شرکت در نماز جماعت اهل سنت از نظر فقه امامیه

شرکت در نماز جماعت اهل سنت از نظر فقه امامیه

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

یکی از مسائل مهم در روابط میان شیعیان و اهل سنت، این است که آیا شیعیان می توانند در نماز جماعت اهل سنت شرکت کنند و به امام جماعت آنها اقتدا کنند یا خیر. نظر فقهای شیعه از گذشته تا امروز به طور کلی این بوده است که این کار از روی تقیه مجاز است. البته در جزئیات این مسئله اختلافاتی میان فقهای شیعه وجود دارد.

امت اسلامی و چالش های فقهی شیعه و سنی

وضعیت حساس امروز دنیای اسلام و شکل گیری حرکت های بیداری اسلامی، نشان از آن دارد که امت اسلام بیش از پیش، به اتحاد و هماهنگی نیازمند است. بر این اساس طرح علمی احکام فقهی این دو فرقه نسبت به یکدیگر به خودی خود دارای اهمیت به سزایی است. چه، ارائه تصویر واقعی از نگاه فریقین به یکدیگر می تواند زمینه های عملی و نه شعارگونه، برای گام برداشتن آحاد مسلمانان به سمت وفاق و هماهنگی بیشتر را فراهم سازد.

در این میان شرکت آحاد شیعیان در نماز جماعت اهل سنت به عنوان نمونه ای از اتحاد امت اسلام با یکدیگر و یکی از راه های رسیدن به همبستگی ماندگار میان شیعه و سنی است که به خصوص در موسم حج و اجتماع عظیم مسلمانان سراسر جهان در حرمین شریفین رخ می نماید. تحقق این امر وابسته به بررسی آرای فقهی و تشریح دیدگاه فقیهان است.

حکم فقهی شرکت در نماز جماعت اهل سنت

فقهای امامیه، حکم شرکت در نماز جماعت اهل سنت و اقتدا به آنان را از دو منظر حكم اولیه و حکم ثانویه مورد تحلیل و بررسی قرار داده اند. حکم اولیه حاکی از آن است که در اصل این نماز مورد قبول شارع نیست، و حکم ثانویه حاکی از اینکه بنا بر تقیه می توان در نماز جماعت اهل سنت شرکت کرد.

حکم اولیه: جایز نبودن شرکت در نماز جماعت اهل سنت

با بررسی آرای فقهای امامیه پیرامون حکم فقهی امامت اهل سنت در نماز جماعت و اقتدای شیعیان به ایشان پی می بریم که جملگی حکم مسئله را منع و در نتیجه بطلان جماعت می دانند. در آثار فقهی متقدمان به صراحت از جایز نبودن شرکت در نماز جماعت اهل سنت سخن گفته شده است.[1] اجماع فقها بر شرطیت ایمان امام جماعت، به معنای اعتقاد وی به خلافت امام علی بن ابی طالب (ع) و یازده فرزند ایشان پس از رسول خدا (ص) که مرادف با اعتقادات شیعه اثنا عشری می باشد، گواه دیگری بر ادعای پیش گفته است.[2] امام خمینی نیز همگام با فقهای امامیه به لزوم ایمان امام جماعت تصریح کرده[3] و حکم عدم جواز اقتدا به مخالفان مذهبی را بیان کرده است.[4]

حکم ثانویه: جواز شرکت در نماز جماعت اهل سنت

با وجود تصریح فقها به جایز نبودن شرکت در نماز جماعت اهل سنت، تمام فقیهان امامیه در صورت بروز شرایط خاص، شرکت در نماز جماعت اهل سنت را جایز دانسته[5] و حتی مستحب و از نظر بهره مندی از ثواب، برتر از شرکت در جماعت اهل ایمان برشمرده اند.[6] امام خمینی هم در مقام تبیین حکم ثانویه به جواز شرکت در نماز جماعت اهل سنت و صحت نماز خوانده شده با ایشان فتوی داده است.[7]

دلايل حكم اوليه

برای حکم اولیه به کتاب، سنت و اجماع، به ضميمه ضمان امام جماعت و اهلیت نداشتن اهل سنت برای ضمان استناد شده است.

آنچه از آیات قرآن برای این حکم مورد استدلال قرار گرفته، این آیه کریمه است: «وَ لَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَ مَا لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِيَاءَ ثُمَّ لَا تُنْصَرُونَ»[8] «و به كسانى كه ستم كردند، اعتماد نكنيد كه در اين صورت آتش به شما مى‌ رسد، در حالى كه جز خدا براى شما، هيچ ياور و سرپرستى نيست، سپس مورد يارى قرار نمى‌ گيريد.»

استدلال فقها[9] به این آیه برای جایز نبودن اقتدا به اهل سنت را در قالب سه مقدمه و سپس نتیجه می توان ساماندهی کرد:

مقدمه اول: مقدم داشتن فرد به عنوان امام جماعت و اقتدای به او به منزله رکون به وی است.

مقدمه دوم: اهل سنت از جمله ظالمان هستند.

مقدمه سوم: قرآن از رکون به ظالم نهی کرده است.

نتیجه: اقتدا به اهل سنت از نظر قرآن ممنوع است.

توضیح اینکه معنای جامع و کلی ماده «رکن» و مشتقات آن همان مفهوم جامع اتکا، وابستگی و اعتماد است که میل و رغبت هم در آن نهفته باشد. بنابراین اقتدا کردن به امام جماعت را می توان مصداقی از رکون دانست، چه اینکه مأموم در حال اقتدا به امام، به وی اعتماد می کند و او را جایگزین خود در اتیان برخی از اجزای نماز قرار می دهد.

به نظر می رسد قرار گرفتن اهل سنت در زمره ظالمان به مثابه افرادی که در عوض پیروی از جانشین به حق پیامبر (ص) از دیگران پیروی کردند و با تأیید و ترویج ظلم و فسادگری ایشان مانع از صلاح و اصلاح شدند آن گاه دقیق باشد که این عمل ایشان از سر انکار و یقین صورت گرفته باشد. چنانکه قرآن کریم می فرماید: «و آن معجزات را، در حالى كه باطنشان به آنها يقين پيدا كرده بود، از روى ستم و برترى جويى انكار كردند، از اين رو بنگر كه سرانجام فساد كنندگان چگونه بود.»[10] بر اساس این تحلیل، قرار دادن عموم مخالفان مذهبی، نه خواص و علمای آنان، در زمره ظالمان خالی از نقد نیست.

از میان روایاتی که به صراحت از اقتدا به مخالفان نهی کرده، صحیحه زراره[11] و همچنین احادیث صحیح و موثق دال بر بطلان عبادت اهل سنت[12] و عدم اکتفا به نماز جماعت اهل سنت[13] متقن ترین دلیل برای حکم اولیه است.[14]

دلايل حكم ثانويه

مهم ترین دلیل مورد استناد فقها درباره حکم ثانویه، روایات است که آن را در چند بخش می توان

تقسیم کرد:

بخش اول: روایاتی که در آن به فضیلت شرکت در نماز جماعت اهل سنت اشاره شده است. از جمله روایت صحیح السندی که نماز خواندن همراه با اهل سنت در صف اول را همچون نماز خواندن پشت سر رسول خدا (ص) دانسته است.[15]

بخش دوم: روایات صحیح یا موثقی که نحوه اقامه نماز با اهل سنت را بیان کرده و به طور عمده از  ضرورت انجام قرائت توسط مأموم شیعی سخن می گویند.[16]

شرط جواز شرکت در نماز جماعت اهل سنت

میان فقهای امامیه درباره عنوان ثانوی که جایگاه طرح حکم ثانوی مسئله می باشد اختلاف نظر وجود دارد. به گونه ای که هر یک در صورت تحقق عنوان و شرایطی خاص به جواز شرکت در نماز جماعت اهل سنت و اقتدا به ایشان حکم کرده اند.

مشهور فقهای متقدم، حکم ثانویه مسئله را در صورت تحقق شرایط اضطرار ناشی از لزوم تقیه دانسته اند که ناظر به تقیه خوفی است.[17] برخی از فقها نیز، شرکت در جماعت مخالفان را به هنگام تقیه به منظور مدارا، جلب حسن ظن اهل سنت به شیعیان، فراهم آمدن فضای حسن معاشرت میان مسلمانان، تألیف قلوب مخالفان نسبت به شیعیان و مذهبشان، از بین رفتن یا کاسته شدن دشمنی با شیعه جائز دانسته اند.

کیفیت شرکت در نماز جماعت اهل سنت از نظر مشهور فقها

از نظر مشهور فقها، مأموم شیعه از ابتدا همراه با مخالفان در نماز جماعت ایشان حضور می یابد، در افعال نماز مثل رکوع و سجود به صورت ظاهری از امام جماعت تبعیت می کند، ولی اذان و اقامه را خودش باید بگوید. همچنین قرائت از او ساقط نمی شود و لازم است آن را خودش به جا آورد.[18] صاحب جواهر وجوب قرائت در هنگام شرکت در نماز جماعت اهل سنت از سر تقیه را مورد تصریح اصحاب امامیه بیان کرده و از نیافتن نظریه مخالف در آن سخن گفته است.[19]

در صورت اخیر اقدام به قرائت با توجه به شرایط تقیه مراتبی دارد که در صورت شدت خوف می تواند به حدیث نفس منتهی شود، و در صورت پیشی گرفتن امام بر مأموم در قرائت، به همان مقدار خوانده شده بسنده یا در صورت فراغت مأموم از قرائت، مشغول به ذکر شود. نیز می تواند در نمازهای جهریه به جای قرائت جهری به صورت اخفاتی بخواند.[20]

فتوای آیت الله سیستانی

آیت الله سیستانی در مورد شرکت در نماز جماعت اهل سنت می گوید:

نماز خواندن شیعه امامی پشت سر آنان [اهل سنت] جایز است، لیکن مأموم اگر بتواند باید با صدای آهسته برای خودش قراءت کند و اگر نتوانست در دلش بخواند. اگر هم تقیه اقتضا کرد می تواند تکتّف کند (دو دستش را بر هم بگذارد) همچنین در صورتی که جایی که هست چیزی که سجده بر آن جایز است نباشد جایز است بر فرش و مانند آن سجده کند و اگر باشد مانند زمین یا حصیر باید بر آن سجده کند.[21] اگر اقتدا به آنان در نماز جمعه بود، واجب است که پس از آن نماز ظهر به جای آورده شود.[22] همچنین اگر نماز را پیش از دخول وقت به جای آورند، مُجزی نیست و نباید به آن اکتفا کرد.[23] سجده بر فرش های مسجد نبوی نیز، اگر تقیه اقتضای آن را داشته باشد، جایز است و واجب نیست برای رهایی از سجده بر فرش، به جای دیگری بروند، همچنین تأخیر انداختن نماز تا زوال به سبب تقیه واجب نیست.[24]

عدم نیاز به اعاده نماز پس از اقتدا به اهل سنت

بیشتر فقهایی که قائل به فتوای پیشگفته اند، نماز مأموم را صحیح دانسته و اعاده آن را لازم نمی دانند. در این فرض فرقی میان آنکه فرصت برای اعاده باقی باشد یا نه، شرکت در جماعت از سر اضطرار صورت گرفته باشد یا نه، نیست.[25]

شاید وجه حکم عدم اعاده این باشد که این نماز گر چه ظاهر جماعت دارد، در حقیقت فرادی صورت گرفته است؛ چنانکه فقها هم چنین نمازی را فرادی می دانند[26] و گفته اند مأموم باید در نماز تقیه ای با مخالفان، بدون نیت جماعت نمازش را بخواند.[27]

یاد کردنی است که برخی هم به صحت نماز در صورت اضطرار تمایل یافته و آن را اقوی دانسته اند.[28] ولی به نظر می رسد این دیدگاه با روح روایات وارده و مصلحت مورد نظر شارع در تجویز حضور در نماز جماعت اهل سنت سازگاری ندارد. از این رو دیدگاه مشهور که شرط اضطرار را معتبر نمی داند با هدف شارع که مصلحت مدارا با مخالفان را در نظر داشته، هماهنگی بیشتری دارد.

کیفیت شرکت در نماز جماعت اهل سنت از نظر امام خمینی

امام خمینی تقیه را شرط دانسته و با وجود شرایط تقیه جواز شرکت در جماعت مخالفان و اقتدا به ایشان را جایز می دانند، به این صورت که پیروان امامیه بدون هر گونه احساس خوف و ترس از تحمل ضرر، بلکه به جهت حسن معاشرت با اهل سنت، محبت ورزی به آنان و ایجاد وحدت، به امام جماعت اهل سنت اقتدا کنند و همین نماز برای آنان صحیح می باشد، بدون نیازمندی به آنکه قبل و بعدش نماز خود را بخوانند یا آنکه در ظاهر از جماعت پیروی و خودشان قرائت را انجام دهند. به بیان دیگر با وجود تقیه شرکت در نماز جماعت اهل سنت به منزله انجام شکل و صورت جماعت نیست، بلکه نماز جماعت واقعی و مجزی است.[29]

نتیجه گیری

شرکت در نماز جماعت اهل سنت از منظر اهل بیت (ع) و فقه شیعه از روی تقیه جائز می باشد؛ البته در اینکه شرائط لازم برای این حکم در صورت خوف و اضطرار حاصل می شود یا به صرف مدارا و حسن معاشرت، میان فقیهان شیعه اختلاف است. همچنین در کیفیت نماز با آنها که این نماز آیا جماعتی ظاهری به شمار می آید و مأموم شیعی باید نیت فرادی کرده و حمد و سوره را خود قرائت کند، یا نماز جماعتی واقعی و مجزی بایسته هست به مرجع تقلید خود مراجعه شود.

پی نوشت ها

[1] . طوسی، الخلاف ج1، ص549؛ حلی، تذكرة الفقهاء، ج4، ص279

[2] . حلی، شرائع الاسلام، ج1، ص114؛ شهید ثانی، روض الجنان، ج2، ص967؛ یزدی، العروة الوثقی، ج1، ص797

[3] . خمینی، تحریر الوسیله، ج1، ص274

[4] . خمینی، الرسائل، ج2، ص199

[5] . طوسی، النهایة، ص112؛ حلی، منتهى المطلب، ج6، ص264؛ شهید اول، ذکری، ج4، ص269؛ نجفی، جواهر الکلام، ج13، ص195؛ انصاری، کتاب الصلاة، ج2، ص271، 375

[6] . شهید ثانی، رسائل، ج1، ص585؛ بحرانی، الحدائق، ج11، ص178

[7] . خمینی، الرسائل، ج2، ص198

[8] . هود/113

[9] . حلی، المعتبر، ج2، ص432؛ حلی، منتهى المطلب، ج6، ص205؛ شهید اول، ذکری، ج4، ص388

[10] . نمل/۱۴

[11] . کلینی، کافی، ج3، ص373

[12] . حر عاملی، وسائل الشیعة، ج1، ص118

[13] . کلینی، کافی، ج3، ص373

[14] . بحرانی، الحدائق، ج10، ص6

[15] . حر عاملی، وسائل الشیعة، ج8، ص299

[16] . حر عاملی، وسائل الشیعة، ج8، ص363

[17] . طوسی، النهایة، ص112؛ حلی، منتهى المطلب، ج6، ص265؛ شهید اول، ذکری، ج4، ص470؛ نجفی، جواهر الکلام، ج13، ص195

[18] . طوسی، المبسوط، ج1، ص158؛ بحرانی، الحدائق، ج11، ص78

[19] . نجفی، جواهر الکلام، ج13، ص195

[20] . طوسی، المبسوط، ج1، ص158

[21] . سیستانی، ملحقات مناسک حج، سؤال393

[22] . سیستانی، ملحقات مناسک حج، سؤال394

[23] . سیستانی، ملحقات مناسک حج، سؤال395

[24] . سیستانی، ملحقات مناسک حج، سؤال399

[25] . حلی، منتهى المطلب، ج6، ص293؛ بحرانی، الحدائق، ج11، ص79؛ نجفی، جواهر الکلام، ج13، ص200

[26] . بحرانی، الحدائق، ج11، ص81

[27] . ابن بابویه، من لایحضره الفقیه، ص۲۵

[28] . انصاری، کتاب الصلاة، ج2، ص375

[29] . خمینی، توضیح المسائل، ج1، ص811؛ خمینی، مناسک حج، ص485، 494

منابع

1. انصاری، مرتضی، کتاب الصلاة، قم، کنگره بزرگداشت شیخ اعظم انصاری، چاپ اول، 1415ق

2. ابن بابویه، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، چاپ دوم، 1404ق

3. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضره في احكام العترة الطاهرة، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، 1405ق

4. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشيعة الى تحصيل مسائل الشريعة، قم، مؤسسة آل البیت، چاپ اول، 1409ق

5. خمینی، روح الله، الرسائل، قم، اسماعیلیان، چاپ اول، 1410ق

6. خمینی، روح الله، تحرير الوسيله، تهران، مؤسسة تنظيم و نشر آثار الإمام الخمینی، چاپ سوم، 1392ش

7. خمینی، روح الله، توضيح المسائل (محشى)، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ هشتم، 1424ق

8. خمینی، روح الله، مناسک حج (محشی)، تهران، نشر مشعر، چاپ چهارم، 1416ق

9. سیستانی، سید علی، ملحقات مناسک حج، قم، دفتر آیت الله العظمی سیستانی، چاپ اول، 1381ش

10. شهید اول، محمد بن مکی، ذکری الشیعة، قم، مؤسسة آل البیت، چاپ اول، 1377ش

11. شهید ثانی، زین الدین بن على، رسائل، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، چاپ اول، 1421ق

12. شهید ثانی، زین الدین بن على روض الجنان في شرح ارشاد الاذهان، قم، مؤسسة آل البیت، چاپ اول،

13. طوسى‌، محمد، الخلاف‌، قم، جماعة المدرسین، چاپ اول، 1407ق

14. طوسى‌، محمد، المبسوط، تهران‌، مکتبة المرتضویة، چاپ سوم، 1387ق

15. طوسى‌، محمد، النهایة فی مجرد الفقه و الفتاوی، بیروت، دار الکتاب العربی، چاپ اول، 1400ق

16. حلی، حسن بن يوسف، تذكره الفقهاء، قم، مؤسسه آل البيت، چاپ اول، 1414ق

17. حلی، حسن بن يوسف، منتهی المطلب، مشهد، آستانة الرضویة المقدسة، چاپ اول، 1412ق

18. حلی، جعفر بن حسن، المعتبر في شرح المختصر، قم، مؤسسة سيد الشهداء، چاپ اول، 1407ق

19. حلی، جعفر بن حسن، شرائع الاسلام في مسائل الحلال والحرام، قم، مؤسسه اسماعیلیان، چاپ دوم، 1408ق

20. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ اول، 1407ق

21. میرزای قمی، ابوالقاسم، مناهج الاحکام، قم، جماعة المدرسین، چاپ اول، 1420ق

22. نجفی، محمدحسن بن باقر، جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ هفتم، 1362ش

23. یزدی، محمدکاظم، العروة الوثقی، قم، مکتبة الداوری، چاپ اول، 1414ق

منبع مقاله | اقتباس از:

مرویان حسینی، سید مهدی، و همکاران، بازخوانی حکم فقهی شرکت در نماز جماعت مخالفان و اقتدا به آنان با رویکرد ویژه به دیدگاه امام خمینی، فقه و اصول، سال چهل و هشتم، ش105، تابستان 1395، ص137-158

بدون دیدگاه