درس هایی آموزنده از سخاوت و کرم امام حسن (ع)

درس هایی آموزنده از سخاوت و کرم امام حسن (ع)

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

سخاوت و کرم امام حسن (ع)، مشهورترین صفتی است که از آن حضرت در منابع مختلف روایت شده است. بدون شک تمام فضائل نیکو در امام مجتبی (ع) در بالاترین حد قرار دارد، اما به جهات مختلف، کرم امام حسن (ع) برجستگی بیشتری پیدا کرده است. در ادامه برخی از داستان های مشهور در باره کرم امام حسن (ع) را بیان می کنیم.

نکاتی پیرامون بخشش و کرم امام حسن (ع)

پیش از بیان حکایاتی از کرم امام حسن (ع) مناسب است به این نکته اشاره کنیم که بخشش های امام مجتبی (ع)، بی حساب و کتاب و بدون ضابطه نبود. آن حضرت همواره به نیازمندهای واقعی و حقیقی کمک می کرد و هرگز اجازه سوء استفاده از سخاوت و کرامت خود را به کسی نمی داد.

نکته دیگر در مورد کرم امام حسن (ع)، نکات آموزنده و درس آموزی است که در رفتار آن حضرت وجود دارد. ایشان هرگز بخشش های خود را با منت همراه نمی کرد و مانع شرمساری و خجالت نیازمندان نمی شد. در واقع امام (ع) در تمام موارد آداب انفاق و بخشش را رعایت می کرد.

علاوه بر این، هدف دیگر کریم اهل بیت (ع) از سخاوت ها و بخشندگی های فراون این بود که به همگان یادآوری کند لذت دنیا به این نیست که آنچه داری تنها برای خود داشته باشی، بلکه باید شادی را با دیگران به ویژه فقرا و مستمندان تقسیم کرد.

امام حسن (ع) تمام توان خویش را در راه انجام امور نیک و خداپسندانه به کار می گرفت و اموال فراوانی در راه خدا می بخشید، مورّخان و دانشمندان در شرح حال زندگانی پر افتخار ایشان، بخشش های بی سابقه و انفاق های بسیار بزرگ و بی نظیری ثبت کرده اند.

آن حضرت در طول عمر خود دو بار تمام اموال و دارایی اش را در راه خدا خرج کرد و سه بار نیز ثروتش را به دو نیم کرد و نصف آن را برای خود و نصف دیگر را در راه خدا به فقرا بخشید.[۱] همچنین روزی اعرابی به نزد ایشان آمد و درخواست کمک کرد و امام دستور داد که هر مقدار درهم که در خانه موجود است به او بدهند و قریب ده هزار درهم موجود را به آن اعرابی بخشیدند.[۲]

علت بخشش های فراوان و فزونی کرم امام حسن (ع) از زبان خود امام

همانطور که بیان شد سخاوت و کرم امام حسن (ع) دلایل گوناگونی دارد و هر کدام از آن ها، دارای نکات آموزنده بسیاری است. در حکایتی نقل شده است که وقتی گروهی از امام پرسیدند، چرا هرگز سائلی را ناامید برنمی گردانید؟ حضرت در پاسخ فرمودند:

«إنّى لِلّهِ سائِلٌ، وَفیهِ راغِبٌ، وَ أَنا أَسْتَحْیى أنْ أَکُونَ سائِلاً وَأَرُدَّ سائِلاً، وَ إِنَ اللّه َ عَوَّدَنى عادَهً أَنْ یُفیضَ نِعَمَهُ عَلَیَّ وَ عَوَّدْتُهُ أَنْ أَفیضَ نِعَمَهُ عَلَى النّاسِ فَأَخْشى إنْ قَطَعْتُ العادَهَ أَنْ یَمْنَعَنى العادَهَ؛[۳]

من هم به درگاه خداوند محتاج و سائلم و مى خواهم که خداوند مرا محروم نگرداند و شرم دارم که با چنین امیدوارى، سائلان را ناامید کنم، خدایى که نعمت هایش را بر من ارزانى داشته، مى خواهد که من هم به مردم کمک کنم و مى ترسم که اگر بخشش خود را از مردم دریغ دارم، خداوند هم به من عنایتش را دریغ دارد و منع نماید.»

این سخن امام مجتبی (ع) اوج بندگی و عبودیت آن حضرت را نشان می دهد و بیانگر نهایت اخلاص در کرم امام حسن (ع) می باشد. بدون شک اگر ما نیز می خواهیم رهروان واقعی آن حضرت باشیم، باید علاوه بر عمل، بینش و نیت خود را نیز همانند آن حضرت تنها به خداوند معطوف کنیم و جز برای رضای حق تعالی انفاق نکنیم.

حکایاتی از سخاوت و کرم امام حسن مجتبی (ع)

سخاوت و کرم امام حسن (ع) همراه با تواضع

امام حسن (ع) با آن که هرگز به دیگران نیازی نداشته و بهترین غذاها را در منزل خود در اختیار نیازمندان و فقراء قرار می داد، هرگز دعوت آنان را رد نمی کرد و با تواضع بسیار بر سر سفره آنان می نشست. از ابن شهر آشوب روایت شده که روزی امام حسن (ع) بر جمعی از مستمندان گذشت که پاره ای چند از نان خشک را بر روی زمین گذاشته و می خوردند، چون نظر ایشان به آن حضرت افتاد از امام دعوت کردند و حضرت از اسب پیاده شد و فرمود: خدا متکبّران را دوست نمی دارد و با ایشان نشست و از طعام ایشان تناول نمود.

پس از آن که غذای اندک و نامرغوب این افراد تمام شد، امام (ع) از همه آنان خواست که برای صرف غذا به خانه حضرت بروند و امام مجتبی (ع) برای ایشان طعام هایی نیکو حاضر ساخت و به لباس های فاخر همه آنها را مزیّن گردانید.[۴]

بنابراین اولین نکته ای که می توان از کرم امام حسن (ع) آموخت، تواضع و فروتنی آن حضرت نسبت به نیازمندان و بینوایان است.

تربیت الهی در رفتار کریمانه امام حسن (ع)

یکی از ویژگی های بارز در سخاوت و کرم امام حسن (ع)، جبران نیکی دیگران به چندین برابر آن است. امام مجتبی (ع) این ویژگی را حاصل تربیت الهی اهل بیت (ع) معرفی می کند. مورخان از انس بن مالک نقل کرده اند که روزی کنیزی شاخه گلی برای امام حسن (ع) هدیه کرد، امام به او فرمود: تو در راه خدا آزاد هستی. انس گوید من به امام عرض کردم: شما به خاطر یک شاخه گل او را آزاد کردی؟! امام حسن (ع) فرمود:

«أَدَّبَنَا اَللَّهُ تَعَالَى فَقَالَ إِذٰا حُیِّیتُمْ بِتَحِیَّهٍ فَحَیُّوا بِأَحْسَنَ مِنْهٰا[۵] وَ کَانَ أَحْسَنَ مِنْهَا إِعْتَاقُهَا؛ خداوند ما را چنین تربیت کرده است آنجا که می فرماید: «هرگاه به شما تحیت گفته شد، پاسخ آن را بهتر از آن بدهید.» و نیکوتر از هدیه اش، آزادی او در راه خدا بود.[۶]

هدیه ای معنوی و مادی امام حسن (ع)

یکی دیگر از مصادیق فزونی سخاوت و کرم امام حسن (ع)، حکایت شخصی است که هدیه ای نزد امام حسن مجتبی (ع) آورد. امام به او فرمود: کدامیک را بیشتر دوست داری: این که به جای هدیه ات، بیست برابر آن را به تو بدهم یا دری به رویت بگشایم (دانشی به تو بیاموزم) که در سرزمین خود، بر فلان ناصبی غلبه پیدا کنی و مسلمانان آن سامان را [از گمراهی] نجات بخشی؟

عرض کرد: ای فرزند رسول خدا آیا پاداش غلبه بر آن ناصبی و نجات آن [مسلمانان] ناتوان به اندازه بیست هزار درهم است؟ فرمود: بلکه بیست هزار هزار مرتبه بیش از همه دنیا می باشد. عرض کرد: ای فرزند رسول خدا! پس چگونه آن را که پست تر است برگزینم؟ من آن سخن و آن دانش را که برتر است و دشمنان خدا را از اولیای خدا دور می کند، انتخاب کردم. امام حسن (ع) فرمود: انتخاب خوبی کردی. سپس آن دانش را به وی آموخت و بیست هزار درهم نیز به او داد.

آن مرد رفت و به وسیله دانشی که از امام آموخته بود، آن ناصبی را سرکوب کرد و خبرش نیز به امام رسید. پس از مدتی بار دیگر که خدمت امام رسید حضرت به او فرمود:

ای بنده خدا! کسی بمانند تو سود نبرده و کسی چون تو دوستان با محبتی پیدا نکرده است. تو اولا محبت خدا را به دست آوردی، ثانیا محبت رسول خدا و علی را و ثالثا محبت خاندان پاک و معصوم آنان را و رابعا فرشتگان مقرب خدا را و خامسا محبت برادران ایمانی خود را و به شمار هر انسانی [که از گمراهی نجات دادی] پاداش به دست آوردی که هزار بار برتر از دنیا است گوارایت باد گوارایت باد.[۷]

در این داستان، بخشندگی و کرم امام حسن (ع) شامل این شخص شد و حضرت، هم به لحاظ معنوی و هم به جهت مادی او را از سخاوت بیکران خود بهره مند ساخت.

جلوگیری از شرمندگی و اظهار نیاز نیازمندان در کرم امام حسن (ع)

از دیگر سنت های امام مجتبی (ع) این بود که پیشاپیش، افراد را شناسایی و به هر یک به مقدار حاجت و نیازش کمک می کرد. کرم امام حسن (ع) به گونه ای بود که نیازمندان کمترین احساس شرمندگی را داشتند.

ابوهارون می گوید: به قصد حج راه افتادیم و وارد مدینه شدیم. با خود گفتیم: ای کاش خدمت فرزند رسول خدا امام حسن مجتبی (ع) رسیده بر او سلام کنیم، بدین جهت نزد حضرت رفته و درباره مسافرت و احوال خود با او سخن گفتیم. چون بیرون آمدیم، ایشان برای هر یک از ما چهار صد درهم فرستاد. به فرستاده امام گفتیم: ما نیازی نداریم. او گفت: نیکی امام حسن (ع) را بر نگردانید. به نزد امام (ع) بازگشته و از بی نیازی خود خبر دادیم.

آن حضرت فرمود: احسان مرا برنگردانید. ای کاش دستم بازتر بود، چرا که این مقدار برای شما کم است. من به شما توشه ای می دهم و آن توشه این است که در روز عرفه، خداوند متعال در مورد بندگان خود به فرشتگان مباهات می کند و می فرماید: بندگانم از هر سو نزد من آمدند تا رحمت مرا بخواهند و من شما را گواه می گیرم که نیکوکارانشان را بخشیدم و ایشان را شفیع گنهکارانشان قرار دادم.[۸]

همچنین اربلی از سعید بن عبدالعزیز روایت کرده است که امام حسن مجتبی (ع) از مردی شنید که از پروردگار خود ده هزار درهم می خواهد. امام که به منزل بازگشت ده هزار درهم برای او فرستاده.[۹]

بخشندگی و کرم امام حسن (ع) به گونه ای بود که اگر شخصی مجبور به اظهار نیازمندی می شد و نزد حضرت می آمد، امام با خوشرویی بسیار حاجت او را برطرف می کرد و از وی می خواست که هر وقت احتیاج داشت، بدون شرمندگی حاجت خود را دوباره نزد حضرت مطرح کند.

شیخ رضی الدین حلی در کتاب خود می نویسد: شخصی به محضر مبارک امام حسن (ع) شرفیاب شد و عرضه کرد: ای فرزند امیر مومنان! تو را سوگند می دهم به کسی که این نعمت را بدون شفاعت کسی به تو عنایت نموده، از دشمنم انتقام بگیری چرا که او دشمنی است که به مردم حیله و ستم می کند، نه به پیرمرد احترام می کند و نه به کودک شیرخوار تَرَحُّم.

امام حسن (ع) که تکیه زده بود، وقتی سخن آن شخص را شنید فورا برخاست و نشست. آنگاه به او فرمود: دشمن تو کیست تا از او برایت انتقام بگیرم؟ گفت فقر و تنگدستی. امام حسن (ع) لحظاتی سر مبارک را به زیر انداخت، سپس سر را بلند کرد و به پیشکار خود فرمود: آنچه از اموال نزد تو هست، آن ها را حاضر کن. او رفت و مبلغ پانصد درهم آورد. امام فرمود: تمام این پول را به این شخص نیازمند بده. آنگاه رو به او کرد و گفت: تو را به حق همان سوگندهایی که به من دادی قسم ات می دهم هرگاه این دشمن به تو روی آورد، نزد من بیا و دادخواهی کن.[۱۰]

همانطور که در این حکایات مشخص است، سخاوت و کرم امام حسن (ع) هرگز همراه با منت و احساس شرمندگی در نیازمندان همراه نبود. آن حضرت تمام سعی و تلاش خود را به کار می گرفت تا هیچ فقیری برای اظهار حاجت خود، خجالت زده و شرمسار نشود.

در روایت دیگری از کرم امام حسن (ع) آمده است:  یکی از بادیه نشینان نزد آن حضرت آمد، پیش از آنکه لب به سخن بگشاید حضرت فرمود: هرچه در صندوق هست به او بدهید. موجودی آن صندوق، بیست هزار درهم بود که همه اش را در اختیار آن مرد بادیه نشین قرار دادند. او لب به سخن گشود و گفت: مولای من! نگذاشتی نیازم را بگویم و زبان به ستایش باز کنم.

امام حسن (ع) ضمن اشعاری به وی فرمود: «ما مردمی هستیم که بخشش ما، همچون مرواریدی است که در آن امیدها و آرزوهای نیازمندان، برآورده می شوند. دستان ما پیش از درخواست آنان، بخشش می کند تا مبادا آبروی کسی که سوال می کند، بریزد. اگر دریا برتری عطای ما را بداند، از خود شرم کرده، فرو رود.»[۱۱]

بنابراین اصل اساسی در بخشندگی و کرم امام حسن (ع)، حفظ آبروی مومن و جلوگیری از سرافندگی وی است. این موضوع به اندازه ای دارای اهمیت است که امام حسن (ع)، آن را مسئله ای می داند که خداوند متعال به خاطر آن بندگانش را مواخذه می کند. روزی شخصی نامه ای به دست امام حسن (ع) داد که در آن حاجت خود را نوشته بود. امام (ع) بدون آنکه نامه را بخواند بدو فرمود: «حاجتُک مَقضِیه: حاجتت رواست!»

فردی که در آنجا حضور داشت، خدمت امام عرض کرد: ای فرزند رسول خدا! خوب بود نامه اش را می خواندی و می دیدی حاجتش چیست و آنگاه بر طبق حاجتش پاسخ می دادی؟ امام (ع) پاسخی عجیب و خواندنی داد و فرمود: «أَخْشَى أَنْ یَسْأَلَنِی اللَّهُ عَنْ ذُلِّ مَقَامِهِ حَتَّى أَقْرَأَ رُقْعَتَهُ؛ بیم آن را دارم که خدای تعالی تا بدین مقدار که من نامه اش را می خوانم، از خواری مقامش مرا مورد موآخذه قرار دهد».[۱۲]

بنابراین یکی از عادات نیکو و پسندیده در کرم امام حسن (ع) حفظ عزت و آبروی فرد نیازمند است به گونه ای که حتی کوچکترین شرمندگی نیز برای او ایجاد نشود. از همین رو نیز در حکایات متعدد از سخاوت و کرم امام حسن (ع) نقل شده که آن حضرت از درخواست کنندگان می خواهد که درخواست خود را به صورت کتبی برای حضرت بنویسند تا کمتر دچار شرمندگی شوند.

ابراهیم بیهقی، یکی از دانشمندان اهل سنت، در کتاب المحاسن و المساوی روایت کرده که مردی نزد امام حسن (ع) آمده و اظهار نیازی کرد، امام (ع) به او فرمود: «برو و حاجت خود را در نامه ای بنویس و برای ما بفرست ما حاجتت را برمی آوریم!»

آن مرد رفت و حاجت خود را در نامه ای نوشته برای امام (ع) ارسال داشت و آن حضرت، دو برابر آنچه را خواسته بود به او عنایت فرمود. شخصی که در آنجا نشسته بود عرض کرد: «به راستی چه پر برکت بود این نامه برای این مرد ای پسر رسول خدا!» امام (ع) فرمود: «برکت او زیادتر بود که ما را شایسته این کار خیر و بذل و بخشش قرار داد، مگر ندانسته ای که بخشش و خیر واقعی، آن است که بدون سؤال و درخواست باشد، و اما آنچه را پس از درخواست و مسئلت بدهی، آن را در برابر آبرویش پرداخته ای!»[۱۳]

به راستی سخاوت و کرم امام حسن (ع) الگویی بی نظیر و ستودنی در جود و بخشندگی است. سرمشقی که تا همیشه تاریخ باقی خواهد ماند و همگان باید کرم امام حسن (ع) را چراغ راه بخشش و کرامت قرار دهند.

سفارش به کوشش و تلاش، در کنار کمک و بخشش

امام حسن مجتبی (ع) به همه فقیران توصیه می نمود که مراقب شخصیت و عزت نفس خود باشند و برای اندکی فقر و تنگدستی، آبروی خویش را نزد دیگران نبرند، بلکه فقط به هنگام حاجت های مهم و نیازهای فوری، نزد دیگران اظهار نیاز کنند. از سوی دیگر آن حضرت از مومنان می خواهد که در کمک به دیگران دریغ نورزند و نگران احتیاج و نیاز خود در آینده نباشند.

حلوانی در نزهه الناظر آورده است: شخصی به نزد امام حسن (ع) آمد و چیزی از آن حضرت درخواست کرد. امام به او فرمود: درخواست از دیگران جز در قرض سنگین و کمرشکن یا فقر شدید و با حالت فوق العاده و استثنایی صحیح نمی باشد. آن مرد عرض کرد: نزد تو نیامدم مگر به خاطر یکی از همین موارد. امام دستور داد تا یکصد دینار به او بدهند.[۱۴]

در روایت دیگری از کتاب خصال شیخ صدوق (ره) آمده است که مردی نزد عثمان بن عَفّان رفت و از او  درخواست بخششی کرد، عثمان دستور داد پنج درهم به او بدهند. آن مرد گفت: این مقدار دردی را از من دوا نمی کند، پس مرا به شخصی راهنمایی کن که حاجتم را برآورده سازد! عثمان به گوشه ای از مسجد که امام حسن و امام حسین (ع) و عبد الله بن جعفر در آنجا نشسته بودند، اشاره کرده گفت: به نزد آن جوانمردان برو! آن مرد نیز متوجه آنها شده و حاجت خود را به ایشان معروض داشت!

حسنین (ع) به آن مرد رو کرده گفتند: «درخواست جز در یکی از سه چیز جایز نیست: خونی فاجعه آمیز یا بدهکاری دردآور و جانسوز و یا فقری که انسان را خاکستر نشین کند؛ اکنون بگو: درخواست تو در کدامیک از این سه مورد است؟ پاسخ داد: در یکی از همین سه مورد است! در اینجا امام حسن (ع) دستور داده پنجاه دینار به او بدهند، و امام حسین (ع) چهل و نه دینار و عبد الله بن جعفر چهل و هشت دینار!»[۱۵]

در این دو حکایت، روشن است که سخاوت و کرم امام حسن (ع) بدون حساب و کتاب نبوده و آن حضرت همواره نیازمندان را از درخواست های بی مورد و عافیت طلبانه منع می کردند. در مقابل، امام (ع) به توانگران نیز توصیه می کردند که از بخشش دریغ نورزند و به خداوند توکل کنند.

مرحوم شیخ عباس قمی نقل کرده که مردی خدمت امام حسن مجتبی (ع) رسید و اظهار فقر و پشیمانی کرد. امام حسن (ع) خدمتگزار خویش را طلبید و فرمود: چه مقدار از اموال نزد تو می باشد. گفت: دوازده هزار درهم. فرمود: آن را به این مرد بده که من از او خجالت می کشم. گفت: دیگر چیزی برای نفقه باقی نمی ماند. فرمود: تو آن را به فقیر بده، به خدا حسن ظن داشته باش. حق تعالی جایگزین می فرماید. پس آن مال را به فرد نیازمند سپرد. حضرت او را طلبید و عذرخواهی کرد و فرمود: ما حق تو را ندادیم، اما به مقداری که موجود بود، در اختیارات گذاردیم.[۱۶]

سخاوت و کرم امام حسن (ع) از جهات گوناگون، الگوی بخشندگی و کرامت است. در دو حکایت اول حضرت به فقیر یادآوری می کند که جز به هنگام ضرورت، پیش دیگران دست دراز نکند و در حکایت دوم، حضرت به خدمتگزار خود یادآوری می کند که باید به خداوند اعتماد داشته باشد و از بخشش و انفاق به دیگران به خاطر نیاز آینده خویش، هراسی نداشته باشد.

جمع بندی

حکایات بسیاری از کرم امام حسن (ع) نقل شده است. با دقت در این حکایات درمی یابیم که سخاوت و کرم امام حسن (ع)، هیچگاه با منت همراه نبوده و حضرت همواره با فروتنی بسیار، این بخشش ها را انجام می دادند. یخشش و کرم امام حسن (ع) به گونه ای بوده که درخواست کننده، کمترین شرمندگی و خجالت را احساس کند. همچنین آن حضرت همواره به نیازمندان توصیه می کرده که تنها به هنگام ضرورت و موارد خاص، درخواست خود را نزد دیگران مطرح کنند.

پی نوشت ها

[۱] قمی، منتهی الآمال، ج۱، ص ۴۱۷.

[۲] قمی، منتهی الآمال، ج ۱، ص ۴۱۸.

[۳] قرشی، زندگانی امام حسن (ع)، ص ۱۳۵.

[۴] مجلسی، جلاء العیون، ص ۴۱۳.

[۵] نساء/۸۶.

[۶] ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج ۴، ص ۱۸.

[۷] پژوهشکده باقر العلوم، فرهنگ جامعه سخنان امام حسن (ع)، ص ۴۴۳.

[۸] ابن سعد، ترجمه الامام حسن (ع)، ص ۶۳.

[۹] اربلی، کشف الغمه، ج۱، ص ۵۸۸.

[۱۰] مستنبط، قطره ای از دریای فضائل اهل بیت، ص ۴۶۰.

[۱۱] پژوهشکده باقرالعلوم، فرهنگ جامع سخنان امام حسن (ع)، ص ۴۴۰.

[۱۲] مرعشی، نجفی، ملحقات احقاق الحق، ج۱۱، ص ۱۴۱.

[۱۳] بیهقی، المحاسن و المساوی،‌ ص ۵۵.

[۱۴] حلوانی، نزهه الناظر، ص ۶۳.

[۱۵] صدوق، خصال، ص ۱۳۶.

[۱۶] قمی، منتهی الآمال، ص ۲۲۳.

منابع

قرآن کریم.

ابن بابویه، محمد بن علی، الخصال، قم، جماعه المدرسین فی الحوزه العلمیه بقم، موسسه النشر الاسلامی، ۱۴۱۶ق.

ابن سعد، محمد بن سعد، ترجمه الامام الحسن (ع)، لبنان، موسسه آل البیت لإحیاء التراث، ۱۴۱۷ق.

ابن شهر آشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب (ع)، بیروت، دارالأضواء، ۱۴۱۲ق.

اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمه فی معرفه الائمه، تبریز، بنی هاشمی، ۱۳۸۱ش.

بیهقی، ابراهیم بن محمد، المحاسن و المساوی، بیروت، درالکتب العلمیه، ۱۴۲۰ق.

پژوهشکده باقرالعلوم، فرهنگ جامع سخنان امام حسن (ع)، قم، پژوهشکده باقرالعلوم، ۱۳۹۵ش.

حلوانی، حسین بن محمد، نزهه الناظر و تنبیه الخاطر، قم، موسسه علمی فرهنگی درالحدیث، ۱۳۸۵ش.

قرشی، باقر شریف، زندگانی حسن بن علی علیه السلام، حجازی، فخر الدین، تهران، بعثت، ۱۳۵۲ش.

قمی، عباس، منتهی الآمال، قم، دلیل ما، ۱۳۷۹ش.

مجلسی، محمد باقر، جلاء العیون، قم، سرور، ۱۳۸۰ش.

مرعشی نجفی، شهاب الدین، ملحقات احقاق الحق و ازهاق الباطل، قم، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، ۱۴۰۹ق.

مستنبط، احمد، قطره ای از دریای فضائل اهل بیت (ع)، قم، نشر حاذق، ۱۴۲۸ق.

منبع اقتباس: مروجی طبسی، محمد جواد، به مناسبت پانزده رمضان، سالروز ولادت خجسته امام حسن اسوه ایثار و کرامت، روزنامه کیهان، پنجشنبه ۵ مهر ۱۳۸۶.

بدون دیدگاه