹.
[۷] بنت الشاطی، زنان پیغمبر، ص ۳۱۲.
[۸] یعقوبی، تاریخ یعقوبى ج ۲، ص ۳۲.
[۹] سوره تکویر. آیه ۸و۹.
[۱۰] حویزی، نورالثقلین، ج ۳، ص ۱۱۹.
[۱۱] مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۳ صص ۲ تا ۶.
منابع
- قرآن کریم
- همدانی، اسحاق، سیره رسول الله، قم، دار الحدیث، ۱۴۲۳ ق.
- ابن هشام، عبدالملک، السیره النبویه (سیره ابن هشام)، بیروت، دار المعرفه، ۱۴۲۹ ق.
- صدوق، شیخ محمد بن علی، خصال شیخ صدوق، قم، مؤسسه النشر الاسلامی، ۱۴۰۳ ق.
- انصاری، اسماعیل بن عمر، مختصر تاریخ دمشق، دمشق، دار الفکر، ۱۴۲۲ ق.
- اشتهاردی، محمد محمدی، خدیجه اسطوره مقاومت، قم، انتشارات ناصر، ۱۳۸۵ ش.
- بنت الشاطی، عایشه عبدالرحمن، نساء النبی (زنان پیغمبر)، قاهره، دار المعارف، ۱۹۹۹ م.
- یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، تاریخ یعقوبی، بیروت، دار صادر، ۱۳۷۹ ق.
- حویزی، عبدعلی بن جمعه، نورالثقلین، قم، انتشارات اسماعیلیان، ۱۴۱۵ ق.
- مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۳
منبع اقتباس: مقاله فرزندان حضرت خدیجه (س)، نویسنده سمیه صبوری، کتابخانه دیجیتالی تبیان