بعثت پیامبر اسلام (ص) و پاسخ دو شبهه

بعثت پیامبر اسلام (ص) و پاسخ دو شبهه

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

تاریخ‌ نگاران در مورد روز بعثت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و اله و سلم)، مانند روز ولادت و رحلت آن حضرت، اختلاف نظر دارند. دانشمندان شیعه، تقریبا متفق ‌اند كه بعثت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) در ۲۷ ماه «رجب» بوده است و نبوت او از همان روز شروع شد.

ولى مشهور در میان دانشمندان اهل سنت این است كه بعثت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) در ماه رمضان محقق شده است و در آن ماه پربركت و مبارك، حضرتش براى راهنمایى مردم از طرف خداى جهان ماموریت پیدا كرد. و به منصب رسالت و نبوت مفتخر شد.

از آنجا كه شیعه خود را پیرو عترت و اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) مى ‌داند و به حكم حدیث «ثقلین» گفتار پیشوایان خود را از هر نظر قطعى و صحیح مى ‌شمارد؛ از این ‌رو درباره تعیین روز بعثت پیامبر اسلام پیرو قولى شدند كه از اهل بیت آن حضرت براى آنان، به طور صحیح نقل شده است.

فرزندان آن حضرت مى‌گویند: بزرگ خاندان ما در روز ۲۷ ماه رجب مبعوث گردید. روى این مقدمات، آنان نباید در صحت و پابرجایى قول مزبور شك و تردیدى به خود راه دهند.[1]

بعثت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) یکی از حوادث بسیار مهم است که توجه جهانیان را به خود جلب می کند. درباره بعثت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) و نزول کتاب آسمانی بر آن حضرت سخنانی قابل توجهی وجود دارد که برخی از این سخنان شبهاتی را متوجه بعثت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) و دین اسلام می کند.

در این نوشته با محوریت کلام امام هادی (علیه‌ السلام) به چگونگی بعثت پیامبر اسلام پرداخته می شود تا پاسخی باشد در برابر شبهاتی که از سوی برخی القا می گردد.

شبهه درباره بعثت پیامبر اسلام (ص)

درباره بعثت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) و کیفیت آن مطالبی در برخی متون نقل شده که ابهاماتی را متوجه رسالت آن حضرت می کند. سه مطلب در متون اهل سنت نقل شده  هنگامی که وحی بر پیامبر اسلام نازل شده است او نمی دانسته است که پیامبر است.

1. پيامبر اسلام هنگامى كه وارد خانه «خديجه» شد، با خود فكر مى‌ كرد شايد آنچه را ديده خطا كرده و يا اينكه كاهن شده باشد. خديجه با گفتن اينكه تو همواره يتيم‌ نواز بودى و با خويشان نيكى مى ‌كردى؛ شك و ترديد را از دل او برد. سپس پيامبر از ديده حق ‌شناسى به او نگريست و دستور داد كه گليمى بياورد و او را بپوشاند.[2]

۲. طبرى در تفسیر خود می نویسد هنگامى كه نداى «انت رسول الله» به گوش او رسيد، سراسر تن او را لرزه فراگرفت. تصميم گرفت خود را از بالاى كوه پرتاب كند. سپس فرشته با نشان دادن خود او را از اين كار بازداشت. [3]

۳. پس از آن روز «محمد» براى طواف كعبه رفت. «ورقة بن نوفل» را ديد و داستان خويش را برايش شرح داد. ورقه گفت: به خدا قسم تو پيامبر اين امت هستى و ناموس  بزرگى كه به سوى موسى مى ‌آمد، به تو نازل شده است. بعضى از مردم تو را تكذيب خواهند نمود و آزار خواهند رسانيد و از شهر خود بيرون خواهند كرد و با تو خواهند جنگيد. «محمد» احساس كرد كه «ورقه» راست مى‌ گويد.[4]

اینها مطالبی است که هیچ پایه و اساسی ندارند. تصور ما اين است كه تمام اين‌ها داستان‌ هاى مجعولى است كه در تاريخ و تفسير وارد شده است، زيرا:

اولا، ما براى ارزيابى اين گفتارها، بايد نظرى به تاريخ زندگى پيامبران گذشته بيندازيم. قرآن سرگذشت آنان را بيان كرده و روايات فراوانى درباره شرح زندگى ‌شان وارد شده است. ما در زندگى هيچ يك از آن‌ها چنين جريان زننده‌ اى را نمى ‌بينيم.

قرآن، آغاز نزول وحى به موسى را كاملا بيان كرده و تمام خصوصيات سرگذشت او را روشن نموده است و ابدا از ترس و لرز، وحشت و اضطراب، به گونه ‌اى كه بر اثر شنيدن وحى دست به انتحار بزند، سخن نگفته است. با اينكه زمينه ترس براى موسى آماده‌ تر بود، زيرا در شب تاريك در بيابان خلوت ندايى از درختى شنيده و رسالت او بدين طريق اعلام شد.

همان‌طور كه آيات قرآن اين حقيقت را شرح مى ‌دهد، موسى آرامش خود را در اين هنگام حفظ كرده و موقعى كه خدا به او خطاب كرد كه عصا را بيفكن، او نيز فورا افكند. ترس او فقط از جانب عصا بود كه به حيوان خطرناكى مبدل گرديد. آيا مى ‌توان گفت كه موسى هنگام آغاز «وحى» آرام و مطمئن بود، اما كسى كه بر تمام پيامبران برترى دارد، با شنيدن گفتار فرشته به حدى مضطرب شد كه مى ‌خواست خود را از بالاى كوه پرتاب كند؟! آيا اين سخن عاقلانه است‌؟[5]

توصیف حادثه بعثت پیامبر اسلام (ص) توسط امام هادی (ع)

اما امام هادی (علیه السلام) حادثه بعثت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) را چنین توصیف نموده است:

«خداوند در چهل سالگى، درهاى آسمان و ملكوت را بر روى پیامبر گشود تا حقایق آسمان ‏ها را مشاهده فرماید. فرشتگان را اجازه داد تا بر او نازل شوند و جبرئیل را به نزدش فرستاد. جبرئیل بازوى او را حركت داد و گفت: بخوان. فرمود: چه بخوانم؟ جبرئیل گفت: «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ …» و وحى خداوند را بر او خواند و به آسمان بازگشت.

پیامبر از كوه فرود آمد، در حالى كه به خاطر ظهور جلال و عظمت خداوندى، مانند مریضى به‏ تب و لرز دچار شده بود. او از این مى ‏ترسید كه قریشیان، وى را به جنون نسبت دهند. خداوند او را تسلى داد. همه چیزهاى پیرامونش با او سخن گفتند و بر وى سلام كردند. از همه چیز این ندا شنیده مى‏ شد: «السلام علیك یا رسول اللّه …»[6]

با این توضیحات امام هادی (علیه السلام)، پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) به رسالت خود قطع و یقین داشته است و هیچ تردیدی در این مسئله برای آن حضرت وجود نداشته تا برای رفع ابهام به ورقه بن نوفل و دیگران رجوع کرده باشد.

نفی شک پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) درباره نزول کتاب

شبهه ای دیگری که در باره بعثت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) دست به دست می شود چیزی است که از آیه زیر تلقی می شود:

«‏فَإِنْ كُنْتَ فی‏ شَكٍّ مِمَّا أَنْزَلْنا إِلَیكَ فَسْئَلِ الَّذینَ یقْرَؤُنَ‏ الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكَ لَقَدْ جاءَكَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلا تَكُونَنَّ مِنَ المُمْتَرین؛[7] و اگر در آنچه بر تو نازل كرده‏ایم تردیدى دارى، از كسانى كه پیش از تو كتاب آسمانى را مى‏خواندند بپرس، به یقین، «حق» از طرف پروردگارت به تو رسیده است؛ بنابراین، هرگز از تردیدكنندگان مباش».

شبهه کنندگان می خواهد بگویند که بر طبق این آیه پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) درباره‏ رسالت خود شک داشته است.

امام هادی (علیه السلام) در توضیح این آیه و رفع شبهه فرموده است: مخاطب در آیه پیامبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم) است و شكى در مورد انزال كتاب نداشته ولى مردم نادان مى‏ گفتند چرا خداوند پیامبرى از جنس فرشته ‏ها نفرستاده است؛ زیرا اكنون بین ما و پیامبر خدا فرقى نیست كه او از خوردن غذا و آشامیدن و راه رفتن در بازارها بى ‏نیاز باشد.

خداوند به پیامبرش وحى مى ‏نماید: «فَسْئَلِ الَّذِینَ یقْرَؤُنَ الْكِتابَ‏» یعنی سوال كن از آن ها كه كتاب مى ‏خوانند در حضور این مردم نادان آیا خدا پیامبرى را قبل از تو فرستاده جز اینكه غذا مى‏ خورده و در بازارها راه مى‏ رفته. تو نیز مانند آنهائى.

اما اینكه فرموده است‏ «فَإِنْ كُنْتَ فِی شَكٍ‏» در رابطه با مماشات نسبت به خصم است. چنانکه در این آیه مى ‏فرماید: «تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِینَ؛ بياييد ما فرزندان خود را دعوت كنيم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خويش را دعوت نماييم، شما هم زنان خود را؛ ما از نفوس خود دعوت كنيم، شما هم از نفوس خود؛ آن گاه مباهله كنيم؛ و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم‏»[8]

اگر مى ‏فرمود لعنت خدا بر شما قرار گیرد به طور جزم آن ها مباهله‏ اى را نمى ‏پذیرفتند با اینكه خداوند مى‏ دانست پیامبرش كه امر رسالت را صحیح انجام داده از دروغ گویان نیست. همین طور پیامبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم) نیز مى‏ دانست كه آنچه مى ‏گوید صحیح است ولى خواست انصاف را رعایت نماید و طریق مماشات با خصم را بپیماید.[9]

نتیجه گیری

با بررسی ادله و شواهد علمی  و تاریخی، به خوبی می توان دریافت که بعثت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) رویدادی روشن، مهم و غیر قابل انکار در تاریخ اسلام است و قابل تشکیک نیست. در حدیث ارزشمندی از امام هادی (ع) موضوع بعثت پیامبر اسلام (ص) ضمن استدلالی متقن از آیات قرآن کریم توصیف و تبیین شده است که به آن اشاره شد.

نویسنده: حمیدالله رفیعی

پی نوشت ها

[1] . سفروغ ابدیت، ص 227.

[2] .  الطبقات الكبرى، ج1، ص153.

[3] .  جامع البيان فى تفسير القرآن( تفسير الطبرى)، ج3، ص161.

[4] . همان، ص162.

[5] .   فروغ ابدیت، ص ۲۲۴.

[6].  نقش ائمه در احیاى دین، ج1، ص 267.

[7] . یونس، 94.

[8] . آل عمران، 61.

[9] .  احتجاجات، ج‏2، ص 374.

منابع

1. قرآن کریم.

2. سبحانی تبریزی، جعفر، فروغ ابدیت، قم، بوستان کتاب قم (انتشارات دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم)، 1385 ش.

3. طبری، محمد بن جریر، جامع البيان فى تفسير القرآن( تفسير الطبرى)، بیروت، دار المعرفة، چ1، 1412 ق.

4. عسکری، سید مرتضى، نقش ائمه در احیاى دین، تهران،  مركز فرهنگى انتشارات منیر، چ1، 1382ش.

5. علامه مجلسى، محمد باقر،  احتجاجات، ترجمه موسى خسروى، تهران، انتشترات اسلامیه،  چ1، 1379 ش.

6. محمد بن سعد بصری، الطبقات الكبرى، تحقيق محمد عبد القادر عطا، بيروت، دار الكتب العلمية، چ1، 1410ق.

بدون دیدگاه