حوا همسر حضرت آدم (علیه السلام) است، او مادر هابیل و قابیل و بلکه مادر نسل بشر است. او از بدن آدم و یا به طور مستقل آفریده شد. در کتاب های تورات و انجیل یعنی کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان از حوا نام برده شده است ولی در قرآن کریم نامی از حوا ذکر نشده و تنها با عنوان همسر حضرت آدم (علیه السلام) به او اشاره شده است. اما در منابع تاریخی، روایی و تفسیری مسلمانان مکرر نام حوا آمده است.
حوا در قرآن
در سه جاى قرآن آمده است که خدا، انسان ها را از نفسى واحد، و همسرش را از وى پديد آورد: «خَلَقَکمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها». [1]
مفسران در چگونگى آفرينش حوا، دو راى دارند: برخى آفرينش وى را از پهلوى چپ آدم دانسته، با استناد به رواياتى از ابن عباس و ابن مسعود مى گويند: آدم در بهشت تنها بود.
خداوند خوابى را بر او چيره کرد و حوا را از پهلوى چپش آفريد و آدم (عليه السلام) او را حوا ناميد؛ چون از موجود حى آفريده شده بود.[2]
بيش تر مفسران ضمن مردود دانستن راى پيشين، بر اين نظرند که حوا از جنس آدم آفريده شده تا با او انس گيرد؛ چون انس با همجنس بهتر حاصل مى شود. اين گروه درباره معناى «خَلَقَ مِنْها زَوْجَها» با توجه به آيه «خَلَقَ لَکمْ مِنْ أَنْفُسِکمْ أَزْواجاً لِتَسْکنُوا إِلَيْها»[3] مى گويند:
منظور، آفرينش حوا از جنس آدم يا از باقى مانده گلى است که آدم از آن پديد آمده بود.[4] در رواياتى به آفرينش حوا از بدن آدم، اشاره نشده و آمده است که حوا از باقى مانده گِل آدم آفريده شد.[5] به گفته مجلسى، اخبارى که بيان گر خلقت حوا از بدن آدم است، بايد بر تقيه يا بر آفرينش او از خاک دنده آدم حمل شود.[6] مراغى اين روايت ها را از اسرائيليات برشمرده است.[7] در قرآن به نام همسر آدم تصريح نشده؛ ولى در روايات او را حوا خوانده اند. تورات نيز ضمن تصريح به نامش، آفرينش وى را از دنده آدم مى داند.[8]
خلقت حضرت آدم و حوا و نسل آنان
آنچه به طور صريح از آيات قرآن مجيد و معارف حقه اهل بيت (علیهم السلام) و کتاب هاى علمى مورد اعتماد در زمينه خلقت آدم و حوا استفاده مى شود، اين است که خداوند، با اراده، قدرت، علم و حکمت بى نهايتش از خاک زمين پيکرى را صورتگرى کرد، و به او شکل لازم را مرحمت فرمود و با نفخه الهى اش در آن پيکر؛ روح دميد.
و از همان خاک همسرش را به وجود آورد و مرد و زنى به نام آدم و حوا با خلقتى آراسته و متعادل و ظاهر و باطنى در گردونه احسن تقويم در اين جهان هستى در روى زمين ظهور کردند و هر دو مبدا و منشا همه مردان و زنان تا قيامت شدند و اين مسئله هيچ اعجابى در کنار قدرت حضرت حق ندارد، زيرا هر نوعى از موجودات زنده و هر نوعى از گياهان به همين صورت منشا و مبدا اوليه اى از يک نر و ماده داشتند که به دست قدرت حق آفريده شدند و موجب تکثير نوع خود در خيمه حيات شدند.
پس از به وجود آمدن نر و ماده اوليه که بدون سابقه نر و ماده ديگر بودند و مستقيما به قدرت حق به وجود آمدند نسلشان بعد از ازدواج آن دو، با نطفه يا تخمگذارى يا رسيدن گرده ماده به نر ادامه پیدا کرده و صحنه شگفت انگيز انواع موجودات را تشکيل دادند.[9]
تکثير نسل حضرت آدم و اولاد وى
در آيه نخست سوره نساء «وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالًا کثِيراً وَ نِساءً» و نيز «وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ»[10] و «ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ»[11] سخن از فرزندان آدم و حوا و نسل آن ها به ميان آمده است. مفسران درباره چگونگى تکثير نسل آن دو و اينکه ازدواج فرزندان آن ها در طبقه اول با حوريان بهشتى، جنيان، افراد ذکور و اناث از نوع انسان هاى پيشين و يا با يک ديگر انجام گرفته، به تبع روايات، احتمال هايى داده اند.[12]
به گفته علامه طباطبايى، آيه «وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالًا کثِيراً وَ نِساءً»[13] صراحت دارد که فرزندان آدم و حوا با يک ديگر ازدواج کرده اند؛ زيرا اگر واسطه اى در کار بود، بايد به گونه اى ديگر تعبير مى شد.
وى در پاسخ به شبهه تحريم ازدواج محارم مى گويد: اين حکم تشريعى و تابع مفاسد و مصالح است، نه يک حکم تکوينى و غير قابل تغيير و زمام آن به دست خدا است و در آن دوران، مانعى براى آن وجود نداشته؛ بلکه مصالح و ضرورت آن را اقتضا مى کرده است.[14] در قرآن به نام فرزندان آدم (عليه السلام) تصريح نشده؛ ولى بر اساس روايات، نام يکى هابيل و ديگرى قابيل است. به گفته ميبدى، حوا براى آدم در بيست بار، چهل فرزند به دنيا آورد؛ در هر بار يک پسر و يک دختر، مگر شيث که تنها بود و همراهى نداشت.
فرزند اول او قابيل و همراه وى اقليما، فرزند دوم، هابيل و همراه وى لوذا بود و …. فرزند آخر آدم و حوا عبد المغيث به همراه امه المغيث بود. حضرت رب العالمين نسل آدم را با برکت و تعداد آنان را فراوان کرد و به او عمر طولانى داد تا اين که چهل هزار نفر از فرزندان خويش را ديد.[15]
زمخشرى مى گويد: چون آدم و حوا اصل بشرند و بقيه متفرع بر آنانند، در آيه «قالَ اهْبِطا مِنْها جَمِيعاً بَعْضُکمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ»[16] خطاب به آن دو تثنيه (اهبطا) و با توجه به ذريه آن ها، جمع (بعضکم) آمده است.[17] هم چنين گفته اند: مقصود از «ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ» در آيه 34 آل عمران اين است که فرزندان آدم از آدم زاده شده و مراد از ذريه، افراد ديگر غير از آدمند.[18] به گفته ابو مسلم اصفهانى نيز در آيه 123 سوره مبارکه طه، مقصود از «اهطبا» آدم و فرزندان او، و شيطان و فرزندان اويند.[19] در تورات نام يکى از فرزندان آدم، قاين و ديگرى هابيل است.[20]
قبر حوا
در اینکه حضرت حوا، ام البشر در کجا دفن شده و قبر وی در کدام سرزمین است، اتفاق نظر وجود ندارد و در این باره اختلاف است، برخی بر این باورند که شهر جده محل فرود آمدن و مدفن حوا است.[21] و بنا به قولی به همین سبب جده نامیده شده است.
به احتمال قوی اولین «مقبره حوا» را ایرانیان ساخته باشند.[22] متاسفانه حکومت آل سعود این مقبره تاریخی را ویران کرده است. از بعضی گزارش های تاریخی به دست می آید که حوا در غاری واقع در کوه ابوقبیس در مکه و کنار حضرت آدم مدفون است.[23]
نتیجه گیری
حوا همسر گرامی حضرت آدم (علیه السلام) و مادر کل بشر است، در چگونگی آفرینش حوا اختلاف وجود دارد، برخی بر این باورند که حوا از قسمتی از بدن آدم آفریده شده است و برخی این گونه روایات را قبول ندارد و آن ها را اسرائیلی می دانند و معتقدند که حوا به طور مستقل آفریده شد.
پی نوشت ها
[1] . (نساء/ 4، 1)، نيز اعراف/ 7، 189 و زمر/ 39، 6.
[2] . التفسير الکبير، ج 9، ص 161
[3] . (روم/ 30، 21) و نيز نحل/ 16، 72 و شورى/ 42، 11
[4] . عياشى، ج 1، ص 216؛ البرهان، ج 2، ص 11؛ من لايحضرها الفقيه، ج 3، ص 379
[5] . عياشى، ج 1، ص 216؛ البرهان، ج 2، ص 11؛ من لايحضرها الفقيه، ج 3، ص 379
[6] . بحارالانوار، ج 11، ص 116
[7] . مراغى، ج 4، ص 176
[8] . کتاب مقدس، پيدايش 2: 21
[9] . تفسير حکيم، ج8، ص: 4
[10] . (مائده/ 5، 27)
[11] . (آل عمران/ 3، 34)
[12] . من لايحضرها الفقيه، ج 3، ص 380 و 381
[13] . (نساء/ 4، 1)
[14] . الميزان، ج 4، ص 136، 137، 144 و 145
[15] . کشف الاسرار، ج 3، ص 92 و 93
[16] . (طه/ 20، 123)
[17] . الکشاف، ج 3، ص 94
[18] . التفسير الکبير، ج 8، ص 24
[19] . همان، ج 22، ص 129
[20] . کتاب مقدس، پيدايش، 4
[21] . رجوع کنید به ابن قتیبه، المعارف، ص۱۵؛ ابن فقیه، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی ،ص۲۶۸؛ طبری، تاریخ طبری، ج ۱، ص۱۲۱۱۲۲؛ بکری، معجم ما استعجم، ج ۱، ص۶۲.
[22] . رجوع کنید به ابن مجاور، قسم ۱، ص۴۷ ۴۸.
[23] . طبری، تاریخ طبری، ج۱، ص۱۶۱-۱۶۲.
منابع
- ابن بابويه، محمد بن على، من لا يحضره الفقيه، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، 1413 ق.
- انصارى، عبد الله بن محمد، متوفاى 481 ه.ق ،کشف الاسرار و عدة الابرار ( معروف به تفسير خواجه عبدالله انصارى)، امير کبير، ايران-تهران، 1371 ه.ش.
- زرکشى، محمد بن بهادر، البرهان فى علوم القرآن، محقق ذهبى، جمال حمدى، دار المعرفة، لبنان- بيروت، 1410 ه.ق.
- زمخشرى، محمود بن عمر، الکشاف عن حقائق غوامض التنزيل و عيون الاقاويل فى وجوه التاويل، دار الکتاب العربی، لبنان-بيروت، 1407 ه.ق.
- 1390 ه.ق.
- طباطبايى، محمدحسين، الميزان في تفسير القرآن، موسسة الاعلمی للمطبوعات، لبنان-بيروت.
- عياشى، محمد بن مسعود، التفسير ( تفسير العياشی)، مکتبة العلمية الاسلامية، ايران-تهران، 1380 ه.ق.
- فخر رازى، محمد بن عمر، التفسير الکبير (مفاتيح الغيب)، دار احياء التراث العربی، لبنان- بيروت، 1420 ه. ق.
- مجلسى، محمدباقر بن محمدتقى، بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار ( عليهم السلام)، دار احياء التراث العربی، لبنان-بيروت.
- مراغى، احمد مصطفى، تفسير المراغى، دار الفکر، لبنان-بيروت.
- ابن فقیه، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره، ۱۳۸۸/۱۹۶۸.
- ابن قتیبه، المعارف، چاپ ثروت عکاشه، قاهره، ۱۹۶۰م.
- مرکز فرهنگ و معارف قرآن، دايرة المعارف قرآن کريم، بوستان کتاب قم (انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم)، ايران-قم، 1382 ه.ش.
- انصاريان، حسين، تفسير حکيم، دار العرفان، ايران-قم.
- بکری، عبدالله بن عبدالعزیز، معجم ما استعجم، به کوشش مصطفی سقا، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
- ابن مجاور، صفة بلاد الیمن و مکة و بعض الحجاز، المسماة تاریخ المستبصر، چاپ اسکار لوفگرن، لیدن، ۱۹۵۱م.