عبرت گرفتن از عاقبت اقوام و امت های گذشته در قرآن کریم

عبرت گرفتن از عاقبت اقوام و امت های گذشته در قرآن کریم

2024-05-06

1034 بازدید

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

همه ادیان الهى و مکاتب تربیتى، پیروان خود را به درس آموزى از سرگذشت پیشینیان و مقایسه موقعیت خود با آنان دعوت مى‏ کنند. اسلام نیز به طور گسترده مسلمانان را به سیر در آفاق و انفس، توام با تفکر و اندیشه در سرگذشت دیگران فراخوانده است. شکى نیست که این فراخوانى، به دلیل تاثیر چشمگیرى است که این عمل، بر رفتار انسان دارد.

قرآن کریم در آیات متعددی، مخاطبان خود را به تفکر در فرجام اقوام گذشته و عبرت گرفتن از آن فرا می خواند: «… اَفَلَم يسيروا فِى الأَرضِ فَينظُروا كَيفَ كَانَ عاقِبَةُ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِم…»؛[1]  در این نوشتار به صورت اجمالی به سرگذشت و فرجام برخی از اقوام گذشته خواهیم پرداخت.

قوم حضرت نوح (علیه السلام)

قوم نوح (ع) مردمی بت پرست بودند و بت های گوناگونی را می پرستیدند.[2] آنها پس از آدم (ع) و ادریس(ع)[3] و پیش از قوم عاد و حضرت هود (ع) زندگی می کردند.[4] قرآن کریم از حضور نهصد و پنجاه ساله نوح در میان قومش به عنوان رسول الهى خبر می دهد.[5] قوم نوح (ع) در واکنش به دعوت توحیدی آن حضرت از او گریزان می شدند. آنها برای اینکه سخنان وی را نشنوند و او را نبینند، انگشت در گوش خود فرو می کردند و لباس های خود را بر سر می کشیدند. آنان همچنین بر حق ناپذیری خویش پافشاری می کردند و به شدت تکبر می ورزیدند.[6]

حضرت نوح (ع) به قوم خود هشدار داد که در صورت ایمان نیاوردن به خدای یگانه، به عذاب الهی گرفتار خواهند شد: «فَقَالَ يَا قَوْم اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ».[7] اما آنها به رغم تلاش های فراوان حضرت نوح (ع) ایمان نیاوردند و گفتند وی در این باره با آنان جدال زیادی کرده است و اگر راست می گوید، عذابی را که وعده میداد بیاورد: «قَالُوا يَا نُوحُ قَدْ جَادَلْتَنَا فَأَكْثَرْتَ جِدَالَنا فَأْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ».[8] آن حضرت فرمود آمدن عذاب فقط در گرو اراده خداست و هر وقت او بخواهد عذاب کند، آنها نمی توانند پیشگیری کنند «قَالَ إِنَّمَا يَأْتِيكُمْ بِهِ اللَّهُ إِنْ شَاءَ وَ مَا أَنْتُمْ بِمُعْجِزِينَ».[9]

در این مدت فقط شمار اندکی به وی ایمان آوردند و بیشتر آنان بر کفر و بت پرستی خویش پایداری و حضرت نوح (ع) را تکذیب کردند: «وَ مَا آمَنَ مَعَهُ إِلَّا قَلِيلٌ»؛[10] آن حضرت با اشاره به نقش کافران قوم در گمراهی مردم و نیز پیدایش نسلی فاجر و کافر از آنان، از خدا خواست همه آنها را نابود کند: «وَ قَالَ نُوحٌ رَبِّ لَا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكَافِرِينَ دَيَّارًا * إِنَّكَ إِنْ تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبَادَكَ وَ لَا يَلِدُوا إِلَّا فَاجِرًا كَفَّارًا».[11]

در نتیجه به طوفان بلا مبتلا گشتند و هلاک شدند: «فَأَخَذَهُمُ الطُّوفَانُ وَ هُمْ ظَالِمُونَ».[12] و تنها کسانی نجات یافتند که به او ایمان آوردند و سوار بر کشتی او شدند: «فَأَنْجَيْنَاهُ وَ أَصْحَابَ السَّفِينَةِ».[13] قرآن کریم این کشتی را که جداکننده مومنان از کافران و ابرار از فجار و دلیلی بر صداقت حضرت نوح (ع) بر جهانیان است را مایه عبرت گرفتن مردم می شمارد: «وَ جَعَلْنَاهَا آيَةً لِلْعَالَمِينَ».

در آیه ای دیگر سرگذشت و فرجام قوم حضرت نوح (ع)، داستانی عبرت انگیز با هدف هشدار و انذار شمرده شده و در زمینه های گوناگون مورد استناد قرار گرفته است؛ «قَوْمَ نُوحٍ لَمَّا كَذَّبُوا الرُّسُلَ أَغْرَقْنَاهُمْ وَ جَعَلْنَاهُمْ لِلنَّاسِ آيَةً وَ أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ عَذَابًا أَلِيمًا».[14]

عبرت گرفتن از قوم عاد

عاد نام قوم حضرت هود (ع) است.[15] که به این اعتبار قوم هود (ع) نیز خوانده می شوند. ترتیب یاد کرد قوم عاد در کنار اقوام دیگر نشان می دهد که آنان پس از قوم نوح (ع) و پیش از قوم ثمود میزیسته اند.[16] قوم عاد فرزندان، دام ها، باغ ها و چشمه های فراوانی داشتند[17] و ساخت شهر ارم با بناهای بزرگ، باشکوه و بی نظیر از دیگر مظاهر قدرت و عظمت آنان معرفی شده است.[18]

اعضای قوم عاد به سبب این ویژگی ها خودبرتر بین شده بودند، هنگام درگیری ها با کمال بی رحمی، شدت عمل نشان می دادند و همانند جباران و ستمگران رفتار می کردند: «و إِذا بَطَشتُم بَطَشْتُم جَبّارين * فَاتَّقُوا اللهَ وأطيعون».[19] در پی بی نتیجه ماندن دعوت و موعظه ها و هشدارهای حضرت هود (ع) و پافشاری اکثر قوم بر کفر و بت پرستی، وعده الهی مبنی بر عذاب آنان تحقق یافت و همه کافران با عذابی خوارکننده نابود و ریشه کن شدند.

قوم عاد با صاعقه[20] و طوفانی بسیار سهمگین با ویژگی هایی منحصر به فرد نابود شد. این طوفان سه بار با ویژگی صَرصَر یاد شده است: «إنّ اَرسَلنا عَلَيهِم ريحًا صَرصَرًا…»[21]. باد صرصر را به تندباد مسموم صدادار و بسیار سرد و سوزان معنا کرده اند.[22] ویژگی دیگر سرکش بودن آن تندباد بود: «و اما عادٌ فَأُهْلِكُوا بِريحٍ صَرصَرٍ عاتية…..»[23] سرکش بودن تندباد مهارناپذیری آن را می رساند.

این طوفان سهمگین و تندباد وحشتناک هفت شب و هشت روز پیاپی بر آنان وزيد: «سَخَّرَها عَلَيهِم سَبعَ ليالٍ وثَمُنِيَةَ أَيَّامٍ حُسومًا…».[24] روزهایی که بسیار شوم بودند و قوم عاد در این مدت عذاب خوارکننده این دنیا را چشید: «… فَاَرسَلنا عَلَيهِم ريحًا صَرصَرًا في أيَّامٍ نَحِساتٍ لِنُذِيقَهُم عَذابَ الخِزى فِى الحَيوةِ الدُّنيا…».[25]

تندباد چنان مرگبار و ویرانگر بود که همه کافران را همراه همه دارایی ها، دام ها، باغ ها و کشتزاران نابود کرد و هیچ چیزی به جز خانه های آنان بر جای نماند: «تُدَمِّرُ كُلَّ شيءٍ بِأَمرِ رَبِّها فَأصبحوا لا يُرى إلا مَسْكِتُهُم كَذلك نَجزِى القَومَ المُجرمين».[26] طوفان به اندازه ای شدید و نیرومند بود که آدم ها را همانند تنه های نخل از ریشه کنده شده از زمین می کند: «تَنزِعُ النّاسَ كَأَنَّهُم أَعجازُ نَخْلٍ مُنقَعِر».[27] همچنین پیکرهای بیجان آنان به تنه های توخالی نخل تشبیه شده اند که به راحتی با تندباد جابجا می شدند: «فَتَرَى القَومَ فيها صرعى كَأَنَّهُم أَعجازُ نَخْلٍ خاوِيَة».

قرآن کریم مخاطبان خود را به منظور عبرت گرفتن، به تامل و دقت در فرجام قوم عاد و نابودی تمدن و شهرهای بی نظیر آنان از جمله شهر معروف آنها (ارم) که دارای ستون هایی بی مانند بود فرا می خواند: «الم تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعاد إرَمَ ذاتِ العِماد التي لم يُخلَق مِثلها في البِلاد».[28] خداوند، کافران عرب را به سیر و مسافرت برای عبرت گرفتن از فرجام شوم برخی اقوام گذشته مانند عاد سفارش می کند: «وَ ان يُكَذِّبوكَ فَقَد كَذَّبَت قَبلَهُم قَوم نوح و عاد و ثمود* … أَفَلَم يسيروا فِى الأَرْضِ فَتَكونَ لَهُم قُلُوبٌ يَعقِلونَ بها أو اذان يسمعون بها…».[29]

عبرت گرفتن از قوم ثمود

قرآن، ثمود را قوم حضرت صالح (ع)[30] و زمان زندگی آنان را پیش از حضرت ابراهیم (ع) می داند. با آغاز دعوت توحیدی صالح، ثمودیان با شیوه های گوناگونی مانند: سرزنش و ملامت[31]، نسبت های ناروایی همچون کذاب بودن[32] و مسحور بودن[33] و انکار شایستگی وی برای پیامبری و دریافت وحی با استناد به اینکه او نیز بشری همانند آنان است، او را دروغگو می خواندند: «ما اَنتَ إِلا بَشَرٌ مِثلُنَا فَاتِ بِيَةٍ إِن كُنتَ مِنَ الصَّدِقين».[34]

ثمودیان پس از تکذیب حضرت صالح و با نسبت ناروا از وی خواستند که اگر به راستی فرستاده خداست نشانه و گواه صدقی بیاورد: «فَأْتِ بِيَةٍ إِن كُنتَ مِنَ الصَّدِقين». آن حضرت یک ماده شتر به صورت اعجازی آورد و درباره آسیب رساندن به آن و عذاب نزدیک و بزرگی که در پی دارد، هشدار داد.[35]

به رغم هشدارهای مکرر و صریح صالح (ع)، شتر را کشتند تا آیت نبوت  صالح را از بین ببرند: «فَعَقَروا النَّاقَةَ و عَتَوا عَن اَمرِ رَبِّهِم …»[36] در پی کشته شدن ناقه صالح (ع) آن حضرت از آمدن عذاب حتمی خداوند خبر داد.[37] کافران قوم نیز در واپسین اقدام و بر اساس توطئه ای جمعی و هماهنگ بر آن شدند تا با یورش شبانه صالح و خانواده اش را بکشند و در صورت بازخواست شدن از جانب اولیای دم، اظهار بی اطلاعی کنند: «قالوا تَقاسَموا بِاللَّهِ لَنُبَيَّتَنَّهُ و أَهلَهُ ثُمَّ لَنَقُولَنَّ لِوَلِيْهِ ما شَهِدنا مَهْلِكَ اَهْلِهِ و اِنّا لصدقون».[38]

قرآن کریم با گزارش اجمالی چگونگی اجرای این توطئه و نابودی مهاجمان، مخاطبان را به عبرت گرفتن از نابودی تمامی آنان فرا می خواند: «و مَكَرُوا مَكرًا و مَكَرنا مكرًا و هُم لا يَشعُرون * فَانظُر كَيفَ  َكانَ عقِبَةُ مَكْرِهِم أَنا دَمَّرنهُم و قَومَهُم أجمعين».[39]

برخی تعابیر قرآن حاکی از آن است که عذاب ثمود بسیار شدید، هولناک، کوبنده و ویرانگر بوده است: «كَذَّبَت ثَمُودُ عادٌ بِالقارِعَة * فَاَمّا ثَمُودُ فَأُهْلِكُوا بِالطَّاغِيَة».[40] اين آیات، از هلاکت ثمود با طاغیه خبر می دهند. تفسیر طاغیه مورد اختلاف است. گروهی از مفسران با استناد به معنای لغوی (ط غ ی) (گذشتن از حد و مرز معمول) گفته اند: کاربرد این واژه می رساند که زلزله صاعقه و صیحه نابود کننده ثمود بسیار شدیدتر، هولناک تر و فراتر از نمونه های عادی آنها بوده است.[41]

برخی مفسران عذاب قوم ثمود را عذاب استیصال (ریشه کن کننده) گفته اند.[42] آیات قرآن ضمن فراخوانی مخاطبان به نگاه عبرت آمیز در فرجام توطئه گری قوم ثمود مزید این نظر هستند و به روشنی می رسانند که همه کافران قوم با عذاب الهی نابود شدند «فَانظُر كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةً مَكرِهِم انا دَمَّرناهُم و قَومَهُم أجمعين».[43] و حتی یک نفر از آنان باقی نماند: «و انه اَهلَكَ عادًا الاولى * و ثَمودًا فَما ابقى».[44]

در بیانی دیگر عذاب خداوند چنان شدید و کوبنده وصف شده است که آنان بدون کوچک ترین واکنشی حتی نتوانسته اند از جای خود تکان خورده، از کسی یا چیزی یاری بخواهند: «فما استطعوا مِن قيام وما كانوا مُنتَصِرين».[45] حتى خانه های محکم در دل کوه ها و صخره ها و ثروت و جمعیت زیاد آنان هم به حالشان سودی نكرد: «فَما أَغْنى عَنهُم ما كانوا يَكسِبون».[46]

ثمودیان با آن همه قدرت و قدمت چنان نابود شدند که گویا هرگز در آن دیار نمی زیسته اند.[47] خانه هایی که برای حفظ جان و امنیت بیشتر بود از سکنه و هر گونه آثار حیات تهی شد: «فَتِلكَ بُيُوتُهُم خاوية …».[48] اما به لطف الهى، مومنان قوم به همراه صالح از این عذاب و مرگ نجات پیدا کردند «فَلَمّا جاءَ أَمْرُنا نَجَّينا صلحا و الَّذينَ ءامَنوا مَعَهُ بِرَحمَةٍ مِنا …»[49]

قرآن کریم در آیات متعددی با خطاب قرار دادن قوم موسی (ع) هنگام دعوت آنان به توحيد: «…و يقوم لا يجرِمَنَّكُم شِقاقى أن يُصيبَكُم مِثلُ ما أَصابَ قَومَ نوحٍ أَو قَومَ هود أو قومَ صالِح …»،[50] و خطاب به کافران شکنجه گر مومنان: «… هَل أَتاكَ حَديثُ الجُنود * فرعون و ثَمود»،[51] و توطنه گران قتل پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله): «الَم يَأْتِهِم نَبَأُ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِم قَومِ نوح و عاد و ثمود و قوم ابرهيم … انتهُم رُسُلُهُم بِالبَيِّنتِ فَما كانَ اللهُ لِيَظْلِمَهُم و لكن كانوا أَنفُسَهُم يَظْلِمون»،[52] و مشرکان مکه در صورت نپذیرفتن دعوت توحیدی: «… فَاِن اَعرَضوا فَقُل اَنذَرتُكُم صعِقَةً مِثلَ صعِقَةِ عادٍ و ثَمود …»،[53]

با اشاره به نابودی اقوامی مانند ثمود به عبرت گرفتن از سرنوشت هلاکت بار آنان دعوت نموده و آنان را از توطئه و کفرورزی و در نتیجه از گرفتار شدن به صاعقه ای مانند صاعقه عاد و ثمود و نابودی با عذاب خوارکننده بر حذر داشته است.

عبرت گرفتن از قوم حضرت شعيب (علیه السلام)

قوم شعیب (ع) با عنوان «اصحاب مَدیَن»[54]، «اهل مدین»[55] و «اصحاب اَيْكَـه»[56] معرفی شده اند. زندگی شعیب (ع) در دوره تاریخی پس از حضرت ابراهیم (ع) و پیش از بعثت موسی (ع) نشان می دهد که قوم وی در آغاز بر آیین ابراهیم (ع) بوده و در گذر ایام به شرک و بت پرستی، انکار معاد، انواع کم فروشی و فساد انگیزی گرویدند.

وی گاهی قوم خود را از عذاب فراگیر روز قیامت (پیامد بت پرستی و کم فروشی آنان) می ترساند، «و اِنّى اَخافُ عَلَیكُم عَذابَ يَومٍ مُحيط».[57] و گاه فرجام شوم فاسدان در اقوام پیشین را با هدف عبرت گرفتن از سرنوشت آنان به آنها گوشزد می کرد: «و انظروا كَيفَ كَانَ عَقِبَةُ المُفسدين».[58]

برحذر داشتن قوم از دشمنی با خویش و هشدار به آنان درباره دچار شدن به عذابی مانند عذاب قوم نوح، هود، صالح و لوط نیز با هدف انذار و عبرت گرفتن از سرنوشت آنان بود: «و يقوم لا يَجْرِمَنَّكُم شِقاقى أن يُصيبَكُم مِثلُ ما أصابَ قوم نوح أو قَومَ هودٍ أو قومَ صلح و ما قومُ لوطٍ مِنكُم بِبَعيد».[59]

سرانجام هنگامی که شعیب (ع) با اصرار کافران بر بت پرستی، کم فروشی و تکذیب خود روبرو و از ایمان آوردن آنان ناامید شد، آنها را به عذاب الهی تهدید[60] و نفرین کرد[61] و چون کافران او را به سنگسار شدن تهدید کردند، به آنها وعده عذاب داد: «و يقوم اعملوا عَلَى مَكانَتِكُم إِنِّى عَمِلْ سَوفَ تَعلَمونَ مَن يَأْتِيهِ عَذابٌ يُخزيهِ و مَن هُوَ كَذِبٌ و ارتَقِبُوا إِنِّي مَعَكُم رَقيب».[62]

سرانجام عذاب الهی فرا رسید و شعیب و مومنان نجات یافتند و کافران با صیحه و خروش آسمانی نابود شدند: «و لما جاءَ أَمرُنا نَجَّينا شُعَيبًا و الَّذِينَ ءامَنوا مَعَهُ بِرَحمَةٍ مِنّا و أَخَذَتِ الَّذِينَ ظَلَمُوا الصَّيحَةُ فَأَصبحوا فى ديرِهِم جاثِمین».[63] افزون بر خروش، آسمانی عذاب زلزله نیز در نابودی آنان دخیل بود و آنان در پی این عذاب ها در خانه های خویش به زانو درآمده با چهره بر زمین افتادند و هلاک شدند: «فَأَخَذَتهُمُ الرَّجفَةُ فَأَصْبَحوا فى دارِهِم جاثِمین».[64]

آنها به گونه ای نابود شدند که گویا اصلا در آن سرزمین زندگی نمی کرده اند،[65] حبط و نابودی اعمال در دنیا و آخرت[66] و نفرین الهی بر آنان از دیگر پیامدهای تكذيب شعیب (ع) بود: «اَلا بُعدًا لِمَديَنَ كَما بَعِدَت ثَمود».[67]

اصحاب ایکه که گروه دیگری از امت شعیب (ع) بودند نیز در پی تکذیب آن حضرت با ابری سایه افکن نابود شدند: «فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُم عَذابُ يَومِ الظُّلَةِ إِنَّهُ كانَ عَذابَ يَومٍ عَظِيمٍ».[68] قرآن کریم با تاکید، عذاب قوم شعیب (ع) و سرنوشت شوم آنان را مایه عبرت دیگران می داند: «إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً».[69]

نتیجه گیری

عبرت گرفتن، همواره انسان را به سوى رشد و کمال و راه درست هدایت کرده و چراغى است که مسیر صحیح زندگى را نشان مى‏ دهند. در آیات قرآن کریم و روایات اهل بیت (علهیم السلام)، تاکید بسیاری بر بررسی و تفکر در سرگذشت اقوام و امت های پیشین همچون قوم نوح، عاد، ثمود، شعیب و … شده است. مطالعه سرگذشت این اقوام نشان می دهد که آنان به علت نافرمانی از دستورات الهی، دچار عذاب و هلاکت شدند.

پی نوشت ها

[1]. يوسف: ۱۰۹، نیز ر.ک : روم: ۹ و ۴۲، فاطر: ۴۴۰، غافر: ۲۱ و ۸۲، محمد: ۱۰.

[2]. نوح: ۲۳.

[3]. انساب الاشراف: ج۱، ص ٣. الانساب: ج ۱، ص ۲۵.

[4]. اعراف: ۶۹.

[5]. عنکبوت: ۱۴.

[6]. نوح: ۵ – ۷.

[7]. اعراف: ۵۹.

[8]. هود: ۳۲.

[9]. هود: ۳۳.

[10]. هود: ۴۰. تفسیر نمونه؛ ج ۲۵، ص ۸۸.

[11]. نوح: ۱ – ۲۷.

[12]. عنکبوت: ۱۴، عنكبوت: ۱۵.

[13]. عنكبوت: ۱۵. مجمع البيان ؛ ج۸، ص۴۴۳.

[14]. فرقان: ۳۷، جامع البيان؛ ج۱۹، ص۱۱.

[15]. اعراف: ۶۵، هود: ۶۰.

[16]. برای نمونه ر.ک : توبه: ۷۰.

[17]. شعراء: ۱۳۲ – ۱۳۳.

[18]. فجر: ۶ – ۸. نیز شعراء: ۱۲۸ – ۱۲۹.

[19]. شعراء: ۱۳۰ – ۱۳۱. مجمع البیان، ج ۷، ص۳۴۴. المیزان؛ ج ۱۵، ص۲۹۹.

[20]. فصلت: ۱۳.

[21]. قمر: ۱۹. نیز فصلت: ۱۶، حاقه ۶.

[22]. التبيان؛ ج ۹، صص ۱۱۵ و ۴۵۰. فضل بن حسن طبرسی؛ جوامع الجامع؛ ج ۴، ص ۳۴۶.

[23]. حاقه: ۶.

[24]. حاقه: ۷.

[25]. فصلت: ۱۶.

[26]. احقاف: ۲۵.

[27]. قمر: ۲۰.

[28]. فجر: ۶ – ۸. سید محمد حسين الطباطبایي؛ الميزان؛ ج ۲۰ ، ص ۲۸۰-۲۸۱.

[29]. حج: ۴۲ – ۴۶.

[30]. اعراف: ۷۳ هود: ۶۱.

[31]. هود: ۶۲.

[32]. قمر: ۲۵.

[33]. شعرا: ۱۵۳.

[34]. شعراء: ۱۵۴.

[35]. هود :۶۴. شعراء: ۱۵۵ – ۱۵۶. ابو جعفر محمد طبری؛ جامع البیان؛ ج ۱۹، ص ۱۲۷. فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، ج ۷، ص۳۴۶.

[36]. اعراف: ۷۷.

[37]. هود: ۶۵.

[38]. نمل: ۴۹.

[39]. نمل: ۵۰ – ۵۱.

[40]. حاقه: ۴ – ۵.

[41]. ابن جزى التسهيل لعلوم التنزيل؛ ج ۴، ص ۱۴۲. الفخر الرازي؛ التفسير الكبير؛ ج ۳۰، ص ١٠٣. سید محمد حسین الطباطبائی؛ المیزان؛ ج ۱۹، ص ۳۹۳ سید محمود آلوسی؛ روح المعانى؛ ج ۲۹، ص ۴۰.

[42]. فضل بن حسن طبرسی؛ مجمع البيان؛ ج ۱۰، ص۳۷۱.

[43]. نمل: ۵۱.

[44]. نجم: ۵۰ – ۵۱.

[45]. ذاریات: .۴۵ محمد بن حسن طوسى؛ التبيان؛ ج ۹، ص۳۹۳. الفخر الرازي: التفسير الكبير؛ ج ۲۸ ، ص ۲۲۴ – ۲۲۵. سید محمد حسين الطباطبائی؛ المیزان؛ ج۱۸، ص۳۸۱.

[46]. حجر: ۸۴. فضل بن حسن طبرسی؛ مجمع البيان؛ ج ۶، ص۵۲۹. الفخر الرازي؛ التفسير الكبير؛ج ۱۹، ص۲۰۵. محمد بن احمد القرطبي؛ تفسير قرطبى؛ ج ۱۰، ص 53.

[47]. سيد قطب؛ في ظلال القرآن؛ ج ۴، ص ۱۹۰۹.

[48]. نمل: 52.

[49]. هود: ۶۶، فصلت: ۱۸.

[50]. هود: ۸۷ – ۸۹. ابراهیم: ۹۸.

[51]. بروج: ۱۴ – ۱۸.

[52]. توبه: ۶۹ – ۷۰.

[53]. فصلت: ۳ – ۱۸.

[54]. توبه: ۷۰، حج ۴۴ .

[55]. طه: ۴۰، قصص: ۴۵.

[56]. شعراء: ۱۷۶.

[57] هود: ۸۴.

[58] اعراف: ۸۶، هود ۸۹.

[59]. هود: ۸۹.

[60]. هود: ۹۳، نیز ر : اعراف ۸۷.

[61]. اعراف: ۸۷ و ۸۹. ابوجعفر محمد طبری؛ جامع البيان؛ ج ۹، ص ۳ – ۴. رشیدالدین میبدی؛ الاسرار؛ ج ۳ ص ۶۷۹، سید محمد حسين الطباطبائی، المیزان؛ ج ۸، ص۱۹۲.

[62]. هود: ۹۳.

[63]. هود: ۹۴.

[64]. اعراف: ۹۱، عنکبوت ۳۷.

[65]. ابو جعفر محمد طبری؛ جامع البيان؛ ج ۹، ص ۵.

[66]. توبه: ۶۹ – ۷۰.

[67]. هود: ۹۵.

[68]. شعراء: ۱۸۹.

[69]. شعراء: ۱۹۰.

منابع

  • البلاذری، احمد بن يحيى بن جابر؛ انساب الاشراف؛ تحقيق محمد حميد الله؛ مصر: معهد مخطوطات بجامعة الدول العربيه (باهمکاری دارالمعارف)، ۱۹۵۹م.
  • السمعانی، عبدالکریم بن محمد بن منصور التميمی، الانساب، بیروت: دار الجنان، ۱۴۰۸ق.
  • مکارم شیرازی، ناصر و دیگران؛ تفسیر نمونه، تهران: دار الكتب الاسلاميه، 1375.
  • طبرسی، فضل بن حسن؛ مجمع البيان؛ بيروت: دار المعرفه، ۱۴۰۶ق.
  • طبری، ابوجعفر محمد بن جرير؛ جامع البيان، بيروت: دار المعرفه، ۱۴۱۲ق.
  • طوسی، محمد بن حسن، التبيان، بيروت: دار احیاء التراث العربی [بیتا].
  • الطباطبایی، سید محمد حسین؛ المیزان؛ بیروت ،اعلمی، ۱۳۹۳ق.
  • الفخر الرازى، التفسير الكبير؛ بيروت: دار احياء التراث العربی، ۱۴۱۵ق.
  • آلوسی، سید محمود؛ روح المعانی به کوشش عبدالباری بیروت: دار الكتب العلميه، ۱۴۱۵ق.
  • ابن ملقن، عمر بن علی؛ تفسیر غریب القرآن، بيروت: عالم الكتاب [بی تا].
  • القرطبي، محمد بن احمد؛ تفسیر قرطبى الجامع لاحكام القرآن، بيروت: دار احياء التراث العربی، ۱۴۰۵ق.
  • قطب، سید؛ فى ظلال القرآن، بيروت: دار الشرق، ۱۴۲۵ق.

اقتباس از کتاب عبرت در قرآن، محمد ابوطالبی، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، ص 24 الی 34.

بدون دیدگاه