علت جنگ بدر1

علت جنگ بدر

2021-07-18

893 بازدید

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک
فهرست محتوا

اشاره:

جنگ بدر یکی از جنگهای مهم صدر اسلام است که بین مسلمانان و مشرکان مکه اتفاق افتاد. در این جنگ مشرکان شکست سختی خورد. اما درباره علت جنگ بدر گفته می شود که پیامبر اسلام آغازگر جنگ بوده است با این توضیح که علت جنگ بدر به خاطر غارت اموال مشركین توسط پیامبر اكرم (صلی‌الله علیه و آله) بوده است. در این نوشته بیان گردیده که به دلایلی پیامبر اسلام آغاز گر جنگ نبوده است و غارت اموال مشرکین توسط مسلمانان نیز عوامل خاص خودش را داشته است.

قبل از بیان علت جنگ بدر ذكر دو نكته ضروری است.اوّل این كه باید به یاد داشته باشیم پیامبر گرامی اسلام معصوم هستند و همه كارهای ایشان به اذن و دستور خداوند متعال می باشد. همان گونه كه خداوند متعال در قرآن می فرماید: پیامبر اكرم (صلی‌الله علیه و آله) هرگز ار روی هوای نفس سخن نمی گوید آنچه می گوید چیزی جز وحی كه بر او نازل شده نیست.(1) بنابراین جنگ های آن حضرت هم بدون تردید به اذن خداوند متعال صورت گرفته و هیچ گونه انگیزه ای مادی و نفسانی در آن دخالت نداشته است. دوم این كه بهترین و مستند ترین منابعی كه می توان از آنها در پاسخ به این شبهه بهره گرفت. عبارت هستند از قرآن و منابع دسته اولی است كه در دوره های نزدیك به صدر اسلام، یعنی قرن های دوم، سوم و چهارم به بیان حقیقت جنگ بدر پرداخته اند مثل سیره ابن هشام، المغازی و… امّا آنچه كه نویسندگان غیرمسلمان و مستشرقین در این رابطه ذكر نموده اند اگر بدون هیچ گونه غرض ورزی نگاشته شده باشد، می تواند راهگشای این شبهه باشد.

جنگ بدر در سال دوم هجرت رخ داد و موجب شكست مشركین مكه گردید. امّا علل این جنگ را چنین می توان خلاصه نمود:

1. یك علت جنگ بدر این بوده كه در ماه جمادی الاول سال دوم هجرت به پیامبر اكرم (صلی‌الله علیه و آله) خبر رسید كه كرز بن جابر با گروهی از قریش تا سه منزلی شهر مدینه آمده و شتران پیامبر اكرم (صلی‌الله علیه و آله) را با چهارپایان افراد دیگر به غارت برده و به محصولات بعضی از زمین های زراعی مدینه آسیب زده اند.

پیامبر اكرم (صلی‌الله علیه و آله) با جمعی به تعقیب آنها رفتند تا به چاه بدر رسیدند و سه روز در آن جا توقف كردند و هر چه جستجو كردند، كسی را نیافتند و سپس به مدینه برگشتند. این غزوه را بدر اول می نامند.(2)

2. علت دیگر این بود كه كفار، اموال مهاجران را در مكه، مصادره كرده بودند به عنوان مثال ابوسفیان خانه و زندگی جمعی از مهاجرین مانند بنی جحش و دیگران را در مكه تصاحب كرد و صهیب را مجبور كردند به هنگام هجرت به مدینه هر چه دارد به آنها واگذار كند. همچنین ابو سلمه را وادار كردند حتی از زن و فرزند خود چشم بپوشد.(3) مسلمانان از این وضع به تنگ آمده و از پیامبر اكرم (صلی‌الله علیه و آله) اجازه خواستند تا آنها نیز دست به كارهای انتقامی زده و از خود دفاع كنند ولی آن حضرت فرمود: هنوز چنین امری از سوی خداوند نازل نشده است و دستور شكیبایی و تحمل به آنها می دادند. باهجرت مسلمانان از مكه به مدینه، خداوند ضمن بر شمردن ستم هایی كه بر مسلمانان رفته بود به آنان اجازه مبارزه داد.(4)

3. از سوی دیگر مشركین همواره، راه های ارتباطی را برای مبلغان اسلامی نا امن می كردند و این دلیل محكمی بود كه پیامبر اكرم (صلی‌الله علیه و آله) نیز راه را برای تجارت مشركان ناامن كند.(5)

4. دلیل دیگری كه می توان بر پاكی پیامبر اكرم (صلی‌الله علیه و آله) و عدم انحراف آن حضرت از ارزش های انسانی اقامه كرد، گواهی اندیشمندان غیرمسلمان است. آنان با مطالعه سیره و زندگی آن حضرت همواره از پیامبر اكرم (صلی‌الله علیه و آله) به عنوان معلم بزرگ اخلاق و مصلح جهانی یاد كرده اند و ایشان را ستوده اند. بنابراین، این خود دلیلی بر بطلان همه تهمت ها و دروغ هایی مثل: راهزنی پیامبر اكرم (صلی‌الله علیه و آله) و… است.

اكنون به برخی از نظریات اندیشمندان غیرمسلمان در رابطه با شخصیت حضرت محمد (صلی‌الله علیه و آله) اشاره می گردد و تا معلوم شود كه چنین تهمت هایی به پیامبر رحمت و عظیم الشأن اسلام كه دوست و دشمن نسبت به ایشان خضوع می كنند، هرگز واقعی نیست.

الف. «برنارد شاو» نویسنده معروف ایرلندی: وی می گوید: «پیامبر اكرم (صلی‌الله علیه و آله) را باید منجی بشریت خواند من اعتقاد دارم كه اگر مردی مثل او حاكمی در عصر جدید می شد برای حل مشكلاتش از صلح و دوستی استفاده می كرد. او عالی ترین مردی بود كه روی زمین پا گذاشته است. ملّتی را بنا نهاد، اخلاق را نهادینه كرد… وی مردم را از جنگ و نزاع های قبیله ای رهانید و به اتحاد و همبستگی ملی رسانید. او در این مدت، مردم را … از تباهی به بالاترین معیارهای تعالی اخلاقی هدایت كرد».(6)

ب. «ماهاتماگاندی» رهبر فقید هند: وی در كتاب «هند جدید» در مورد شخصیت حضرت محمد (صلی‌الله علیه و آله) می گوید: «جالب است بدانید كه بهترین كسی كه امروزه بدون هیچ چون و چرایی در قلب میلیون ها انسان جا گرفته محمد (صلی‌الله علیه و آله) است. از اینجا من متقاعد شده ام كه این شمشیر نبود كه در آن روزها مردم زیادی را تسلیم اسلام كرد…».(7)

ج. «لامارتین» مورخ مشهور می گوید: «محمد (صلی‌الله علیه و آله) یك معلم مذهبی، یك مصلح اجتماعی، یك رهبر اخلاقی معنوی… دوستی با وفا، و هم نشینی زیبا بود… نمازهای بی نهایت او، زمزمه های سری او با خدا، مرگ او و پیروزی او بعد از مرگ، نشانه ایمانی راسخ است».(8)

د. «ویل دورانت» می گوید: «محمد، پیامبری بزرگ و موحدی كامل بود كه مانند نداشت و برای اصلاح بشر مبعوث شد».(9)

هـ. «تولستوی» می گوید: «شكی نیست كه محمد از مردان بزرگ و مصلحانی است كه به حقیقت خدمت بزرگی به بشر كرده است. شریعت پیامبر اسلام به علت توافق آن با عقل و حكمت در آینده عالمگیر خواهد شد».

و. «الكساندر دوما» نیز می گوید: «محمد (صلی‌الله علیه و آله) معجزه شرق بود، زیرا دینش دارای آموزه های بزرگی بود، اخلاقش بر جسته و رفتاری پسندیده داشت».(10)

ز. «آرمسترانگ». خانم «كارن آرامسترانگ از صاحب نظران غیرمسلمان «وین» است. پس از یازده سپتامبر 2002م در مورد زندگی پیامبر اسلام، كتابی نوشت كه در ردیف پرفروش ترین كتاب های سال آمریكا و اروپا قرار گرفت. انگیزه اصلی او در نوشتن كتاب مذكور، دفاع از اسلام و روشن كردن ذهن مسیحیان غربی به پیامبر اسلام بود. او در مقدمه كتابش چنین نوشته است: «بیشتر همّ پیامبر صرف جلوگیری از برخوردهای وحشیانه گردید. زیرا اسلام در لغت به معنای تسلیم بودن در برابر خداوند است و از ریشه (سلام) به معنای (صلح) گرفته شده است…. او به جای خونریزی و قتل عام، در فكر مذاكره و صلح بود. آگاهی از داستان واقعی زندگی حضرت محمد (صلی‌الله علیه و آله) در این مقطع خطرناك تاریخ بشری لازم است و نباید اجازه داد كه متعصبان خیره سر با تحریف زندگی پیامبر به نفع خود از آن استفاده كنند».(11)

بنابراین با توجه به گفته های اندیشمندان غیرمسلمان كه همواره از پیامبر گرامی اسلام به عنوان مصلح اجتماعی، رهبر اخلاقی، صاحب اخلاق برجسته، منجی بشریت و… یاد كرده اند، آن حضرت چگونه می توانسته فردی راهزان و غارتگر باشد، آیا فرد راهزن می تواند منجی بشریت و مصلح اجتماعی باشد؟

آیا روحیه غارتگری و راهزنی با پیامبری كه خداوند در حق آن حضرت می فرماید: «نزدیك است، كه به خاطر عدم ایمان مردم جان عزیزت را از شدت اندوه و تأسف بر آنان هلاك كنی» سازگاری دارد؟

پی نوشت:

  1. نجم : 3 ـ 4.
  2. ابن هشام، السیرة النبویه، ترجمه رسولی محلاتی، تهران، انتشارات کتابچی، چاپ پنجم، 1375ش، ج1، ص397. طبری، تاریخ طبری، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، 1387ق، ج2، ص406.
  3. السیرة النبویه، همان، ج1، ص250 ـ 331.
  4. حج : 39 و 40.
  5. برگرفته از بیانات آیت الله معرفت در نشست «قرآن و مستشرقان»
  6. ر.ک: فیروز آّبادی، جعفرزاده، محمد کاظم، پیامبر اعظم(ص) در آیینه گفتار اندیشمندان غیرمسلمان، مرکز پژوهش های غیرمسلمان، ص5 ـ 40.
  7. نصیری، مهدی، ویژه نامه پیامبر اعظم(ص)، مؤسسه فرهنگی قدس، ص61.
  8. حسین پاشا، پیامبر اعظم از نگاه متفکران غربی، ماهنامه سیاحت غرب، شماره 38.
  9. همان.
  10. همان.
  11. همان.

منبع: نرم افزار پاسخ مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات.

بدون دیدگاه