تاریخ مقدس در تفكر باطنى‌ اسماعیلیان نخستین

تاریخ مقدس در تفكر باطنى‌ اسماعیلیان نخستین

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

فرقه اسماعیلیه یکی از مهم ترین مکاتب باطنی در اسلام است. بدون تردید قالب ‌اصلى‌ تعاليم ‌و تفكر باطنى‌ اسماعيليه‌، توسط اسماعيليان‌ نخستين‌ و عمدتاً در نيمه دوم‌ قرن‌ سوم هجری تدوين‌ يافته‌ است. اجزاء نظام‌ فكري‌ و اصول‌ عقايد اسماعيليان‌ِ نخستين‌ را مى ‌توان‌ به‌ طور ناقص‌ از منابع‌ بعدي‌ اسماعيليه‌، خاصه‌ منابع‌ مربوط به‌ دوره فاطمى‌، و از ميان‌ مكتوبات‌ مخالفان‌ آنان‌ استنباط و استخراج‌ كرد.

اصل اول: تفکیک ظاهر از باطن

اسماعيليان‌ نخستين‌ بين‌ ظاهر و باطن‌ِ نوشته ‌هاي‌ مقدس‌ و احكام‌ شرعى‌ تمايز قائل‌ مى ‌شدند و اعتقاد داشتند كه‌ هر معناي‌ ظاهري‌ و لفظى‌ منعكس‌ كننده يك‌ معناي‌ باطنى‌ و حقيقى‌ است‌.

در نتيجه‌، در نظام‌ مذهبى‌ اسماعيليه‌، معانى‌ ظاهري‌ و باطنى‌ قرآن‌ مجيد و شرع‌ مقدس‌ اسلام‌ نيز از يكديگر كاملاً متمايز بوده‌ است‌.

اصل دوم: وحدت ادیان در باطن و اختلاف در ظاهر

بنا بر عقيده اسماعيليان‌ نخستين‌، ظاهر دين‌ با هر پيامبر شارع‌ كه‌ آورنده شرعى‌ جديد بوده‌، تغيير مى‌كرده‌، ولى‌ باطن‌ دين‌ كه‌ هميشه‌ شامل‌ حقايق‌ ابدي‌ است‌، تغيير ناپذير مى‌ مانده‌ است‌.

اصل سوم: خفای باطن برای عوام (غیر اسماعیلی)

دسترسى‌ به‌ اين‌ حقايق‌ تغيير ناپذير كه‌ در مذاهب‌ و شرايع‌ مختلف‌ يكسان‌ است‌، فقط براي‌ اسماعيليان‌ (خواص‌) ميسر بوده‌، حال‌ آنكه‌ غير اسماعيليان‌ (عوام‌) فقط قادر به‌ درك‌ معانى‌ آشكار مذاهب‌ بوده ‌اند.

اسماعیلیان، نماینده تفكر باطنى‌ در اسلام

با اهميت‌ خاصى‌ كه‌ اسماعيليان‌ براي‌ باطن‌ و حقايق‌ مكتوم‌ در باطن‌ دين‌ قائل‌ بودند، آنان‌ به‌ عنوان‌ سخنگويان‌ اصلى‌ تفكر باطنى‌ در ميان‌ مسلمانان‌ شناخته‌ شدند و به‌ «باطنيه‌» شهرت‌ يافتند.

از ابتدا براي‌ اسماعيليان‌ دستيابى‌ به‌ حقايق‌ باطنى‌ فقط از طريق‌ تأويل‌ (يا تعبير باطنى‌ و تمثيلى‌) امكان ‌پذير بوده‌ است‌ و آنها اغلب‌ تأويل‌ را با معانى‌ رمزي‌ و تمثيلى‌ حروف‌ و اعداد تركيب‌ مى‌ كردند.

از طريق‌ تأويل‌ – كه‌ جزء وظايف‌ اصلى‌ امام‌ اسماعيلى‌ بوده‌ است‌ – اسماعيليان‌ از معناي‌ ظاهري‌ به‌ معناي‌ باطنى‌ و حقيقى‌ دين‌ دست‌ مى ‌يافته ‌اند و اين‌ همانند سفري‌ روحانى‌ از شريعت‌ به‌ حقيقت‌، و به‌ طور خلاصه‌ از دنياي‌ ظاهري‌ و گذرا به‌ دنياي‌ باطنى‌ و ابدي‌ بوده‌ است‌.

«بلاغ»، ولادت جدید و دست یابی به تفكر باطنى‌

دست یابی به این تفکر باطنی و‌ عرفانى‌ براي‌ اسماعيليان‌ يك‌ ولادت‌ جديد و روحانى‌ نيز شمرده‌ مى‌ شده‌، و گرويدن‌ به‌ مذهب‌ اسماعيلى‌ كه‌ اسماعيليان‌ آن‌ را «بلاغ‌» مى ‌گفتند، تدريجى‌، و در مقابل‌ پرداخت‌ وجوهات‌ بوده‌ است‌.

جوانب‌ مختلف‌ بلاغ‌ در جاي ‌جاي‌ كتاب‌ «العالم‌ و الغلام‌» كه‌ مربوط به‌ دوره اسماعيليان‌ نخستين‌ است‌، وصف‌ شده‌؛ ولى‌ به‌ رغم‌ ادعاي‌ اخومحسن‌ و ساير مؤلفان‌ ضد اسماعيلى‌، بلاغ‌ از هفت يا نه مرحله ثابت‌ تشكيل‌ شده‌ بوده‌ است‌.

اطلاعات‌ خاصى‌ از مراحل‌ مختلف‌ بلاغ‌ و تشكيلات‌ سازمانى‌ دعوت‌ اسماعيليه‌ در دوره نخستين‌ و سلسله‌ مراتب‌ آن‌ در دست‌ نيست‌.

شبکه گسترده دعوت به تفكر باطنى‌ اسماعیلی

به‌ طور كلى‌، به‌ نظر مى ‌رسد كه‌ طى‌ دوره ستر، رياست‌ دعوت‌ در دست‌ رهبران‌ مركزي‌ بوده‌ است‌ كه‌ به‌ عنوان‌ حجت هاي‌ محمد ابن‌ اسماعيل‌ شناخته‌ شده‌ بودند، تا آنكه‌ از زمان‌ عبيدالله‌ مهدي‌ به‌ بعد خود امامان‌ در صدر دعوت‌ قرار گرفتند.

در هر يك‌ از مناطق‌ِ (جزايرِ) دعوت‌ نيز يك‌ داعى‌ اصلى‌ كه‌ گمارده رهبر مركزي‌ بوده‌، رياست‌ دعوت‌ را در دست‌ داشته‌ است‌.

دعوت‌ اسماعيليه‌ در چند منطقه‌ يا جزيره‌ اشاعه‌ مى ‌شده‌، ولى‌ تشكل‌ و تعريف‌ جغرافيايى‌ مناطق‌ دوازده‌گانه دعوت‌ اسماعيليه‌ بيشتر مربوط به‌ دوره فاطميان‌ بوده‌ است‌.

در هر صورت‌، از ابتدا در هر يك‌ از مناطق‌ مختلف‌ دعوت‌، شبكه گسترده ‌اي‌ از داعيان‌ و دستيارانشان‌ به‌ وظايف‌ متعدد دعوت‌ و بلاغ‌ عمل‌ مى‌ كرده‌ اند.

نظام فکری اسماعیلی

براي‌ اسماعيليان‌ نخستين‌، حقايق‌ مكتوم‌ در باطن‌ دين‌ تشكيل‌ دهنده يك‌ نظام‌ فكري‌ باطنى‌ و عرفانى‌ بوده‌ است‌.

اين‌ نظام‌ عمدتاً مشتمل‌ بر يك‌ بينش‌ ادواري‌ درباره تاريخ‌ مذهبى‌ بشر و يك‌ جهان ‌شناسى‌ بوده‌ است‌.

اسماعيليان‌ نخستين‌ نظريات‌ خاصى‌ در مورد زمان‌ و ازليت‌ داشتند كه‌ از مكتب ها و جريان هاي‌ فكري‌ متفاوتى‌ از جمله‌ هلنى‌ و غنوصى‌، و مذاهب‌ ابراهيمى‌ پيش‌ از اسلام‌ و عقايد غالیان شيعه‌، مأخوذ بوده‌ است‌.

اين‌ نظريات‌ درباره زمان‌، ارتباط نزديكى‌ با عقايد اسماعيليه‌ درباره نبوت‌ و تاريخ‌ مذهبى‌ بشر داشته‌، و همچنين‌ با آموزش هاي‌ قرآنى‌ درباره خلقت‌ و رسالت‌ پيامبران‌ اولوالعزم‌، مرتبط بوده‌ است‌.

هفت دوره تاریخ مقدس

اسماعيليان‌ نخستين‌ معتقد بودند كه‌ تاريخ‌ مذهبى‌ بشر از هفت دوره‌ تشكيل‌ مى ‌شده‌، و هر دوره‌ را يك‌ پيامبرِ شارع‌ آغاز مى‌ كرده‌ است‌. آنها پيامبران‌ شارع‌ را كه‌ هر يك‌ آورندة شريعتى‌ نو در دوره ‌اي‌ جديد بوده ‌اند، ناطق‌ مى‌ ناميدند. در اصل‌، شريعت‌ هر دوره،‌ منعكس‌ كننده پيام‌ ظاهري‌ ناطق‌ آن‌ دوره‌ بوده‌ است‌.

در شش دوره اول‌ تاريخ‌، «نُطَقا»، يعنى‌ همان‌ پيامبران‌ اولوالعزم‌ عبارت‌ بودند از آدم‌، نوح‌، ابراهيم‌، موسى‌، عيسى‌ و محمد (صلی الله علیه و آله‌).

هر يك‌ از اين‌ نطقا براي‌ تأويل‌ و تعبير حقايق‌ نهفته‌ در باطن‌ شريعت‌ آن‌ دوره‌ جانشينى‌ داشته‌ است‌ كه‌ اسماعيليان‌ وي‌ را وصى‌، اساس‌، يا صامت‌ مى ‌خوانده ‌اند.

اوصياي‌ شش دوره اول‌ عبارت‌ بودند از شيث‌، سام‌، اسماعيل‌، هارون‌ (يا يوشع‌)، شمعون‌ الصفا و على‌ بن‌ ابى‌طالب‌ (علیه السلام).

در هر دوره‌، بعد از وصى‌ آن‌ دوره‌، هفت امام‌ وجود داشته‌ است‌ كه‌ اَتِمّاء (جمع‌ مُتِم‌ّ) نيز ناميده‌ مى‌ شدند و وظيفه اصلى‌ آنان‌ حراست‌ از معانى‌ ظاهري‌ و باطنى‌ شريعت‌ آن‌ دوره‌ بوده‌ است‌.

هفتمين‌ امام‌ هر دوره‌ به‌ مقام‌ ناطق‌ دوره بعدي‌ ارتقا مى‌ يافته‌ كه‌ با آوردن‌ شريعتى‌ نو، شريعت‌ ناطق‌ دورة قبل‌ را نسخ‌ مى‌ كرده‌ است‌.

اين‌ الگو تنها در دوره هفتم‌، يعنى‌ آخرين‌ دوره تاريخ‌، تغيير مى ‌كرده‌ است‌.

جایگاه محمد بن اسماعیل در تاریخ مقدس

بر پايه اعتقادات‌ اسماعيليان‌ نخستين‌، هفتمين‌ امام‌ در ششمين‌ دوره‌، يعنى‌ دوره حضرت‌ محمد (ص‌) و اسلام‌، محمد بن‌ اسماعيل‌ بوده‌ كه‌ اسماعيليان‌ مرگش‌ را انكار كرده‌، و در انتظار ظهورش‌ به‌ عنوان‌ قائم‌ و مهدي‌ بوده ‌اند.

بنابراين‌، محمد بن‌ اسماعيل‌ هفتمين‌ و آخرين‌ ناطق‌، و در ضمن‌ اساس‌ دوره خود نيز بوده‌ كه‌ با رجعتش‌ به‌ مقام‌ آخرين‌ ناطق‌ مى ‌رسيده‌ است‌؛ ولى‌ محمد بن‌ اسماعيل‌ قرار نبوده‌ كه‌ آورنده شريعتى‌ جديد باشد، اگرچه‌ او نيز شريعت‌ دوره قبلى‌، يعنى‌ شرع‌ مقدس‌ اسلام‌ را منسوخ‌ مى‌ كرده‌ است‌.

در عوض‌، وظيفه اصلى‌ محمد بن‌ اسماعيل‌ به‌ عنوان‌ آخرين‌ ناطق‌ و اساس‌، بيان‌ و وصف‌ كامل‌ معانى‌ باطنى‌ و حقايق‌ مكتوم‌ در تمام‌ شريعت هاي‌ قبلى‌ بوده‌ است‌. به‌ عبارت‌ ديگر، در آخرين‌ دوره زمان‌ و تاريخ‌ مذهبى‌، محمد بن‌ اسماعيل‌ حقايق‌ نهفته‌ در پيام‌ ناطق‌ دوره اسلام‌ و شرايع‌ ديگر پيامبران‌ اولوالعزم‌ را بر همگان‌ آشكار مى‌ كرده‌ است‌.

در آن‌ عصر غايى‌ تاريخ‌ بشر، ديگر هيچ‌ گونه‌ احتياجى‌ به‌ احكام‌ دينى‌ وجود نخواهد داشت‌؛ محمد بن‌ اسماعيل‌ به‌ عنوان‌ قائم‌ و آخرين‌ ناطق‌، حكومت‌ عدل‌ را در پهنه جهان‌ خواهد گسترد و سپس‌ دنياي‌ جسمانى‌ برچيده‌ خواهد شد.

اصلاحات دوره فاطمی در نظام فکری اسماعیلی

پايه تفكر باطنى‌ اسماعيليان‌ نخستين‌ در زمينه امامت‌ مأخوذ از نظريات‌ شيعة اماميه‌ بوده‌ است‌، ولى‌ از سال 286 هجری كه‌ با توضيحات‌ عبيدالله‌ مهدي‌ تداوم‌ در امامت‌ از سوي‌ اسماعيليان‌ فاطمى‌ پذيرفته‌ شد، تدريجاً در نظريه امامت‌ اين‌ شاخه‌ از اسماعيليه‌ اصلاحات‌ و تغييراتى‌ پديد آمد، به‌ طوري‌ كه‌ اسماعيليان‌ فاطمى‌ با پذيرفتن‌ امامت‌ اعقاب‌ محمد بن‌ اسماعيل‌ شمار امامان‌ خود را در دوره اسلام‌ از هفت فزونى‌ دادند و بعداً نيز با حفظ اصل‌ تداوم‌ امامت‌ همچنان‌ بر آن‌ افزودند.

در نتيجه اين‌ اصلاحات‌، اسماعيليان‌ فاطمى‌ ديگر نقش‌ خاصى‌ براي‌ محمد بن‌ اسماعيل‌ به‌ عنوان‌ قائم‌ متصور نشدند و او را صرفاً به‌ عنوان‌ هفتمين‌ امام‌ خود شناختند.[1]

اسطوره آفرینش در جهان شناسی اسماعیلی

جهان‌ شناسى‌ اسماعيليان‌ نخستين‌ را مى ‌توان‌ تا حدودي‌ بر اساس‌ كتاب‌ «الاصلاح»‌ ابوحاتم‌ رازي‌ كه‌ هنوز به‌ صورت‌ خطى‌ باقى‌ مانده‌ است‌، و از اشارات‌ پراكنده‌ در آثار داعى‌ ابويعقوب‌ سجستانى‌ و بعضى‌ ديگر از مؤلفان‌ دوره فاطمى‌، و همچنين‌ معدود مكتوبات‌ زيديان‌ يمن‌، بازسازي‌ كرد.[2]

جهان ‌شناسى‌ نخستين‌ اسماعيليان‌ كه‌ تا اواخر قرن‌ سوم هجری‌ كاملاً تدوين‌ يافته‌ بوده‌، تنها در دو دهه اخير تا اندازه ‌اي‌ مورد مطالعه‌ و شناخت‌ محققان‌ قرار گرفته‌ است‌.

اين‌ جهان‌ شناسى‌ مبتنى‌ بر افسانه ساده ‌اي‌ بوده‌ كه‌ نوعى‌ تفكر اساطيري‌ عرفانى‌ را درباره آفرينش‌ در بر مى‌ گرفته‌ است‌. به طور خلاصه‌، اين‌ افسانه‌ حاكى‌ از آن‌ بوده‌ است‌ كه‌ به‌ اراده‌ و مشيت‌ الهى‌ در ابتدا نوري‌ خلق‌ شده‌ بوده‌ كه‌ خداوند تبارك‌ و تعالى‌ آن‌ را با كلمه «كُن‌» كه‌ در قرآن‌ مجيد نيز انعكاس‌ يافته‌[3]، مورد خطاب‌ قرار داده‌، و سپس‌ از «كاف‌» و «نون‌» كه‌ حروف‌ تشكيل‌ دهنده «كن‌» هستند، دو كلمه‌ به‌ وجود آمده‌ است‌.

اين‌ دو كلمه‌ كه‌ اسماعيليان‌ نخستين‌، آنها را دو اصل‌ نخست‌ مى‌ ناميدند، شامل‌ هفت حرف‌ («ك‌ – و – ن‌ – ي‌» و «ق‌ – د – ر») بودند؛ اسماعيليان‌ اين‌ هفت حرف‌ را كه‌ حروف‌ علويه‌ مى‌ خواندند، به‌ عنوان‌ صورت‌ مثالى‌ هفت ناطق‌ ادوار تاريخ‌ بشر تعبير مى‌ كرده ‌اند.

دو اصل‌ نخست‌ به‌ ترتيب‌ هفت «كروبى‌» و دوازده حدّ روحانى‌ ديگر را در عالم‌ روحانى‌ به‌ وجود آورده‌ بودند.

قَدَر، يا اصل‌ مذكرِ دو اصل‌ نخست‌، سه شكل‌ روحانى‌ ديگر نيز به‌ نام هاي‌ جَد و فَتح‌ و خيال‌ خلق‌ كرده‌ بوده‌ است‌.

نقش‌ اصلى‌ جد و فتح‌ و خيال‌ كه‌ اغلب‌ با جبرائيل‌ و ميكائيل‌ و اسرافيل‌ مطابقت‌ داده‌ مى‌ شدند، برقراري‌ ارتباط بين‌ عالم‌ روحانى‌ و عالم‌ جسمانى‌ از يك‌ سو، و پروردگار و نطقا از سوي‌ ديگر بوده‌ است‌.

عالم‌ جسمانى‌ و سفلى‌ نيز توسط خداوند تبارك‌ و تعالى‌، و از طريق‌ همان‌ دو اصل‌ نخست‌، خلق‌ شده‌ بوده‌ است‌.

در اين‌ افسانه آفرينش‌، حروف‌ نقش‌ مهمى‌ ايفا مى‌ كردند، به‌ طوري‌ كه‌ آنها با تركيب‌ حروف‌ و ساختن‌ كلمات‌ در واقع‌ همزمان‌ باعث‌ آفرينش‌ عناصر و اجزاء مختلف‌ كيهان‌ مى ‌شدند.

افزون‌ بر آن‌، بين ‌عوالم‌ روحانى‌ و جسمانى‌ و سلسله‌ مراتب‌ آنها نيز مطابقت هاي‌ نزديكى‌ وجود داشته‌ است‌.

نتیجه گیری

تفکر باطنی اسماعیلیه با تأکید بر باطن دین، تاریخ مقدس ادیان را چنان روایت می کرد که با یک اسطوره عرفانی آغاز می شد و پس از دوران پیامبران و اوصیای ایشان، با رجعت محمد بن اسماعیل به عنوان قائم و مهدی موعود خاتمه می یافت. این اندیشه تا زمان اصلاحات فاطمیان در میان اسماعیلیان رواج داشت. اسماعيليان‌ فاطمى‌ ديگر نقش‌ خاصى‌ براي‌ محمد بن‌ اسماعيل‌ به‌ عنوان‌ قائم‌ متصور نشدند و او را صرفاً به‌ عنوان‌ هفتمين‌ امام‌ خود شناختند.

پی نوشت ها

[1] . جعفر بن منصور، الكشف‌، ص14 به‌ بعد، 104، 109؛ قاضى‌ نعمان‌، اساس‌ التأویل، ص33، 40-42، 47؛ ابويعقوب‌، اثبات النبوات‌، ص181-193؛ دفتري‌، غزالی و اسماعیلیه، ص136-141

[2] . ابويعقوب‌، الافتخار، ص43-56؛ جعفر، الکشف، 24-26،81-82

[3] . بقره/117

منابع

1- ابويعقوب‌ سجستانى‌، اسحاق‌، اثبات‌ النبوات‌، بيروت‌، دار المشرق، چاپ اول، 1966م‌

2- ابويعقوب‌ سجستانى‌، الافتخار، بيروت‌، دار الغرب الاسلامی، چاپ اول، 1980م

3- جعفر بن منصور الیمن، الكشف‌، لندن‌، 1952م

4- دفتري‌، فرهاد، «غزالى‌ و اسماعيليه‌»، مجله معارف‌، اسفند 1363، شماره 3

5- قاضى‌ نعمان‌، اساس‌ التأويل‌، بيروت‌، دار الثقافه، چاپ اول، 1960م‌

 

منبع مقاله | اقتباس از:

دفتری، فرهاد، اسماعیلیه، دانشنامه بزرگ اسلامی، مقاله 3493.

بدون دیدگاه