غیر مشروع بودن خلافت ابوبکر از دیدگاه عمر

غیر مشروع بودن خلافت ابوبکر از دیدگاه عمر

2022-05-11

1327 بازدید

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

داستان خلافت ابوبکر در صحیح بخاری و سایر متون اهل سنت که در سقیفه بنی ساعده منعقد گردید کاملا واضح است. این داستان در صحیح بخاری از زبان عایشه همسر پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) این گونه نقل شده است.

«زماني که رسول خدا رحلت کردند، ابوبکر در مدينه حضور نداشت و عمر برخاست و به مردم گفت: به خدا قسم رسول خدا نمرده است؛ تا اينکه ابوبکر آمد و فوت پيامبر را تاييد کرد و به مردم توصيه ‌هايي انجام داد. در اين هنگام خبر رسيد که عده ‌اي در سقيفه بني ‌ساعده اطراف سعد بن عباده جمع شده و مي‌گويند از ما (انصار) يک امير و از شما (قريش) يک امير باشد. سپس ابوبکر و عمر و ابو عبيده جراح به سوي آنان رفتند. در ابتدا عمر براي آنان ايراد سخن نمود و سپس ابوبکر او را ساکت کرده و خود به سخن گفتن آغاز کرد و در ضمن سخنان خود خطاب به انصار گفت ما اميران هستيم و شما وزيران، ولي حباب بن منذر گفت نه، به خدا قسم يک امير از ما و يک امير از شما باشد. ولي ابوبکر گفت نه خير اميران ما هستيم و شما وزيران هستيد و آنان (قريش) وسط عرب و از نظر نژاد عرب ‌تراند. سپس خود با عمر بيعت کرد؛ ولي عمر گفت ما با تو بيعت مي ‌کنيم و تو آقاي ما و بهترين ما و دوست داشتني ترين ما نزد رسول خدا هستي و عمر دست ابوبکر را گرفت و با او بيعت کرد و سپس ديگران با او بيعت کردند. يکي از ميان جمع گفت که با اين کار سعد را کشتيد، عمر گفت خدا او را بکشد».[1]

از این حدیث به دست می آید که خود عمر خلیفه دوم خلافت ابوبکر را تنفیذکرد و او اولین کسی بود که با ابوبکر بیعت نمود و سپس دیگرانی که با او هم رای بودند با متابعت از عمر خلافت ابوبکر را پذیرفتند.

اما بعد از وفات ابوبکر وقتی عمر به خلافت رسید در باره خلافت ابوبکر گفت: «كانت بيعة أبي بكر فلتة وقى الله شرها»[2].  یعنی بیعت با ابو بکر یک کار ناسنجیده بود و  خداوند مردم را از شر خلافت او حفظ کرد. معنای فلته این است که کاری بدون تدبر و فکر و نظر اتفاق بیافتد.[3] پس خلافت ابوبکر حتی از نگاه خود عمر که با بیعت خودش او را به خلافت رساند، برخلاف تدبر و تفکر و در نظر گرفتن مصالح اسلامی بوده است  و از نظر عمر چنین خلافتی عواقب ناگواری دارد و لذا خود او می گوید که خداوند مسلمانان را از شر خلافت ابوبکر نگه داشت.

سوالات ما

1. آیا عمر بن خطاب با این سخن خود اعتراف نکرده است که درباره خلافت ابوبکر کار نا سنجیده و بر خلاف مصالح اسلام و مسلمانان انجام داده است؟ ایا او بدون تدبر و تعقل با ابوبکر بیعت کرد و او را به عنوان خلیفه مسلمین معرفی و تثبیت نمود؟

2. آیا خلافت ابوبکر با این سخن عمر از مشروعیت دینی و قانونی ساقط نمی شود؟ با وجود این سخن عمر اهل سنت با چه دلیلی شیعیان را که خلافت ابوبکر را مشروع نمی دانند تکفیر می کنند؟ در حالی که شیعیان غیر ز سخن عمر چیزی دیگری درباره خلافت ابوبکر نمی گویند.
3. با توجه به اینکه خود عمر هم با استخلاف ابوبکر خلیفه شد، آیا این سخن عمر درباره خلافت ابوبکر خلافت خود او را هم زیر سوال نمی برد؟ چگونه ممکن است که خلافت ابوبکر باطل باشد اما خلافت عمر که توسط ابوبکر خلیفه شد حق و مشروع است؟
4. اگر این لازمه سخن عمر درباره خلافت ابوبکر را بپذیریم با زیر سوال رفتن مشروعیت و قانونیت خلافت عمر، شورای شش نفره عمر برای خلیفه بعد از خودش نیز قانونیت نخواهد داشت؛ و خلافت عثمان نیز در معرض خدشه قرار می گیرد. اهل سنت در این رابطه چه پاسخی دارد؟

5. ایا از مطالبی که بر محور سخن عمر درباره خلافت ابوبکر بیان گردید خلافت هر سه خلیفه زیر سوال نمی رود و انان بر خلاف شرع و مصالح دین اسلام مسند خلافت را غصب نکرده اند؟

پی نوشت ها

[1] . صحيح بخاري، ج 3، ص 1341. محمد بن اسماعیل بخاری،  ج3، ص 1341، بیروت، دار ابن کثیر الیمامه، چ 3، 1407 ق /  1987 م.

[2] . محمد بن حبان بستی، صحیح ابن حبان، ج 2، ص 157، بیروت، موسسة الرساله، دوم، 1414ق.

[3] . مجمع البحرین، ج 2، ص  213.

بدون دیدگاه