واژه صلح از نگاه لغت شناسان معروف، مانند راغب اصفهانی در موارد زيادى به معنای از بين رفتن نفرت و كينه از ميان مردم است. وقتی گفته می شود «اصْطَلَحُوا و تَصَالَحُوا» مقصود این است که صلح كردند و كينه شان از ميان رفت. در قرآن در آیات متعددی به واژه صلح تصریح شده است، مانند آیات زیر: «أَنْ يُصْلِحا بَيْنَهُما صُلْحاً»[1] و «وَ الصُّلْحُ خَيْرٌ»[2]و «وَ إِنْ تُصْلِحُوا وَ تَتَّقُوا»[3] «فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما»[4] «فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ»[5]
اسلام و صلح
از آموزه های اسلامی و رفتار پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) به خوبی استفاده می شود که اسلام عَلم دعوت به سوی صلح و آشتی را برافراشته و شعار خود را سلم و صلح قرار داده است. لفظ سلام (تهنیت و درود) که برخورد و تماس در فرد بشر با یک دیگر است به معنی صلح و صفا است و ایجاد روح محبت بین آنها را سبب می شود.
خداوند متعال میفرماید: «یا ایها الذّین آمنوا دخلوا فی السلم کافة»؛[6] ای کسانی که ایمان آورده اید همه شماها وارد عالم صلح و صفا شوید.
بعضی مفسرین اسلام را چنین معنی کرده اند که هر کس وارد حریم این دین مقدس شود نفس او و مالش و ناموسش محفوظ خواهد بود.
در نامه هایی که حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به ملوک و بزرگان زمان خود مرقوم میفرمودند همه آنها را به سوی صلح فرامیخواندند چنانکه در نامه به «هراکلیوس» امپراطور روم نوشته اند:
«اما بعد فانی ادعوک بدعایة الاسلام-اسلم تسلم-من تو را به دعوت اسلام فرا میخوانم که اگر تسلیم آن شوی نجات خواهی یافت. در همین نامه بهراکلیوس رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) آیه قرآنی را متذکر شدند که ای اهل کتاب! بیائید به سوی کلمه ای که مشترک بین ما و شما است که خدایی را جز خداوند بزرگ نپرستیم و با او کسی را شریک نسازیم و برخی از ما بعضی را بغیر خدا ارباب خود نگیرد. پس اگر پشت کردند بگو که ما به این حقیقت ایمان داریم.
در عین مبارزاتی که رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) برای گسترش اسلام می فرمودند دستور صلح و صفا داده میشد چنانکه می فرماید: «و ان جنحوا للسلم فاجنح لها و توکل علی اللّه»[7]
آيه صلح
مهترین آیه در قرآن کریم در باره صلح معروف به آيه صلح است. [8] به نقلى، اين آيه درباره نزاعى كه ميان اوس و خزرج اتّفاق افتاد، نازل شد[9] اين آيه به مؤمنان فرمان داده است كه هرگاه دو طايفه از مؤمنان با هم بجنگند، ميان آنها اصلاح كنند و اگر يكى از آن دو بر ديگرى تجاوز و ستم كرد، با او بجنگند تا به فرمان خدا باز گردد و در اين صورت، آنها را عادلانه سازش دهند:
«وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما فَإِنْ بَغَتْ إِحْداهُما عَلَى الْأُخْرى فَقاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلى أَمْرِ اللَّهِ فَإِنْ فاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما بِالْعَدْلِ وَ أَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ». [10]
همان گونه که ملاحظه شد در قرآن کریم مسئله صلح از اهمیت بالای برخوردار است، مانند اینکه امر به صلح شده است، از امر به صلح معلوم می گردد که مقابل صلح که جنگ یا اختلاف باشد مورد پسند اسلام نیست و به شدت از آن نهی می کند همانگونه که عقل سلیم هر انسانی از جنگ و اختلاف نهی می کند.
امر به صلح این پیام را دارد که وظیفه هر مسلمان است که در محدوده زندگی اجتماعی، سیاسی و خانوادگی تلاش کنند تا یک جامعه صالح و عاری از خشونت را تبلیغ و پیاده نمایند، گذشت و تنش زدایی را همیشه سرلوحه زندگی اجتماعی خویش قرار دهند از تنش و اختلاف دوری نمایند تا یک جامعه عاری از اختالاف داشته باشیم.
خیر بودن صلح
پیام دیگر در آیات قرآن در باره صلح این است که صلح از نگاه قرآن «خیر» است، «خیر» هم در مقابل «شر» است، اگر صلح خیر باشد مقابلش که اختلاف است قطعاً ناپسند خواهد بود، صاحب تفسیر روح الجنان در ذیل آیه میفرماید: «آنگه حق تعالى گفت: وَ الصُّلْحُ خَيْرٌ، صلح بهتر باشد براى آن كه صلاح جوانب به او متعلّق بود»[11]
در تفسیر نمونه در ذیل جمله «الصلح خیر» آمده است: «اين جمله كوتاه و پر معنى گرچه در مورد اختلافات خانوادگى در آيه فوق ذكر شده ولى بديهى است يك قانون كلى و عمومى و همگانى را بيان می كند كه در همه جا اصل نخستين، صلح و صفا و دوستى و سازش است و نزاع و كشمكش و جدايى بر خلاف طبع سليم انسان و زندگى آرام بخش او است، و لذا جز در موارد ضرورت و استثنايى نبايد به آن متوسل شد، بر خلاف آنچه بعضى از مادی ها می پندارند كه اصل نخستين در زندگى بشر همانند ساير جانداران، تنازع بقاء و كشمكش است و تكامل از اين راه صورت می گيرد،
و همين طرز تفكر شايد سرچشمه بسيارى از جنگ ها و خونريزی هاى قرون اخير شده است، در حالى كه انسان به خاطر داشتن عقل و هوش، حسابش از حيوانات درنده جدا است، و تكامل او در سايه تعاون صورت می گيرد نه تنازع،[12] و اصولا تنازع بقاء حتى در ميان حيوانات، يك اصل قابل قبول براى تكامل نيست.
و به دنبال آن اشاره به سرچشمه بسيارى از نزاع ها و عدم گذشت ها كرده و ميفرمايد: « مردم ذاتا و طبق غريزه حب ذات، در امواج بخل قرار دارند، و هر كسى سعى می كند تمام حقوق خود را بی كم و كاست دريافت دارد، و همين سرچشمه نزاع ها و كشمكش ها است. [13]
فقه و صلح
فقهای شیعه با استفاده از محتوای این آیه به چند فرع فقهی رسیده اند:
- اصلاح میان گروه های متخاصم مسلمانان یک واجب کفایی است.
- مبارزه مسلحانه با گروه یاغی پس از طی کردن مراحل اولیه گفتگو و عدم تاثیر آن جایز است.
- خون های یاغیان و متجاوزان و اموال آنها که در این راه از بین می رود برای طرف مقابل ایجاد ضمانت نمی کند.
- در مراحل اصلاح از طریق گفتگو اجازه حاکم شرع لازم نیست؛ ولی در مرحله شدت عمل به ویژه جایی که به خونریزی منجر می شود گرفتن اجازه حاکم شرع لازم است.
- در صورتی که گروه یاغی خونی از گروه مصلح بریزد یا اموالی را تضییع کند، ضامن آن است.
- در مبارزه چون هدف اصلاح دو گروه از مؤمنان است، مسأله اسیران جنگی و غنایم مطرح نیست و پس از اتمام جنگ اسیران آزاد گشته و اموال هر طرف بازگردانده می شود. [14]
نتیجه
در مجموع مسئله صلح جایگاه وِیژه در میان مسلمانان دارد و با استفاده از آموزه های دین، بزرگان اسلامی و عالمان دین تلاش نموده اند که جامعه اسلامی را به سوی صلح حرکت دهند و از تنش و درگیری بیفایده اجتناب کنند ولی متاسفانه بعضا اختلافات خانمانسوزی در جعرافیایی جهان اسلام واقع می گردد که با روح آموزه های دین در تضاد است، باید تلاش نمود تا جامعه به دور از تنش داشته باشیم.
پی نوشت ها
[1]. نساء، آیه 128.
[2] . نساء، آیه 128
[3] همان، آیه 129.
[4] . حجرات، 9.
[5] . حجرات، 10.
[6] . سوره بقره آیه 208
[7] . انفال آیه 61
[8] . الاتقان، ج 1، ص 408
[9] . مجمع البيان، ج 9، ص 199
[10] . نهمين آيه حجرات، آیه 49.
[11] . روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن، ج6، ص: 134
[12] . توضيح بيشتر در باره اين موضوع در جلد دوم تفسير نمونه صفحه 180 تحت عنوان تنازع بقاء گذشت.
[13] . مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، 28جلد، دار الكتب الإسلامية – ايران – تهران، چاپ: 10، 1371 ه. ش.
[14] . مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۲۲، ص۱۶۶-۱۶۸.
منابع
- ترجمه و تحقيق مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن، راغب اصفهانى، حسين بن محمد، ايران- تهران، 1369 ه. ش.
- روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن، ابوالفتوح رازى، حسين بن على، 556 ه. ق، آستان قدس رضوى، بنياد پژوهش هاى اسلامى، يران- مشهد مقدس، 1408 ه. ق
- تفسير نمونه، مكارم شيرازى، ناصر، دار الكتب الإسلامية، ايران- تهران، 1371 ه. ش
- الإتقان في علوم القرآن، سيوطى، عبدالرحمن بن ابىبكر، 911 ه. ق، دار الكتاب العربي، لبنان- بيروت، 1421 ه. ق
- مجمع البيان في تفسير القرآن، طبرسى، فضل بن حسن، 548 ه. ق، ناصر خسرو، ايران- تهران، 1372 ه. ش