راه رستگاری یکی از مفاهیم بنیادینی است که دغدغه مکاتب مختلف دینی بوده و اساسی ترین هدفی است که ادیان رسیدن به آن را در دستور کار خـود قرار داده اند. در این میان، آیین بودایی و زرتشتی دو سنت دینی هندی و ایرانی هستند که راه رستگاری در آنها با یکدیگر تفاوت ها و شباهت های قابل توجهی دارد.
راه رستگاری در آیین بودایی
آیین بودا یکی از مهم ترین مکاتب دینی در حوزه آسیاي شرقی است. بودا در قرن 6 ق.م ظهورکرد و ایده رنج جهانی، تناسخ و کوشش براي رهایی از آن را، که از اصول مکاتب هندویی بود، پذیرفت.[1] البته مکتب بودا با مکاتب هندویی تفاوت هاي اساسی دارد.
بودا ادعاي برهمنان را مبنی بر اینکه رستگاري حق انحصاري آن طایفه است، بهکلی باطل شمرد.[2] بـودا در مورد وجود خدا سکوت کرد. در نظر پیروان وي، دین نمی تواند بر داده هاي متافیزیکی استوار باشد؛ و مهم ترین مطلب نزد آنان انضباط معنوي است، نه عبادت و پرستش خدایان و ارواح.[3] راه رستگاری در آیین بودایی، راهی است برای رهایی از رنج هستی و رسیدن به نیروانا. بودا براي رسیدن به رستگاری یا نیروانا روشی را تعلیم می دهد که ساختاري یوگایی دارد؛ زیرا شامل رشته اي از مراقبه ها و تمرکزها است که قرن ها پیش از بودا شناخته شده اند.[4]
بودا راه رستگاری را عمومیت بخشید و آن را برای همگان دست یافتنی دانست. او زمانی رستگاري را براي همگان میسر شمرد که طبق آیین هندو، ثروتمندان با اجراي مراسم قربانی، خود را در آستانه رستگاري می دیدند و فقرا که توانایی انجام چنین قربانی هایی را نداشتند، ناامیدانه به دنبال راه هاي خیالی براي رسیدن به رستگاري بودند و اعمال فیزیکی و حرکات عجیب بدنی بسیاري انجام می دادند و ریاضت هاي سختی تحمل می کردند.[5]
راه رستگاری در گرایش تراواده
گرایش تراواده مدعی است که صورت اصلی دین بودا را تعلیم می دهد و حافظ سنت اولیه این آیین است. در بودیسم سنتی تراواده، اعتقاد به خدایان از اصول اساسی نیست. برابر با آموزه هاي سنتی بودایی، بودا خصلتی الهی ندارد و اکنون دیگر وجود ندارد و نمی تواند مؤمنان را براي رسیدن بـه رسـتگاري کمک کنـد. او زمانی کـه زنده بود، تنها، راه رستگاری را به دیگران نشان داد. بنابراین در تراواده مفاهیمی چون عبادت، راز و نیاز، و امید اجابت دعا از وجودي مطلق چندان جایگاهی ندارد.[6]
آرمان ارهت در گرایش تراواده
تراواده راه رستگاری را ارهت (Arhat) شدن شخص می داند. رسیدن به مقام ارهتی، دستیابی به مقام انسان کامل است. این اصطلاح نشان دهنده بالاترین مقام سیر معنوي انسان است. کسی که ارهت می شود، میتواند هر گونه فسادي را از خویش دور سازد و به مراتب بالایی از کمال روحانی برسد.[7] ارهت شدن، یک مقام فردي است و نتیجه سعی و مجاهده انسان است. آنان که بیشتر امکان ارهت شدن دارند، راهبان هسـتند.[8] برگزیدگان و راهبان در همین حیات دنیایی به نیروانا نایل می شوند. در این حال آنها را «جیوان موکتی» یعنی زنده آزاد می نامند.
لازمه دستیابی به مقام ارهتی دفع سهگونه پلیدي از خود است:
١. پلیدي شهوات و آرزوها
٢. پلیدي عملی که به تجدید حیات منجر شود
٣. پلیدي جهل
با دفع این پلیديها شخص آماده وارد شدن به راه هاي هشتگانه نجات می شود.[9] این هشت راه مقدس عبارت اند از: ایمان درست، نیت درست، گفتار درست، رفتار درست، معـاش درست، سعی درست، توجه درست و مراقبه درست.[10]
راه رستگاری در گرایش مهایانه
پیروان گرایش مهایانه معتقدند که راه رستگاری در تراواده طرح کاملی نیست؛ زیرا در آن به نجات فردي توجه می شود؛ در حالیکه مهایانه نجات را نه فقط از جهت شخصی می جوید، بلکه می خواهد تمام موجودات از برکت آن برخوردار شوند.[11]
گرایش مهایانه شامل فرقه هاي مختلفی می شود که هر کدام راه رستگاری را متفاوت از دیگری مطرح کرده اند. مهم ترین آنها عبارت اند از:
الف) سوکاوتی یا پاك بوم: این فرقه راه رستگاری را ذکر و ستایش «اَمیتابه بودا» می داند. این مکتب معتقد است که یک بوداي بزرگ می تواند فضیلت خود را به مؤمن مخلص سرایت دهد و او را به رستگاری برساند.[12]
ب) چان (به ژاپنی «ذن») یا مراقبه: این فرقه باطن گرا تنها راه رسیدن بـه رستگاري را مراقبه و سلوك باطنی می داند و معتقد است که رعایت ظواهر و قرائت متون مقدس تأثیري در رستگاري انسان ندارد.[13]
ج) تیان تاي یا راه آسمان: این فرقه عقل گرا معتقد اسـت کـه سلوك فکري در هستی شناسی لازمه رستگاري انسان است و سلوك باطنی به تنهایی کافی نیست.
د) چِن یِن یا کلمه حقه: این مکتب اعتقاد دارد، اوراد و حرکات بدنی داراي اسرار و رموزي اند که انسـان را به رستگاري می رساند.[14]
ه) هوا ین یا تاج گل: این فرقه اسم خود را از کتاب مقدسی به همین نام گرفته، که نام سنسکریت این کتاب اوتمسکه است. این فرقه نیز بر تفکر و سلوك فکري تأکید دارد.[15]
آرمان بدهی ستوه در گرایش مهایانه
گرایش مهایانه معتقد است که آرمان ارهت شدیداً فردگرا و نخبه گرا اسـت. رستگاري تراواده براي همگان میسر نیست؛ چرا که گذر از عامی به قدیس، مستلزم داشـتن خصوصیات و توانایی هاي خاصی اسـت.[16] در چنین شرایطی بود که مهایانه با آرمانی ساختن «بدهی ستوه» در مقابل «ارهت» که آرمان تراواده بود، به بسط و تبیین راه رستگاری خویش پرداخت. کسی که بدهی ستوه می شود، قادر است که دیگران را هم به رستگاري برساند. بدین ترتیب، در مهایانه هر کس می تواند با فرونشاندن عطش تمایلات خـود و با بهره جویی از فضایل اخلاقی بدهی ستوه ها راه رستگاری را پشت سر بگذارد.
راه رستگاری در آیین زرتشتی
بنا بر آموزه زرتشت، مقصود از آفرینش این است که آدمی در آباد کردن جهان و شادکامی خود و دیگران بکوشد و با اندیشه، گفتار و کردار نیک، خود را شایسته رسیدن به اوج کمال و بهروزي جاودانی سازد. زرتشت پیروان خود را از دلبستگی به جهان و زندگی شکوهمند باز نداشته و هرگز این جهان را به بهانه کوتاهی و زودگذر بودن آن نکوهش نکرده است. آموزه هاي این دین، آدمی را آفریده پاك و بی آلایش اهورامزدا و همکار و یاور آفریدگار در گسترش و تکامل آفرینش و پیکار با نیروهاي اهریمنی می داند، نه گناهکاري ازلی که باید نفس خود را بکُشد تا بخشوده و رستگار شود.
از منظر آخرت شناسی، آیین زرتشت پیروزي نهایی نیکی بر بدي و ظهور منجی را مطرح نموده و نخستین مذهبی است که در جهان از مسأله حیات اخروي و قیامت سخن به میان آورده و مسأله آخر الزمان را به مفهوم کامل خود مطرح کرده است.[17]
راه رستگاری در اوستا
کتاب آسمانی منسوب به زرتشت، اوستا نام دارد. در اوستا امور متنوعی به عنوان اسباب نجات و رستگاری معرفی شده اند، از جمله:
1. ایمان به اهورا مزدا و نیایش و ستایش او[18]
2. زندگی بر طبق سه اصل پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک[19]
3. توبه از گناهان و جبران خطا[20]
4. رستگاري نهایی به واسطه ظهور منجی
با دقت در مندرجات این کتاب مقدس در می یابیم که هر کس مقدمات و لوازم نجات دیگران را فراهم آورد، خود به نجات خواهد رسید. در یسنا آمده است: انسان براي نیل به روشنایی باید خواستار روشنایی دیگران باشد و بهروزي از آن کسی است که دیگران را به بهروزي می رساند.[21]
در واقع، کردار نیک و سعی و عمل همواره از اصول تعلیم زرتشت محسوب می شـده و امـوري چون مبارزه با دیوان و عناصر شر در نزد وي، تلاش براي آباد کردن زمین، نگه داشتن کشت از آفات، و پرورش و توسعه گله و چراگاه را الزام می کرده است. در وندیداد، خجسته ترین نقطه روي زمین آنجاست که انسان عبادت می کند یا خانه و رمه و زن و فرزند به وجود می آورد یا غله و میوه حاصل می نماید یا گله و چهارپاي وي افزونی می یابد.[22]
رستگاری نهایی به واسطه ظهور منجی
علاوه بر راه هایی که ذکر شدند، در اوستا نجات و رستگاری بشریت به یاري خداوند و به دست انسانی الهی نیز مطرح شده است. در آیین مزدیسنا، همچون سایر آیین هاي جهان، اعتقاد به موعود نهایی و منجی آخر الزمان یکی از عقاید رایج و استوار است و در تمام متون زرتشتی، اعم از کتاب مقدس اوستا، تفاسیر و متون روایی پهلوي، افزون بر بشارت و اشارت به ظهور رهاننده و عدالت گسـتر، از تولد (نژاد، چگونگی، زمان و مکان)، ظهور (علائم، زمان، مکان، دستاوردها) و یاوران او سخن گفته شده اسـت.
منجـی موعود زرتشتی که «سوشیانس» نام دارد، اغلب به معناي «رهاننده» تعریف شده است.[23] در چند جاي اوستا، سوشیانس به صورت جمع آمده و از آنان، «یاوران دین» اراده شده است. پیشوایان و نیکانی که مردم را به راه رستگاری راهنمایی کنند و مایه رستگاري باشند و دین مزدیسنا را بیارایند، سوشیانت ها نامیده شده اند.[24]
هدف از زندگی در آیین زرتشتی
در آیین زرتشتی، انسان باید خود را از دروغ و ناراستی و گناه، که رهاورد اهریمن در این جهان هستند، نجات دهد. زرتشتی گري انسان را در این جهان همرزم و همکار خداوند در ستیز با دروغ تلقی می کند. پس هر نوع عقب نشینی و رویگردانی از این جهان، خیانت به خداوند محسوب می شود؛ زیرا انسان آفریده شد براي کاري که باید به انجام رساند. او باید در کسب فضایل اخلاقی بکوشد؛ فضایلی که راستی و سخاوت و افزایش ثروت مادي را در پی دارد. انسان موظف است که شاد بزید؛ زیرا با شاد زیستن، خداگونه می شود. رنج و عذاب خصیصه دیوان است.[25] در اصل، زرتشتی گري با زهد و ریاضت مخالف است.
آدمی ممکن است از ناپایداري و گذرایی این جهان افسرده حال شود؛ ولی در هر حال آدمی باید به این مسأله پی ببرد که زندگی در این کره خاك، سرآغاز و مقدمه اي براي رستاخیز است.[26] در آیین زرتشتی، هدف از آفرینش و زندگی این است که آدمی در آباد کردن جهان و شادکامی خود و دیگران بکوشد و با اندیشه، گفتار و کردار نیک، خود را شایسته رسیدن به اوج کمال و بهشت جاودانی سازد.
بهشت و جهنم در آیین زرتشتی
در متون زرتشتی، دو بهشت و یک دوزخ میتوان تصور کرد: یکی بهشت و دوزخی که بعد از مرگ، روان انسان ها وارد آن می شود و تا وقوع رستاخیز در آنجا پاداش و جزا می بینند؛ و دیگري بهشتی که پس از وقوع رستاخیز و معاد جسمانی انسان ها و محاسبه اعمال و بعد از پاك شدن گناهان، همه مردم را تا ابد در خود جاي می دهد.[27]
بهشت و دوزخ فقط تا روز رستاخیز ادامه خواهد یافت؛ زیـرا بـا «فرشـکرد»، که نوسازي تمامی هستی است، بدي با تمام صورت هایش از بین خواهد رفت[28]. وقتی پیروزي نهایی بر بدي حاصل آمد، دیگر دلیلی براي ماندن گناهکاران در دوزخ وجود ندارد؛ زیرا هر انسانی جزء آفرینش اهورامزدا است. پس همه جهان بهشت (گروتمان) خواهد شد و انسان ها به سعادتی بی حد و مرز خواهند رسید.[29]
نتیجه گیري
راه رستگاری مهم ترین و اساسی ترین آموزه ادیان است. در آیین بودا، رستن و رهایی یافتن از گردونه تناسخ و رسیدن به نیروانا، هدف اصلی محسوب می شود و براي نیل به این هدف، تراواده آرمان ارهت، و مهایانه آرمان بدهی ستوه را می آموزاند. در آیین زرتشت، رهایی از عواقب کارها، سـخنان و اندیشه هاي نادرست و رسیدن به بهشت اهورامزدا، به عنوان رستگاری شناخته می شود؛ که این امر از طریق ایمان بـه اهورامزدا، پندار و گفتار و کردار نیک، توبه و با کمک منجی های موعود تحقق می یابد.
پی نوشت ها
[1] . شـایگان، ادیان و مکتب هاي فلسفی هند، ج١، ص١٢٦-١٢٧
[2] . ناس، تاریخ جامع ادیان، ص١٧٦
[3] . کیوپیت، دریاي ایمان، ص٢٢٢
[4] . الیـاده، تاریخ اندیشههاي دینی، ج٢، ص١١٢
[5] . ماهاریشی، Harmony of all Religions، ص١٢٢-١٢٣
[6] . همیلتون، جامعه شناسی دین، ص١٢٧
[7] . سوِرر، arhat, in: Encyclopedia of Religion، ص٤٠٣
[8] . اسمارت، soteriology، ص٤٢٣
[9] . زروانی، نجات بخشی در دین بودا، ص١٠٨
[10] . دیویدز، Buddhism، ص١٣٦
[11] . شایگان، ادیان و مکتب هاي فلسفی هند، ص١٦٩
[12] . اسمارت، soteriology، ج١، ص٢٩٩
[13] . ناس، تاریخ جامع ادیان، ص٢٣٧
[14] . ناس، تاریخ جامع ادیان، ص٢٤٠
[15] . قرایی، ادیان هند، ص٣٥٤
[16] . اباذري، ادیان جهان باستان، ص٣١٦
[17] . ناس، تاریخ جامع ادیان، ص٤٦٣
[18] . اوستا، یسنا، هات ١٩، بند ٦
[19] . بهار، ادیان آسیایی، ص١١٢؛ اوستا، یسنا، هات ٥٣، بند ٢
[20] . پورداود، سوشیانس، ص٧٣؛ جکسون، The Ancient conception، ص٢٠٣؛ حسینی، درجات گناه، ص٢٠٦
[21] . اوستا، یسنا، هات ٤٣، بندهاي ١و٢
[22] . نامیان، بررسی مقایسه ای نجات در آیین بودا و آیین زرتشت، ص76
[23] . پورداود، گات ها، ص١٠٩
[24] . پورداود، سوشیانس، ص٥٥
[25] . زنر، طلوع و غروب زرتشتی گري، ص٤٦٨
[26] . زنر، طلوع و غروب زرتشتی گري، ص٤٥٨-٤٦٣
[27] . سرگلزایی، بهشت و دوزخ در دین زرتشتی، ص٢٠٤
[28] . زنر، طلوع و غروب زرتشتی گري، ص٤٩٩
[29] . موله، ایران باستان، ص١٠٩-١١٢
منابع
1. دوستخواه، جلیل، اوستا، تهران، مروارید، چاپ بیست و نهم، 1402ش
2. اباذري، یوسف، فرهادپور، مراد، ادیان جهان باستان، تهران، پژوهشگاه مطالعات فرهنگی، چاپ اول، 1372ش
3. الیاده، میرچا، تاریخ اندیشه های دینی، تهران، پارسه، چاپ دوم، 1395ش
4. بهار، مهرداد، ادیان آسیایی، تهران، چشمه، چاپ ششم، 1386ش
5. پورداود، ابراهیم، سوشیانس، تهران، فروهر، چاپ اول، 1374
6. پورداود، ابراهیم، گات ها، تهران، اساطیر، چاپ هفتم، 1402ش
7. حسینی، سیدحسن، درجات گناه، تاوان و پتت در دین زرتشتی، هفت آسمان، ش28، ص187-223
8. زروانی، مجتبی، نجات بخشی در دین بودا، مقالات و بررسی ها، سال 1375ش، ش 59-60، ص١٠٣-١١٧
9. زنر، آر سی، طلوع و غروب زرتشتی گري، تهران، امیرکبیر، چاپ سوم، 1390ش
10. سرگلزایی، علی، بهشت و دوزخ در دین زرتشتی، فصلنامه دانشکده الهیات و معارف مشهد، سال 1379، ش47 و 48، ص203-218
11. شایگان، داریوش، ادیان و مکتب هاي فلسفی هند، تهران، فرزان روز، چاپ دوم، 1399ش
12. قرایی، فیاض، ادیان هند، مشهد، دانشگاه فردوسی، چاپ دوم، 1388ش
13. کیوپیت، دان، دریاي ایمان، تهران، فرهنگ جاوید، چاپ ششم، 1396ش
14. موله، ماریژان، ایران باستان، تهران، توس، چاپ دوم، 1363ش
15. ناس، جان بایر، تاریخ جامع ادیان، تهران، علمی فرهنگی، چاپ ششم، 1402
16. همیلتون، ملکم، جامعه شناسی دین، تهران، ثالث، چاپ دوم، 1389ش
17. Davids, Rhys ,1896, Buddhism, New York
18. Jackson, A.V.Williams, 1913, The Ancient conception of Salvation according to Avesta Bible of Zoroaster, The American Journal of Theology, Vol.17. No .2
19. Maharishi, Santsevi, 2003, Harmony of all Religions, Translated from Hindi by Veena Rani Hoard, Santmat Society of North America
20. Smart, Ninian, 1987, soteriology, in: Encyclopedia of Religion, M. Eliade (ed.), vol.13, Macmillan
21. Swearer, Donald k, 1987, arhat, in: Encyclopedia of Religion, M. Eliade (ed.), vol.1, Macmillan
منبع اقتباس: نامیان، حسن، دهقان زاده، سجاد، بررسی مقایسه ای نجات در آیین بودا و آیین زرتشت، مجله معرفت ادیان، سال دوازدهم، ش3، تابستان 1400، ص63-82