در روانشناسی امروز، روش های جایگزین تنبیه کودک، به عنوان یکی از شیوه های تربیتی کارآمد و سازنده در فرایند تربیت فرزند به والدین توصیه می شود. تحقیقات نشان می دهد، تنبیه کودک، علاوه بر اینکه والدین را دچار احساس گناه می کند، باعث می شود تا استفاده از رفتار پرخاشگرانه و خشونت برای حل مشکلات، به کودک آموخته شود. همچنین کودکانی که تنبیه بدنی شده اند، دارای اعتماد به نفس کمتری هستند، بیشتر افسرده اند و پس از بالغ شدن، کارهای سطح پایین تری را انتخاب می نمایند. از این رو، باید به راهکارهای جایگزین تنبیه کودک نیز توجه داشت.
تعریف نادرست از نظم و انضباط آفرینی
برخی معتقدند که انضباط، در سایه اطاعت کورکورانه به دست مى آید و منضبط، کسی است که بدون اظهارنظرى، دستور ما فوق خود را اجرا نماید. کسانی که اینگونه فکر می کنند، بر این باورند که: ما فوق، هیچوقت اشتباه نمی کند و دستورهای او، همیشه با صلاح و صواب همراه است و زیردستان معمولا از لحاظ فهم و درک، ضعیفند و بدون چون و چرا باید از وی اطاعت کنند. اطاعت کورکورانه، پیشرفت و نتیجه کار را بهتر ساخته و امور را منظم می کند.(۱)
متاسفانه این ذهنیت را بسیاری از والدین و مربیان پذیرفته اند و فکر می کنند که اگر کودک از آنها اطاعت محض کند، خوشبخت خواهد شد و بنابراین، زمانی که کودک از دستور آنان سرپیچى می کند، او را تنبیه می کنند تا طبق نظر آنها رفتار کند. این در حالی است که با روش های جایگزین تنبیه کودک، می توان به نتایج به مراتب بهتری دست یافت.
آسیب های جدی تنبیه
این والدین و مربیان، غافلند که اطاعت و انضباطی که از راه تنبیه حاصل شود، موجب اضمحلال و نابودى حس ابتکار کودک می گردد. نیروی کنجکاوى، دیگر رشد نمی یابد. اینگونه کودکان، چون به سن بلوغ و رشد رسند، یا از هیچ مقامی اطاعت نمی کنند و راه عصیان در پیش می گیرند، و یا آنکه مطیع همه مى شوند و براى فرمانبرداری و توسرى خوردن، آمادگى پیدا می کنند.(۲)
کودکی که از ترس والدین و مربیان خود دست از کار ناصواب می کشد، در بزرگسالى نیز بدون اینکه خود متوجه باشد، فقط موقعى دست از کار ناصواب برخواهد داشت که از تنبیه بالاترى بترسد و یا او را واقعا تنبیه کنند. در صورتی که اصل واقعی تربیت اقتضا می کند که آدمى عمل خلاف را نه از ترس تنبیه، بلکه به صرف خلاف بودن آن مرتکب نشود و تنها برای اینکه وجدانش از ارتکاب به گناه مبرا باشد، از انجام آن سر باز زند.(۳)
یکى دیگر از اثرهاى منفی تنبیه، این است که کودکان، از روش تنبیهی والدین خود، تقلید می کنند. کودکی که سیلى خورده یا به پشت او زده اند، به هنگامی که می کوشد تا در مورد دیگران اعمال قدرت کند، مى آموزد که پرخاشگرى خود را به همین نحو ابراز کند. در یک بررسی از تضادهاى بین کودک و بزرگسال، به کودکان پیش دبستانى نوار ویدیویى نشان دادند و از آنان سوال شد که اگر به جای والدین مى بودند، چه احساسى می داشتند؟ روش هایی که پیشنهاد کردند، شبیه به همان روش هایى بود که والدین خودشان در همان موقعیت به کار مى بردند.(۴)
وقتی که والدین فرزندان خود را تنبیه می کنند در واقع به آنان مى آموزند که در آینده چگونه والدینى باشند. بعضى محققان معتقدند که به همین طریق، بدرفتارى با کودک، از نسلى به نسل دیگر منتقل مى شود. بسیاری از والدین که فرزندان خود را کتک مى زنند. خودشان در کودکى، اذیت و آزار دیده اند.
همچنین تنبیه باعث مى شود که کودک از کسی که تنبیه می کند، بپرهیزد و بسیار مشاهده مى شود که کودک، هیچ علاقه اى به والدین و محیط خانه ندارد و همیشه از محیط خانه، گریزان است. این گریز از خانه، باعث مى شود با افرادی که تربیت درستى ندارند، بیشتر نشست و برخاست کند و به بزهکاری و انحراف، سوق پیدا نماید.
با اینکه تنبیه اثر فورى دارد و ممکن است کودک را از ادامه تخلف بازدارد، با این حال، اثر تنبیه، کم است و ارزش تربیتى ندارد. تنبیه خود به خود، فرد را متوجه زشتی و عیب کار خویشتن نمی سازد. شخصیت او را مضمحل می کند و غالبا زیان هاى فراوانى در بر دارد؛ در حالی که شیوه های جایگزین تنبیه کودک، چنین آثار منفی ندارد.
تاثیر تنبیه و راهکارهای جایگزین تنبیه کودک
اسکینر، روانشناس معروف، بعد از تحقیقات فراوانی که در زمینه تشویق و تنبیه انجام داد، چنین نتیجه گیری کرد که: تنبیه در دراز مدت، بی تاثیر است. چنین به نظر می رسد که تنبیه، صرفا رفتار او را پس مى زند و زمانی که دیگر تهدید تنبیه وجود نداشته باشد، نرخ پاسخ به میزان اولش باز می گردد. بنابراین، گرچه تنبیه اغلب خیلى موثر به نظر می رسد، در واقع تنها اثرى ناپایدار بر جاى می گذارد. دلایل دیگر اسکینر علیه تنبیه به قرار زیرند:
۱-تنبیه، آثار جانبى هیجانى نامطلوب به بار مى آورد. ارگانیسمی که تنبیه مى شود، می ترسد و این ترس به محرک هاى مختلفی که هنگام تنبیه شدن او حضور دارند، تعمیم می یابد.
۲-تنبیه، به ارگانیسم نشان می دهد که چکار نکند، نه اینکه چکار بکند. در قیاس با تقویت، تنبیه عملا هیچگونه اطلاعاتى در اختیار ارگانیسم نمی گذارد. تقویت نشان می دهد که رفتاری که در موقعیت انجام گرفته، موثر بوده است. بنابراین، به یادگیرى بیشترى نیاز نیست. تنبیه غالبا این آگاهی را به ارگانیسم می دهد که پاسخ تنبیه شده در ایجاد تقویت موثر نیست و او به یادگیرى بیشترى نیاز دارد تا به پاسخی که کارساز است، منجر شود.
۳-تنبیه، صدمه زدن به دیگران را توجیه می کند. این البته در پرورش کودکان بیشتر صادق است. وقتی که کودکان تنبیه مى شوند، تنها چیزی که مى آموزند، این است که در بعضى موقعیت ها، صدمه زدن به دیگران جایز است.
۴-کودک با قرار گرفتن در موقعیتی که بتواند در آن رفتار قبلا تنبیه شده خود را انجام دهد، بدون اینکه براى آن تنبیه شود، ممکن است وادار به انجام آن رفتار شود. بنابراین، در غیاب عوامل تنبیه کننده، ممکن است کودکان فحش بدهند، شیشه بشکنند، با بزرگترها بی ادبانه رفتار کنند، به بچه های کوچک تر آزار برسانند و… . این کودکان آموخته اند که در حضور عوامل تنبیه کننده، این رفتارها را واپس بزنند، اما دلایلى نمى بینند که در غیاب عوامل تنبیه کننده، این رفتارها را انجام ندهند.
۵-تنبیه، در شخص تنبیه شده نسبت به عامل تنبیه کننده و دیگران پرخاشگری ایجاد می کند، و این پرخاشگرى ممکن است موجب مشکلات دیگرى بشود؛ براى نمونه، موسسات کیفرى جامعه که تنبیه را وسیله اصلی کنترل به کار مى برند، مملو از افراد بسیار پرخاشگر هستند و مادام که تنبیه یا تهدید تنبیه برای کنترل رفتار آنان به کار می رود، همچنان پرخاشگر باقى خواهند ماند.
۶-تنبیه، اغلب یک پاسخ نامطلوب را جانشین پاسخ نامطلوب دیگرى می سازد. براى نمونه کودکی که به سبب ریخت و پاش چیزها تنبیه مى شود، یک بچه گریه کن از آب در مى آید. بی تردید، تنبیه شدید، بلافاصله میل به انجام عمل تنبیه شده را کاهش می دهد.
شکى نیست که این نتیجه، مسبب استفاده فراوان از تنبیه است. ما بطور غریزى به کسی که رفتارش ما را مى آزارد، حمله می کنیم، شاید نه به صورت فیزیکى، بلکه با انتقاد، عدم تایید، سرزنش یا تمسخر، صرف نظر از اینکه تمایل به انجام چنین عملى جنبه ارثى دارد یا نه، مسلما نتیجه کار تقویت کننده است و همین امر رایج بودن آن را تبیین می کند. اما در دراز مدت، تنبیه، عملا رفتار تنبیه شده را از خزانه رفتار حذف نمی کند و توفیق موقتى آن در ازاى بهای گزاف کاهش دادن کارآمدی کلی و خوش وقتی گروه تمام مى شود.(۵)
تقویت کننده ها، جایگزین تنبیه کودک
این روانشناس محقق، به روش های جایگزین تنبیه کودک اهتمام داشته و تقویت کننده ها را جانشین تنبیه می کند. تقویت کننده ها به عنوان جایگزین تنبیه کودک، به وجود یا عدم هر محرکی که موجب افزایش وقوع پاسخ گردد، گفته مى شود. تقویت کننده ها دو نوع هستند: مثبت و منفى.
در تقویت مثبت، وجود محرک موجب افزایش تکرار پاسخ مى شود؛ اما در تقویت منفى، عدم حضور یا فقدان محرک، موجب تقویت می گردد. وقتی که والدین فرزندشان را به دلیل اینکه به کودکی کوچکتر از خودش کمک کرده، تشویق می کنند، یا به دلیل هر نمره ۲۰ که در مدرسه گرفته به او مقدارى پول می دهند و یا وقتی که اجازه می دهند به دلیل اینکه کاری را به انجام رسانیده شب کمی دیرتر از معمول بخوابد، در واقع تقویت مثبت به کار برده اند. بدین ترتیب، این شیوه نتیجه بخش، جایگزین تنبیه کودک می شود.
تقویت کننده ها ممکن است اجتماعى (تشویق محبت) یا غیر اجتماعى (چیزهاى ملموس، امتیازات خاص) باشند. تاثیرات تقویت های اجتماعی؛ مانند تشویق تا حدودى بستگى به رابطه کودک با بزرگسال دارد. معمولا تشویق از طرف والدینی که رابطه گرم و پذیرایى با کودک دارند، موثرتر ازتشویق از طرف والدینی است که سرد و بی اعتنا هستند. البته گاهی تشویق از طرف والدینی که سرد و بی اعتنا هستند، ممکن است برای کودک، اهمیت خاصى داشته باشد، چون به ندرت پیش مى آید. تاثیر تقویت کننده ها در عین حال بستگى دارد به اینکه کودک در مورد آن تقویت کننده ها چه نگرشى دارد و آنها را چگونه تعبیر و تفسیر می کند.(۶)
معمولا والدین بطور غیر عمدى، رفتار کودک خود را تقویت می کنند. یک مورد معمول تقویت غیر عمدی این است که به کودکان به هنگامی که رفتار نادرستی از آنان سرمى زند، بی توجه باشد. این روش، می تواند جایگزین تنبیه کودک باشد. با این بی توجهى، پاداشی را که کودک شما می توانست به احتمال زیاد از آن برخوردار شود، از او دریغ مى شود. بطور حتم کودکان در کانون توجه والدین نشو و نما می کنند و محروم ساختن آنها حتى براى زمانی کوتاه، می تواند اثر فورى بر جای گذارد.
نادیده انگاری، روش جایگزین تنبیه کودک
شیوه نادیده انگارى، به ویژه وقتى موثر است و جایگزین تنبیه کودک محسوب می شود که کودک شما، قصد داشته باشد شما را تحریک کرده یا به کلى غافلگیر کند. اگر ماهرانه بکوشید به سر و صدا یا حرف هاى زیادی و بی سابقه او ترتیب اثر ندهید، حتما جلو حرکات او را می گیرید. وقتی که از عمل خود برگشت، حتما از وى به پاس این تغییر رفتار تعریف کنید.
بى محلى، زمانی روش مناسب جایگزین تنبیه کودک می شود که ثابت راى باشید. اگر دانه اى شکلات خواست و احساس کردید در این وقت نباید بخورد، تنها یک بار به او بگویید «حالا وقت شیرینى نیست» بعد چشم از او بردارید، بطوری که اصلا نگاهتان به نگاه او برخورد نکند و بر خلاف تقاضای او ساکت بمانید. منظور از این عمل آن است که حتى حاضر نیستید به هیچ وجه به او رو نشان دهید.
اگر به رویش لبخند بزنید، بطور ضمنى به این معنی است که علنا وادارش خواهید کرد تا پافشاری کند و این پافشارى، مطمئنا حاکی از آن است که دل شما را به دست خواهد آورد. کودک شما ممکن است اکنون همه تلاش خود را براى جلب توجه شما به کار گیرد، از جمله در اتاق بدود، روی تخت بیفتد، یا روى فرش غلت بزند.
برخی از کودکان وقتى مورد بی توجهى قرار می گیرند، سرسختانه در پى آنند تا با پدر خود تماس جسمانى پیدا کنند. کودک شما ممکن است از سر و شانه هایتان بالا رود، به لباستان بیاویزد، یا به پایتان بپیچد. اینجاست که شاید دلتان نرم شود، به ویژه وقتی که او را باچهره اى ناراحت ببینید. اما، اعمال او را به کل نادیده بگیرید. وقتی از حقه بازى دست برداشت، آن وقت به او توجه نشان دهید. اگر به فعالیت مورد قبولى مشغول شد و از درخواست خود براى شکلات دست برداشت، او را تشویق کنید.(۷)
والدینی که تسلیم گریه ها یا خواسته هاى غیر منطقی کودک خود شوند، نه تنها رفتار خلاف کودک را از بین نخواهند برد، بلکه همان رفتاری که قصد از میان بردنشان را داشتند، تقویت می کنند.
بنابراین، ما می توانیم به عنوان جایگزین تنبیه کودک، از تقویت کننده هاى مثبت و منفی استفاده کنیم و کودکمان را به رفتار درست وادار نماییم، هر چند این روش در آغاز وقتگیر به نظر می رسد، ولى زمانی که شما چندین بار در مقابل رفتار ناخوشایند آنها مقاومت کنید، آنان یاد خواهند گرفت که رفتارهایی که شما به آن بی توجه هستید، سریع ترک کنند. حتى نتیجه آزمایش های گوناگون نیز نشان داده اند که از راه تنبیه همیشه گرایش به پاسخ دادن کاهش نمی یابد.
از آزمایش هاى نورندایک، دیگر روانشناس معروف و یکی از بنیانگذاران روانشناسی تجربى، یادگیرى، تربیتی و هوشى، در مورد انسان چنین نتیجه گرفته اند که پاداش، رفتار قبلی را تقویت می کند (اگر رفتار مثبت بوده باشد)، اما تنبیه آن را تضعیف نمی کند (اگر رفتار منفى باشد). از طریق پاداش ممکن است رفتار به صورت ثابت و پایدار باقى بماند؛ اما خلاف آن همواره صدق نمی کند؛ یعنى به وسیله تنبیه نمی توان موجود را وادار به ترک رفتار کرد.
تقویت در ایجاد رفتار مطلوب موثر است، اما تنبیه سرانجام ممکن است. هم برای تنبیه شونده و هم برای تنبیه کننده، عواقب شوم و زیان آورى به بار آورد. نتایجت نبیه قابل پیش بینی و اعتبار نیستند. در خاموشى(زمانی که کودک کار مثبتی انجام نمی دهد و والدین کاملا بی توجه مى شوند) رفتار از راه تقویت نشدن محرک، از بین می رود، اما تنبیه، به جز موارد خاص وسیله اى مناسب برای تحرک عادت نیست.(۸)
هر چند در روانشناسی، به روش های جایگزین تنبیه کودک توصیه شده اما بعضی روانشناسان در کنار تشویق و تقویت، تنبیه را نیز در مواردى محدود جایز می دانند، اینها عقیده دارند که آدمى به علت تمایل غرائزش در هر سن و سال، از ارتکاب به گناه نمی تواند مبرا باشد و کودکان که باید چون نهالی تازه براى زندگى آینده تربیت شوند، احتیاج به دقت فراوان دارند.
این دقت نه تنها به راهنمایى هاى لازم و کمک هاى فکری و عملى مفید اطلاق مى شود، بلکه جلوگیری از انجام اعمال زشت و خلاف نیز باید در سرلوحه برنامه های تربیتى آنان قرار گیرد و برای این منظور راهنمایى ها و مراقبت هاى لازم از اصول اولیه تربیت کودکان به شمار می رود و پس از آن توبیخ و سرزنش و احیانا تنبیه نیز براى آنان لازم است و به خصوص باید در نظر گرفت که مربى براى هدایت کامل فرزندانش به راه هاى حقیقى زندگى، باید همیشه چهره ای راضی و متبسم و مهربان نسبتبه آنان داشته باشد، ولى چماق نیز در دست و بالای سرش به نظر کودک برسد.
یعنى در حقیقت برای تربیت صحیح فرزند، و وادار داشتن او به راه زندگى، علاوه بر کلیه روابط اولیه پدر و مادر و فرزند و خانواده و تشویق و هدایت و راهنمایى هاى لازم، چماق تنبیه همیشه باید در دست مربى بوده باشد، ولى هیچوقت آن را پایین نیاورد، چه در حقیقت با پایین آوردن آن، نه تنها قبح عمل از بین می رود و کودک دیگر از آن ترسى نخواهد داشت، بلکه شخصیت کودک نیز لکه دار خواهد شد، و پس از آن ارتکاب به گناه جدید و احیانا تنبیه و کتک خوردن مجدد ابا و ترس نخواهد داشت.
در هر حال تنبیه لازم است درست به میزان گناه اعمال شود و کمتر یا زیادتر آن از هر نوع و به هر شکل باشد، نه تنها زیان دارد، بلکه کودک را به تدریج انتقام جو و آزاررسان یا مهمل و سهل انگار بار مى آورد. اندازه تنبیه، قدری است که کودک را وادار به موافقت کند.
در موقعیت هاى طبیعى، کودکان وقتى با تنبیه شدیدی رو به رو مى شوند، بیشتر احتمال دارد که اطاعت کنند، ولی تنبیه شدید در عین حال رفتار مطلوب دیگر را سرکوب می کند و همچنین تنبیه بسیار شدید کودکان را می ترساند و خشم آنان را بر می انگیزد، از این رو، کودکان کمتر احتمال دارد که قاعده ای را که به آنان تحمیل شده بپذیرند و درونی کنند.(۹)
اما عدم تنبیه و اغماض کلی گناهان کودک، او را مهمل و لاابالى بار مى آورد و به او مى فهماند که در زندگى، اصولا تنبیهى در کار نیست و بهتر است بر خر مراد سوار شود و تا آنجا که می تواند بتازد. و این خود، یک نوع خودخواهی و بى بندوبارى بى معنی است که بعدها به زیان زندگى شخصی او و اجتماع تمام مى شود.(۱۰)
البته منظور از تنبیه، تنبیه بدنى نیست، بلکه سایر روش های تنبیهى مانند: محروم کردن از چیزى، قهر، عدم توجه حس و…؛ زیرا تنبیه بدنى هیچوقت نتیجه مثبت نداشته و برعکس، عوارض جانبى شدیدى نیز بر جای می گذارد. امام على (ع) مى فرمایند: پند پذیری انسان عاقل، به وسیله ادب و تربیت است، این چهارپایان و حیوانات هستند که با زدن تربیت مى شوند.(۱۱) اما امام على(ع) نیز تنبیه غیر بدنی را در مواقعى لازم دانسته و جواب مردی که از فرزند خود به حضرت شکایت می کرد، فرمود: فرزندت را نزن و برای ادب کردنش، از او قهر کن، ولى مواظب باش قهرت طول نکشد و هر چه زودتر آشتی کن.(۱۲)
شیوه های جایگزین تنبیه کودک
روش ها و راهکارهایی مناسب وجود دارد که می توان آن ها را جایگزین تنبیه کودک قرار داد:
تقبیح با حفظ شخصیت کودک
به جای تنبیه، تقبیح شدید خود را بیان کنید بدون اینکه به شخصیت فرزندتان حمله کنید این روش جایگزین تنبیه کودک است. مثلا پدری که می بیند فرزندش ابزار او را برداشته و در حیاط زیر باران رها کرده چه عکس العملی می تواند داشته باشد؟ می تواند فریاد بزند، عصبانیت خودش را با تندی بیان کند و می تواند باجدیت به فرزندش تذکر دهد بدون اینکه به فرزندش اهانت کرده باشد؛ مثلا بگوید: «از اینکه ابزار جدید من توی حیاط زیر بارون رها شده و زنگ زده خیلی عصبانی ام!». این روش، موثر بوده و می تواند جایگزین تنبیه کودک باشد.
شرح جزء به جزء انتظارات
مورد دیگر در جایگزین تنبیه کودک، بیان شفاف و جزء به جزء انتظاراتتان برای فرزندتان است. به او بگویید که چه چیزی از او می خواهید: «انتظار دارم وقتی وسایل من رو قرض میگیری، مثل روز اول به من برگردونی».
نشان دادن راه جبران
راه جبران خطا را به فرزند خود نشان دهید، به او بگویید که اتفاق پیش آمده را چگونه می تواند جبران کند. این روش می تواند روش مناسبی به عنوان جایگزین تنبیه کودک باشد. «از این به بعد وقتی وسایل منو میگیری سریع سر جاش برگردون».
فرصت دادن به کودک
فرصت دادن، مسئله مهمی در بحث روش های جایگزین تنبیه کودک است. به کودک خود فرصت دهید: «پسرم! تو میتونی ابزار منو امانت بگیری و دوباره پسشون بدی و در مقابل میتونی امتیاز استفاده از آونها را کلا از دست بدی؛ تصمیمش با خودت!».
برخورد فعالانه، روش جایگزین تنبیه کودک
با موضوع برخورد فعال داشته باشید. اگر کودک پرسید: «چرا درب جعبه ابزار قفله؟!» پدر بگوید: «تو به من بگو چرا».
مشکل گشایی، روش جایگزین تنبیه کودک
مشکل گشایی کنید: «پسرم! به نظر تو، چه راهی می تونیم پیدا کنیم که هر وقت به وسایل من احتیاج داری بتونی از آنها استفاده کنی؟ در ضمن مطمئن باشم که هر وقت لازمشون داشتم داشتم سر جاشون باشند؟!».
نتیجه گیری
برخی والدین، تنبیه را یگانه راهکار مهم در فرایند تربیت کودک می دانند، در حالی که این روش، آسیب های زیانبار و ماندگاری بر کودک داشته و می تواند سرنوشت وی در بزرگسالی را تحت تاثیر خود قرار دهد. از این رو شایسته است والدین با روش های جایگزین تنبیه کودک، این آسیب ها را به حداقل برسانند. از مهمترین روش های جایگزین تنبیه کودک، می توان به انتقاد شفاف و جزء به جزء با حفظ شخصیت کودک، تقویت های مثبت و منفی، نادیده انگاری و فرصت جبران دادن به کودک اشاره کرد.
پی نوشت ها
۱-اقتباس از: شریعتمدارى، روانشناسی تربیتى، ص۴۷۰
۲-کى نیا، مبانى جرم شناسى، ج۲، ص۶۴۲
۳-پریور، تربیت و تندرستى، ص۱۶۱
۴-پاول ماسن، رشد و شخصیت کودک، ترجمه یاسائى، ص۴۵۰
۵-هرگنهان، مقدمه اى بر نظریه های یادگیری ترجمه دکتر سیف، ص۱۴۰
۶-پاول ماسن، رشد و شخصیت کودک، ص۴۵۳
۷-به کودک خود رفتار خوب بیاموزیم، ترجمه غلامرضا خواجه پور، ص۸۸
۸-پارسا، روانشناسی یادگیرى، ص۱۳۳
۹-پاول ماسن، رشد و شخصیت کودک، ص۴۴۹
۱۰-پریور، تربیت و تندرستى، ص۱۶۰
۱۱و۱۲-حدیث تربیت کودک از سخنان چهارده معصوم (ع)، ص۹۰
منابع اقتباس: نشریه پاسدار اسلام؛ بهمن۱۳۷۶؛ شماره ۱۹۴؛ نویسنده: فرض الله قلى زاده کلان؛ مرکز مشاوره و خدمات روانشناسی خورشید