حوا ام البشر، همسر حضرت آدم (علیه السلام)

حوا ام البشر، همسر حضرت آدم (علیه السلام)

2022-11-29

998 بازدید

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

حوا همسر حضرت آدم (علیه السلام) است، او مادر هابیل و قابیل و بلکه مادر نسل بشر است. او از بدن آدم و یا به طور مستقل آفریده شد. در کتاب های تورات و انجیل یعنی کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان از حوا نام برده شده است ولی در قرآن کریم نامی از حوا ذکر نشده و تنها با عنوان همسر حضرت آدم (علیه السلام) به او اشاره شده است. اما در منابع تاریخی، روایی و تفسیری مسلمانان مکرر نام حوا آمده است.

حوا در قرآن

در سه جاى قرآن آمده است که خدا، انسان ‏ها را از نفسى واحد، و همسرش را از وى پديد آورد: «خَلَقَکمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها». [1]

مفسران در چگونگى آفرينش حوا، دو راى دارند: برخى آفرينش وى را از پهلوى چپ آدم دانسته، با استناد به رواياتى از ابن‏ عباس و ابن ‏مسعود مى ‏گويند: آدم در بهشت تنها بود.

خداوند خوابى را بر او چيره کرد و حوا را از پهلوى چپش آفريد و آدم (عليه السلام) او را حوا ناميد؛ چون از موجود حى آفريده شده بود.[2]

بيش‏ تر مفسران ضمن مردود دانستن راى پيشين، بر اين نظرند که حوا از جنس آدم آفريده شده تا با او انس گيرد؛ چون انس با همجنس بهتر حاصل مى‏ شود. اين گروه درباره معناى «خَلَقَ مِنْها زَوْجَها» با توجه به آيه «خَلَقَ لَکمْ مِنْ أَنْفُسِکمْ أَزْواجاً لِتَسْکنُوا إِلَيْها»[3] مى ‏گويند:

منظور، آفرينش حوا از جنس آدم يا از باقى‏ مانده گلى است که آدم از آن پديد آمده بود.[4] در رواياتى به آفرينش حوا از بدن آدم، اشاره نشده و آمده است که حوا از باقى ‏مانده گِل آدم آفريده شد.[5] به گفته مجلسى، اخبارى که بيان‏ گر خلقت حوا از بدن آدم است، بايد بر تقيه يا بر آفرينش او از خاک ‏دنده آدم حمل شود.[6] مراغى اين روايت‏ ها را از اسرائيليات برشمرده است.[7] در قرآن به نام همسر آدم تصريح نشده؛ ولى در روايات او را حوا خوانده ‏اند. تورات نيز ضمن تصريح به نامش، آفرينش وى را از دنده آدم مى ‏داند.[8]

خلقت حضرت آدم و حوا و نسل آنان‏

آنچه به طور صريح از آيات قرآن مجيد و معارف حقه اهل بيت (علیهم السلام) و کتاب‏ هاى علمى مورد اعتماد در زمينه خلقت آدم و حوا استفاده مى ‏شود، اين است که خداوند، با اراده، قدرت، علم و حکمت بى ‏نهايتش از خاک زمين پيکرى را صورت‏گرى کرد، و به او شکل لازم را مرحمت فرمود و با نفخه‏ الهى ‏اش در آن پيکر؛ روح دميد.

و از همان خاک همسرش را به وجود آورد و مرد و زنى به نام آدم و حوا با خلقتى آراسته و متعادل و ظاهر و باطنى در گردونه احسن تقويم در اين جهان هستى در روى زمين ظهور کردند و هر دو مبدا و منشا همه مردان و زنان تا قيامت شدند و اين مسئله هيچ اعجابى در کنار قدرت حضرت حق ندارد، زيرا هر نوعى از موجودات زنده و هر نوعى از گياهان به همين صورت منشا و مبدا اوليه ‏اى از يک نر و ماده داشتند که به دست قدرت حق آفريده شدند و موجب تکثير نوع خود در خيمه حيات شدند.

پس از به وجود آمدن نر و ماده اوليه که بدون سابقه نر و ماده ديگر بودند و مستقيما به قدرت حق به وجود آمدند نسلشان بعد از ازدواج آن دو، با نطفه يا تخم‏گذارى يا رسيدن گرده ماده به نر ادامه پیدا کرده و صحنه شگفت ‏انگيز انواع موجودات را تشکيل دادند.[9]

تکثير نسل حضرت آدم و اولاد وى

در آيه نخست سوره نساء «وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالًا کثِيراً وَ نِساءً» و نيز «وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ»[10] و «ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ»[11] سخن از فرزندان آدم و حوا و نسل آن ‏ها به ميان آمده است. مفسران درباره چگونگى تکثير نسل آن دو و اين‏که ازدواج فرزندان آن‏ ها در طبقه اول با حوريان بهشتى، جنيان، افراد ذکور و اناث از نوع انسان‏ هاى پيشين و يا با يک ‏ديگر انجام گرفته، به تبع روايات، احتمال‏ هايى داده ‏اند.[12]

به گفته علامه طباطبايى، آيه «وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالًا کثِيراً وَ نِساءً»[13] صراحت دارد که فرزندان آدم و حوا با يک‏ ديگر ازدواج کرده‏ اند؛ زيرا اگر واسطه ‏اى در کار بود، بايد به‏ گونه ‏اى ديگر تعبير مى ‏شد.

وى در پاسخ به شبهه تحريم ازدواج محارم مى ‏گويد: اين حکم تشريعى و تابع مفاسد و مصالح است، نه يک حکم تکوينى و غير قابل تغيير و زمام آن به دست خدا است و در آن دوران، مانعى براى آن وجود نداشته؛ بلکه مصالح و ضرورت ‏آن ‏را اقتضا مى ‏کرده است.[14] در قرآن به نام فرزندان آدم (عليه السلام) تصريح نشده؛ ولى بر اساس روايات، نام يکى هابيل و ديگرى قابيل است. به گفته ميبدى، حوا براى آدم در بيست بار، چهل فرزند به دنيا آورد؛ در هر بار يک پسر و يک دختر، مگر شيث که تنها بود و همراهى نداشت.

فرزند اول او قابيل و همراه وى اقليما، فرزند دوم، هابيل و همراه وى لوذا بود و …. فرزند آخر آدم و حوا عبد المغيث به همراه امه المغيث بود. حضرت رب ‏العالمين نسل آدم را با برکت و تعداد آنان را فراوان کرد و به او عمر طولانى داد تا اين‏ که چهل هزار نفر از فرزندان خويش را ديد.[15]

زمخشرى مى‏ گويد: چون آدم و حوا اصل بشرند و بقيه متفرع بر آنانند، در آيه «قالَ اهْبِطا مِنْها جَمِيعاً بَعْضُکمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ»[16] خطاب به آن دو تثنيه (اهبطا) و با توجه به ذريه آن‏ ها، جمع (بعضکم) آمده است.[17] هم ‏چنين گفته ‏اند: مقصود از «ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ» در آيه 34 آل ‏عمران اين است که فرزندان آدم از آدم زاده شده و مراد از ذريه، افراد ديگر غير از آدمند.[18] به گفته ابو مسلم اصفهانى نيز در آيه 123 سوره مبارکه طه، مقصود از «اهطبا» آدم و فرزندان او، و شيطان و فرزندان اويند.[19] در تورات نام يکى از فرزندان آدم، قاين و ديگرى هابيل است.[20]

قبر حوا

در اینکه حضرت حوا، ام البشر در کجا دفن شده و قبر وی در کدام سرزمین است، اتفاق نظر وجود ندارد و در این باره اختلاف است، برخی بر این باورند که شهر جده محل فرود آمدن و مدفن حوا است.[21] و بنا به قولی به همین سبب جده نامیده شده است.

به احتمال قوی اولین «مقبره حوا» را ایرانیان ساخته‌ باشند.[22] متاسفانه حکومت آل سعود این مقبره تاریخی را ویران کرده است. از بعضی گزارش های تاریخی به دست می آید که حوا در غاری واقع در کوه ابوقبیس در مکه و کنار حضرت آدم مدفون است.[23]

نتیجه گیری

حوا همسر گرامی حضرت آدم (علیه السلام) و مادر کل بشر است، در چگونگی آفرینش حوا اختلاف وجود دارد، برخی بر این باورند که حوا از قسمتی از بدن آدم آفریده شده است و برخی این گونه روایات را قبول ندارد و آن ها را اسرائیلی می دانند و معتقدند که حوا به طور مستقل آفریده شد.

پی نوشت ها

[1] . (نساء/ 4، 1)، نيز اعراف/ 7، 189 و زمر/ 39، 6.

[2] . التفسير الکبير، ج 9، ص 161

[3] . (روم/ 30، 21) و نيز نحل/ 16، 72 و شورى/ 42، 11

[4] . عياشى، ج 1، ص 216؛ البرهان، ج 2، ص 11؛ من ‏لايحضره‏ا الفقيه، ج 3، ص 379

[5] . عياشى، ج 1، ص 216؛ البرهان، ج 2، ص 11؛ من‏ لايحضره‏ا الفقيه، ج 3، ص 379

[6] . بحارالانوار، ج 11، ص 116

[7] . مراغى، ج 4، ص 176

[8] . کتاب مقدس، پيدايش 2: 21

[9] . تفسير حکيم، ج‏8، ص: 4

[10] . (مائده/ 5، 27)

[11] . (آل ‏عمران/ 3، 34)

[12] . من ‏لايحضره‏ا الفقيه، ج 3، ص 380 و 381

[13] . (نساء/ 4، 1)

[14] . الميزان، ج 4، ص 136، 137، 144 و 145

[15] . کشف‏ الاسرار، ج 3، ص 92 و 93

[16] . (طه/ 20، 123)

[17] . الکشاف، ج 3، ص 94

[18] . التفسير الکبير، ج 8، ص 24

[19] . همان، ج 22، ص 129

[20] . کتاب مقدس، پيدايش، 4

[21] . رجوع کنید به ابن قتیبه،  المعارف، ص۱۵؛ ابن فقیه، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی ،ص۲۶۸؛ طبری، تاریخ طبری، ج ۱، ص۱۲۱۱۲۲؛ بکری، معجم ما استعجم، ج ۱، ص۶۲.

[22] . رجوع کنید به ابن مجاور، قسم ۱، ص۴۷ ۴۸.

[23] . طبری، تاریخ طبری، ج۱، ص۱۶۱-۱۶۲.

منابع

  1. ابن بابويه، محمد بن على، ‏من لا يحضره الفقيه‏، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم‏، 1413 ق‏.
  2. انصارى، عبد الله بن محمد، متوفاى 481 ه.ق ،کشف الاسرار و عدة الابرار ( معروف به تفسير خواجه عبدالله انصارى)، امير کبير، ايران-تهران‏، 1371 ه.ش.‏
  3. زرکشى، محمد بن بهادر، البرهان فى علوم القرآن‏، محقق ذهبى، جمال حمدى‏، دار المعرفة، لبنان- بيروت، 1410 ه.ق.‏
  4. زمخشرى، محمود بن عمر، الکشاف عن حقائق غوامض التنزيل و عيون الاقاويل فى وجوه التاويل، دار الکتاب العربی، لبنان-بيروت‏، 1407 ه.ق.‏
  5. 1390 ه.ق.‏
  6. طباطبايى، محمدحسين، ‏الميزان في تفسير القرآن‏، موسسة الاعلمی للمطبوعات‏، لبنان-بيروت.‏
  7. عياشى، محمد بن مسعود، التفسير ( تفسير العياشی)، مکتبة العلمية الاسلامية، ايران-تهران‏، 1380 ه.ق.‏
  8. فخر رازى، محمد بن عمر، التفسير الکبير (مفاتيح الغيب)، دار احياء التراث العربی‏، لبنان- بيروت‏، 1420 ه. ق‏.
  9. مجلسى، محمدباقر بن محمدتقى‏، بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار ( عليهم السلام)، دار احياء التراث العربی‏، لبنان-بيروت‏.
  10. مراغى، احمد مصطفى، ‏تفسير المراغى‏، دار الفکر، لبنان-بيروت.
  11. ابن فقیه، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره، ۱۳۸۸/۱۹۶۸.
  12. ابن قتیبه، المعارف، چاپ ثروت عکاشه، قاهره، ۱۹۶۰م.
  13. مرکز فرهنگ و معارف قرآن‏، دايرة المعارف قرآن کريم‏، بوستان کتاب قم (انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم)، ايران-قم‏، 1382 ه.ش‏.
  14. انصاريان، حسين‏، تفسير حکيم‏، دار العرفان‏، ايران-قم‏.
  15. بکری، عبدالله بن عبدالعزیز، معجم ما استعجم، به کوشش مصطفی سقا، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
  16. ابن مجاور، صفة بلاد الیمن و مکة و بعض الحجاز، المسماة تاریخ المستبصر، چاپ اسکار لوفگرن، لیدن، ۱۹۵۱م.
بدون دیدگاه