i
تغییر زبان
مناسبت ها و اعمال ماه شوال مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت
مناسبت توضیح منبع
عید فطر اول ماه شوال روز عید فطر است. قبل از نماز عید خوردن مقداری از تربت سیدالشهدا علیه السلام و نیز زیارت آن حضرت مستحب است

مرگ عمرو بن عاص

در سال 41 هجری عمروبن عاص خبیث در سن 90 سالگی به درک واصل شد. مادر او نابغه کنیزی بود که عبدالله بن جذعان او را خرید و آزادش کرد . او به کار خلاف روی آورد و چون قیمتش نسبت به سایر زنان خلافکار ارزانتر بود مراجعه کننده بسیار داشت. لذا آبروی عبداالله بن جذعان را برده بود. از جمله در طهر واحد, ابولهب و امیه بن خلف و هشام بن مغیره و ابوسفیان و عاص بن وئل با او زنا کردند و عمروعاص به وجود آمد.

هنگامی که وضع حمل کرد هر یک از آنان مدعی او شدند. آخرالامر قضاوت را بر عهده خود نابغه گذاشتند و او هم عاص را انتخاب کرد. به او گفتند: چرا عاص را انتخاب کردی با اینکه بچه به ابوسفیان شبیه تر است؟ گفت: ابوسفیان بخیل است و عاص بهتر نفقه میدهد! این عاص ملعون کسی بود که پیامبر صلی الله علیه و آله را ” ابتر ” خطاب کرد و خاطر شریف حضرت را مکدر نمود تا آنکه سوره مبارکه کوثر نازل شد

با این نسبت و نژاد تعجبی ندارد که او دشمن پیامبر و علی بن ابیطالب علیهما السلام باشد و عمری با معاویه خون به دل امیرالمومنین علیه السلام کنند. واقعه صفین و قرآن بر سر نیزه کردن و شهادت مالک اشتر و واقعه حکمین و کارهای دیگر آن ملعون روشن است

او در وقت مرگ میگفت: چنان است که کوه رضوی را بر گردن من نهاده اند و درون من پر از خار است و مرا از سوراخ سوزنی بیرون میکنند.

جنگ قرقره الکدر

در این روز در سال 2 هجری جنگ قرقره الکدر به وقوع پیوست. این نام مربوط به آبی متعلق به بنی سلیم در سه منزلی مدینه است. سبب این جنگ این شد که به سمع مبارک پیامبر صلی الله علیه و آله رسانده بودند که جمعی از بنی سلیم و بنی غطفان در قرقره الکدر اجتماع کرده اند تا به مدینه شبیخون بزنند. لذا آن حضرت پرچم اسلام را به دست امیرالمومنین علیه السلام دادند و حضرت را با دویست نفر به آنجا فرستادند. هنگامی که امیرالمومنین علیه السلام به آنجا رسیدند دیدند که آن جماعت از آنجا گریخته اند و تا آن حضرت آنجا بودند کسی برنگشت

 

1.مسارالشیعه: ص14. توضیح المقاصد: ص25

2.تتمه المنتهی: ص41. مسارالشیعه: ص15. قلائدالنحور: ج شوال, ص6. فیض العلام: ص 61_62. مسترک سفینه البحار: ج5 ص213. الغدیر: ج2 ص175. مروج الذهب: ج2 ص120_123

3.الغدیر: ج2 ص120_123

4.مستدرک سفینه البحار: ج5 ص206

5.منتهی الآمال: ج1 ص58

برای این روز مناسبتی ثبت نشده است

مناسبت توضیح منبع
قتل متوکل در سال 247 هجری در شب چهارشنبه متوکل عباسی ملعون به دستور فرزندش به قتل رسید. مدت خلافت او 14 سال و ده ماه و عمر نحسش 41 سال بود

متوکل بعد از واثق در 232 هجری به خلافت نشست. در ایام او لهو و لعب و طرب مخصوصا در مجلس او بسیار بود. او مردی خبیث السیره بود و چنانچه امیرالمومنین علیه السلام فرموده بود کافرترین آل عباس بود. عمرو بن فرج را والی مدینه و مکه کرد و او به مردم دستور داده بود که کسی به آل ابی طالب احسان نکند و اگر کسی ک.چکترین احسانی کند سخت عقوبت خواهد شد به حدی کار بر علویین تنگ شده بود که لباسهای زنان علویه کهنه و پاره شده بود و پیراهن سالمی را برای نماز به نوبت می پوشیدند و نخ ریسی میکردند تا متوکل به درک واصل شد.

از اعمال زشت و پست متوکل این بود که همیشه و در همه جا امیرالمومنین علیه السلام را به بدی یاد میکرد و به آن حضرت جسارت میکرد. او 17 بار قبر مبارک حضرت سیدالشهدا علیه السلام را خراب کرد ولی دوباره بنا شد. متوکل در راه زیارت آن حضرت دست قطع میکرد و زوار را میکشت.

به خاطر جسارتهایی که متوکل در مجلسی به امیرالمومنین علیه السلام کرد منتصر پسرش در شب چهارشنبه سوم یا چهارم ماه شوال چند نفر از غلامهای خاص در را ماُمور کشتن وی کرد و آنها در حالی که متوکل مشغول شرب خمر بود خونش را ریختند و به درکات جحیم شتافت.

در همان روزی که متوکل به دستور پسرش منتصر کشته شد مردم با او در قصر معروف جعفری بیعت کردند. منتصر مردی به ظاهر رئوف و مهربان بر اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله بود و برعکس پدر خود به آل ابی طالب احسان میکرد و به هیچ وجه متعرض ایشان نمی گشت.

او زیارت امام حسین علیه السلام را آزاد کرد ومانع احدی نشد و دستور داد فدک را به اولاد امام حسن و امام حسین علیهما السلام رد کنند و اوقاف آل ابی طالب علیه السلام را آزاد کرد و دستور داد کسی متعرض شیعیان علی علیه السلام نشود. همچنین برای علویین و علویات مدینه اموالی فرستاد تا در میانشان تقسیم شود. او در روز 25 ربیع الاول سال 248 بیمار شد و در پنجم ربیع الثانی هنگام عصر درگذشت و مدت خلافتش شش ماه بود. گفته شده که او مسموم شد به زهری که در شاخ حجامت ریخته بودند.

 

1.توضیح المقاصد: ص26. تتمه المنتهی: ص322. بحارالانوار: ج50 ص210. فیض العلام: ص65. تاریخ سامراء: ج3ص324. البدایه و النهایه: ج10 ص385. تاریخ بغداد: ج2 ص119

2.تتمه المنتهی: ص330_332. فیض العلام: ص65_66, 227. تاریخ الخلفاء: ص357

مناسبت توضیح منبع
جنگ حنین در این روز در سال 15 هجری بعد از 15 روز از فتح مکه غزوه حنین به وقوع پیوست. تعداد لشگر اسلام 12 هزار نفر از مکه و ده هزار نفر از مدینه بودند. در این جنگ چهار نفر شهید شدندو تعداد مقتولین از کفار را بیش از 300 نفر نوشته اند. یکی از موارد ابوبکر و عمر در همین جنگ بوده است. تاریخ این جنگ را ماه رمضان و 3 و 10 و 11 شوال هم نقل کرده اند 1.مستدرک سفینه البحار: ج6 ص65

2.توضیح المقاصد: ص26. بحارالانوار: ج21 ص181. الموسوعه الکبری فی غزوات النبی الاعظم صلی الله علیه و آله:ج5 ص6

3.فیض العلام: ص73

4.فیض العلام: ص67

مناسبت توضیح منبع
حرکت به سوی جنگ صفین در سال 36 هجری در چنین روزی امیرالمومنین علیه السلام برای رفتن به صفین آماده شدند و ابو مسعود عقبه بن عامر انصاری را در کوفه جانشین خویش قرار دادند

ورود حضرت مسلم علیه السلام به کوفه

در سال 60 هجری در چنین روزی حضرت مسلم علیه السلام وارد کوفه شدند. مردم کوفه به خدمتش شتافتند و نامه امام حسین علیه السلام را استماع کردند و هجده هار نفر با آن حضرت بیعت کردند. جناب مسلم علیه السلام نامه ای به امام حسین علیه السلام نوشت و بیعت کوفیان را اطلاع داد و تشریف فرمایی آن حضرت را به کوفه خواستار شد.

1.تتمه المنتهی: ص23. فیض العلام: ص69

2.قلائد النحور: ج شوال ص17. فرسان الهیجاء: ج2 ص70. فیض العلام: ص69. شرح احقاق الحق: ج 23 ص649. وقایع الشهور: ص193

مناسبت توضیح منبع
توقیع برای حسین بن روح روز یکشنبه سال 305 هجری اولین توقیع امام عصر علیه السلام در دوران غیبت صغری برای جناب حسین بن روح رحمه الله علیه صادر شد بحارالانوار: ج51 ص356. غیبت شیخ طوسی: ص227. وقایع الشهور: ص193

برای این روز مناسبتی ثبت نشده است

مناسبت توضیح منبع
ویرانی قبور ائمه بقیع علیهم السلام در این روز در سال 1344 هجری قبور ائمه بقیع علیهم السلام و نیز قبر حضرت حمزه در اُحد به دست وهابیون تخریب شد.

علت و انگیزه تخریب این قبور مطهر در کتب مختلفی که بر رد عقائد ضاله وهابیت تألیف شده ، بیان گردیده است .

آنان اضافه بر قبور مطهر ائمه معصومین علیهم السلام ، دیگر قبور را هم تخریب نمودند که عبارتند از: قبر منسوب به فاطمه زهرا علیها السلام ، قبر مطهر فاطمه بنت اسد علیهما السلام مادر امیرالمؤمنین علیه السلام ، قبر مطهر حضرت ام النبین علیها السلام ، قبر ابراهیم پسر پیامبر صلی الله علیه واله ، قبر اسماعیل فرزند حضرت صادق علیه السلام ، قبر دختران پیامبر صلی الله علیه واله ، قبر حلیمه سعدیه مرضعۀ پیامبر صلی الله علیه واله و قبور شهدای زمان پیامبر صلی الله علیه واله.

وهابیان در سال 1343 در مکه گنبدهای قبر حضرت عبدالمطلب ، ابی طالب ، خدیجه ، و زادگاه پیامبر صلی الله علیه واله و فاطمه زهرا علیها السلام را با خاک یکسان کردند . در جده نیز قبر حوا و دیگر قبور را تخریب کردند.

در مدینه گنبد نبوی را به توپ بستند ، ولی از ترس مسلمانان قبر شریف را تخریب نکردند. در شوال 1343 با تخریب قبور مطهر ائمه بقیع علیهم السلام اشیاء نفیس و با ارزش آن قبور مطهر را به یغما بردند.

قبر حضرت حمزه علیه السلام و شهدای احد را با خاک یکسان کردند ، و گنبد و مرقد حضرت عبدالله و آمنه پدر و مادر پیامبر صلی الله علیه واله ، قبر اسماعیل پسر حضرت صادق علیه السلام و دیگر قبور را هم خراب کردند.

در همان سال به کربلای معلی حمله کردند ، و ضریح مطهر را کندند و جواهرات و اشیاء نفیس حرم مطهر را که اکثراً از هدایای سلاطین و بسیار ارزشمند و گرانبها بود ، غارت کردند و قریب به 7000 نفر از علما ، فضلا و سادات و مردم را کشتند. سپس به سمت نجف رفتند که موفق به غارت نشدند و شکست خورده برگشتند. 

جنگ حمراء الاسد

در این روز در سال 3 هجری جنگ حمراء الاسد اتفاق افتاد. ” حمراء الاسد ” نام مکانی در اطراف مدینه است .

بعد از جنگ احد و آمدن مسلمانان به مدینه ، پیامبر صلی الله علیه واله برای آنکه مبادا قریش مراجعت کنند و به مدینه حمله نمایند امر نمود تا بلال ندا دهد: امر خداوند متعال است که باید آنان که در احد حاضر بوده اند و جراحت دیده اند به تعقیب دشمن بروند. اصحاب کار معالجه را رها کردند و لباس رزم پوشیدند.

امیرالمؤمنین علیه السلام هم با اینکه بیشتر از 80 جراحت برداشته بود و بعضی آنقدر عمیق بود که فتیله داخل آن قرار داده می شد ، لباس رزم پوشیدند و رسول خدا صلی الله علیه واله در حالیکه به او نگاه می کرد و می گریست پرچم را به آن حضرت داد و مسلمین حرکت کردند.

بعد از تعقیب و تاخت بر کفار ، مسلمانان سه روز در حمراء الاسد ماندند و آنگاه به مدینه مراجعت کردند.

 

  1. مستدرک سفینة البحار: ج 6 ص 65 – 66 .
  2. کشف الارتیاب : ص 77 . شهداء الفضیلة  علامه امینی  : ص 388 .

3.مستدرک سفینة البحار : ج 6 ص 65 – 66 .

  1. بنابر قولی که جنگ اُحد در هفتم شوال نقل کرده است

5.حار الانوار: ج 20 ص 1 – 146 . منتهی الآمال: ج 1 ص 64 .

برای این روز مناسبتی ثبت نشده است

برای این روز مناسبتی ثبت نشده است

برای این روز مناسبتی ثبت نشده است

برای این روز مناسبتی ثبت نشده است

برای این روز مناسبتی ثبت نشده است

مناسبت توضیح منبع
مرگ عبدالملک بن مروان در سال 86 هجری عبدالملک بن مروان سفاک بخیل ، در دمشق به هلاکت رسید ، و بعضی 15 شوال را ذکر کرده اند. این در حالی بود که در 21 سال و 6 ماه خلافت را غصب کرده بود . او پیش از سلطنت پیوسته ملازمت مسجد را داشت و تلاوت قرآن می نمود و او را حمامة المسجد می گفتند! وقتی خبر سلطنت به او رسید قرآن را بر هم نهاد و گفت: ” سلام علیک هذا فراق بینی و بینک ” : ” خداحافظ ، این آغاز جدایی بین من و توست “!!

بیماری او که سخت شد طبیب گفت: اگر آب بخورد می میرد. ولی تشنگی بر او غالب شد و از پسرش ولید آب طلبید . او گفت: اگر آب بیاشامی خواهی مرد مرد! عبدالملک به دخترش التماس کرد که آب بدهد ، اما ولید پسرش مانع شد . عبدالملک گفت: بگذاربه من آب بدهند ، و گرنه تو را از ولیعهدی خلع می کنم ، ولید اجازه داد و عبدالملک آب خورد و مُرد.

از بزرگترین جنایات او به شهادت رساندن امام زین العابدین علیه السلام و مسلط کردن حجاج ثقفی بر شیعیان امبرالمؤمنین علیه السلام بود.

 

1.تتمة المنتهی: ص 105 . فیض العلام: ص 73 . مستدرک سقینة البحار: ج 5 ص 216 . قلائد النحور: ج شوال ، ص94 .

  1. قلائد النحور: ج شوال ، ص 94 .
  2. منتهی الآمال : ج 2 ص 39 . تتمة المنتهی : ص 106
مناسبت توضیح منبع
جنگ احد و شهادت حضرت حمزه علیه السلام در سال 3 هجری در روز جنگ احد ، حضرت حمزه سیدالشهداء و 69 نفر از مسلمانان به شهادت رسیدند. بعضی جنگ احد را در 17 شوال نقل کرده اند.

در این جنگ مسلمانان هزار نفر بودند که به نوشتۀ عده ای سیصد نفر در بین راه برگشتند ، و برای جنگ 700نفر باقی ماند .کفار 3000 نفر بودند ، و 2000 نفر و 4000 نفر و5000 نفر هم گفته اند. تعداد کشته های کفار 22 یا 23 یا 28 نفر ، و تعداد شهدا 70 نفر بود.در این روز دندان و پیشانی پیامبر صلی الله علیه واله را شکستند.

فداکاری های امیرالمؤمنین علیه السلام در اُحد

در این روز بر اثر فداکاریها و شجاعتهایی که امیرالمؤمنین علیه السلام در دفاع از وجود شریف خاتم الانبیاء صلی الله علیه واله و حفاظت از آن حضرت نشان داد جراحتهای زیادی بر یدن مبارکش رسید . این در حالی بود که دیگران فرار کرده بودند ، پیامبر صلی الله علیه و اله فرمود: یا علی ، آیا می شنوی که از آسمان تو را مدح می کنند. یکی از ملائکه به نام رضوان می گوید: ” لا سیف الا ذوالفقار و لا فتی الا علی “. امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید: از خوشحالی گریستم و خداوند سبحان را بر این نعمت حمد کردم. در این جنگ پیروزی در ابتداء از آنِ مسلمانان بود ، ولی مقداری که به تعقیب دشمن رفتند و میدان خالی شد ، بازگشتند ومشغول جمع غنایم شدند و اکثر نگهبانان مخالف دستور پیامبر صلی الله علیه واله نمودند ، و محل نگهبانی خود را رها کردند و مانند بقیه مشغول جمع غنایم شدند.

خالد بن ولید – که از سردسته های کفار در این جنگ بود – از همان قسمت با کفار حمله کردند. تعداد اندکی از نگهبانان دره که نرفته بودند شهید شدند و کفار از پشت سر به مسلمین حمله کردند. فراریان کفار هم تا این وضع را دیدند بازگشتند و حمله به مسلمین شدت گرفت . جراحتهای فراوانی بر یدن مبارک پیامبر صلی الله علیه واله رسید و شیطان فریاد برآورد کهمحمد کشته شده است ! مسلمانان با شنیدن این ندا فرار کردند ، و فقط چند نفری از وجود مبارک پیامبر صلی الله علیه واله محافظت می کردند که عبارت بودند از امیرالمؤمنین علیه السلام و ابودجانه که شهید شد و زنی به نام نسیبه و انس بن نضر که تازه از مدینه رسیده بود.

ابوبکر و عمر در جنگ احد

عمر بن خطاب می گوید : در اُحد با پیامبر صلی الله علیه واله بیعت کرده بودیم بر اینکه کسی فرار نکند ، و هر کس از ما که فرار کند ضال و گمراه است ، و هر کس از ما کشته شود شهید است.

احمد بن حنبل می گوید: ابوبکر و عمر در این جنگ فرار کردند. هنگامی که امیرالمؤمنین علیه السلام در تعقیب فرار ها بود ، عمر در حالی که اشک چشمانش را پاک می کرد برگشت و به امیرالمؤمنین علیه السلام عرض کرد: مرا ببخشید!! امیرالمؤمنین علیع السلام فرمود: ” آیا تو نبودی که صدا زدی: محمد کشته شده است ، به دین قبلی خود برگردید” ؟!! عمر گفت:این کلام را ابوبکر گفته است ! در اینجا بود که این آیه نازل شد: ” إنَّ الَّذینَ تَوَلَّوا مِنکُم یَومَ التَقَی الجَمعان إنَّمَا استَزَلَّهُمُ الشَّیطانُ ” !.

امام صادق علیه السلام می فرماید: در جنگ احد امیرالمؤمنین علیه السلام در حال دفاع از پیامبر صلی الله علیه واله بودند ، و دیگر اصحاب فرار کردند. آن حضرت همچون شیر غضبناک از قفای گریختگان رفت و اول به عمر بن خطاب رسید که به اتفاق عثمان و حارث بن حاطب و عده ای دیگر به سرعت فرار می کردند. حضرت فریاد برآورد: ای جماعت ، بیعت شکستید و پیامبر صلی الله علیه واله را تنها گذاشتید و به سوی جهنم می گریزید؟

عمر بن خطاب می گوید: علی را دیدم با شمشیری پَهنی که مرگ از آن می چکید و چشمهایش از خشم مانند دو قدح خون بود ، یا مانند دو کاسۀ روغنی که آتش در او افروخته باشند می درخشید ، و فهمیدم که اگر به ما برسد به یک حمله ما را خواهد کشت . این بود که جلو رفتم و عرض کردم:” یا اباالحسن ، تو را به خدا سوگند می دهم که دست از ما برداری ، که عرب را عادت است که گاهی می گریزد و گاهی حمله می کند . زمانی که حمله می کند تلافی گریختن را می نماید ” . پس آن حضرت ما را رها کرد ؛ و به خدا قسم چنان ترسی از آن حضرت در دل من افتاد که تا کنون از دلم خارج نشده است .

در این جنگ بر بدن مبارک امیرالمؤمنین علیه السلام هنگام حمایت از پیامبر صلی الله علیه واله 90 جراحت بر صورت ، سر ، سینه ، شکم ، دست و پای مبارک رسید . جبرئیل نازل شد و عرض کرد: ” یا محمد ، به خدا سوگند این عمل علی بن ابی طالب مواسات است “.پیامبر صلی الله علیه واله فرمود: ” این بدان جهت است که من از اویم و او از من است .جبرئیل عرض کرد: و من از شما دو بزرگوارم “.

بانویی به نام نسیبه در جنگ احد

در این روز یکی از کسانی که جانفشانی کرد و فرار نکرد ، بلکه مانع از فرار دیگران نیز شد ، بانویی به نام نسیبه دختر کعب بن مازنیه بود و به او ام عماره می گفتند . او با شوهر و دو پسر خود در جنگ اُحد شرکت داشتند. نسیبه مشک آبی به دوش داشت و سقایت لشکر اسلام را می نمود . هنگامی که موقعیت را چنان دید که مسلمین در حال فرار هستند ، مشک را به کناری انداخت و خود را پیش روی پیامبر صلی الله علیه واله سپر کرد ، به گونه ای که جراحات زیادی بر او وارد شد ، که مداوای یکی از آنها تا یک سال بعد ادامه داشت .

این زن فداکار دست به شمشیر برد ، و چنان ضربه ای بر ابن حمیه – که قصد کشتن پیامبر صلی الله علیه واله را داشت – زد که او فرار کرد .عبدالله فرزند نسیبه خواست فرار کند که مانع او شد و او را تشویق به جنگ و دفاع از پیامبر صلی الله علیه واله نمود و او قبول کرد . پیامبر به نسیبه فرمود: ” بارَکَ اَللهَ عَلَیکَ یا نَسیبة ” . در این حال پیامبر صلی الله علیه واله دید یکی از مهاجرین فرار می کند در حالیکه سپرش را به پشتش بسته است . آن حضرت فرمود: “ای صاحب سپر ، سپرت را بیانداز و خودت به جهنم برو”. سپس آن حضرت به نسیبه فرمود : “سپر او را بردار “. او آن را برداشت و مشغول جنگ با مشرکین شد. در این هنگام حضرت فرمود: “مقام نسیبه از مقام فلان و فلان و فلان افضل است ، چه اینکه آنان فرار کردند”.

شهادت حضرت حمزه علیه السلام

در این روز جناب حمزة بن عبدالمطلب علیه السلام عموی پیامبر صلی الله علیه واله به شهادت رسید . آن حضرت برادر رضاعی پیامبر صلی الله علیه واله بود، چون هر دو بزرگوار از زنی به نام ثویبه شیر خورده بودند.

آن حضرت مردی شجاع و با هیبت بود و در این جنگ به دست وحشی و به دستور هند همسر ابوسفیان کشته شد . هند به خاطر کشته شدن پدر و برادر و عمویش در جنگ بدر ، ابتدا قصد نبش قبر مادر پیامبر صلی الله علیه واله را داشت ، ولی کفار قریش از ترس نبش قبور امواتشان مانع شدند. این بود که او وحشی را با وعده هایی به کشتن پیامبر صلی الله علیه واله یا علی مرتضی علیه السلام و یا حمزة تحریک کرد . وحشی گفت: ” از کشتن پیامبر صلی الله علیه واله و پسر عمویش علی علیه السلام عاجزم ، ولی برای کشتن حمزه کمین می کنم”.

او در میدان جنگ با نیزه ای بر سینه و یا شکم مبارک آن حضرت زد و آن حضرت را شهید کرد. وقتی خبر به هند دادند ، آن خبیث دستور داد سینۀ آن حضرت را بشکافد و جگر مبارک آن حضرت را بیرون آورد. وقتی خواست به جگر حمزه دندان بزند دندانهای نحسش کارگر نشد .همچنین هند با خنجری گوشها ، بینی و … آن حضرت را جدا کرد و به گردن انداخت.

پیامبر صلی الله علیه واله هنگامی که حمزه را با آن وضع دیدند ، گریستند و عبای مبارک را روی او کشیدند که خواهرش صفیه او را به آن حال نبیند و فرمودند:” یا عم رسول الله و اسدالله و اسد رسوله … یا فاعل الخیرات ، کاشف الکربات …”. امیرالمؤمنین و فاطمه زهراعلیهما السلام و صفیه و دیگران بر آن حضرت گریستند. پیامبر صلی الله علیه واله بر بدن مبارک او نماز خوانده و او را در اُحد دفن نمودند. بعد از چهل سال که معاویه خواست نهری از اُحد عبور دهد با قبر حضرت حمزه برخورد نمود و سر بیلها به پای حمزه رسید و فوراً خون جاری شد!

حضرت رضا علیه السلام به نقل از رسول خدا صلی الله علیه واله فرمودند: “بهترین برادران من علی علیه السلام و بهترین عموهای من حمزه است”.

رد الشمس

در این روز بازگشت خورشید برای امیرالمؤمنین به وقوع پیوست است . به قولی این واقعه در 17 شوال بوده است.

لازم به یادآوری است که رد شمس برای امیرالمؤمنین علیه السلام دوبار اتفاق افتاده است : یکی در زمان پیامبر صلی الله علیه واله در نزدیکی مسجد قبا ، و دیگری پس از رحلت آن حضرت در سرزمین بابل در نزدیکی حله.

علامه امینی رحمة الله به تفضیل احادیث رد الشمس را به طرق مختلف و همچنین کسانی را که دربارۀ ردالشمس کتاب تألیف کرده اند در الغدیر بیان فرموده است .

جنگ بنی قینقاع

در این روز بعد از بیست ماه از هجرت نبوی غزوۀ بنی قینقاع واقع شد، و بنابر قولی این جنگ در صفر به وقوع پیوسته است.

وفات حضرت عبدالعظیم علیه السلام

در سال 252 یا 255 هجری حضرت ابوالقاسم عبدالعظیم حسنی فرزند عبدالله بن علی بن حسن بن زید بن حسن بن علی بن ابی طالب علیهم السلام وفات یافته. ایشان از مشاهیر علما و از ثقات و فضلای محدثین است که در زهد و ورع زبانزد خاص و عام بوده و از امام جواد و امام هادی علیهم السلام روایت نقل کرده است . کتاب خطب امیرالمؤمنین علیه السلام و کتاب الیوم و اللیله از آثار آن بزرگوار است . جلالت و عظمت شأن آن بزرگوار از عرضۀ عقایدش خدمت امام زمانش حضرت هادی علیه السلام و تأیید آن حضرت دربارۀ آنها به وضوح پیداست.

ایشان به طور ناشناس وارد ری شد و از ترس بنی عباس در ساربانان در خانۀ یکی از شیعیان زندگی می کرد. تا هنگام وفات کسی متوجه نشد آن بزرگوار کیست ، تا اینکه بعد از وفات خواستند آن بزرگوار را غسل دهند نوشته ای در لباس او یافتند که نسب شریف خود را در آن نوشته بود . مرقد مطهرش در شهر ری مشهور است .

پدر آن حضرت عبدالله مشهور به ” عبدالله قافه ” است . “قافه” نام مکانی بود که جناب عبدالله از طرف پدر بزرگش جناب حسن بن زید حاکم آنجا بود .

همسر حضرت عبدالعظیم ، خدیجه دختر قاسم بن حسن بن زید بن حسن بن علی بن ابی طالب علیهم السلام است . بعضی امامزاده قاسم شمال تهران را پدر خدیجه همسر حضرت عبدالظیم می دانند.

دختر آن حضرت سلمی است که حضرت عبدالعظیم علیه السلام او را به عقد محمد بن ابراهیم بن ابراهیم بن حسن بن زید بن حسن بن علی بن ابی طالب علیهم السلام درآوردو ثمرۀ این ازدواج سه پسر به نامهای عبدالله و حسن و احمد بود

 

  1. مسار الشیعة: ص 15 – 17 . بحار الانوار: ج 20 ص 18 . توضیح المقاصد: ص 27 . سیره ابن هشام: ج 3 ص 68 .الموسوعة الکبری فی غزوات النبی الاعظم صلی الله علیه وال: ج 2 ص 110 . تقویم المحسنین : ص 12 .

2.بحار الانوار: ج 97 ص 168 .

  1. مسار الشیعة: ص 15 .
  2. بحار الانوار : ج 20 ص 18 .
  3. ارشاد: ج 1 ص 87 . اُسد الغابة: ج 4 ص 21 . مسار الشیعة: ص 16 . مصباح کفعمی: ج 2 ص 600

6.بحار الانوار : ج 2 ص 53 – 54.

  1. سورۀ آل عمران : آیۀ 155 . اثبات الهداة: ج 2 ص 364 0 365
  2. بحار الانوار: ج 20 ص 53 – 54 . قلائد النحور: ج شوال ، ص 77 .
  3. بحار الانوار: ج 20 ص 54 .
  4. بحار الانوار : ج 20 ص 54 .
  5. بحار الانوار: ج 2 ص 55 . حمزه سیدالشهیداء علیه السلام: ص 28 – 29 .
  6. بحار الانوار: ج 20 ص 55 . حمزه سیدالشهداء علیه السلام: ص 28 – 29 .
  7. عیون اخبار الرضا علیه السلام: ج 2 ص 61 . ریاحین الشریعه: ج 4 ص 350 .
  8. قلائد النحور : ج شوال ، ص 92 . مصباح کفعمی: ج 2 ص 600 . فیض العلام: ص 76 . تقویم المحسنین: ص 12 .وقایع الشهور: ص 201 .
  9. بحار الانوار: ج 97 ص 384 ، ج 95 ص 189 .
  10. فیض العلام: ص 201.
  11. الغدیر: ج 3 ص 183 – 204 .

18.بحار الانوار: ج 20 ص 5 .

  1. مراقد المعارف: ج 2 ص 52 . مستدکات علم رجال الحدیث: ج 2 ص 424 – 426 .

20.مستدرک سفینة البحار: ج 6 ص 66 . وقایع الشهور: ص201

21.سبل الرشاد الی اصحاب الامام الجواد علیه السلام : ص 157 . مراقد المعارف: ج 2 ص 54 .

  1. سبل الرشاد الی اصحاب الامام الجواد علیه السلام : ص 157 . مراقد المعارف: ج 2 ص 54 .

23.سبل الرشاد الی اصحاب الامام الجواد علیه السلام : ص 157 . مراقد المعارف: ج 2 ص 54 .

  1. ریاحین الشریعة: ج 4 ص 197 .
  2. ریاحین الشریعة: ج 4 ص 197 ، ج 5 ص 106 .
  3. ریاحین الشریعة: ج 4 ص 332 .

برای این روز مناسبتی ثبت نشده است

مناسبت توضیح منبع
جنگ خندق در این روز در سال 5 هجری غزوۀ خندق ( احزاب ) و کشته شدن عمرو بن عبدود به دست امیرالمؤمنین علیه السلام به وقوع پیوست ، و این جنگ در زمستان به وقوع پیوست. وقوع جنگ خندق را بعضی در 8 ذی القعده و بعضی در 15 شوال گفته اند ، و استبعادی ندارد که شروع جنگ در 15 شوال باشد . همچنین به قولی غزوۀ خندق در سال 4 هجری اتفاق افتاده است.

در این جنگ تعداد مسلمانان 3000 نفر و تعداد شهدای مسلمانان 6 نفر بود . تعداد کفار10000 نفر بود ولی تعداد مقتولین کفار ذکر نشده است .

در این جنگ مسلمانان داخل مدینه در اطراف شهر خندقی کندند. در اثنای این کار منافقین جسارتها به پیامبر صلی الله علیه واله نمودندو عمرو بن عبدود مبارز طلبید ولی کسی جرأت نکرد . عمر بن خطاب از شجاعتهای عمروسخن گفت ، و در مردم ایجاد ترس کرد.

عبدالرحمن بن عوف گفت: ” اگر عمرو بر ما چیره شود همۀ ما را خواهد کشت . بهترین راه این است که محمد را دست بسته تحویل آنها دهیم “!! در چنین شرایطی پیامبر صلی الله علیه واله فرمود: آیا دوستی هست که شر این دشمن را کفایت کند؟ آقا و مولایمان اسد الله الغالب علی بن ابی طالب علیه السلام فرمود: من به مبارزۀ او می روم . پیامبر سکوت کردند ، و تا سه بار این کلام را فرمودند ، و هر سه بار امیرالمؤمنین علیه السلام برای مبارزه اعلام آمادگی نمودند.

آخرالأمر پیامبر صلی الله علیه واله اجازه فرمودندو امیرالمؤمنین علیه السلام حرکت کردند.در این هنگام پیامبر صلی الله علیه و اله فرمود: “برز الایمان کله الی الشرک کله”.

بعد از آن عمرو بن عبدود اسلام اختیار نکرد و دست از جنگ برنداشت ، امیرالمؤمنین علیه السلام او را به یک ضربت از پا درآورد . در این حال صدای تکبیر مسلمین بلند شد و پیامبرصلی الله علیه و اله فرمود : مبارزۀ علی بن ابی طالب علیه السلام در روز خندق از اعمال امت من تا روز قیامت افضل است.

وفات ابا صلت هروی

در این روز در سال 207 هجری ثقۀ جلیل اباصلت عبدالسلام بن صالح هروی که اهل هرات بود پس از آزادی از زندان مأمون از دنیا رفت.

اباصلت از اصحاب امام رضا علیه السلام و از خواص شیعیان بود ، و کتاب ” وفاة الرضا علیه السلام ” تألیف اوست . در ایران دو قبر منسوب به آن بزرگوار است : یکی در بیرون شهر مشهد ، و دیگری در دروازه ری قم.

 

1.فیض العلام: ص 76 – 77 . قلائد النحور: ج شوال ص 107 .

2.کشف الغمة : ج 1 ص 150 . الموسوعة الکبری فی غزوات النبی الاعظم صلی الله علیه واله : ج 3 ص 58 .

3.صحیح بخاری: ج 4 ص 1504 .

4.کشف الغمة: ج 1 ص 150 . بحار الانوار: ج 20 ص 186 – 281.

5.مستدرک سفینة البحار: ج 5 ص 224 .

6.مراقد المعارف: ج 1 ص 107 – 108 .

برای این روز مناسبتی ثبت نشده است

برای این روز مناسبتی ثبت نشده است

مناسبت توضیح منبع
دستگیری امام کاظم علیه السلام در این روز هارون ملعون به مسجد النبی صلی الله علیه واله به ظاهر برای زیارت و در حقیقت برای دستگیر نمودن حضرت موسی بن جعفر علیه السلام آمد و آن حضرت را از مدینه به بغداد فرستاد.
  1. کافی: ج 2 ص 507 . بحارالانوار: ج 48 ص 206 .

برای این روز مناسبتی ثبت نشده است

برای این روز مناسبتی ثبت نشده است

برای این روز مناسبتی ثبت نشده است

برای این روز مناسبتی ثبت نشده است

مناسبت توضیح منبع
شهادت امام صادق علیه السلام امام صادق علیه السلام در سال 148 هجری در چنین روزی وفات یافت. در شهادت حضرت نیمۀ رجب و نیمۀ شوال را هم گفته اند

شهادت آن حضرت به سبب انگور زهرآلودی بود که منصور به آن حضرت خورانید. مدت امامت آن حضرت 34 سال و عمر شریفشان 65 سال بود.

دوران امامت آن حضرت همزمان با هفت نفر از زمامداران غاصب بود که عبارتند از :هشام بن عبدالملک ، ولید بن یزید بن عبدالملک ، یزید بن ولید ، ابراهیم بن ولید و مروان حمار از بنی امیة و سفاح و منصور دوانیقی از بنی عباس.

فرزندان آن حضرت هفت پسر و سه دخترند: حضرت موسی بن جعفر علیه السلام ، اسماعیل ، عبدالله ، محمد دیباج ، اسحاق ، علی عریضی ( علی بن جعفر مدفون در قم ) عباس ، ام فروه ، اسماء فاطمة.

 

  1. قلائد النحور: ج شوال ، ص 139 . اعلام الوری: ج 1 ص 514 . جنات الخلود: ص 27 . مستدرک سفینة البحار: ج 6ص 66 . کافی : ج 2 ص 377 .ارشاد : ج 2 ص 180 .
  2. شرح احقاق الحق : ج 28 ص 507
  3. مناقب ابن شهر آشوب: ج 4 ص 280 .
  4. مناقب ابن شهر آشوب: ج 4 ص 280 .

برای این روز مناسبتی ثبت نشده است

برای این روز مناسبتی ثبت نشده است

برای این روز مناسبتی ثبت نشده است

برای این روز مناسبتی ثبت نشده است

برای این روز مناسبتی ثبت نشده است

برای این بخش اعمالی ثبت نشده است

مناسبت توضیحات منبع
(عید فطر) از شب هاى بسیار مبارک است و در فضیلت و اهمّیّت آن، همین بس که در بعضى از روایات آمده است، اهمّیّت آن کمتر از شب قدر نیست، و در روایات توصیه به عبادت و احیاى این شب شده است.

براى این شب چند عمل ذکر شده است:

اوّل: غسل است به هنگامى که آفتاب غروب کند.

دوم: این شب را به نماز و دعا و استغفار زنده نگه دارد و در مسجد بیتوته کند، یعنى شب را در آن جا سپرى نماید و به عبادت مشغول باشد، همانگونه که امام على بن الحسین(علیهما السلام) چنین مى کرد.

سوم: امام صادق(علیه السلام) فرمود: پس از نماز مغرب و نماز عشا و نماز صبح و نماز عید، این ذکرها را بگوید:

اَللهُ اَکْبَرُ، اَللهُ اَکْبَرُ، لا اِلـهَ اِلاَّ اللهُ، وَ اللهُ اَکْبَرُ، اَللهُ اَکْبَرُ، و للهِِ الْحَمْدُ، اَللهُ

خدا بزرگتر است… نیست معبودى جز خدا و خدا بزرگتر است… و ستایش خاص خداست خدا

اَکْبَـرُ عَلى ما هَـدانـا، وَ لَهُ الشُّکْرُ عَلى ما أَوْلانا.

بزرگتر است بر آنچه ما را راهنمائى فرمود وبراى اوست سپاس بر آنچه به ما بخشود.

چهارم: طبق روایتى از امام صادق(علیه السلام) پس از خواندن نماز مغرب و نافله آن، دست ها را به سوى آسمان بلند کند و بگوید:

یا ذَا الْمَنِّ وَالطَّوْلِ، یا ذَا الْجُودِ، یا مُصْطَفِىَ مُحَمَّد وَناصِرَهُ، صَلِّ عَلى

اى صاحب نعمت و فضل اى صاحب جود و بخشش اى برگزیننده محمّد و یاور او درود فرست بر

مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد، وَاغْفِرْ لى کُلَّ ذَنْب اَحْصَیْتَهُ، وَهُوَ عِنْدَکَ فى کِتاب مُبین.

محمّد و آل محمّد و بیامرز از من هر گناهى را که شماره کرده اى و در کتابى روشن در پیش تو ثبت است.

آنگاه به سجده برود و صد مرتبه بگوید: أتُوبُ إلَى اللّهِ. سپس هر حاجتى که دارد از خداوند طلب کند که ان شاء اللّه برآورده خواهد شد.

پنجم: زیارت امام حسین(علیه السلام) در این شب فضیلت بسیار دارد (زیارت مخصوصه آن حضرت در شب عید فطر،.

ششم: ده رکعت نماز بخواند (که چگونگى آن در اعمال شب آخر ماه رمضان گذشت).

هفتم: این ذکر را که در شب جمعه نیز گفتنش مستحب است، ده بار بگوید:

یا دائِمَ الْفَضْلِ عَلَى الْبَرِیَّةِ، یا باسِطَ الْیَدَیْنِ بِالْعَطِیَّةِ، یا صاحِبَ

اى کسى که فضل و بخششت بر خلق دائمى است و اى آن که دو دست احسانت به عطابخشى باز است اى دارنده

الْمَواهِبِ السَّنیَّةِ، صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِهِ خَیْرِ الْوَرى سَجِیَّةً، وَ اغْفِرْ لَنا

بخششهاى ارجمند درود فرست بر محمّد و آلش که بهترین مردمند در سرشت و نهاد، و بیامرز ما را

یا ذَالْعُلى فی هذِهِ الْعَشِیَّةِ.

اى خداى بلندمرتبه در این شب.

هشتم: دو رکعت نماز معروف شب عید را بخواند; در رکعت اوّل بعد از سوره حمد، هزار مرتبه سوره قل هو اللّه و در رکعت دوم، پس از سوره حمد، یک مرتبه سوره قل هو اللّه را بخواند پس از سلام سر به سجده بگذارد و صد مرتبه بگوید: أَتُوبُ إِلَى اللّهِ. آنگاه بگوید:

یا ذَا الْمَنِّ وَالْجُودِ، یا ذَا الْمَنِّ وَالطَّوْلِ، یا مُصْطَفِىَ مُحَمَّد صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ

اى صاحب منّت و جود اى صاحب نعمت و بخشش اى برگزیننده محمّد صلى الله علیه

وَآلِهِ، صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِهِ، وَ افْعَلْ بى کَذا وَ کَذا.

و آله درود فرست بر محمّد و آلش و بکن درباره من چنین و چنان.

بجاى افعل بى کذا و کذا حاجات خود را ذکر کند.

در روایت است که امیر مؤمنان(علیه السلام) این نماز را به همین کیفیّت که ذکر شد، انجام مى داد وسر از سجده برمى داشت و مى فرمود: «به حقّ آن خدایى که جانم به دست اوست، هر کس این نماز را بجا آورد، هر حاجتى که از خداوند طلب کند، به وى عنایت خواهد شد و گناهان زیادى را از او بیامرزد».

در روایت دیگرى از امیرمؤمنان(علیه السلام) به جاى خواندن هزار مرتبه سوره قل هو اللّه، صد مرتبه آمده است; ولى در این روایت آمده است که این نماز را باید بعد از نماز مغرب و نافله آن بجا آورد. (هر دو نماز خوب است).

مرحوم «شیخ طوسى» و «سیّد بن طاووس»، این دعاى نورانى را بعد از خواندن این نماز نقل کرده اند:

یا اَللهُ یا اَللهُ یا اَللهُ، یا رَحْمنُ یا اَللهُ، یا رَحیمُ یا اَللهُ، یا مَلِکُ یا اَللهُ،

اى خدا اى خدا اى خدا اى بخشاینده اى خدا اى مهربان اى خدا اى پادشاه اى خدا اى

قُدُّوسُ یا اَللهُ، یا سَلامُ یا اَللهُ، یا مُؤْمِنُ یا اَللهُ، یا مُهَیْمِنُ یا اَللهُ، یا عَزیزُ

منزه از هر عیب اى خدا اى سلامت بخش اى خدا اى ایمنى بخش اى خدا اى مراقب اى خدا اى نیرومند اى

اَللهُ، یا جَبّارُ یا اَللهُ، یا مُتَکَبِّرُ یا اَللهُ، یا خالِقُ یا اَللهُ، یا بارِئُ یا اَللهُ،

خدا اى مقتدر اى خدا اى عظیم الشأن اى خدا اى آفریننده اى خدا اى موجد اى خدا اى

مُصَوِّرُ یا اَللهُ، یا عالِمُ یا اَللهُ، یا عَظیمُ یا اَللهُ، یا عَلیمُ یا اَللهُ، یا کَریمُ یا اَللهُ،

صورت بخش اى خدا اى دانا اى خدا اى بزرگ اى خدا اى آگاه اى خدا اى بزرگوار اى خدا

یا حَلیمُ یا اَللهُ، یا حَکیمُ یا اَللهُ، یا سَمیعُ یا اَللهُ، یا بَصیرُ یا اَللهُ، یا قَریبُ یا

اى بردبار اى خدا اى فرزانه اى خدا اى شنوا اى خدا اى بینا اى خدا اى نزدیک اى

اَللهُ، یا مُجیبُ یا اَللهُ، یا جَوادُ یا اَللهُ، یا ماجِدُ یا اَللهُ، یا مَلِىُّ یا اَللهُ،

خدا اى اجابت کننده اى خدا اى بخشنده اى خدا اى با شوکت اى خدا اى توانگر مقتدر اى خدا اى

وَفِىُّ یا اَللهُ،یا مَوْلى یا اَللهُ،یا قاضى یا اَللهُ، یا سَریعُ یا اَللهُ، یا شَدیدُ یا اَللهُ،

وفادار اى خدا اى سرور اى خدا اى داور اى خدا اى سریع اى خدا اى سخت گیر اى خدا

 

یا رَؤُوفُ یا اَللهُ، یا رَقیبُ یا اَللهُ،یا مَجیدُ یا اَللهُ،یا حَفیظُ یا اَللهُ، یا مُحیطُ

اى مهربان اى خدا اى نگهبان اى خدا اى شوکتمند اى خدا اى نگهبان اى خدا اى احاطه کننده

یا اَللهُ، یا سَیِّدَ السّادَةِ یا اَللهُ، یا اَوَّلُ یا اَللهُ،یا اخِرُ یا اَللهُ،یا ظاهِرُ یا اَللهُ،یا

اى خدا اى بزرگ بزرگان اى خدا اى آغاز اى خدا اى انجام اى خدا اى پیدا اى خدا اى

باطِنُ یا اَللهُ،یا فاخِرُ یا اَللهُ، یا قاهِرُ یا اَللهُ، یا رَبّاهُ یا اَللهُ،یا رَبّاهُ یا اَللهُ،یا

ناپیدا اى خدا اى با فخر اى خدا اى چیره اى خدا اى پروردگار من اى خدا اى

رَبّاهُ یا اَللهُ، یا وَدُودُ یا اَللهُ، یا نُورُ یا اَللهُ، یا رافِعُ یا اَللهُ، یا مانِعُ یااَللهُ، یا

پروردگار من اى خدا اى پروردگار من اى خدا اى دوستدار اى خدا اى نور اى خدا اى رفعت ده اى خدا اى بازدارنده اى خدا اى

دافِعُ یا اَللهُ، یا فاتِحُ یااَللهُ، یا نَفّاعُ یا اَللهُ، یا جَلیلُ یا اَللهُ، یا جَمیلُ یا اَللهُ،

جلوگیرنده اى خدا اى گشاینده اى خدا اى بسیار نفع رسان اى خدا اى با جلالت اى خدا اى زیبا اى خدا

یا شَهیدُ یا اَللهُ، یا شاهِدُ یا اَللهُ، یا مُغیثُ یا اَللهُ، یا حَبیبُ یا اَللهُ، یا فاطِرُ یا

اى گواه اى خدا اى شاهد اى خدا اى فریادرس اى خدا اى دوست اى خدا اى خالق اى

اَللهُ، یا مُطَهِّرُ یا اَللهُ، یا مَلِکُ یا اَللهُ، یا مُقْتَدِرُ یا اَللهُ، یا قابِضُ یا اَللهُ، یا

خدا اى پاک کننده اى خدا اى پادشاه اى خدا اى نیرومند اى خدا اى گیرنده اى خدا اى

باسِطُ یا اَللهُ، یا مُحْیى یا اَللهُ، یا مُمیتُ یا اَللهُ، یا باعِثُ یا اَللهُ، یا وارِثُ

گسترنده اى خدا اى زنده کننده اى خدا اى میراننده اى خدا اى برانگیزنده اى خدا اى ارث برنده اى

اَللهُ، یا مُعْطى یا اَللهُ، یا مُفْضِلُ یا اَللهُ، یا مُنْعِمُ یا اَللهُ، یا حَقُّ یا اَللهُ، یا مُبینُ

خدا اى عطا کننده اى خدا اى فزون بخش اى خدا اى نعمت بخش اى خدا اى برحق اى خدا اى آشکار کننده

یا اَللهُ، یا طَیِّبُ یا اَللهُ، یا مُحْسِنُ یا اَللهُ، یا مُجْمِلُ یا اَللهُ،یا مُبْدِئُ یا اَللهُ،یا

اى خدا اى پاکیزه اى خدا اى نیکوکننده اى خدا اى زیبا پرور اى خدا اى آغازنده اى خدا

مُعیدُ یا اَللهُ،یا بارِئُ یا اَللهُ،یا بَدیعُ یا اَللهُ، یا هادى یا اَللهُ، یا کافى یا اَللهُ،یا

اى بازگرداننده اى خدا اى پدیدآرنده اى خدا اى نوآفرین اى خدا اى راهنما اى خدا اى کفایت کننده اى خدا اى

شافى یا اَللهُ، یا عَلِىُّ یا اَللهُ، یا عَظیمُ یا اَللهُ، یا حَنّانُ یا اَللهُ، یا مَنّانُ یا اَللهُ،

شفابخش اى خدا اى والا مرتبه اى خدا اى بزرگ اى خدا اى بسیار مهربان اى خدا اى بسیار بخشنده اى خدا

یا ذَاالْطَّوْلِ یا اَللهُ،یا مُتَعالى یا اَللهُ، یا عَدْلُ یا اَللهُ، یا ذَا الْمَعارِجِ یا اَللهُ، یا

اى صاحب نعمت اى خدا اى برتر اى خدا اى دادگر اى خدا اى داراى مراتب بلند اى خدا اى

صِدْقُ یااَللهُ، یا دَیّانُ یا اَللهُ، یا باقى یا اَللهُ، یا واقى یا اَللهُ، یا ذَا الْجَلالِ یا

راستى محض اى خدا اى جزاده اى خدا اى باقى اى خدا اى نگهدارنده اى خدا اى صاحب جلالت اى

اَللهُ، یا ذَا الاِْکْرامِ یا اَللهُ، یا مَحْمُودُ یا اَللهُ، یا مَعْبُودُ یا اَللهُ، یا صانِعُ یا اَللهُ،

خدا اى صاحب بزرگوارى اى خدا اى پسندیده اى خدا اى معبود اى خدا اى سازنده اى خدا

یا مُعینُ یا اَللهُ، یا مُکَوِّنُ یا اَللهُ، یا فَعّالُ یا اَللهُ، یا لَطیفُ یا اَللهُ، یا جَلیلُ یا

اى یاور اى خدا اى بوجود آرنده اى خدا اى کننده هر کار اى خدا اى با لطف اى

اَللهُ، یا غَفُورُ یااَللهُ، یا شَکُورُ یااَللهُ، یا نُورُ یا اَللهُ، یا قَدیرُ یااَللهُ، یا رَبّاهُ یا

خدا اى آمرزنده اى خدا اى سپاس دارنده اى خدا اى نور اى خدا اى توانا اى خدا اى پروردگار اى خدا

اَللهُ، یا رَبّاهُ یا اَللهُ، یا رَبّاهُ یا اَللهُ، یا رَبّاهُ یا اَللهُ، یا رَبّاهُ یا اَللهُ، یارَبّاهُ

اى پروردگار اى خدا، اى پروردگار اى خدا، اى پروردگار اى خدا، اى پروردگار اى

اَللهُ، یا رَبّاهُ یا اَللهُ،یا رَبّاهُ یا اَللهُ، یا رَبّاهُ یا اَللهُ، یا رَبّاهُ یا اَللهُ، اَسْئَلُکَ اَنْ

خدا، اى پروردگار اى خدا، اى پروردگار اى خدا، اى پروردگار اى خدا، اى پروردگار اى خدا از تو خواهم که

تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد، وَتَمُنَّ عَلَىَّ بِرِضاکَ، وَتَعْفُوَ عَنّى

درود فرستى بر محمّد و آل محمّد و به خشنودى خود بر من منّت گذارى و به

بِـحِلْمِکَ، وَتُـوَسِّعَ عَلَىَّ مِـنْ رِزْقِکَ الْحَلالِ الطَّیِّبِ، وَمِنْ حَیْثُ

بردباریت از من بگذرى و فراخ گردانى بر من از روزى حلال و پاکیزه ات و از جایى که

اَحْتَسِبُ وَمِنْ حَیْثُ لا اَحْتَسِبُ، فَاِنّى عَبْدُکَ لَیْسَ لى اَحَدٌ سِواکَ، وَلا

گمان دارم و از جایى که گمان ندارم زیرا من بنده توام و کسى را جز تو ندارم و نه

اَحَدٌ اَسْئَلُهُ غَیْرُکَ، یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ، ما شآءَ اللهُ لا قُوَّةَ اِلاَّ بِاللهِ الْعَلِىِّ

هیچ کس است که از او درخواست کنم جز تو اى مهربانترین مهربانان، آنچه خدا خواهد نیرویى نیست جز به خداى

الْعَظیمِ * سپس به سجده مى روى و مى گویى: یااَللهُ یااَللهُ،یا رَبِّ یا اَللهُ، یا رَبِّ یا

والاى بزرگ * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * اى خدا اى خدا اى پروردگار من اى خدا، اى پروردگار من، اى

اَللهُ، یا رَبِّ یا اَللهُ، یا اَللهُ یا اَللهُ، یا رَبِّ یا رَبِّ یا رَبِّ، یا مُنْزِلَ الْبَرَکاتِ،

خدا، اى پروردگار من اى خدا، اى خدا، اى خدا، اى پروردگار من، اى پروردگار من، اى پروردگار من اى فرستنده برکات

بِکَ تُنْزَلُ کُلُّ حاجَة، اَسْئَلُکَ بِکُلِّ اسْم فى مَخْزُونِ الْغَیْبِ عِنْدَکَ،

هر حاجتى بدست تو فرود آید از تو خواهم به هر نامى که در خزینه غیب تو محفوظ است

وَالاَْسْمآءِ الْمَشْهُوراتِ عِنْدَکَ، اَلْمَکْتُوبَةِ عَلى سُرادِقِ عَرْشِکَ، اَنْ

و نامهایى که پیش تو آشکار است آنها که بر سراپرده هاى عرشت نوشته شده که

تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد، وَاَنْ تَقْبَلَ مِنّى شَهْرَ رَمَضانَ، وَتَکْتُبَنى

درود فرستى بر محمّد و آل محمّد و از من بپذیرى ماه رمضان را و نامم را

مِنَ الْوافِدینَ اِلى بَیْتِکَ الْحَرامِ، وَتَصْفَحَ لى عَنِ الذُّنُوبِ الْعِظامِ،

در زمره رفتگان بسوى خانه محترمت (کعبه) بنویسى و از گناهان بزرگم چشم پوشى کنى

وَتَسْتَخْرِجَ یا رَبِّ کُنُـوزَکَ یا رَحْمـنُ.

و گنجهاى خود را برایم بیرون آورى اى خداى بخشاینده.

نهم: چهارده رکعت نماز بخواند (هر دو رکعت به یک سلام) و در هر رکعتى، سوره حمد و آیة الکرسى و سه مرتبه سوره قل هو الله را بخواند. در روایت است هر کس چنین کند، خداوند در برابر هر رکعتى ثوابهاى بسیار زیادى به او مى دهد.

دهم: مرحوم «شیخ طوسى» در «مصباح المتهجّد» فرموده است: در پایان شب نیز غسل کن و تا طلوع صبح در مصلاّیت (محل خواندن نماز) بنشین (و ذکر خدا بگو).

عید فطر روز بسیار مهمّى براى مسلمانان است; زیرا پس از یک ماه روزه و تهجّد و عبادت، براى گرفتن پاداش الهى آماده مى شوند; لذا این روز، از سویى سبب شادى و سرور است، چراکه هر مسلمانى از انجام وظیفه الهى خوشحال و مسرور است; ولى از سویى چون روز دریافت جوائز الهى است، انسان در حالت خوف و دلهره به سر مى برد از این که نمى داند اعمال یک ماهه او تا چه اندازه مورد قبول قرار گرفته است؟

امام باقر(علیه السلام) از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) نقل کرده است که آن حضرت فرمود: هنگامى که روز اوّل شوّال فرا مى رسد، منادى ندا مى دهد: اى مؤمنان براى دریافت جوائز و پاداش هاى خود بشتابید! آنگاه امام(علیه السلام) فرمود: جایزه هاى خداوند مانند جایزه هاى پادشاهان نیست (یعنى جایزه او بسیار بزرگ و معنوى و قبولى طاعات و رضوان الهى است).

در پایان نیز تأکید فرمود: «روز اوّل شوال روز دریافت جایزه هاست!».

براى روز اوّل شوّال اعمالى ذکر شده است:

اوّل: تکبیراتى است که در اعمال شب عید فطر ذکر شد، و بعد از نماز صبح و نماز عید فطر آن را بخواند.

دوم: پیش از نماز عید، زکات فطره را جدا سازد; اگر دسترسى به مستحق دارد بپردازد و الاّ کنار بگذارد، براى هر نفر یک صاع (حدود سه کیلو) از گندم یا موادّ غذایى دیگر که در آن شهر غذاى غالب مردم محسوب مى شود.

زکات فطره واجب مؤکّد است و شرط قبولى روزه ماه رمضان است، و خداوند نیز در قرآن آن را مقدّم بر نماز (عید) شمرده است و مى فرماید: «(قَدْ اَفْلَحَ مَنْ تَزَکّى وَ ذَکَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلّى); به یقین آن کس که زکات دهد و یاد پروردگارش را کند سپس نماز بخواند، رستگار است!».)،

سوم: غسل کردن است و وقت آن به فرموده «شیخ طوسى» بعد از طلوع فجر است تا زمان بجا آوردن نماز عید.

قبل از غسل این دعا را بخواند:

اَللّهُمَّ اِیماناً بِـکَ، وَتَصْدیـقاً بِکِتابِکَ، وَاتِّباعَ سُنَّةِ نَبیِّکَ مُحَمَّد صَلَّى

خدایا بخاطر ایمان به تو و تصدیق کتاب تو و پیروى از روش پیغمبرت محمّد صلى

اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ.

الله علیه و آله.

آنگاه بسم اللّه بگوید و غسل کند. پس از پایان غسل بگوید:

اَللّـهُمَّ اجْعَلْهُ کَفّارَةً لِذُنُوبى، وَطَهِّرْ دینى، اَللّـهُمَّ اَذْهِبْ عَنِّى الدَّنَسَ.

خدایا قرارش ده کفاره گناهانم و دین و مذهبم را پاک گردان خدایا دور کن از من چرکى را.

چهارم: به فرموده «شیخ طوسى» در این روز نیکوترین لباسش را بپوشد و خود را معطّر سازد و با وقار و سکینه به سمت مصلاّى عید حرکت کند.

پنجم: پیش از نماز عید، در ابتداى روز افطار کند، و بهتر آن است که افطارش با خرما باشد. «شیخ مفید»(رحمه الله) فرموده است: مستحبّ است مقدار کمى از تربت سیّد الشّهدا، امام حسین(علیه السلام) را تناول نماید که شفاى هر دردى است.

ششم: پس از طلوع آفتاب براى نماز عید حرکت کند (همان گونه که از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) نقل شده است) و دعاهایى را که از طریق معصومین(علیهم السلام) وارد شده است، بخواند; از جمله آن که امام باقر(علیه السلام) فرمود: در عید فطر و عید قربان و جمعه وقتى که براى رفتن به نماز مهیّا شدى، این دعا را بخوان:

اَللّـهُمَّ مَنْ تَهَیَّأَ فى هذَا الْیَوْمِ اَوْ تَعَبَّأَ، اَوْ اَعَدَّ وَاسْتَعَدَّ لِوِفادَة اِلى مَخْلُوق،

خدایا هر که آماده شده در این روز یا مهیاو مستعد و مجهز گشته براى ورود به یکى از مخلوقاتت

رَجآءَ رِفْدِهِ وَنَوافِلِهِ، وَفَواضِلِهِ وَعَـطـایـاهُ، فَـاِنَّ اِلَـیْـکَ یـا سَیِّدى

به امید جایزه و صله و بهره هاو عطاهاى او ولى اى آقاى من

تَهْیِئَتى وَتَعْبِئَتى، وَاِعْدادى وَاسْتِعْدادى، رَجآءَ رِفْدِکَ وَجَوائِزِکَ،

تنها بسوى توست آمادگى و تهیه و استعداد و تجهیز من به امید جایزه

وَنَوافِلِکَ وَفَواضِلِکَ، وَفَضآئِلِکَ وَعَطایاکَ، وَقَدْ غَدَوْتُ اِلى عید مِنْ

و صله ها و بهره ها و بخششها و فضلها و عطاهاى تو و بامداد کردم در عیدى

اَعْیادِ اُمَّةِ نَبیِّکَ، مُحَمَّد صَلَواتُ اللهِ عَلَیْهِ وَعَلى آلِهِ، وَ لَمْ اَفِدْ اِلَیْکَ الْیَوْمَ

از عیدهاى امت پیامبرت محمّد که درودهاى تو بر او و برآلش باد و البتّه ورود من نه به امید

بِعَمَل صالِح اَثِقُ بِهِ قَدَّمْتُهُ، وَلا تَوَجَّهْتُ بِمَخْلُوق اَمَّلْتُهُ، وَلکِنْ اَتَیْتُکَ

کردار شایسته اى است که بدان اطمینان داشته و پیشکش آورده باشم و نه این که به مخلوقى رو کرده و آرزومندش باشم بلکه با حال خضوع به درگاه تو آمده

خاضِعاً، مُقِرّاً بِذُنُوبى، وَ اِسآئَتى اِلى نَفْسى، فَیا عَظیمُ یا عَظیمُ یا عَظیمُ،

و معترف به گناه و بدى خود بر نفس خویشتنم پس اى خداى بزرگ . . . . . . . .

اِغْفِرْ لِىَ الْعَظیمَ مِنْ ذُنُوبى، فَاِنَّهُ لایَغْفِرُ الذُّنُوبَ الْعِظامَ اِلاَّ اَنْتَ، یا لا اِلهَ

بیامرز بزرگ گناهانم را زیرا نیامرزد گناهان بزرگ را جزتو اى که معبودى

اِلاَّ اَنْتَ، یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ.

جز تو نیست اى مهربانترین مهربانان.

هفتم: نماز عید. خواندن نماز عید در زمان ما مستحب است و آن دو رکعت است; در رکعت اوّل سوره حمد و سوره اعلى (یا هر سوره دیگرى که مایل باشد) بخواند و بعد از آن پنج تکبیر بگوید و بعد از هر تکبیر این قنوت را بخواند:

اَللّـهُمَّ اَهْلَ الْکِبْرِیآءِ وَ الْعَظَمَةِ، وَاَهْلَ الْجُودِ وَ الْجَبَرُوتِ، وَ اَهْلَ الْعَفْوِ

خدایا اى اهل بزرگى و عظمت و اى شایسته بخشش و قدرت و سلطنت و اى شایسته عفو

وَ الرَّحْمَةِ، وَاَهْلَ التَّقْوى وَالْمَغْفِرَةِ، اَسْئَلُکَ بِحَقِّ هذَا الْیَومِ، اَلَّذى جَعَلْتَهُ

و رحمت و اى شایسته تقوا و آمرزش از تو خواهم به حق این روزى که قرارش دادى

 

لِلْمُسْلِمینَ عیداً، وَلِمُحَمَّد صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ ذُخْراً ]وَشَرَفاً [وَمَزِیداً،

براى مسلمانان عید و براى محمّد صلى الله علیه و آله ذخیره و شرف و فزونى مقام

اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد، وَاَنْ تُدْخِلَنى فى کُلِّ خَیْر اَدْخَلْتَ

که درود فرستى بر محمّد و آل محمّد و درآورى مرا در هر خیرى که درآوردى

فیهِ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّد، وَاَنْ تُخْرِجَنى مِنْ کُلِّ سُوء اَخْرَجْتَ مِنْهُ مُحَمَّداً

در آن خیر محمّد و آل محمّد را و برونم آرى از هر بدى و شرى که برون آوردى از آن محمّد

وَ آلَ مُحَمَّد، صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلَیْهِمْ، اَللّـهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ خَیْرَ ما سَئَلَکَ

و آل محمّد را که درودهاى تو بر او و بر ایشان باد خدایا از تو خواهم بهترین چیزى را که درخواست کردند

مِنْهُ عِبادُکَ الصّالِحُونَ، وَاَعُوذُ بِکَ مِمَّا اسْتَعاذَ مِنْهُ عِبادُکَ الصّالِحُونَ.

از تو بندگان شایسته ات و پناه برم به تو از آنچه پناه بردند ازآن بندگان شایسته ات.

(درصورت عدم توانایى براین قنوت، هرگونه قنوت دیگرى نیز مى تواند بخواند) سپس تکبیر ششم را بگوید و به رکوع برود و بعد از رکوع و سجده، برخیزد و رکعت دوم را شروع کند; در رکعت دوم، بعد از سوره حمد، سوره والشّمس یا سوره دیگرى را بخواند; آنگاه چهار تکبیر بگوید و بعد از هر تکبیر همان قنوت را بخواند، سپس تکبیر پنجم را بگوید و به رکوع و سجود برود و نماز را تمام کند. بعد از نماز، تسبیحات حضرت زهرا(علیها السلام) را بگوید و آنگاه دعاهایى که نقل شده است را بخواند که یکى از آنها دعاى چهل و ششم «صحیفه سجّادیه» است.

مستحب است نماز عید، زیر آسمان باشد و بعد از نماز براى برادران دینى جهت قبولى اعمال دعا کند.

هشتم: دعاى ندبه را بخواند، که در بخش دعاهاى معروف  آمده است مرحوم محدّث قمى مى گوید: به فرموده «سیّد بن طاووس»، پس از دعا به سجده برود و بگوید:

اَعُوذُ بِکَ مِنْ نار حَرُّها لایُطْفى،وَجَدیدُها لایَبْلى،وَعَطْشانُها لایُرْوى *

پناه مى برم به تو از آتشى که حرارتش خاموش نشود و تازه اش کهنه نگردد و تشنه اش سیراب نشود

سپس گونه راست را بر محلّ سجده بگذارد و بگوید:

اِلهى لاتُقَلِّبْ وَجْهى فِى النّارِ بَعْدَ سُجُودى، وَتَعْفیرى لَکَ بِغَیْرِ مَنٍّ مِنّى عَلَیْکَ، بَلْ لَکَ الْمَنُّ عَلَىَّ

خدایا بدست آتش مسپار چهره ام را پس از سجده کردنم و بخاک مالیدنم آن را براى تو بدون این که منّتى بر تو داشته باشم بلکه تو بر من منّت دارى

آنگاه گونه چپ را بگذارد و بگوید:

اِرْحَمْ مَنْ اَسآءَ وَاقْتَرَفَ وَاسْتَکانَ وَاعْتَرَفَ

رحم کن کسى را که بد کرده و به نافرمانى دست زده و بیچاره گشته و اعتراف بدانها دارد

سپس به حال سجده برگردد و بگوید:

اِنْ کُنْتُ بِئْسَ الْعَبْدُ، فَاَنْتَ نِعْمَ الرَّبُّ، عَظُمَ الذَّنْبُ مِنْ

اگر من بدبنده اى هستم پس تو خوب پروردگارى هستى بزرگ است گناه

عَبْدِکَ،فَلْیَحْسُنِ الْعَفْوُ مِنْ عِنْدِکَ یا کَریمُ.

بنده ات پس باید گذشت تو نیز نیکو باشد اى خداى کریم

در پایان صد مرتبه بگوید:

اَلْعَفْوَ الْعَفْوَ.

گذشت خواهم گذشت خواهم.

 

  1. اقبال، صفحه 274 و زادالمعاد، صفحه 220 .
  2. زادالمعاد، صفحه 220 و کافى، جلد 4، صفحه 167، حدیث 3.
  3. اقبال، صفحه 274.
  4. مصباح المتهجّد، صفحه 648.
  5. اقبال، صفحه 271.
  6. مصباح کفعمى، صفحه 647.
  7. اقبال، صفحه 272 و زادالمعاد، صفحه 221.
  8. اقبال، صفحه 272.
  9. مصباح المتهجّد، صفحه 649 و اقبال، صفحه 272 و بحارالانوار، جلد 88، صفحه 120 (با اندکى تفاوت).
  10. بحارالانوار، جلد 88، صفحه 122 .
    1. کافى، جلد 4، صفحه 168، حدیث 3 .
    2. سوره اعلى، آیه 14 و 15.
    3. زاد المعاد، صفحه 224.
    4. مصباح المتهجّد، صفحه 653.
    5. اقبال، صفحه 279.
    6. مصباح المتهجّد، صفحه 653.
    7. اقبال، صفحه 280.
    8. همان مدرک، صفحه 281.
    9. مسار الشیعه، صفحه 31.
    10. اقبال، صفحه 281.
    11. همان مدرک، صفحه 280.
    12. مصباح المتهجّد، صفحه 654.
    13. همان مدرک، صفحه 655.
    14. اقبال، صفحه 285.مصباح المتهجّد، صفحه 651.

     

برای این روز اعمالی ثبت نشده است

برای این روز اعمالی ثبت نشده است

برای این روز اعمالی ثبت نشده است

برای این روز اعمالی ثبت نشده است

برای این روز اعمالی ثبت نشده است

برای این روز اعمالی ثبت نشده است

برای این روز اعمالی ثبت نشده است

برای این روز اعمالی ثبت نشده است

برای این روز اعمالی ثبت نشده است

برای این روز اعمالی ثبت نشده است

برای این روز اعمالی ثبت نشده است

برای این روز اعمالی ثبت نشده است

برای این روز اعمالی ثبت نشده است

برای این روز اعمالی ثبت نشده است

برای این روز اعمالی ثبت نشده است

برای این روز اعمالی ثبت نشده است

برای این روز اعمالی ثبت نشده است

برای این روز اعمالی ثبت نشده است

برای این روز اعمالی ثبت نشده است

برای این روز اعمالی ثبت نشده است

برای این روز اعمالی ثبت نشده است

برای این روز اعمالی ثبت نشده است

برای این روز اعمالی ثبت نشده است

برای این روز اعمالی ثبت نشده است

برای این روز اعمالی ثبت نشده است

برای این روز اعمالی ثبت نشده است

برای این روز اعمالی ثبت نشده است

برای این روز اعمالی ثبت نشده است

برای این روز اعمالی ثبت نشده است

کپی شد
لطفا ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید