در متون اهل سنت حدیثی به صورت بسیار گسترده نقل شده که هر کسی بمیرد و « لیس فی عنقه بیعة» یا «و لیس له امام» یا «بغیر امام» و «لیست علیه طاعة» به مرگ جاهلیت مرده است.
1. در صحیح مسلم نقل شده است که پیامبر اسلام (صلی الله علیه و سلم) فرمود: «وَ مَن مَاتَ وَلَيْسَ في عُنُقِهِ بَيْعَةٌ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً».[1] یعنی هر کسی بمیرد و به گردن او بیعتی نباشد به مرگ جاهلیت مرده است.
2. در کتاب الاحادیث المختاره نقل شده که پیامبر اسلام (صلی الله علیه و سلم) فرمود: «من مات و ليست عليه طاعة مات ميتة جاهلية».[2] یعنی هر کسی بمیرد و بر او طاعتی نباشد، به مرگ جاهلیت مرده است؛ به این معنا که کسی بدون اطاعت از خلیفه، امام یا سلطانی بمیرد، در حال کفر مرده است.
3. در مسند احمد نیز نقل شده که قال رسول اللَّهِ (صلی الله علیه و سلم): «من مَاتَ بِغَيْرِ إِمَامٍ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً».[3] یعنی هر که بدون امام بمیرد، به مرگ جاهلیت مرده است.
4. در مسند ابو یعلی آمده است: قال رسول الله (صلی الله علیه و سلم): «من مات و ليس عليه إمام مات ميتة جاهلية».[4] یعنی هر که بمیرد و امامی نداشته باشد، به مرگ جاهلیت مرده است.
5. در صحیح بخاری نقل شده که پیامبر اسلام (صلی الله علیه و سلم) فرموده است: «من خَرَجَ من السُّلْطَانِ شِبْرًا مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً».[5] هرکسی به اندازه یک وجب از اطاعت سلطان خارج شود و بمیرد به مرگ جاهلیت مرده است.
شهادت یا وفات حضرت فاطمه (سلام الله علیها)
از طرف دیگر حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) در زمان خلافت ابوبکر وفات نمود در حالی که خلافت ابوبکر را قبول نداشته و هیچ بیعتی بر گردن او نبوده و در طاعت خلیفه و سلطان زمان خود نبوده است. دلیل آن این است که در صحیح بخاری و سایر کتاب های اهل سنت نقل شده است:
«أَنَّ فَاطِمَةَ عليها السَّلَام بِنْتَ النبي (صَلّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلّمَ) أَرْسَلَتْ إلى أبي بَكْرٍ تَسْأَلُهُ مِيرَاثَهَا من رسول اللَّهِ (صلی الله علیه و آله و سلم) مِمَّا أَفَاءَ الله عليه بِالْمَدِينَةِ وَ فَدَكٍ وما بَقِيَ من خُمُسِ خَيْبَرَ … فَأَبَى أبو بَكْرٍ أَنْ يَدْفَعَ إلى فَاطِمَةَ منها شيئا فَوَجَدَتْ فَاطِمَةُ عَلَى أبي بَكْرٍ في ذلِك فَهَجَرَتْهُ فلم تُكَلِّمْهُ حتى تُوُفِّيَتْ وَ عَاشَتْ بَعْدَ النبي (صَلّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلّمَ) سِتَّةَ أَشْهُرٍ فلما تُوُفِّيَتْ دَفَنَهَا زَوْجُهَا عَلِيٌّ لَيْلًا ولم يُؤْذِنْ بِها أَبَا بَكْرٍ وَ صَلَّى عَلَيها».[6]
یعنی فاطمه (علیهاالسلام) دختر رسول خدا (صلی الله علیه و سلم) از ابوبکر خواست که میراث او را که شامل فدک و خمس خیبر می شد به او برگرداند اما ابوبکر (بنا به دلایلی که در حدیث ذکر شده) هیچ چیزی به فاطمه (سلام الله علیها) برنگرداند.
فاطمه نیز بر ابوبکر غضبناک شد و از او دور شد و دیگر هرگز با و سخن نگفت تا اینکه از دنیا رفت و بعد از پدرش رسول خدا (صلی الله علیه و سلم) شش ما زنده بود. هنگامی که فوت کرد علی او را شبانه دفن نمود و اجازه نداد که ابوبکر بر او نماز بخواند و خودش بر او نماز خواند.
سوالات ما
با توجه به مطالب فوق، لازم است اهل سنت به این پرسش ها پاسخ دهند:
1. بیعت چه کسی بر گردن حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) بوده و چه کسی امام او بوده و در طاعت کدام خلیفه یا سلطان قرار داشته است؟ آیا اهل سنت دلیلی دارد که حضرت فاطمه (سلام الله علیها) در بیعت امام، خلیفه یا سلطانی بوده است تا با مرگ جاهلیت از دنیا نرفته باشد؟
2. با توجه به اینکه در زمان حیات حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)، ابوبکر خلیفه و جانشین پیامبر یا امام و یا سلطان بوده است و حضرت زهرا (سلام الله علیها) تا هنگام مرگ بیعت او را نپذیرفته، آیا از نگاه اهل سنت، حضرت فاطمه دختر گرامی پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) به مرگ جاهلیت مرده است؟
3. با توجه به اینکه طبق صریح حدیث نبوی که در متون معتبر اهل سنت نقل شده حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) برترین زنان اهل بهشت است[7] اهل سنت نمی تواند بگوید که آن حضرت به مرگ جاهلیت مرده است پس آیا خلافت ابوبکر به دلیل مخالفت حضرت فاطمه (سلام الله علیها) زیر سوال نمی رود؟ اهل سنت چگونه مشروعیت خلافت ابوبکر را با وجود مخالفت حضرت فاطمه (سلام علیها) که سید زنان اهل بهشت است توجیه می کنند؟
پی نوشت ها
[1] . مسلم بن حجاج نیشابوری، صحیح مسلم، ج 3 ، ص 1478، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی.
[2] . مقدسی، أبو عبد الله محمد بن عبد الواحد ، الأحادیث المختارة، ج 8 ، ص 198، مکه مکرمه، مكتبة النهضة الحدیثة ، چ 1، 1410ق، تحقیق: عبد الملك بن عبد الله بن دهیش.
[3] . احمد بن حنبل شیبانی، مسند احمد بن حنبل، ج 4 ، ص 96، مصر، مؤسسة قرطبة.
[4] . ابو یعلی، أحمد بن علی تمیمی، مسند ابی یعلی، ج 13 ، ص 366 ، دمشق، دار المأمون للتراث ، چ1، 1404 ق/ 1984م. تحقیق: حسین سلیم أسد.
[5] .بخاری، محمد بن إسماعیل جعفی، صحیح البخاری (الجامع الصحیح المختصر)، ج 6 ، ص 2588، بیروت، دار ابن كثیر، الیمامة، چ 2، 1407ق/ 1987، تحقیق: د. مصطفى دیب البغا.
[6] . بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح بخاری، ج4 ص 1549؛ نیشابوری، مسلم بن حجاج ، صحیح مسلم، ج3 ، ص 1380، بیروت، دار احیاء التراث العربی (محقق: محمد فؤاد عبدالباقی
[7] . أبو عبد الرحمن محمد ناصر الدین، الألبانی، مُخْتَصَر صَحِیحُ الإِمَامِ البُخَارِی، ج2، ص507، مكتَبة المَعارف للنَّشْر و التوزیع، الریاض، چ1، 1422 ق / 2002 م.