اسماعیل بن جعفر، پیشوای هفتم فرقه اسماعیلیه

اسماعیل بن جعفر، پیشوای هفتم فرقه اسماعیلیه

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

اسماعیل بن جعفر، فرزند ارشد امام صادق (ع)، کسی است که خلفای فاطمی و امامان اسماعیلی وی را جد خود و جانشین بر حق امام صادق (ع) می دانند؛ و اعتقاد به امامت او سراغاز جدایی شاخه اسماعیلیه از شیعیان امامی است.

شرح حال اسماعیل

مادر اسماعیل‌، فاطمه ‌دختر حسین ‌بن ‌حسن ‌بن‌ علی ‌بن ‌ابی ‌طالب (ع‌) بود.[1]

گفته‌ شده‌ است‌ كه‌ امام‌ صادق ‌(ع‌) در زمان‌ حیات‌ فاطمه‌ همسر دیگری‌ اختیار نكرد و به‌ همین‌ سبب‌، حدود ۲۵ سال‌ پیش‌ از ولادت‌ امام‌ كاظم‌ (ع‌)، آن‌ حضرت‌ به جز اسماعیل‌ و برادرش‌ عبدالله‌، فرزند دیگری‌ نداشته‌ است‌.[2]

در بسیاری‌ از منابع‌ آورده ‌اند كه‌ اسماعیل‌، مورد علاقه‌ و محبت‌ شدید پدر بوده‌ است.[3]

تاریخ تولد اسماعیل

تاریخ‌ تولد اسماعیل بن جعفر به درستی‌ دانسته‌ نیست‌، اما با توجه‌ به‌ اینكه‌ تولد امام‌ صادق ‌(ع‌) در آغاز دهه ۸ سده نخست‌ هجری‌، و اسماعیل‌ فرزند ارشد ایشان‌ است‌، و نیز با ملاحظه این‌ نكته‌ كه‌ تقریباً ۲۵ سال‌ اختلاف‌ سنی‌ میان‌ امام‌ كاظم ‌(ع‌) و اسماعیل‌ بوده‌ است‌[4]، می‌ توان‌ حدس‌ زد كه‌ اسماعیل‌ در نخستین‌ سال های‌ سده ۲ هجری‌ به دنیا آمده‌ است.

تاریخ وفات اسماعیل

اگر چه‌ به‌ اعتقاد گروهی‌ از اسماعیلیان‌ و به‌ گزارش‌ برخی‌ منابع‌ اسماعیلی‌، وفات‌ اسماعیل‌ پس‌ از فوت‌ امام‌ صادق‌(ع‌) بوده‌، اما به‌ نظر بیشتر منابع‌ مرگ‌ او در زمان‌ حیات‌ پدر بوده‌ است‌.[5]

مقریزی‌ از سال‌ ۱۳۸ هجری به‌ عنوان‌ سال‌ وفات‌ اسماعیل بن جعفر سخن‌ گفته‌ است‌.[6]

با توجه‌ به‌ اینكه‌ مقریزی‌ درصدد بیان‌ انساب‌ علویان‌ و خاندان‌ اهل‌ بیت‌ بوده‌ است‌، چنین‌ می ‌نماید كه‌ وی‌ از منابع‌ نسب‌ شناسی‌، بر روایت‌ مذكور دست‌ یافته‌ است‌.

اگر گفته ابوحاتم‌ رازی‌ درباره ابوالخطاب‌ اسدی‌ را بپذیریم‌ كه‌ وی‌ نخست‌ قائل‌ به‌ امامت‌ اسماعیل بن جعفر بود و پس‌ از مرگ‌ وی‌ دوباره‌ امامت‌ امام‌ صادق ‌(ع‌) را پذیرفت‌ و آنگاه‌ به‌ غلو و افراط درباره شخصیت‌ آن‌ حضرت‌ پرداخت‌،[7] شاید بتوان‌ گفت‌ كه‌ مرگ‌ اسماعیل بن جعفر پیش‌ از مرگ‌ ابوالخطاب‌ واقع‌ شده‌ است‌.

از سوی‌ دیگر می ‌دانیم‌ كه‌ قیام‌ ابوالخطاب‌ و یارانش‌ در كوفه‌ كه‌ به‌ مرگ‌ ایشان‌ منجر شد، در اواخر دهۀ ۳۰ از سده ۲ هجری‌ و احتمالاً در همان‌ سال‌ ۱۳۸ هجری‌ واقع‌ شده‌ است‌، بنابراین‌، سال‌ یاد شده‌ به‌ عنوان‌ سال‌ وفات‌ اسماعیل بن جعفر معقول ‌تر به‌ نظر می ‌رسد.

عملکرد امام صادق (ع) پس از وفات اسماعیل

بر پایه آنچه‌ كه در بسیاری‌ از منابع‌ موجود به‌ طرق‌ و اشكال‌ مختلف‌ روایت‌ گردیده‌ است‌، اسماعیل بن جعفر در منطقه ‌ای‌ به ‌نام‌ عُرَیض‌ در نزدیكی‌ مدینه‌ از دنیا رفت‌ و تابوت‌ وی‌ بر دوش‌ مردم‌ در حالی‌ به‌ گورستان‌ بقیع‌ تشییع‌ شد كه‌ امام‌ صادق ‌(ع‌) با وضعیتی‌ غیر معمول‌ پیشاپیش‌ آن‌ حركت‌ می‌ كرده‌ است‌.

امام‌ (ع‌) پیش‌ از دفن‌ اسماعیل‌ بارها پوشش‌ وی‌ را كنار زده‌، و به‌ گونه ‌ای‌ سعی‌ نموده‌ است‌ تا مرگ‌ اسماعیل‌ را برای‌ همگان‌ آشكار سازد.[8]

حتی‌ در برخی‌ منابع‌ ذكر شده‌ است‌ كه‌ حضرت‌ صادق ‌(ع‌) جمعی‌ از معاریف‌ و مشایخ‌ و نیز والی‌ مدینه‌ را كه‌ از جانب‌ بنی‌ عباس‌ منصوب‌ بود، بر مرگ‌ اسماعیل‌ شاهد گرفت‌ و اقدام‌ به‌ تهیه استشهادیه ‌ای‌ نمود كه‌ خط و امضای‌ شهود در آن‌ دیده‌ می ‌شد.[9]

صحت‌ گزارش‌ اخیر به‌ ویژه‌ با توجه‌ به‌ اینكه در منابع‌ امامیه‌ اشاره ‌ای‌ بدان‌ نشده‌، محل‌ تردید است‌.

دیدگاه امامیه در مورد عملکرد امام (ع)

به‌ ظاهر جمعی‌ از شیعیان‌ و پیروان‌ امام‌ صادق‌ (ع‌) به‌ امامت‌ اسماعیل بن جعفر پس‌ از ایشان‌ اعتقاد داشته ‌اند و آشكار نمودن‌ مرگ‌ اسماعیل بن جعفر تنها برای‌ زدودن‌ این‌ تصور از اذهان‌ بوده‌ است‌.

تفسیری‌ كه‌ امامیه‌ از رفتار امام‌ صادق‌ (ع‌) در قضیه مرگ‌ اسماعیل بن جعفر دارند، منطبق‌ بر همین‌ دیدگاه‌ است‌.[10]

بر پایه روایتی‌ منقول‌ از زراره بن‌ اعین‌، ساعاتی‌ پس‌ از مرگ‌ اسماعیل‌ و پیش‌ از دفن‌ او، امام‌ صادق ‌(ع‌) حدود ۳۰ تن‌ از اصحاب‌ و یاران‌ نزدیك‌ خود را درباره مرگ‌ فرزندش‌ شاهد گرفت.[11]

دیدگاه اسماعیلیه در مورد عملکرد امام (ع)

گفتنی‌ است‌ كه‌ برخی‌ از منابع‌ اسماعیلیه‌ از دیدگاهی‌ دیگر به‌ قضیه مرگ‌ اسماعیل‌ نگریسته ‌اند.

مطابق‌ این‌ منابع‌، اسماعیل بن جعفر در زمان‌ حیات‌ پدر از دنیا نرفته‌ بود و اعلام‌ مرگ‌ او توسط امام‌ صادق (ع‌) صرفاً به‌ قصد پوشش‌ و مخفی ‌كاری‌ و برای‌ فریب‌ دستگاه‌ حكومت‌ عباسی‌ كه درصدد متوقف‌ ساختن‌ حركت‌ امامان‌ شیعی‌ بود، صورت‌ گرفت‌.[12]

سعد بن‌ عبدالله‌ اشعری‌ نقل‌ كرده‌ است‌ كه‌ گروهی‌ از اسماعیلیه‌ پس‌ از امام‌ صادق ‌(ع‌) معتقد شدند كه‌ اسماعیل بن جعفر زنده‌ است‌.[13]

حتی‌ در برخی‌ منابع‌ اسماعیلی‌ ذكر شده‌ كه‌ اسماعیل بن جعفر مدتی‌ پس‌ از وفات‌ امام‌ صادق ‌(ع‌) در بصره‌ بوده‌، و كراماتی‌ نیز از وی‌ ظاهر شده‌ است‌.[14]

در این‌ میان‌ صفدی‌ گزارشی‌ را نقل‌ كرده‌ كه‌ به‌ موجب‌ آن‌ یكی‌ از فرزندان‌ امام‌ (ع‌) به‌ هنگام‌ ملاحظه جسد اسماعیل بن جعفر، در حضور همه‌ اشاره‌ به‌ زنده‌ بودن‌ وی‌ كرده‌ است‌.[15]

چنین‌ می ‌نماید كه‌ گزارش های‌ مذكور تماماً ناشی‌ از یك‌ باور فرقه ‌ای‌ است‌، نه‌ واقعیت های‌ تاریخی.

به‌ ظاهر گزارش های‌ حاكی‌ از ارائه استشهادیه مرگ‌ اسماعیل‌ به‌ منصور دوانیقی‌، خلیفه عباسی‌ وقت،‌ كه‌ مربوط به‌ بعد از ظهور اسماعیل‌ در بصره‌ است‌، نیز فراتر از باورهای‌ فرقه ‌ای‌ اصلی‌ ندارد و چنانكه‌ گزارش های‌ رسمی‌ اسماعیلیه‌ نیز معترفند[16]، اسماعیل‌ در زمان‌ حیات‌ پدر از دنیا رفته‌ است.

ناخشنودی امام صادق (ع) از روابط اسماعیل با گروه های افراطی

آگاهی های‌ ما درباره زندگی‌ و فعالیت های‌ اسماعیل بن جعفر اندك‌ است‌ و از شخصیت‌، نحوه نگرش‌ و اعتقادات‌ او چیزی‌ دانسته‌ نیست‌.

تنها برخی‌ روایات‌ پراكنده‌ كه‌ به‌ واسطه منابع‌ امامیه‌ و بیشتر توسط كشّی‌ نقل‌ شده‌، می‌ تواند برخی‌ از زوایای‌ شخصیت‌ اسماعیل بن جعفر را آشكار سازد.

ارتباط با غالیان

مهم‌ ترین‌ مطلبی‌ كه‌ از آن‌ گزارش ها به دست‌ می ‌آید، این‌ است‌ كه‌ اسماعیل بن جعفر با برخی‌ از گروه های‌ افراطی‌ شیعی‌ و غالیان‌ كه‌ رفتار و اعتقادات‌ آنها با منش‌ و مشی‌ امام‌ صادق ‌(ع‌) سازگار نبوده‌، ارتباط داشته‌، و امام‌ (ع‌) نیز از این‌ روابط، آگاه‌، اما ناخشنود بوده‌ است‌.

مفضل بن عمر

در این‌ میان‌، مفضل‌ بن‌ عمر جعفی،‌ یكی‌ از یاران‌ و شیعیان‌ امام‌ (ع‌) كه‌ گاه‌ راوی‌ روایت های‌ آمیخته‌ به‌ اندیشه غالیان‌ نیز بوده‌، و زمانی‌ با خطّابیه‌ سر و سرّی‌ داشته‌، بیش‌ از همه در برقراری‌ این‌ ارتباط ها سهم‌ داشته‌ است‌.

بنا بر گزارش‌ كشی‌ زمانی‌ امام‌ صادق‌ (ع‌) وی‌ را به‌ الفاظ مشرك‌ و كافر خطاب‌ نموده‌، و خشم‌ خود را نسبت‌ به‌ ارتباط او با فرزندش‌ اسماعیل‌ ابراز داشته‌ است‌.[17]

راوی‌ در ذیل‌ همین‌ روایت‌، مفضل‌ را حلقه ارتباط اسماعیل بن جعفر با خطابیه‌ معرفی‌ نموده‌ است‌.

بسام صیرفی

بر پایه روایتی‌ دیگر از كشی‌، اسماعیل بن جعفر با بسام‌ صیرفی‌ یكی‌ از غالیان‌ و انقلابیون‌ شیعی‌ در ارتباط بوده‌ است‌ و به دنبال‌ دستگیری‌ هر دو توسط عاملان‌ حكومت‌ عباسی‌، بسام‌ كشته‌ می ‌شود و این‌ امر باعث‌ انتقاد شدید امام‌ صادق ‌(ع‌) از اسماعیل‌ می ‌گردد.

طرح جانشینی اسماعیل

چگونگی‌ این‌ ارتباط و نوع‌ مراوده اسماعیل‌ با گروه های‌ افراطی‌ و غالی‌ چندان‌ روشن‌ نیست‌، اما مطابق‌ آنچه‌ از گزارش های‌ موجود به ‌دست‌ می ‌آید، گروه های‌ غالی‌ و به‌ ویژه‌ خطابیه‌، طرح‌ مسأله امامت‌ اسماعیل‌ و جانشینی‌ امام‌ صادق ‌(ع‌) توسط او را در سر داشته‌ اند.

كشی‌ روایتی‌ نقل‌ كرده‌ كه‌ مطابق‌ آن‌، زمانی‌ مفضل‌ بن‌ عمر شخصی‌ را مأمور می‌ كند تا در حضور امام‌ صادق ‌(ع‌)، امامت‌ اسماعیل بن جعفر پس‌ از وی‌ را مطرح‌ سازد.[18]

ابوالخطاب و پیروان او

شایان‌ ذكر است‌ كه‌ ارتباط خطابیه‌ با اسماعیل‌ و دعوت‌ ایشان‌ به‌ امامت‌ وی‌ در بسیاری‌ از منابع‌ از جمله‌ منابع‌ اسماعیلی‌، امامی‌ و غیرشیعی‌ نقل‌ شده‌ است‌.

سعد بن‌ عبدالله‌ اشعری‌ و نوبختی‌ اسماعیلیه خالصه‌، یعنی‌ كسانی‌ را كه‌ پس‌ از امام‌ صادق‌ (ع‌) معتقد به‌ امامت‌ اسماعیل بن جعفر بودند و مرگ‌ او را انكار می ‌كردند، همان‌ خطابیه دانسته ‌اند كه‌ گروهی‌ از ایشان‌ در زمره پیروان‌ محمد بن‌ اسماعیل‌ درآمده‌، و قائل‌ به‌ مرگ‌ اسماعیل بن جعفر در زمان‌ حیات‌ پدر شده ‌اند.[19]

ابوحاتم‌ رازی‌ می‌ نویسد كه‌ خطابیه در زمان‌ امام‌ صادق ‌(ع‌) قائل‌ به‌ امامت‌ اسماعیل بن جعفر بوده‌ اند.[20]

گفتنی‌ است‌ كه در برخی‌ منابع‌ زیدی‌ و نصیری‌ نیز ارتباط اسماعیل بن جعفر با گروه‌ خطابیه‌ و نقش‌ آنها در شكل‌ گیری‌ فرقه اسماعیلیه‌ تأیید شده‌ است‌.

همچنین‌ در ام‌ الكتاب‌ كه‌ از كتاب های‌ سرّی‌ و مقدس‌ اسماعیلیان‌ آسیای‌ میانه‌ است‌، ابوالخطاب‌ به‌ عنوان‌ پایه‌ گذار فرقه اسماعیلیه‌ شناخته‌ شده‌ است‌: «مذهب‌ اسماعیلی‌ آن‌ است‌ كه‌ فرزندان‌ ابوالخطاب‌ نهاده‌ اند كه‌ تن‌ خود را به‌ فدای‌ فرزندان‌ جعفر صادق ‌(ع‌) اسماعیل‌ كردند كه در دور دوایر بماند»[21].

البته‌ لازم‌ به‌ یادآوری‌ است‌ كه‌ فاطمیان‌ هیچ‌گاه در اظهارات‌ رسمی‌ خود نقشی‌ برای‌ ابوالخطاب‌ در پدید آمدن‌ دعوت‌ اسماعیلی‌ قائل‌ نشدند و همچون‌ امامیه‌ وی‌ را شخصی‌ بدعت ‌گذار و مطرود و مورد لعن‌ امام‌ صادق ‌(ع‌) معرفی‌ نمودند.[22]

ماسینیون‌ درباره ارتباط میان‌ ابوالخطاب‌ و اسماعیل‌ تا بدانجا پیش‌ می‌ رود كه‌ كنیه ابواسماعیل‌ را كه‌ كشی‌ برای‌ ابوالخطاب‌ ذكر كرده‌ است‌، به‌ اسماعیل‌ بن‌ جعفر برمی‌ گرداند و ابوالخطاب‌ را پدر معنوی‌ و روحانی‌ اسماعیل‌ می ‌داند.[23]

برخی‌ بر این‌ باورند كه‌ ابوالخطاب‌ و اسماعیل‌ در زمان‌ حیات‌ امام‌ صادق ‌(ع‌) به‌ یاری‌ یكدیگر نظامی‌ از عقاید را پایه ‌گذاری‌ كردند كه‌ اساس‌ كیش‌ اسماعیلی‌ شد؛ اما پیداست‌ كه دلیلی‌ بر این‌ مدعا وجود ندارد و صرفاً از ارتباط اسماعیل‌ با خطابیه‌ نمی ‌توان‌ نتیجه‌ گرفت‌ كه‌ اسماعیل‌ برای‌ پی‌ ریزی‌ یك‌ حركت‌ سیاسی‌ – فرهنگی‌ تلاش‌ می ‌كرده‌ است‌.

حتی‌ دلیلی‌ وجود ندارد كه‌ بر اساس‌ آن‌ بگوییم‌ اسماعیل بن جعفر خود مدعی‌ امامت‌ بوده‌ است.

فقدان هر گونه نص بر امامت اسماعیل

گفتنی‌ است‌ كه‌ علمای‌ امامیه‌ همواره‌ منكر وجود هرگونه‌ نص‌ بر امامت‌ اسماعیل بن جعفر بوده ‌اند و فراتر از تصور گروهی‌ از شیعیان‌ و مردم‌، به‌ هیچ‌ اصلی‌ برای‌ امامت‌ وی باور ندارند.

به‌ اعتقاد ایشان‌ از آنجا كه‌ هیچ‌ نص‌ معتبری‌ درباره اسماعیل بن جعفر نقل‌ نشده‌، و به ‌ویژه‌ آنكه‌ وی‌ در زمان‌ حیات‌ پدر از دنیا رفته‌، بدیهی‌ است‌ كه‌ قول‌ به‌ امامت‌ او پذیرفته‌ نیست‌.

حتی‌ موارد بسیاری‌ وجود دارد كه‌ امام‌ صادق ‌(ع‌) صریحاً امامت‌ اسماعیل‌ را رد كرده‌ است‌. حدیث‌ منقول‌ از فیض‌ بن‌ مختار از مشهورترین‌ احادیث‌ در این ‌باره ‌است‌.[24]

البته‌ نباید از نظر دور داشت‌ كه‌ اسماعیل‌ فرزند ارشد امام‌ (ع‌) بوده‌، و طبیعی‌ است‌ كه‌ جمعی‌ تصور كنند وی‌ جانشین‌ پدر است.

در منابع‌ اسماعیلی‌ و فاطمی‌ به‌ ویژه در آثار قاضی‌ نعمان‌ نیز هیچ‌ نصی‌ درباره امامت‌ اسماعیل‌ روایت‌ نشده‌ است‌.

تنها جعفر بن‌ منصور الیمن‌ بدون‌ ذكر سلسله راویان‌، احادیث‌ غیر مشهوری‌ را درباره امامت‌ اسماعیل بن جعفر و نص‌ بر او آورده‌ است‌.[25]

همچنین‌ نباید از یاد برد كه در برخی‌ منابع‌ اسماعیلی‌ و غیر اسماعیلی‌ صریحاً گفته‌ شده‌ است‌ كه‌ خلفای‌ فاطمی‌ نخست‌ به‌ جای‌ اسماعیل‌، برادرش‌ عبدالله‌ افطح‌ را امام‌ و جد خود معرفی‌ می‌ كرده‌ اند و سپس‌ از این‌ امر عدول‌ كرده‌، و امامت‌ اسماعیل‌ را مطرح‌ كرده ‌اند.[26]

این‌ موضوع‌ خود حاكی‌ از آن‌ است‌ كه‌ فاطمیان‌ در آغاز كار طرح‌ روشنی‌ از مسأله امامت‌ نداشته ‌اند.

در آثار امامیه‌ نیز به‌ طور محدود گزارش هایی‌ حاكی‌ از وجود نص‌ درباره اسماعیل‌ به‌ چشم‌ می ‌خورد[27]، اما نباید از نظر دور داشت‌ كه‌ این‌ احادیث‌ به ‌وضوح‌ با اعتقاد علمای‌ امامیه‌ سازگار نیست‌.

به‌ علاوه در حدیث‌ مذكور به‌ قضیه بداء اشاره‌ شده‌ كه‌ باعث‌ می ‌شود درباره صحت‌ آن‌ به‌ طور جدی‌ تردید كنیم‌، زیرا احادیث‌ نقل‌ شده در آثار امامیه‌ راجع‌ به‌ حاصل‌ شدن‌ بداء درباره اسماعیل‌ به‌ مسأله امامت‌ ربط داده‌ نشده‌ است‌.

حدیث بداء درباره اسماعیل

حدیث‌ مشهوری‌ به‌ طرق‌ و مضامین‌ مختلف‌ از امام‌ صادق ‌(ع‌) درباره بداء نقل‌ شده‌ است‌ كه‌ تقریباً مضمون‌ همه آنها حاكی‌ از حصول‌ بداء درباره اسماعیل بن جعفر است‌.[28]

بداء نزد شیعه‌ عبارت‌ است‌ از این‌ اعتقاد كه‌ خداوند بنا بر مصالحی‌ مشیت خود را تغییر می‌ دهد. به‌ عبارتی‌ دیگر بداء به‌ معنی‌ «نسخ‌ در تكوین»‌ است.

منابع‌ اسماعیلی‌ قضیه بداء درباره اسماعیل‌ را با مسأله امامت‌ وی‌ مربوط ساخته‌ اند و از آنجا كه‌ به‌ اعتقاد شیعه‌ بداء در مسأله امامت‌ جایز نیست‌، بر امامیه‌ خرده‌ گرفته ‌اند.[29]

در برخی‌ آثار غیر اسماعیلی‌ نیز حدیثی‌ از امام‌ صادق ‌(ع‌) به‌ نقل‌ از اسماعیلیان‌ روایت‌ شده‌ كه‌ حصول‌ بداء درباره اسماعیل‌ را از اساس‌ نفی‌ كرده‌ است‌[30]؛

تفسیر امامیه از حصول بداء درباره اسماعیل

اما منابع‌ امامیه‌ هیچ‌گاه‌ ارتباط قضیه بداء با امامت‌ اسماعیل‌ را نپذیرفته ‌اند و معتقد نیستند كه در آغاز نص‌ بر امامت‌ اسماعیل‌ صادر شد و سپس‌ با حصول‌ بداء، وی‌ از امامت‌ عزل‌ گردیده‌ است‌.

از دیدگاه‌ مفید، حصول‌ بداء درباره اسماعیل‌ مربوط به‌ كشته‌ شدن‌ اسماعیل‌ است‌[31]، بدین ‌معنا كه‌ خداوند نخست‌ در سرنوشت ‌اسماعیل‌ كشته‌ شدن‌ را مقدر كرده‌ بود و سپس‌ به دعای‌ امام‌ صادق ‌(ع‌) بداء حاصل‌ شد و خداوند از كشته‌ شدن‌ وی‌ درگذشت‌.

در برخی‌ دیگر از منابع‌ امامیه‌ حصول‌ بداء درباره اسماعیل‌ از این‌ جهت‌ بوده‌ كه‌ مردم‌ ظاهراً وی‌ را امام‌ می ‌دانسته ‌اند و با مرگ‌ وی‌ در زمان‌ حیات‌ پدر آنچه‌ سابقاً بر مردم‌ آشكار نبوده‌، بر ایشان‌ ظاهر شده‌ است‌.

بنا بر این‌ عقیده‌، بداء ظهور امری‌ است‌ از جانب‌ خداوند كه‌ قبلاً ظاهر نبوده‌، اگر چه در علم‌ خداوند ظاهر بوده‌ است‌.

عدم صلاحیت اسماعیل برای امامت

از جمله‌ مسائلی‌ كه درباره اسماعیل بن جعفر از منابع‌ امامی‌ برمی ‌آید، این‌ است‌ كه‌ وی‌ نه‌ تنها از جانب‌ امام‌ صادق ‌(ع‌) منصوص‌ به‌ امامت‌ نبود، بلكه‌ اساساً رفتارهایی‌ از خود بروز می ‌داد و در محافلی‌ آمد و شد می ‌كرد كه‌ باعث‌ می ‌شد در صلاحیت های‌ اخلاقی‌ وی‌ تردید شود و اساساً شایستگی‌ جانشینی‌ امام‌ (ع‌) را نداشته‌ باشد.[32]

روایت هایی از این‌ دست ‌به ‌منابع ‌سنی ‌كه ‌گاه‌ گرایش‌ ضد اسماعیلی‌ نیز داشته ‌اند، راه‌ یافته‌ است‌.[33]

به‌ گفته شیخ‌ مفید پس‌ از مرگ‌ اسماعیل‌ كسانی‌ از اصحاب‌ امام‌ صادق ‌(ع‌) كه‌ اعتقاد به‌ امامت‌ او داشتند، از اعتقاد خود دست‌ كشیدند، مگر گروه‌ اندكی‌ كه‌ نه‌ از یاران‌ خاص‌ امام‌ (ع‌) و نه‌ از راویان‌ حدیث‌ از امام‌ (ع‌) بودند.[34]

نیز قابل‌ توجه‌ است‌ كه‌ از اسماعیل‌ همچون‌ برادرش‌ عبدالله‌ افطح‌ هیچ‌ حدیثی‌ نقل‌ نشده‌ است.

نتیجه گیری

با این که بخش بزرگی از تاریخ شیعه – از جنبش های فرقه ای گرفته تا خلافت فاطمیان – زیر پوشش انتساب به اسماعیل بن جعفر پدید آمده است، اما گزارش های ناچیز و پراکنده ای درباره زندگی و فعالیت های وی در منابع ذکر شده، و چنین می نماید که نقش خود او در ترسیم وقایعی كه‌ به‌ شكل ‌گیری‌ جنبش‌ اسماعیلیه‌ منتهی‌ شد، اندك‌ است‌. اسماعیل نه‌ تنها از جانب‌ امام‌ صادق ‌(ع‌) منصوص‌ به‌ امامت‌ نبود، بلكه‌ اساساً رفتارهایی‌ از خود بروز می ‌داد و در محافلی‌ آمد و شد می ‌كرد كه‌ باعث‌ می ‌شد در صلاحیت های‌ اخلاقی‌ وی‌ تردید شود و اساساً شایستگی‌ جانشینی‌ امام‌ (ع‌) را نداشته‌ باشد.

پی نوشت ها.

[1] . زبیری‌، نسب قریش، ص۶۳

[2] . رازی، الزینة، ص۲۸۸

[3] . بخاری، سر السلسلة العلویة، ص۳۴؛ مفید، الارشاد، ص۲۸۴- ۲۸۵

[4] . نك‍ : رازی، الزینة، ص۲۸۸

[5] . اشعری، المقالات و الفرق، ص۸۰؛ مفید، الارشاد، ص۲۸۵؛ قاضی‌ نعمان‌، شرح الاخبار، ج۱۱، ص۳۰۹

[6] . مقریزی، اتعاظ الحنفا، ص۱۵

[7] . رازی، الزینة، ص۲۸۹

[8] . قاضی‌ نعمان‌، شرح الاخبار‌، ج۱۱، ص۳۰۹؛ بخاری، سر السلسلة العلویة، ص۳۴؛ جوینی‌، تاریخ جهانگشا، ج۳، ص۱۴۶؛ ابن‌ بابویه‌، كمال‌الدین‌، ص۶۹

[9] . شهرستانی‌، الملل و النحل، ج۱، ص۱۶۷؛ جوینی‌، تاریخ جهانگشا، ج۳، ص۱۴۶

[10] . علم الهدی، الفصول‌ المختارة، ص۱۰۱-۱۰۲

[11] . نعمانی‌، غیبت، ص۴۶۷-۴۶۹

[12] . ابوالفوارس‌، الرسالة فی‌ الامامة، ص۳۶-۳۷

[13] . اشعری، المقالات و الفرق، ص‌ ۸۰

[14] . صفدی‌، الوافی بالوفیات، ج۹، ص۱۰۲

[15] . صفدی‌، الوافی بالوفیات، ج۹، ص۱۰۲

[16] . نك‍ : قاضی‌ نعمان‌، شرح الاخبار، ج۱۱، ص۳۰۹؛ ادریس‌ بن حسن، عیون الاخبار، ج۴، ص۳۳۴

[17] . کشی، معرفه الرجال، ص۳۲۱

[18] . کشی، معرفه الرجال، ص۳۲۵-۳۲۶

[19] . اشعری، المقالات و الفرق، ص‌۸۰-۸۱؛ نوبختی، فرق الشیعه،‌ ص‌۵۷ -۵۹

[20] . رازی، الزینة، ص‌۲۸۹

[21] . بدوی، ام الکتاب، ص‌۱۱

[22] . نك‍ : قاضی‌ نعمان‌، دعائم‌ الاسلام، ج۱، ص۵۰

[23] . کشی، معرفه الرجال، ص‌۲۹۰

[24] . علم الهدی، الفصول‌ المختارة، ۱۰۱-۱۰۲؛ كشی‌، معرفة الرجال، ۳۵۴-۳۵۶

[25] . یمنی، سرائر و اسرار النطقاء، ص۲۵۶

[26] . همدانی‌، فی‌ نسب‌ الخلفاء الفاطمیین‌، ص۹-۱۲؛ ابن‌ حزم‌، جمهرة انساب‌ العرب‌، ص۵۹

[27] . نك‍ : طوسی‌، الغیبة، ص۸۲ -۸۳، ۲۰۰-۲۰۲

[28] . زید نرسی‌، اصل، ص۴۹؛ ابن‌ بابویه‌، التوحید، ص۳۳۶

[29] . علم الهدی، سرائر و اسرار النطقاء، ۲۴۶-۲۴۷؛ طوسی، قواعد العقاید، ۴۲۱- ۴۲۲

[30] . دیلمی، بیان‌ مذهب‌ الباطنیة و بطلانه‌‌، ۲۳؛ حمیری، الحور العین، ص۱۶۲

[31] . نك‍ : علم الهدی، الفصول‌ المختارة، ص۱۰۲

[32] . كشی‌، معرفة الرجال، ص۳۰۲، ۴۰۱؛ نرسی‌، اصل، ص۴۹

[33] . جوینی‌، تاریخ جهانگشا، ج۳، ص۱۴۶؛ همدانی، جامع التواریخ، ص۹

[34] . مفید، الارشاد، ص۲۸۵

منابع

1- ابن‌ بابویه‌، محمد، التوحید، قم، جماعة المدرسین، چاپ پنجم، 1416ق

2- ابن‌ بابویه‌، كمال‌الدین‌، قم، جماعة المدرسین، چاپ سوم، 1416ق

3- ابن‌ حزم‌، علی‌، جمهرة انساب‌ العرب‌، بیروت‌، دار الکتب العلمیة، چاپ اول، ۱۴۰۳ق

4- رازی‌، ابوحاتم‌ احمد بن حمدان، الزینة، مشهد، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، چاپ اول، 1356ش

5- ابوالفوارس‌، احمد، الرسالة فی‌ الامامة، نیویورك‌، ۱۹۷۳م‌

6- اشعری‌، سعد بن‌ عبدالله‌، المقالات‌ و الفرق‌، تهران‌، انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ اول، ۱۹۶۳م‌

7- ادریس‌ بن‌ حسن‌، عیون‌ الاخبار و فنون‌ الآثار، بیروت‌، دار الاندلس، چاپ اول، ۱۹۸۵م‌

8- «ام‌ الكتاب»، بدوی‌، عبدالرحمان‌، قاهره‌، ۱۹۶۴م‌

9- بخاری‌، ابونصر سهل‌ بن عبدالله، سرّ السلسلة العلویة، نجف‌، مکتبة الحیدریة، چاپ اول، ۱۳۸۱ق

10- جوینی‌، عطاملك‌، تاریخ‌ جهانگشا، تهران، دنیای کتاب، چاپ سوم، 1382ش

11- حمیری‌، نشوان‌ بن سعید، الحور العین‌، قاهره‌، مکتبة الخانجی، چاپ اول، ۱۹۴۸م‌

12- دیلمی‌، محمد بن حسن، بیان‌ مذهب‌ الباطنیة و بطلانه‌، پاریس، دار بیبلیون، چاپ اول، 2008م‌

13- زبیری‌، مصعب‌، نسب‌ قریش‌، قاهره‌، دار المعارف، چاپ اول، ۱۹۵۳م‌

14- نرسی‌، زید، اصل‌، الاصول‌ الستة عشر، قم‌، دار الحدیث، چاپ اول، ۱۳۶۳ش

15- شهرستانی‌، محمد بن عبدالکریم، الملل‌ و النحل‌، بیروت‌، مکتبة الهلال، چاپ اول، 1998م

16- صفدی‌، خلیل‌ بن ایبک، الوافی‌ بالوفیات‌، بیروت‌، دار النشر، چاپ دوم، ۱۴۰1ق‌

17- طوسی‌، محمد بن حسن، الغیبة، قم‌، موسسة المعارف الاسلامیه، چاپ اول، ۱۴۱۱ق‌

18- علم الهدی، علی‌ بن حسین، الفصول‌ المختارة من‌ العیون‌ و المحاسن‌، قم، المؤتمر العالمی لألفیة الشیخ المفید، چاپ اول، 1413ق

19- قاضی‌ نعمان‌، نعمان بن محمد، دعائم‌ الاسلام‌، قاهره‌، دار المعارف، چاپ اول، ۱۳۸۳ق

20- قاضی‌ نعمان‌، نعمان بن محمد، شرح‌ الاخبار، قم‌، موسسة النشر الاسلامی‌، چاپ اول، 1409ق

21- كشی‌، محمد بن عمر، معرفة الرجال، مشهد، موسسه نشر دانشگاه مشهد، چاپ اول، ۱۳۴۸ش

22- مفید، محمد، الارشاد، قم، المؤتمر العالمی لألفیة الشیخ المفید، چاپ اول، 1413ق

23- مقریزی‌، احمد، اتعاظ الحنفاء، قاهره‌، وزارة الاوقاف، چاپ اول، ۱۳۸۷ق‌

24- طوسی‌، نصیرالدین‌، قواعد العقاید، بیروت، دار الغربة، چاپ اول، 1413ق

25- نعمانی‌، محمد، غیبت‌، ترجمه محمدجواد غفاری‌، تهران‌، نشر صدوق، چاپ اول، ۱۳۶۳ش‌

26- نوبختی‌، حسن‌، فرق‌ الشیعة، استانبول‌، مطبعه دولت، چاپ اول، ۱۹۳۱م‌

27- همدانی‌، حسین‌، فی‌ نسب‌ الخلفاء الفاطمیین‌، قاهره‌، معهد الدراسات الشرقیة، چاپ اول، ۱۹۵۸م

28- همدانی، رشیدالدین‌ فضل‌الله‌، جامع‌ التواریخ‌، تهران‌، دنیای کتاب، چاپ اول، ۱۳۵۶ش‌

29- یمنی، جعفر بن‌ منصور، سرائر و اسرار النطقاء، بیروت‌، دار الاندلس، چاپ اول، ۱۴۰۴ق

منبع مقاله:

حبیبی مظاهری، مسعود، اسماعیل بن جعفر، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائر‌ه‌ المعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، ۱۳۷۷ش

بدون دیدگاه