دعای افتتاح در هر شب ماه مبارک رمضان

دعای افتتاح در هر شب ماه مبارک رمضان

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

دعای افتتاح در معتبرترین منابع روایی شیعه نقل شده است. سید ابن طاووس (م 664 ق) نیز در کتاب اقبال الاعمال که از مهمترین منابع ادعیه است، دعای افتتاح را با ذکر سندی به ابوجعفر محمد بن عثمان بن سعید عمری،‌ نائب دوم امام زمان (عج) منتسب کرده است؛ ایشان می فرماید:

از دعا های ماه رمضان دعایی است که آن ‌را «محمد بن ابی قره»، با سند خودش نقل کرده که «ابوالغنائم محمد بن محمد بن عبد الله حسنی» به من گفت: از «ابو عمرو محمد بن محمد بن نصر سکونی» شنیدم که می ‌گفت: از «ابابکر احمد بن محمد بن عثمان بغدادی» درخواست نمودم که دعاهای ماه رمضان که عمویش «ابو جعفر محمد بن عثمان بن سعید عمری» می‌ خواند را در اختیار من قرار دهد. او دفتر سرخ ‌رنگی را برای من آورد که دعاهای زیادی را از آن رونویسی کردم؛ یکی از آن دعاها این بود که:

در هر شب از ماه رمضان این دعا را بخوان و بدان که دعا در این ماه به گوش فرشتگان رسیده و آنان برای مناجات ‌کننده، طلب آمرزش می‌ کنند.

متن و ترجمه دعای افتتاح

اللَّهُمَّ إِنِّي أَفْتَتِحُ الثَّنَاءَ بِحَمْدِکَ وَ أَنْتَ مُسَدِّدٌ لِلصَّوَابِ بِمَنِّکَ‏

اى خدا من! افتتاح ستايش را به حمد تو مى‏ کنم و به نعمت و احسانت راه حق و صواب را مى ‏جويم

وَ أَيْقَنْتُ أَنَّکَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ فِي مَوْضِعِ الْعَفْوِ وَ الرَّحْمَةِ

و يقين دارم که تو مهربان ترين مهربانان عالمى در موضع عفو و بخشش

وَ أَشَدُّ الْمُعَاقِبِينَ فِي مَوْضِعِ النَّکَالِ وَ النَّقِمَةِ وَ أَعْظَمُ الْمُتَجَبِّرِينَ فِي مَوْضِعِ الْکِبْرِيَاءِ وَ الْعَظَمَةِ

و سخت‏ ترين منتقمى در مقام عقاب و انتقام و بزرگترين جبارانى در جاى بزرگى و کبريايى

اللَّهُمَّ أَذِنْتَ لِي فِي دُعَائِکَ وَ مَسْأَلَتِکَ فَاسْمَعْ يَا سَمِيعُ مِدْحَتِي‏

اى خدا تو به ما اجازه دادى که به درگاهت دعا کنيم و حاجت طلبيم پس اى خداى شنوا سپاس مرا بپذير

وَ أَجِبْ يَا رَحِيمُ دَعْوَتِي وَ أَقِلْ يَا غَفُورُ عَثْرَتِي‏

و دعايم اجابت فرما و از لغزشم به کرمت درگذر

فَکَمْ يَا إِلَهِي مِنْ کُرْبَةٍ قَدْ فَرَّجْتَهَا وَ هُمُومٍ (غُمُومٍ) قَدْ کَشَفْتَهَا

که چه بسيار تو غصه و اندوه ها را برطرف کرده ‏اى و هم و غمها را زايل ساخته‏ اى

وَ عَثْرَةٍ قَدْ أَقَلْتَهَا وَ رَحْمَةٍ قَدْ نَشَرْتَهَا وَ حَلْقَةِ بَلاَءٍ قَدْ فَکَکْتَهَا

و لغزش ها بخشيده‏ اى و رحمت‏ ها منتشر بر خلق نموده‏ اى و زنجير هاى بلا را در هم گسسته ‏اى

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ صَاحِبَةً وَ لاَ وَلَداً وَ لَمْ يَکُنْ لَهُ شَرِيکٌ فِي الْمُلْکِ‏

ستايش خداى را که جفت و فرزندى نگرفته و او را شريکى نيست در ملک وجود

وَ لَمْ يَکُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ وَ کَبِّرْهُ تَکْبِيراً الْحَمْدُ لِلَّهِ بِجَمِيعِ مَحَامِدِهِ کُلِّهَا عَلَى جَمِيعِ نِعَمِهِ کُلِّهَا

و قدرت کاملش بى ‏نياز از يار و مددکار است و بزرگترين تکبير و ستايش را سزاوار است ستايش خدا راست به جميع اوصاف کماليه‏ اش بر تمام نعمت هاى بى ‏شمارش

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لاَ مُضَادَّ لَهُ فِي مُلْکِهِ وَ لاَ مُنَازِعَ لَهُ فِي أَمْرِهِ‏

ستايش خدا راست که در ملکش هيچ ضد و مخالفى ندارد و در امر و فرمانش خصمى کشمکش نتواند

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لاَ شَرِيکَ لَهُ فِي خَلْقِهِ وَ لاَ شَبِيهَ (شِبْهَ) لَهُ فِي عَظَمَتِهِ‏

ستايش خدا را که در آفرينش او را شريک نباشد و در بزرگى و بزرگوارى او را مانند نيست

الْحَمْدُ لِلَّهِ الْفَاشِي فِي الْخَلْقِ أَمْرُهُ وَ حَمْدُهُ الظَّاهِرِ بِالْکَرَمِ مَجْدُهُ‏

سپاس خداى راست که امرش در خلق نافذ و اوصافش آشکار و مجد و بزرگواريش به لطف و کرمش پديدار است

الْبَاسِطِ بِالْجُودِ يَدَهُ الَّذِي لاَ تَنْقُصُ خَزَائِنُهُ‏

و دست عنايتش به جود و بخشش بر خلق گشاده گنجينه‏ هاى رحمتش نقصان نپذيرد

وَ لاَ تَزِيدُهُ (يَزِيدُهُ) کَثْرَةُ الْعَطَاءِ إِلاَّ جُوداً وَ کَرَماً إِنَّهُ هُوَ الْعَزِيزُ الْوَهَّابُ‏

و کثرت عطا و بخشش جز بر جود و کرامتش نيفزايد که او بسيار با عزت و اقتدار و بخشش است

اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُکَ قَلِيلاً مِنْ کَثِيرٍ مَعَ حَاجَةٍ بِي إِلَيْهِ عَظِيمَةٍ

خدايا از تو درخواست مى‏ کنم اندکى از بسيار حاجتم را با آنکه به او سخت حاجتمندم

وَ غِنَاکَ عَنْهُ قَدِيمٌ وَ هُوَ عِنْدِي کَثِيرٌ وَ هُوَ عَلَيْکَ سَهْلٌ يَسِيرٌ

و تو از آن حاجت از ازل بى‏ نياز بودى و همان قليل حاجت نزد من بسيار است و براى تو ادايش سهل و آسان

اللَّهُمَّ إِنَّ عَفْوَکَ عَنْ ذَنْبِي وَ تَجَاوُزَکَ عَنْ خَطِيئَتِي وَ صَفْحَکَ عَنْ ظُلْمِي وَ سَتْرَکَ عَلَى (عَنْ) قَبِيحِ عَمَلِي‏

اى خدا آمرزش تو از گناهم و گذشتت از خطاهايم و بخششت از ظلمم و پرده پوشيت بر عمل زشتم

وَ حِلْمَکَ عَنْ کَثِيرِ (کَبِيرِ) جُرْمِي عِنْدَ مَا کَانَ مِنْ خَطَايَ (خَطَئِي) وَ عَمْدِي‏

و حلم و بردباريت بر جرم و گناه بسيارم که به عمد يا خطا کردم

أَطْمَعَنِي فِي أَنْ أَسْأَلَکَ مَا لاَ أَسْتَوْجِبُهُ مِنْکَ‏

مرا به طمع انداخت که از تو درخواست کنم چيزى را که استحقاق آن ندارم

الَّذِي رَزَقْتَنِي مِنْ رَحْمَتِکَ وَ أَرَيْتَنِي مِنْ قُدْرَتِکَ وَ عَرَّفْتَنِي مِنْ إِجَابَتِکَ‏

و تو به لطف و رحمتت روزيم گردانيدى و قدرتت را در آن به من نشان دادى و اجابتت را شناساندى

فَصِرْتُ أَدْعُوکَ آمِناً وَ أَسْأَلُکَ مُسْتَأْنِساً لاَ خَائِفاً وَ لاَ وَجِلاً مُدِلاًّ عَلَيْکَ فِيمَا قَصَدْتُ فِيهِ (بِهِ) إِلَيْکَ‏

تا با دل مطمئن تو را خواندم و با انس و رغبت و بى ‏ترس مهابت از تو حاجت طلبيدم و با ناز و دلال بر تو آنچه مى ‏خواستم تقاضا کردم

فَإِنْ أَبْطَأَ عَنِّي (عَلَيَّ) عَتَبْتُ بِجَهْلِي عَلَيْکَ وَ لَعَلَّ الَّذِي أَبْطَأَ عَنِّي هُوَ خَيْرٌ لِي لِعِلْمِکَ بِعَاقِبَةِ الْأُمُورِ

و اگر دير حاجتم برآوردى از نادانى بر تو عتاب کردم در صورتى که تاخير حاجتم مرا بهتر بوده چون تو دانا به عاقبت امور خلقى

فَلَمْ أَرَ مَوْلًى (مُؤَمَّلاً) کَرِيماً أَصْبَرَ عَلَى عَبْدٍ لَئِيمٍ مِنْکَ عَلَيَّ يَا رَبِّ إِنَّکَ تَدْعُونِي فَأُوَلِّي عَنْکَ‏

پس من هيچ مولاى کريمى را بر بنده لئيمى صبورتر از تو بر خود نديدم اى پروردگار من تو مرا دعوت مى ‏کنى من از تو روى مى ‏گردانم

وَ تَتَحَبَّبُ إِلَيَّ فَأَتَبَغَّضُ إِلَيْکَ وَ تَتَوَدَّدُ إِلَيَّ فَلاَ أَقْبَلُ مِنْکَ کَأَنَّ لِيَ التَّطَوُّلَ عَلَيْکَ‏

تو محبت افزون مى ‏سازى و من با تو به خشم مى‏ آيم و با من دوستى و شفقت مى‏ فرمايى ‏و من از جهل نمى‏ پذيرم که گويا مرا بر تو حق نعمت و منت است (نه تو را بر من)

فَلَمْ (ثُمَّ لَمْ) يَمْنَعْکَ ذَلِکَ مِنَ الرَّحْمَةِ لِي وَ الْإِحْسَانِ إِلَيَّ وَ التَّفَضُّلِ عَلَيَّ بِجُودِکَ وَ کَرَمِکَ‏

و اين ناسپاسى من مانع از افاضه رحمت و احسانت بر من نشد و از فضل و جود و کرمت نکاست

فَارْحَمْ عَبْدَکَ الْجَاهِلَ وَ جُدْ عَلَيْهِ بِفَضْلِ إِحْسَانِکَ إِنَّکَ جَوَادٌ کَرِيمٌ‏

پس به حال اين بنده نادانت ترحم کن و به فضل و احسانت بر او ببخش که تو بسيار با بخشش و کرمى

الْحَمْدُ لِلَّهِ مَالِکِ الْمُلْکِ مُجْرِي الْفُلْکِ مُسَخِّرِ الرِّيَاحِ فَالِقِ الْإِصْبَاحِ دَيَّانِ الدِّينِ رَبِّ الْعَالَمِينَ‏

ستايش مخصوص خداست که مالک ملک است و روان ساز کشتی هاى عالم و مسخر کننده بادها و پديد آرنده صبحگاهان از شب حکم فرماى روز جزا و پروردگار عالميان

الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى حِلْمِهِ بَعْدَ عِلْمِهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى عَفْوِهِ بَعْدَ قُدْرَتِهِ‏

ستايش خدا را بر حلم او پس از علمش و ستايش خدا را بر عفو او پس از قدرتش

وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى طُولِ أَنَاتِهِ فِي غَضَبِهِ وَ هُوَ قَادِرٌ (الْقَادِرُ) عَلَى مَا يُرِيدُ

و ستايش خدا را بر حلم و بردبارى طولانى او در مقام غضبش در صورتى که بر هر چه خواهد توانا است

الْحَمْدُ لِلَّهِ خَالِقِ الْخَلْقِ بَاسِطِ الرِّزْقِ فَالِقِ الْإِصْبَاحِ ذِي الْجَلاَلِ وَ الْإِکْرَامِ‏

ستايش مخصوص خداست که آفريننده خلق و گستراننده خوان روزى بر خلق و پديد آرنده صبحگاهان و صاحب جلال و بزرگوارى

وَ الْفَضْلِ (وَ التَّفَضُّلِ) وَ الْإِنْعَامِ (الْإِحْسَانِ) الَّذِي بَعُدَ فَلاَ يُرَى وَ قَرُبَ فَشَهِدَ النَّجْوَى تَبَارَکَ وَ تَعَالَى‏

و فضل و انعام آن خدايى که از نظرها دور است و ديده نخواهد شد و به همه نزديک است ناظر رازهاى پنهان است اوست بزرگوار و بلند مرتبه

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَيْسَ لَهُ مُنَازِعٌ يُعَادِلُهُ وَ لاَ شَبِيهٌ يُشَاکِلُهُ‏

ستايش مخصوص خدايى است که نه کسى که مقابلش به خصومت برخيزد و نه شريکى که مانندش باشد

وَ لاَ ظَهِيرٌ يُعَاضِدُهُ قَهَرَ بِعِزَّتِهِ الْأَعِزَّاءَ وَ تَوَاضَعَ لِعَظَمَتِهِ الْعُظَمَاءُ فَبَلَغَ بِقُدْرَتِهِ مَا يَشَاءُ

و نه معينى که مددکار او شود عزيزان در مقابل عزتش همه مقهورند و بزرگان همه در پيشگاه عظمتش فروتن و خاضعند و قدرت کاملش بر هر چه خواهد رسا است

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي يُجِيبُنِي حِينَ أُنَادِيهِ وَ يَسْتُرُ عَلَيَّ کُلَّ عَوْرَةٍ وَ أَنَا أَعْصِيهِ‏

ستايش خدا را که چون او را ندا کنم جواب دهد و هر عيب و نقص را بر من بپوشاند در حالى که مرتکب معصيت او هستم

وَ يُعَظِّمُ النِّعْمَةَ عَلَيَّ فَلاَ أُجَازِيهِ فَکَمْ مِنْ مَوْهِبَةٍ هَنِيئَةٍ قَدْ أَعْطَانِي‏

و مرا نعمت بزرگ مى ‏بخشد و شکرش نمى‏ گزارم پس چه بسيار موهبت و بخشش گرانب ها مرا عطا کرد

وَ عَظِيمَةٍ مَخُوفَةٍ قَدْ کَفَانِي وَ بَهْجَةٍ مُونِقَةٍ قَدْ أَرَانِي فَأُثْنِي عَلَيْهِ حَامِداً وَ أَذْکُرُهُ مُسَبِّحاً

و چه امور هولناک سخت را از من دفع کرد و شادمانيهاى شگفت‏ انگيز را نمودارم ساخت پس من هم او را به ستايش ثنا گويم و به پاکى منزه از هر عيب بودن ياد کنم

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لاَ يُهْتَکُ حِجَابُهُ وَ لاَ يُغْلَقُ بَابُهُ وَ لاَ يُرَدُّ سَائِلُهُ وَ لاَ يُخَيَّبُ (يَخِيبُ) آمِلُهُ‏

ستايش مختص خدايى است که پرده ‏اى که او نهد، کس ندرد و درى که او بگشايد کس نبندد کسي که از او درخواست کند مردود نشود و هر که باو چشم اميد دارد محروم نخواهد گشت

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي يُؤْمِنُ الْخَائِفِينَ وَ يُنَجِّي (يُنْجِي) الصَّالِحِينَ (الصَّادِقِينَ)

ستايش خدا را که ترسناکان را ايمنى بخشد و صالحان را نجات دهد

وَ يَرْفَعُ الْمُسْتَضْعَفِينَ وَ يَضَعُ الْمُسْتَکْبِرِينَ وَ يُهْلِکُ مُلُوکاً وَ يَسْتَخْلِفُ آخَرِينَ‏

و ضعيفان را بلند گرداند و گردنکشان را خوار سازد پادشاهان را هلاک سازد و ديگران را بجاى آنان بنشاند

وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ قَاصِمِ الْجَبَّارِينَ مُبِيرِ الظَّالِمِينَ مُدْرِکِ الْهَارِبِينَ نَکَالِ الظَّالِمِينَ‏

ستايش خداى را که درهم شکننده سرکشانست و هلاک کننده ستمکاران است و دريابنده گريزندگان و به کيفر رساننده ظالمان

صَرِيخِ الْمُسْتَصْرِخِينَ مَوْضِعِ حَاجَاتِ الطَّالِبِينَ مُعْتَمَدِ الْمُؤْمِنِينَ‏

فريادرس فرياد خواهان است و مرجع حاجت نيازمندان و محل اعتماد اهل ايمان

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي مِنْ خَشْيَتِهِ تَرْعَدُ السَّمَاءُ وَ سُکَّانُهَا وَ تَرْجُفُ الْأَرْضُ وَ عُمَّارُهَا

ستايش خداى را که آسمان و ساکنانش از ترس او مى ‏نالند و زمين و اهلش بر خود مى ‏لرزند

وَ تَمُوجُ الْبِحَارُ وَ مَنْ يَسْبَحُ فِي غَمَرَاتِهَا

و دريا و هر که در اعماقش شناور است جوشان و خروشانند

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدَانَا لِهَذَا وَ مَا کُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لاَ أَنْ هَدَانَا اللَّهُ‏

ستايش خداى را که ما را به اين (دين توحيد) هدايت کرد و اگر ما را خدا راهنمايى نمى ‏کرد ما خود به آن هدايت نمى ‏يافتيم

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي يَخْلُقُ وَ لَمْ يُخْلَقْ وَ يَرْزُقُ وَ لاَ يُرْزَقُ وَ يُطْعِمُ وَ لاَ يُطْعَمُ‏

ستايش مخصوص خداست که خلق مى ‏کند و کسى او را خلق نکرده و روزى مى ‏دهد و خود روزى نمى ‏خواهد طعام مى ‏خوراند و خود از طعام مستغنى است

وَ يُمِيتُ الْأَحْيَاءَ وَ يُحْيِي الْمَوْتَى وَ هُوَ حَيٌّ لاَ يَمُوتُ بِيَدِهِ الْخَيْرُ وَ هُوَ عَلَى کُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ

زنده‏ ها را مى‏ ميراند و مرده‏ ها را زنده مى ‏سازد و خود زنده ابدى است هر خير و نيکويى بدست اوست و او بر هر چيز تواناست

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَ رَسُولِکَ وَ أَمِينِکَ وَ صَفِيِّکَ وَ حَبِيبِکَ وَ خِيَرَتِکَ (خَلِيلِکَ) مِنْ خَلْقِکَ وَ حَافِظِ سِرِّکَ‏

خدايا درود فرست بر محمد بنده مقربت و رسول و امين وحيت و برگزيده و حبيبت و مختار تو از خلق و حافظ سر تو

وَ مُبَلِّغِ رِسَالاَتِکَ أَفْضَلَ وَ أَحْسَنَ وَ أَجْمَلَ وَ أَکْمَلَ وَ أَزْکَى وَ أَنْمَى وَ أَطْيَبَ وَ أَطْهَرَ وَ أَسْنَى‏

و رساننده رسالتت به خلق بر او فرست درودى افزونتر و خوبتر و نيکوتر و کاملتر و خالص‏تر و نامى و مؤثرتر و خوشتر و پاک و پاکيزه ‏تر و بلند مرتبه ‏تر

وَ أَکْثَرَ (أَکْبَرَ) مَا صَلَّيْتَ وَ بَارَکْتَ وَ تَرَحَّمْتَ وَ تَحَنَّنْتَ وَ سَلَّمْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ عِبَادِکَ (خَلْقِکَ)

درودى بيش از آنچه درود و برکت و رحمت و تهنيت و تحيت فرستادى بر هر يک از بندگان خاصت

وَ أَنْبِيَائِکَ وَ رُسُلِکَ وَ صِفْوَتِکَ وَ أَهْلِ الْکَرَامَةِ عَلَيْکَ مِنْ خَلْقِکَ‏

و پيغمبران و رسولانت ‏و خاصان اهل کرامت و عزتت از ميان خلق

اللَّهُمَّ وَ صَلِّ عَلَى عَلِيٍّ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ وَصِيِّ رَسُولِ رَبِّ الْعَالَمِينَ‏

خدايا درود فرست بر على (ع) پيشواى اهل ايمان و وصى پيغمبر خداى جهانيان

عَبْدِکَ وَ وَلِيِّکَ وَ أَخِي رَسُولِکَ وَ حُجَّتِکَ عَلَى خَلْقِکَ وَ آيَتِکَ الْکُبْرَى وَ النَّبَإِ الْعَظِيمِ‏

و بنده خاص و ولى و دوستدار تو و برادر رسولت و حجت بر خلق تو و آيت و نشانه بزرگت و خبر با شأن و عظمتت

وَ صَلِّ عَلَى الصِّدِّيقَةِ الطَّاهِرَةِ فَاطِمَةَ (الزَّهْرَاءِ) سَيِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ‏

و درود فرست بر صديقه طاهره حضرت فاطمه (ع) سيده زنان عالم

وَ صَلِّ عَلَى سِبْطَيِ الرَّحْمَةِ وَ إِمَامَيِ الْهُدَى الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ سَيِّدَيْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ

و هم درود فرست بر دو سبط پيغمبر رحمت و دو پيشواى هدايت حضرت حسن (ع) و حسين (ع) دو سيد جوانان اهل بهشت

وَ صَلِّ عَلَى أَئِمَّةِ الْمُسْلِمِينَ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ وَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ

و هم درود فرست بر امامان و پيشوايان اسلام حضرت على بن الحسين (ع) و محمد بن على (ع) و جعفر بن محمد (ع)

وَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ وَ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ وَ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ

و موسى بن جعفر (ع) و على بن موسى الرضا (ع) و محمد بن على التقى (ع) و على بن محمد النقى (ع)

وَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ وَ الْخَلَفِ الْهَادِي الْمَهْدِيِ‏

و حسن بن على العسکرى (ع) و خلف او امام هادى و مهدى

حُجَجِکَ عَلَى عِبَادِکَ وَ أُمَنَائِکَ فِي بِلاَدِکَ صَلاَةً کَثِيرَةً دَائِمَةً

اينها حجت هاى تو بر بندگانت هستند و امين‏ هاى تو در شهر و ديار عالم درود بسيار و دايم بر آنان فرست

اللَّهُمَّ وَ صَلِّ عَلَى وَلِيِّ أَمْرِکَ الْقَائِمِ الْمُؤَمَّلِ وَ الْعَدْلِ الْمُنْتَظَرِ

خدايا درود فرست بر ولى خود صاحب الامر (ع) امام قائم منتظر

وَ حُفَّهُ (وَ احْفُفْهُ) بِمَلاَئِکَتِکَ الْمُقَرَّبِينَ وَ أَيِّدْهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ يَا رَبَّ الْعَالَمِينَ‏

و او را به سپاه فرشتگان مقربت فراگير و به روح القدسش مؤيد بدار اى پروردگار عالمين

اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ الدَّاعِيَ إِلَى کِتَابِکَ وَ الْقَائِمَ بِدِينِکَ اسْتَخْلِفْهُ فِي الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفْتَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِ‏

خدايا او را مقرر فرما تا دعوت به کتاب آسمانى تو کند و به ترويج دين تو قيام فرمايد و او را خليفه خود در زمين گردان چنانکه پيشينيان او را امام و خليفه گردانيدى

مَکِّنْ لَهُ دِينَهُ الَّذِي ارْتَضَيْتَهُ لَهُ أَبْدِلْهُ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِ أَمْناً يَعْبُدُکَ لاَ يُشْرِکُ بِکَ شَيْئًا

و او را تمکين ده براى حفظ دين او که پسند توست و خوف او را پس از اين مدت بدل به ايمنى گردان تا تو را بپرستد و هيچ به تو شرک نياورد

اللَّهُمَّ أَعِزَّهُ وَ أَعْزِزْ بِهِ وَ انْصُرْهُ وَ انْتَصِرْ بِهِ وَ انْصُرْهُ نَصْراً عَزِيزاً

خدا او را عزت بخش و ما را به ظهورش عزيز گردان‏ و او را يارى کن و ما را به او يارى فرما و او را نصرت کامل با عزت و اقتدار بخش

وَ افْتَحْ لَهُ فَتْحاً يَسِيراً وَ اجْعَلْ لَهُ مِنْ لَدُنْکَ سُلْطَاناً نَصِيراً

و به آسانى جهان را به دست او فتح کن و از جانب خود او را سلطنت و قدرت عنايت فرما

اللَّهُمَّ أَظْهِرْ بِهِ دِينَکَ وَ سُنَّةَ نَبِيِّکَ حَتَّى لاَ يَسْتَخْفِيَ بِشَيْ‏ءٍ مِنَ الْحَقِّ مَخَافَةَ أَحَدٍ مِنَ الْخَلْقِ‏

خدايا به دست او دينت را و سنت پيغمبرت را آشکار ساز تا آنکه ديگر چيزى از حق و حقيقت از ترس احدى از خلق مخفى نماند

اللَّهُمَّ إِنَّا نَرْغَبُ إِلَيْکَ فِي دَوْلَةٍ کَرِيمَةٍ تُعِزُّ بِهَا الْإِسْلاَمَ وَ أَهْلَهُ وَ تُذِلُّ بِهَا النِّفَاقَ وَ أَهْلَهُ‏

خدايا ما از تو اميد و اشتياق داريم که دولت با کرامت آن امام زمان را به ظهور آورى و اسلام و اهلش را به آن عزت بخشى و نفاق و اهل نفاق را ذليل و خوار گردانى

وَ تَجْعَلُنَا فِيهَا مِنَ الدُّعَاةِ إِلَى طَاعَتِکَ وَ الْقَادَةِ إِلَى سَبِيلِکَ وَ تَرْزُقُنَا بِهَا کَرَامَةَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ

و ما را در آن دولت حقه اهل دعوت به طاعتت و از پيشوايان راه هدايت قرار دهى و بواسطه آن بزرگوار به ما کرامت دنيا و آخرت عطا فرمايى

اللَّهُمَّ مَا عَرَّفْتَنَا مِنَ الْحَقِّ فَحَمِّلْنَاهُ وَ مَا قَصُرْنَا عَنْهُ فَبَلِّغْنَاهُ‏

خدايا آنچه از حق که ما را به آن شناسا کردى به عمل آن هم وادار کن و آنچه نشناخته ‏ايم به معرفتش برسان

اللَّهُمَّ الْمُمْ بِهِ شَعَثَنَا وَ اشْعَبْ بِهِ صَدْعَنَا وَ ارْتُقْ بِهِ فَتْقَنَا وَ کَثِّرْ بِهِ قِلَّتَنَا

خدايا پريشانى ما را به آن جمع گردان و پراکندگى امور ما را بوجود او اصلاح فرما و شکاف و تفرقه‏ هاى ما را اتحاد بخش و عده قليل ما را بسيار گردان

وَ أَعْزِزْ (أَعِزَّ) بِهِ ذِلَّتَنَا وَ أَغْنِ بِهِ عَائِلَنَا وَ اقْضِ بِهِ عَنْ مُغْرَمِنَا (مَغْرَمِنَا)

و ذلت ما را بوجودش بدل بعزت ساز و نياز ما را بدل به بى ‏نيازى گردان و دين ما را به برکتش ادا فرما

وَ اجْبُرْ بِهِ فَقْرَنَا وَ سُدَّ بِهِ خَلَّتَنَا وَ يَسِّرْ بِهِ عُسْرَنَا وَ بَيِّضْ بِهِ وُجُوهَنَا وَ فُکَّ بِهِ أَسْرَنَا

و فقر ما را جبران فرما و نقص ما را مسدود ساز و مشکلات ما را ببرکتش آسان گردان و بوجود او ما را رو سفيد گردان و اسيران ما را آزاد ساز

وَ أَنْجِحْ بِهِ طَلِبَتَنَا وَ أَنْجِزْ بِهِ مَوَاعِيدَنَا وَ اسْتَجِبْ بِهِ دَعْوَتَنَا وَ أَعْطِنَا بِهِ سُؤْلَنَا

و حاجت‏ هاى ما روا گردان و وعده‏ هايى که دادى منجز گردان و به برکتش دعاهاى ما مستجاب و درخواست هاى ما عطا فرما

وَ بَلِّغْنَا بِهِ مِنَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ آمَالَنَا وَ أَعْطِنَا بِهِ فَوْقَ رَغْبَتِنَا

و به آرزوهايى که در دنيا و آخرت داريم برسان و به ما فوق آنچه مايليم عطا فرما

يَا خَيْرَ الْمَسْئُولِينَ وَ أَوْسَعَ الْمُعْطِينَ اشْفِ بِهِ صُدُورَنَا وَ أَذْهِبْ بِهِ غَيْظَ قُلُوبِنَا

اى بهترين سوال شدگان و وسيع نظرتر از همه عطا کنندگان و به برکت او دردهاى باطنى ما را شفا بخش به او خشم دل هاى ما را فرو نشان

وَ اهْدِنَا بِهِ لِمَا اخْتُلِفَ فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِکَ إِنَّکَ تَهْدِي مَنْ تَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ‏

و به وجودش ما را با همه اختلاف که شده است به حق به التفاتت هدايت فرما که تو البته هر که را خواهى به راه راست هدايت مى‏ فرمايى

وَ انْصُرْنَا بِهِ عَلَى عَدُوِّکَ وَ عَدُوِّنَا إِلَهَ الْحَقِّ (الْخَلْقِ) آمِينَ‏

و به ظهور او ما را نصرت بخش بر دشمنان تو و دشمنان ما اى خداى به حق اين دعا را به کرمت مستجاب فرما

اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْکُو إِلَيْکَ فَقْدَ نَبِيِّنَا صَلَوَاتُکَ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ غَيْبَةَ وَلِيِّنَا (إِمَامِنَا)

بارالها ما به درگاه تو شکايت مى‏ کنيم از فقدان پيغمبرت صلوات الله عليه و آله باد و از غيبت امام

وَ کَثْرَةَ عَدُوِّنَا وَ قِلَّةَ عَدَدِنَا وَ شِدَّةَ الْفِتَنِ بِنَا وَ تَظَاهُرَ الزَّمَانِ عَلَيْنَا

ما و بسيارى دشمن ما و کمى عدد ما و فتنه‏ هاى سخت بر ما و غلبه محيط روزگار بر ما

فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ (آلِ مُحَمَّدٍ) وَ أَعِنَّا عَلَى ذَلِکَ بِفَتْحٍ مِنْکَ تُعَجِّلُهُ وَ بِضُرٍّ تَکْشِفُهُ‏

پس درود بر محمد (ص) و آلش فرست و ما را در همه اين امور يارى کن به فتح عاجلى از جانب خود و برطرف ساختن رنج و سختى

وَ نَصْرٍ تُعِزُّهُ وَ سُلْطَانِ حَقٍّ تُظْهِرُهُ وَ رَحْمَةٍ مِنْکَ تُجَلِّلُنَاهَا وَ عَافِيَةٍ مِنْکَ تُلْبِسُنَاهَا بِرَحْمَتِکَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِين‏َ‏[3]

و نصرت با اقتدار و عزت و سلطنت حقه که تو آشکار گردانى و رحمتى از توجهت که بر همه ما شامل گردد و لباس عافيت که ما را بپوشاند به حق رحمت نامنتهايت اى مهربان ترين مهربانان عالم.

پی نوشت ها

[1] . شیخ طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، ج 3، ص 108، تهران، دار الکتب الاسلامیة، چاپ چهارم، 1407 ق.

[2] . شیخ طوسی، محمد بن حسن، مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، ج 2، ص 577، بیروت، موسسة فقه الشیعة، چاپ اول، 1411ق.

[3] . سید ابن طاووس، رضی الدین علی، الاقبال بالاعمال الحسنه، ج 1، ص 58، تهران، دار الکتب الاسلامیة، چاپ دوم، 1409ق.

بدون دیدگاه