احترام به پدر و مادر در اسلام و ادیان قبل از اسلام-4

احترام به پدر و مادر در اسلام و ادیان قبل از اسلام؛ بخش دوم

۱۴۰۰-۰۸-۱۷

1393 بازدید

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

اهمیت نقش پدر

پدر در جنین، از دو لحاظ سهم دارد: وراثت، محیط. از نظر وراثت نیمی از کروموزوم‌های جنین از پدر و نیمی از مادر است. ممکن است پدر، بیماری داشته باشد و از طریق کروموزوم‌ها به کودک نیز منتقل می‌شود. رفتار پدر الگو و غرور او کارساز است. شیوه محبت یا خشونت، اتکای به نفس، قاطعیت پدر و… همه برای کودک درس و آموزنده می‌باشد.

رابطه ی پدر با فرزند باید بر اساس انس و تفاهم باشد، بر اساس اندیشه و تدبر، تحسین و تشویق، بکارگیری شیوه الگویی مناسب و همت گذاشتن برای سازندگی و رشد و شخصیت او باشد. پدر از لحاظ محیط نیز نقش دارد.

اگر پدر فردی پاک، شریف، مؤمن و متعبد باشد کودک از او تأثیر می‌پذیرد و اگر پدر آلوده باشد ناخواسته کودک نیز آلوده خواهد شد. طرز فکرها، فلسفه‌ها، ادبیات و هنر، اخلاق و رفتار و جرائم و انحرافات، مواضع سیاسی و اقتصادی همه در کودک مؤثر است و شخصیت کودک را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

طفل از زمان تولد تا حدود دو ماهگی شدیداً وابسته به مادر است و مادر را مرکز آرزوها و آمال خود می‌داند. به تدریج که کودک وارد دو ماهگی می‌شود، پدر وارد زندگی و ذهن و تصور او می‌شود. کودک این را در می‌یابد که پدر برای او پناهگاه است، معلم است، رهبر و قانونگذار است.

تصور این که پدر از مادر کم اهمیت‌تر است از جهاتی درست است اما در مواردی نیز نقش پدر مهمتر از مادر می‌باشد. تجسم عالم شعور، مظهر عقل و دانش در خانواده در قبضه ی پدران است و طفل پدر را به این گونه می‌شناسد. کودک به تدریج که بزگتر می‌شود، تصوراتی از پدر را در ذهن خود پرورش داده و آنها را پر و بال می‌دهد. از جمله تصوراتی که کودک از پدر خود دارد عبارتند از:

الف) چهره برجسته خانواده
ب) همانندی با پدر
ج) ضامن رفع نیازها
د) عامل تأمین امنیت
ه)مرکز دانایی و اندیشه

الف) چهره برجسته خانواده

کودک در سن ۳-۲ سالگی پدر را بزرگترین شخصیت و عاقل ترین افراد می‌داند. اگر کسی علیه پدر چیزی بگوید، او از پدر خود دفاع می‌کند. کودک در خانه با پدر رفتاری رسمی دارد و بیشتر اوقات از کانال مادر با پدر ارتباط برقرار می‌کند.

ب) همانندی با پدر

از نظر روان شناسان، کودک ۶-۳ ساله مخصوصاً پسر بچه‌ها، پدر را الگوی خود قرار می‌دهند. پدر از نظر کودک، سمبل قدرت است؛ ضامن خانواده است و همه ی آرزوی کودک این است که مثل پدرش باشد.

ج) ضامن رفع نیازها

پدر از نظر کودک، ضامن رفع نیازهاست. هر چیزی را که اعضای خانواده احتیاج دارند، پدر تهیه می‌کند، کودک در سایه پدر، نیکو پرورش می‌یابد. هر چقدر سن کودک بیشتر شود، دید او نسبت به ضمانت پدر، بیشتر می‌شود به طوری که در سنین نوجوانی مادر را عامل مهر و محبت و پدر را عامل تأمین زندگی و انضباط می‌داند.

د) عامل تأمین امنیت

اگر خطری برای کودک پیش آید، به پدرش پناه می‌برد.

ه) مرکز دانایی و اندیشه

پدر نماینده ی دنیای خارج کودک است، مرکز دانایی و آگاهی است. کودک گمان دارد که پدرش در همه ی اصول و قواعد داناست. حتی کودکانی که نسبت به پدر دید منفی دارند باز هم درباره ی پدر تعصب دارند و عقل و فکر او را تحسین می‌کنند. جلب رضایت و خشنودی مادران از وظایف اساسی و مهم فرزندان است.

در حدیثی از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است که فرمود: الجنه تحت اقدام الامهات، بهشت زیر پای مادران است. این حدیث شریف بیان می‌کند که اگر فرزندی رضایت مادرش را با اطاعت و احترام و سپاسگزاری جلب نکند، وارد بهشت نمی‌شود. اگر انسان تمام دستورهای دینی را انجام دهد، ولی به پدر و مادرش توهین کند، آنان را خشمگین سازد، بی‌احترامی و بی‌ادبی به آنها روا دارد، و به طور کلی کاری کند که پدر و مادر از وی ناراضی باشند در این صورت هیچ عملی از او در پیشگاه خداوند پذیرفته نمی‌شود.

مردی به محضر پیامبر(ص) آمده و گفت: ای رسول خدا! در دنیا هیچ کار زشتی نیست که من انجام نداده باشم. آیا توبه من قبول می‌شود؟ پیامبر(ص) فرمود: آیا هیچ کدام از پدر و مادرت زنده هستند. گفت: پدرم زنده است. فرمود: برو و به پدرت نیکی کن(که همین نیکی به پدر موجب پذیرفتن توبه تو خواهد بود). وقتی او رفت. پیامبر(ص) فرمود: ای کاش مادر این گناهکار زنده بود و به مادرش نیکی می‌کرد. زیرا نیکی به مادر، به قبولی توبه‌اش نزدیکتر بود یعنی نیکی به مادر زودتر موجب قبولی توبه در پیشگاه خدا می‌شود. امام صادق(ع) می‌فرماید: آن کسی که به بزرگترها احترام نگذارد و به کوچکترها محبت نکند، از ما نیست.

● مساله حق‌شناسی و حسن عهد

خصلت‏ حق‌شناسی و نیک نگه داشتن خاطرات شایسته گذشته، از ارزش‏های بسیار والا از دیدگاه عقل و فطرت بوده، و از اصول زیبایی‏‌ها و شکوه عظیم ‏انسانیت می‏‌باشد. انسان ارجمند، انسانی است که حق شناس، وفادار، هم‏دل، سپاسگزار و جبران کننده زحماتی که دیگران در مورد او نموده اند باشد چنین انسانی در پیشگاه خداوند، بسیار ارجمند است. و این یک موضوع قطعی است که نه تنها در اسلام، بلکه در میان همه ادیان و مکاتب آسمانی همین گونه است.

امام صادق(ع) فرمود: حضرت موسی(ع) مشغول مناجات و راز و نیاز با خدا بود، در این هنگام مردی ‏را در سایه عرش خدا دید، عرض کرد: «خدایا! این مرد کیست که او را در جایگاه ‏عظیم در سایه عرش خودت جای داده‏ ای؟» خداوند فرمود: «هذا کان بارابوالدیه….؛ این شخصی است که به پدر و مادرش نیکی کرده است».

جالب این که در این آیه، سپاسگزاری از پدر و مادر، در کنار ستایش از خدا قرار گرفته و خداوند به صورت فرمان اعلام می‏‌کند که قطعا باید این قدردانی(با قلب و زبان و عمل) انجام گیرد. و در مورد دیگر خداوند این سپاسگزاری را چنین‏ تبیین نموده که درباره پدر و مادر چنین دعا کن: «رب ارحمهما کما ربیانی‏ صغیرا؛ خدایا همان گونه که پدر و مادرم مرا در کوچکی(با مهر و محبت) تربیت‏ کردند، به آن‏ها مهربانی کن».

در این آیه به مساله مربی بودن مادر، و رنج‏ها و زحمت‏‌های او در مورد تربیت فرزند اشاره شده که بسیار طاقت فرسا است. یادآوری‏ این مساله حس حق‌شناسی انسان را تحریک می‏‌کند، و وجدان نهفته او را بیدار می‌سازد، که باید در این راستا از هر گونه غرور و غفلت پرهیز کند و به یاد دوران‏ کودکی و زحمت‏‌های سخت مادر بیفتد و با حق‏‌شناسی صحیح و همه جانبه خود، خشنودی‏ کامل مادر را تحصیل نماید.

امام سجاد(ع) در بیان حق‌شناسی انسان نسبت‏ به مادر چنین می‏‌فرماید:

«حق مادر این است که بدانی تو را در جایی(رحم) نگه داشته و جا به جا نموده که هیچ کس دیگر را در آن جا نگه ندارد، از قلبش میوه‌ای به‏تر خورانده که هیچ کس به دیگری نخوراند. و تمام جسم و جان خویش را با شادمانی ‏و طیب نفس سپر جان ساخته و همه رنج‏‌ها و سختی‌ها را در دوران حمل برای حفظ جان‏ تو به جان خریده است، تا آن گاه که دست قدرت پروردگار، تو را از تنگنای رحم به‏ پهنه زمین آورده است، در این هنگام مادر خشنود بوده که خود گرسنه بماند و تو را سیر کند، خود برهنه باشد و تو را بپوشاند، خود تشنه بماند و تو را سیراب‏ نماید، خود در آفتاب باشد و تو را در سایه نهد، سختی‏‌ها را بپذیرد و تو را با ناز بپروراند، بیدار بماند و تو را به خواب نوشین کند، اندرون خود را ظرف وجود تو کرده، دامنش را آرامگاه، جانش را سپر بلای تو ساخته است، گرم و سرد جهان را به خاطر تو به جان خریده، بنابراین: «فتشکرها علی قدر ذلک، و لاتقدر علیه الا بعون الله و توفیقه؛ تو باید به همین اندازه از او سپاسگزاری و قدردانی کنی، ولی انجام چنین حق‌شناسی به قدری سنگین است که تو آن را جز به یاری و توفیق ‏الهی نمی‏‌توانی انجام دهی».

نظیر این مطلب در گفتار امام صادق(ع) آمده، آن جاکه به یکی از شیعیان به نام ابراهیم بن مهزم که با مادرش به نام «خالده‏» درشت‌گویی می‏‌کرد، فرمود: «یا ابا مهزم مالک و لخالده اغلظت فی کلامها البارحه، اما علمت ان بطنها منزل قد سکنته، و ان حجرها مهد قد غمزته، و ثدیها وعاء قدشربته؛ ای ابومهزم! چرا با مادرت خالده درشت گویی می‏کنی؟ چنان که شب گذشته با او با خشم و خشونت‏ سخن گفتی، آیا نمی‌دانی که رحم او منزل سکونت، و دامنش ‏گهواره نوازشگر تو بود، و سینه ‏اش ظرفی بود که از آن شیر نوشیدی».

کوتاه سخن‏ این که با صراحت‏ باید گفت هر قدر درباره عظمت مقام و حق مادر بگوییم کم‏ گفته‏ ایم، آیا با یک ظرف لیوان می‏‌توان آب دریا را برداشت؟ در یک مرحله مادر حق‏ حیات بر انسان دارد، بنابراین باید تا سر حد امکان حق او را شناخت و از او قدردانی و تجلیل کرد. برای این که باز با حق عظیم مادر و اوج مقام او ازدیدگاه اسلام بیش‏تر آشنا شویم، نظر شما را به چند روایت زیر جلب می‏‌کنم:

۱) مسلمانان مشغول طواف کعبه بودند، شخصی مادر سالخورده‌اش را بر دوش گرفته و او را در میان ازدحام جمعیت طواف می‌داد، او پیامبر(ص) را در میان طواف‏ کنندگان دید، پس از طواف به آن حضرت عرض کرد: «آیا با این کار حق مادرم را ادا کردم؟» پیامبر(ص) فرمود: «نه، حتی این کار دشوار تو، نمی‏‌تواند یکی از ناله‌های او به هنگام وضع حمل را جبران کند».

۲) امام باقر(ع) فرمود: موسی بن ‏عمران(ع) در مناجات خود با خدا عرض کرد: «مرا سفارش و موعظه کن‏» خداوند سه ‏بار به او فرمود: «اوصیک بی؛ تو را به(رابطه و یاد) خودم سفارش می‏‌کنم». موسی(ع) عرض کرد: باز مرا موعظه کن، خداوند دو بار به او فرمود: «اوصیک ‏بامک؛ تو را به نیکی به مادرت سفارش می‏‌کنم‏» و یک بار فرمود: «تو را به نیکی‏ به پدرت سفارش می‏‌نمایم». بعضی از دانشمندان از این عبارت چنین استفاده ‏کرده اند که اگر نیکی به پدر و مادر را سه بخش کنیم، دو بخش آن از آن مادر است.

۳) در سیره پیامبر گرامی اسلام(ص) آمده: آن بزرگوار، سال‏ها بعد از وفات حضرت خدیجه(سلام الله علیها) به عنوان حق‌شناسی از او، به‏ دوستان او محبت می‏‌کرد. روزی پیرزنی را فوق‌العاده مورد عطوفت قرار داد و به ‏او احسان مضاعف نمود، عایشه از علت آن همه عنایت مخصوص پرسید، پیامبر(ص) در پاسخ فرمود: «ان حسن العهد من الایمان؛ همانا نیکو نگه داشتن سابقه و وفاداری‏ به خاطرات گذشته، از نشانه‏‌های ایمان است».

۴) حلیمه سعدیه که چند ماهی به ‏پیامبر(ص) در دوران شیرخوارگی شیر داده بود و به عنوان مادر رضاعی پیامبر(ص) محسوب می‏‌شد، پس از گذشت ‏سال‏ها بر اثر قحطی و گرسنگی به مکه آمد و تقاضای کمک‏ نمود، پیامبراکرم(ص) به پاس حق‌شناسی و احترام به مادر رضاعی خود، از اموال‏ حضرت خدیجه(سلام الله علیها) با کسب رضایت او چهل شتر و گوسفند به حلیمه سعدیه داد و او را با خشنودی بدرقه کرد.

نظیر این مطلب در مورد بانویی به نام «ثویبه‏» نقل شده که او در دوران‏ شیرخوارگی پیامبر(ص) چند روزی به آن حضرت شیر داد، پیامبر(ص) وقتی که به مقام‏ نبوت رسید، به خاطر محبت‏‌های «ثویبه‏» در دوران شیرخوارگی، به او احسان می‏‌کرد، در مدینه برای او که در مکه می‌زیست، لباس و هدایای دیگر می‏‌فرستاد.

«ثویبه‏» در سال هفتم هجرت از دنیا رفت، پیامبر(ص) از وفات او غمگین شد، آن بزرگوار از آن پس به یاد محبت‏‌های «ثویبه‏» به خویشان او محبت و نیکی می‌کرد، و برای آن‏ها نان و غذا می‌فرستاد، و به این ترتیب از زحمت‏‌های اندک گذشته او حق ‏شناسی و قدردانی می‏‌نمود». این همان شیوه‌ای است که قرآن به آن دستور داده و می‏‌فرماید: «هل جزاء الاحسان الا الاحسان؛ آیا پاداش نیکی، جز نیکی است؟».

نتیجه این که: حقیقت این است که هیچ کس بعد از پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) مانند مادر برگردن انسان حق ندارد، و انسان باید کمال حق‌شناسی و قدردانی را نسبت‏ به مادر داشته باشد. بنابراین، یکی از مسوولیت‌های سنگین و مهم آن است که انسان با عناوین مختلف و شیوه ‏های گوناگون از مادر تجلیل و احترام کند و خشنودی او را به دست آورد، تاشاید یکی از هزار زحمت‏ خالصانه او را جبران کرده باشد.

امامان معصوم(ع) به‏ قدری نسبت ‏به رعایت احترام به مادر حساس بودند که روایت‏ شده از امام سجاد(ع) سوال شد: «با این که تو از نیکوکارترین انسان‏‌ها هستی، چرا با مادرت در یک ‏کاسه غذا نمی‌خوری؟ با توجه به این که مادرت دوست دارد با تو در یک کاسه غذا بخورد؟». آن حضرت در پاسخ فرمود: «اکره ان تستبق یدی الی ما سبقت الیه عینها فاکون عاقا لها؛ از این رو دوست‏ ندارم دستم به لقمه‌ای پیشی گیرد، که چشم مادرم به دیدن آن پیشی گرفته است، آن گاه عاق مادرم گردم(یعنی نسبت‏ به مادر بی‏‌مهر شوم).

● آثار نیکی و بدی به مادر

یکی از اموری که در رابطه با مادر، از امور قطعی است و تجربه نیز آن را تایید می‌کند، آثار وضعی رفتار با مادر است، که اگر نیک باشد، آثار وضعی و پاداش بسیار نیک خواهد داشت، و اگر بد باشد دارای کیفر سخت و ناهنجار خواهد شد، به همین‏ اساس، باید توجه داشت که منظور از احترام به مادر احترام ظاهری و خشک و خالی‏ نیست، بلکه علاوه بر آن باید به او احسان نمود و از هر گونه آزار رسانی به او پرهیز کرد.

ما وقتی که آیات قرآن را در رابطه با پدر و مادر مورد بررسی قرار می‏‌دهیم، می‌بینیم در سیزده مورد از احترام به پدر و مادر سخن به میان آمده که ‏شش مورد آن با تعبیر «حسن و احسان‏» به آن‏ها عنوان شده است. و در مورد نیازردن آن‏ها خداوند از کم‏ترین اظهار ناراحتی به پدر و مادر نهی فرموده و با صراحت می‏‌فرماید: «و لاتقل لهما اف؛ به آن‏ها اف نگو».

امام صادق(ع) در شرح این‏ آیه فرمود: «اگر چیزی کم‏تر از اف(برای اظهار ناراحتی) وجود داشت، خدا از آن ‏نهی می‏‌کرد». پیامبر(ص) فرمود: «اثنان یعجلهما الله فی الدنیا: البغی و عقوق‏ الوالدین؛ دو کار است که خداوند در همین دنیا کیفر آن را به صاحبش می‏‌رساند(و مجازات زودرس دارد)، ۱-ظلم و تجاوز ۲-آزردن پدر و مادر».

نیز آن حضرت‏ فرمود: «فوالذی بعثنی بالحق لانسها بک لیله خیر من جهاد سنه فی سبیل الله؛ سوگند به خداوندی که مرا به پیامبری برانگیخت، انس یک شب مادر با تو از یک سال‏ جهاد در راه خدا بهتر است». کوتاه سخن آن که: پاداش و کیفر نیکی و بدی به‏ پدر و مادر در دنیا و آخرت از امور قطعی است، و از آیات قرآن و روایات بسیار که از پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) نقل شده، این مطلب به قدری روشن است که از بدیهیات به شمار می‏‌آید.

آخرین سخن در این باره این که پیامبر(ص) فرمود: «ایاکم و عقوق الوالدین، فان‏ریح الجنه توجد من مسیره الف عام و لایجدها عاق؛ بترسید و بپرهیزید از این که‏ عاق پدر و مادر و مورد خشم آن‏ها قرار گیرید، زیرا بوی بهشت از هزار سال راه به‏ مشام می‌‏رسد، ولی این بوی خوش به مشام چنین کسی نمی‌رسد».

نیز فرمود: «یقال‏ للعاق اعمل ما شئت فانی لا اغفر لک و یقال للبار اعمل ما شئت فانی ساغفر لک؛ از سوی خداوند به کسی که نسبت ‏به پدر و مادر نامهربان است گفته می‌شود: هر کار نیک ‏انجام می‏‌دهی بده، ولی به خاطر بی‏‌مهری به پدر و مادرت، تو را نمی‌آمرزم، ولی به‏ نیکی کننده به پدر و مادر گفته می‌شود، هر کار می‏‌کنی انجام بده، ولی من به زودی‏ تو را می‏‌بخشم».

پاداش نظر مهر انگیز به پدر و مادر به قدری عظیم است که‏ پیامبراکرم(ص) در سخنی فرمود: «ما من ولد بار ینظر الی والدیه نظر رحمه الا کان له بکل نظره حجه مبروره؛ هر فرزند نیکوکاری که با نظر مهرانگیز به پدر و مادرش می‏‌نگرد، خداوند برای هر نگاه او، پاداش یک حج‏ شایسته به او خواهد داد». حاضران از آن حضرت پرسیدند: «گرچه فرزند در یک روز صدبار این گونه به پدر و مادرش بنگرد آن همه پاداش را دارد؟» پیامبر(ص) در پاسخ فرمود: «نعم الله ‏اکبر و اطیب؛ آری خداوند بزرگ‏تر و پاک‏تر است».

پایان بخش این قسمت از کلام را حدیث قدسی قرار می‌دهیم که نکته تکان دهنده‌ای را در بردارد. خداوند متعال در این کلام وحیانی، خطاب به پیامبرش چنین می‌فرمایند: «به عزّت و جلالم سوگند که اگر عاق والدین عبادت جمیع پیغمبران را بکند، از او قبول نمی‌کنم و اوّل چیزی که در لوح محفوظ نوشته شد این بود که منم خدایی که به جز من خدایی نیست. هر که پدر و مادر از او راضی باشد، من نیز از او راضی هستم و هر که پدر و مادر از او خشمناک باشد، من نیز از او خشمناکم»(۱).

۱) از پیامبر اکرم(ص) نقل شد که حضرت موسی‌بن‌عمران به پروردگار عرض کرد که: آن دوست من که شهید شد حالش چگونه است؟ خطاب رسید او در جهنم است. عرض کرد: پروردگارا مگر شهید را وعده بهشت نداده‌ای؟ فرمود: چرا ولی او اصرار داشت به آزردن پدر و مادر و من عمل کسی را که بر پدر و مادر ستم روا دارد، قبول نمی‌کنم.

۲) در داستانی دیگر آمده است: اویس کار می‌کرد و از اجرت آن، مخارج مادر خود را می‌داد. یک روز از مادر اجازه خواست که برای دیدن و ملاقات با رسول‌الله(ص) به مدینه برود. مادرش گفت: اجازه می‌دهد به شرط آن که بیش از نصف روز در مدینه توقف نکنی. اویس حرکت کرد وقتی به خانه پیامبر رسید اتفاقاً آن گرامی تشریف نداشتند ناچار اویس بعد از یکی دو ساعت توقف، پیامبر را ندیده مراجعت کرد.

رسول‌الله‌(ص) به خانه آمدند پرسیدند: این نور کیست که در این خانه تابیده؟ گفتند: شتربانی که اویس نام داشت به اینجا آمد و بازگشت. فرمود: آری اویس در خانه‌ی ما این نور را به هدیه گذاشت و رفت. پیامبر اکرم(ص) درباره‌اش فرمود: «یفوح روائح الجنه من رقبل القرآن و اشوقاه الیک یا اویس القرآن». نسیم بهشت از جانب یمن و قرن می‌وزد چه بسیار مشتاقم به دیدارت ای اویس قرنی!

۳) روزی امام علی(ع) با امام حسین(ع) به طواف خانه‌ی خدا رفته بودند صدای ناله‌ای را شنیدند که فردی در درگاه خدا از گناهان گذشته‌ی خود در حال توبه کردن بود. علی(ع) جوانی زیبا و خوش اندام با لباس های گرانبها را مشاهده کرد. از او پرسید ناله و سوز و گدازت برای چیست؟ گفت: نافرمانی و نفرین پدرم اساس زندگیم را از هم گسست و سلامتی را از من ربود. مرد گفت: پدر پیرم خیلی مهربان بود ولی من به کارهای زشت و بیهوده می‌گذشت و هر چه او مرا نصیحت می‌نمود نمی‌پذیرفتم و گاهی او را آزار و اذیت می‌کردم و دشنام می‌دادم.

روزی من به سراغ صندوق رفتم تا پولی که پدرم دارد بردارم، او جلوگیری کرد، من دستش را فشردم و او را بر زمین انداختم، خواست از جا برخیزد ولی از شدت کوفتگی و درد، یارای حرکت نداشت. او گفت: من به خانه‌ی خدا می‌روم و تو را نفرین می‌کنم. پدرم چند روز روزه گرفت و نمازها خواند پس از آن به خانه‌ی خدا سفر کرد، من مشاهده کردم پدرم پرده‌ی کعبه را گرفته است و با آهی سوزان مرا نفرین کرد. به خدا قسم هنوز نفرینش تمام نشده بود که بیچاره شدم و تندرستی از من سلب شد.

در این موقع پیراهن خود را بالا زد، دیدم یک طرف بدنش خشک شده و حسی و حرکتی ندارد. بعد از این پیشامد پشیمان شدم و نزد او رفته و عذرخواهی کردم. اما او نپذیرفت.

سه سال از او پوزش می‌طلبیدم اما او رد می‌کرد. سال سوم ایام حج که فرا رسید. گفتم: پدر جان! برو همان جایی که مرا نفرین کردی دعا کن. شاید خدا بر برکت دعای تو سلامتی را بر من بازگرداند. قبول کرد؛ وقتی بر وادی اراک رسیدیم شب تاریکی بود ناگاه مرغی از کنار جاده پرواز کرد و بر اثر بال و تیرزدن او شتر پدرم رمید. و او بر زمین افتاد پدرم میان دو سنگ قرار گرفت و فوت کرد او را همانجا دفن کردم و من هنوز گرفتار نفرین اویم.

امیرالمؤمنین(ع) دعایی از پیامبر(ص) به من تعلیم داد که بیچارگی، اندوه، در دو مرض فقر و تنگدستی از او برطرف می‌گردد و گناهانش آمرزیده می‌شود. این دعا همان «دعای مشلول» معروف است که محدت قمی در مفاتیح الجنان آورده است.

● ارزش پدر و مادر در ادیان قبل از اسلام

حضرت ابراهیم(ع) پدر و مادر خویش را دعا می‌کند: «ربنا اغفر لی و لوالدی و للمؤمنین یوم یقوم الحساب»؛ پروردگارا! مرا بیامرز و پدر و مادرم را و مؤمنان را نیز(بیامرز) در روزی که مردم برای حسلب به پا می‌خیزند.

▪ ارزش پدر و مادر در آئین یهود

وَ إِذْ أَخَذْنَا مِیثَاقَ بَنِی إِسْرَائِیلَ لاَ تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللّهَ وَ بِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا وَ ذِی الْقُرْبَی وَ الْیَتَامَی وَ الْمَسَاکِینِ وَ قُولُواْ لِلنَّاسِ حُسْنًا وَ أَقِیمُواْ الصَّلاَهَ وَ آتُواْ الزَّکَاهَ ثُمَّ تَوَلَّیْتُمْ إِلاَّ قَلِیلًا مِّنکُمْ وَ أَنتُم مِّعْرِضُونَ(بقره آیه)۸۳؛ چون از فرزندان اسرائیل پیمان محکم گرفتیم که جز خدا را نپرستید و به پدر و مادر و خویشان و یتیمان و مستمندان احسان کنید و با مردم [به زبان] خوش سخن بگویید و نماز را به پا دارید و زکات را بدهید آنگاه جز اندکی از شما [همگی] به حالت اعراض روی برتافتید.

▪ اثر نیکی کردن به پدر و مادر در بنی اسرائیل

خداوند در قرآن مجید، داستان گاو بنی اسرائیل را بیان نموده است و البته منظور از این حکایت فقط زنده شدن جوان بنی اسرائیل نبوده است. بلکه می‌خواسته بندگان خود را متوجه این معنی بنماید که خدمت به پدر موجب استفاده و فایده دنیوی هم می‌گردد. در آیه‌ای که در پیش خواهد آمد در مورد جوانی از بنی اسرائیل که به پدر و مادر خود نیکی کرده است و مهربانی نموده و خیری رسانیده است. البته این آیه شریفه در امتداد داستان گاو بنی اسرائیل است که به این شرح آمده است:

وَ إِذْ قَالَ مُوسَی لِقَوْمِهِ إِنَّ اللّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تَذْبَحُواْ بَقَرَهً قَالُواْ أَ تَتَّخِذُنَا هُزُوًا قَالَ أَعُوذُ بِاللّهِ أَنْ أَکُونَ مِنَ الْجَاهِلِینَ ۶۷؛ و هنگامی که موسی به قوم خود گفت ‏خدا به شما فرمان می‏‌دهد که ماده گاوی را سر ببرید گفتند آیا ما را به ریشخند می‏‌گیری. گفت پناه می‏‌برم به خدا که [مبادا] از جاهلان باشم(۶۷)

خداوند در قرآن از حضرت یحیی(ع) به خوبی نسبت به پدر و مادر یاد می‌کند در سوریه مریم آیات ۱۲تا ۱۴ می‌فرماید: یَا یَحْیَی خُذِ الْکِتَابَ بِقُوَّهٍ وَ آتَیْنَاهُ الْحُکْمَ صَبِیًّا ۱۲؛ ای یحیی! کتاب [خدا] را به جد و جهد بگیر و از کودکی به او نبوت دادیم: وَنَانًا مِّن لَّدُنَّا وَ زَکَاهً وَ کَانَ تَقِیًّا ۱۳؛ و [نیز] از جانب خود مهربانی و پاکی [به او دادیم] و تقواپیشه بود(۱۳) وَ بَرًّا بِوَالِدَیْهِ وَ لَمْ یَکُن جَبَّارًا عَصِیًّا؛ و با پدر و مادر خود نیک ‏رفتار بود و زورگویی نافرمان نبود(۱۴) و اما راجع به عصیان آیات زیادی در قرآن مجید است که به آنها وعده عذاب را داده است و ما فقط به یک آیه اشاره می‌کنیم: وَ مَن یَعْصِ اللّهَ وَ رَسُولَهُ وَ یَتَعَدَّ حُدُودَهُ یُدْخِلْهُ نَارًا خَالِدًا فِیهَا وَ لَهُ عَذَابٌ مُّهِینٌ؛ و هر کس از خدا و پیامبر او نافرمانی کند و از حدود مقرر او تجاوز نماید وی را در آتشی درآورد که همواره در آن خواهد بود و برای او عذابی خفت‌آور است(۱۴)

منابع
۱-طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه سید محمد باقر موسوی همدانی، تهران، کانون انتشارات محمدی، ۱۳۵۸.
۲-مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، قم، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۰.
۳-فیض کاشانی؛ المحجه البیضاء، ج ۳، ص ۴۳۴.
۴-ارزش پدر و مادر؛ سید اسماعیل گوهری

منبع: آفتاب؛ نویسنده: علی معروفی

بدون دیدگاه