انیمیشن رنگو، از جمله آثاری است که نمایش آن، با استقبال چشمگیر خانواده ها به ویژه کودکان و نوجوانان روبرو شد. ترکیب بدیع طنز، روایت جذاب، جلوه های بصری چشم نواز و موسیقی پرهیجان، اثری را پدید آورده که هر چند در ظاهر، یک ماجرای سرگرم کننده و هیجان انگیز برای مخاطب خود است اما در لایه های زیرین آن، به مفاهیمی عمیق همچون هویت شناسی، مسئولیت پذیری، عدالت ورزی و رشد فردی می پردازد. انیمیشن رنگو، ساخته گور وربینسکی در سال ۲۰۱۱ است. این اثر نه تنها جایزه اسکار «بهترین انیمیشن بلند» را دریافت کرد، بلکه به واسطه پیام های اخلاقی و روانشناختی خود، بارها مورد بررسی و تحلیل کارشناسان و منتقدان قرار گرفت.
جلوه های بصری فوق العاده از جمله طراحی بیابان، نورپردازی، بافت پوست حیوانات و سینمایی بودن پلان ها، باعث شده تا انیمیشن رنگو واقعا شبیه یک «وسترن کلاسیک» باشد. ترکیب موسیقی غربی با تم وسترن و استفاده از ارکستر، فضا را جذاب تر کرده و به عمق احساسی انیمیشن افزوده است. ترکیب جلوه های بصری و موسیقی حماسی متن باعث شده تا پیام این انیمیشن، حتی بدون دیالوگ نیز به بیننده منتقل شود. افزون بر این، برخورداری از طنز چندلایه، سبب جذب مخاطب بیشتر شده است. این طنز چند لایه، هم برای کودک و هم برای بزرگسال قابل فهم است.
داستان انیمیشن رنگو و معرفی شخصیت های آن
انیمیشن رنگو، داستان آفتاب پرستی است تنها در محفظه ای شیشه ای که وقت خود را با بازیگری و گفتگوی خیالی با عروسکهایش می گذراند و تصویری فریبنده و خیال انگیز از خود می سازد. این آفتاب پرست که بعدها نام رنگو را بر خود می نهد، هیچ هویت و نقشی واقعی در زندگی خود ندارد.
داستان رنگو از یک اتفاق ساده آغاز می شود: سقوط یک آفتاب پرست خانگی از ماشین صاحبش به وسط بیابانی گرم و خشک و بی آب و علف. این آغاز حرکت و سفر رنگو از جهان خیالی به سوی جهان حقیقی است. او در مسیر خود، به شهر کوچکی به نام خاک (Dirt) وارد می شود؛ جامعه ای که در آن بحران کمبود آب، بی عدالتی، فساد و ناامنی بیداد می کند. رنگو با حضور در بین مردم و گفتن دروغی بزرگ – معرفی خود به عنوان یک قهرمان اسطوره ای – و درگیر و دار دوئل با یکی از عوامل شهردار فاسد، با عقاب که یکی از نیروهای ظالم است روبرو شده و در فراز و نشیب هایی دیدنی، به طور اتفاقی موجب مرگ عقاب می گردد و همین سبب می شود تا مردم به توان و نیروی او ایمان آورده و با معرفی وی به شهردار، به عنوان کلانتر شهر انتخاب شود. از همین لحظه، داستان هویت یابی رنگو، وارد مراحل جدیدی می شود.
در این انیمیشن، رنگو، قهرمان اصلی داستان است و شخصیتی مضطرب، خیال پرداز و فاقد هویت پایدار است که به تدریج، مفهوم واقعی «مسئولیت» را می آموزد. شخصیت دیگر انیمیشن رنگو، «لوبیا»ست؛ مارمولکی مؤنث، صبور، قوی و محکم که نگران آینده شهر و وضعیت جامعه است. او نماد حقیقت گویی و تلاش پیگیرانه است. شخصیت مهم دیگر در انیمیشن رنگو، شهردار فاسد شهر است. او لاک پشتی پیر و سالخورده و در عین حال بسیار طماع و فریبکار است. این لاک پشت پیر، نمادی از سوء استفاده از قدرت، احتکار و فساد ساختاری است. شخصیت برجسته و منفی دیگر، مار وحشی و ترسناکی است که در کنار عقاب، تجسم «قدرت بی قانون» و «ارعاب و تهدید» است. مار به عنوان یکی از عوامل و شرکای شهردار، سایه ای است که بر مردم شهر و بر روان رنگو سنگینی می کند.
برداشت های روانشناختی از انیمیشن رنگو
انیمیشن رنگو در لایه های مختلف روایت خود، بستری مناسب برای تحلیل روانشناختی فراهم می آورد. مهمترین محورهای روانشناسانه شامل هویت یابی، اضطراب وجودی، مسئولیت پذیری، ساز و کار و مکانیزم دفاعی دروغ، نیاز به تعلق، و روانشناسی قدرت است که در ادامه به مواردی از آن ها اشاره می شود:
۱-بحران هویت و فرایند خودسازی
رنگو در آغاز داستان، به طور کامل درگیر بحرانی به نام هویت است و با این سوال چالشی روبروست که «من کی ام؟!»؛ بحران هویت، پدیده ای است که اریک اریکسون در نظریه «مراحل رشد روانی-اجتماعی» به عنوان یکی از مراحل مهم شکل گیری شخصیت مطرح می کند.(۱)
رنگو در نبود هویت واقعی، نقش های خیالی می سازد، با اشیای بی جان حرف می زند و این گونه برای خود، هویت های ساختگی طراحی می کند. در واقع این رفتار رنگو، ساز و کاری دفاعی برای پر کردن خلأ هویت خویش است. سفر رنگو به شهر خاک، نمونه روشن سفر قهرمانی است؛ مسیری که در طی آن، فرد باید با دروغ ها، ترس ها و گذشته بی هویت خود روبرو شود. او پس از تجربه های تلخ و شیرین، بالاخره در می یابد که «قهرمان بودن» در بازیگری نیست و شجاعت، صداقت و مسئولیت پذیری، پایه های حقیقی قهرمانی اند.
۲-شجاعت در برابر اضطراب و ترس
رنگو با وجود ژست و ظاهر شجاعانه ای که در برابر مردم شهر از خود به نمایش می گذارد، درونی پر التهاب و لبریز از ترس و اضطراب دارد. این تضاد میان «تصویر بیرونی» و «واقعیت درونی»، به خوبی اضطراب، تردید و تشویش درون و شخصیت او نمایان می سازد(۲) اما نکته مهم در انیمیشن رنگو، این است که شجاعت را نه در حذف ترس، بلکه در ایستادن در برابر ترس تعریف می کند. این پیام، یکی از اصول مهم رشد شخصیت سالم در علم روانشناسی است.
۳-دروغ بزرگ و ساختن «نقاب اجتماعی»
رنگو برای جلب نظر مردم و پذیرفته شدن در جامعه، دروغی بزرگ می گوید و خود را قهرمانی شجاع، توانمند و بی بدیل معرفی می کند. این رفتار، در واقع یک «سازوکار و مکانیزم دفاعی»(۳) برای فرار از واقعیت و بی هویتی خویش است. او این دروغ را برای حفاظت از خویش و نیل به مقبولیت اجتماعی و هویتی تازه بین مردم، می گوید. با این حال، انیمیشن رنگو در ادامه داستان نشان می دهد که این راهکار، موقتی و ناپایدار است و دیر یا زود، فرد باید با حقیقت روبرو شود. شکست رنگو در رویارویی و تقابل با مار، لحظه «فروپاشی نقاب دروغین» و آغاز واقع گرایی رنگوست.
۴-روانشناسی قدرت و فساد
در انیمیشن رنگو، شهردار شهر، نماد آشکار فساد در قدرت است؛ مفهومی که در روانشناسی اجتماعی نیز به آن اشاره شده است. قدرت بدون نظارت اخلاقی، به سوءاستفاده، فساد و بی عدالتی می انجامد(۴). شهردار فاسد شهر، آب را که نماد حیات، امید و زندگیست، از دسترس مردم شهر خارج کرده و آن را احتکار می کند، شهروندان را فریب می دهد و برای حفظ قدرت خود، از هیچ جرم و جنایتی دریغ نمی کند. او با پیاده سازی الگوی مهندسی شده «کمبود مصنوعی آب»، مردم شهر را مجبور به فروش املاک و خانه هایشان نموده و به مبلغی ناچیز از آنان می خرد و از این طریق، کنترل مردم شهر را بدست می گیرد.
انیمیشن رنگو در ترازوی آموزه های دینی و تربیتی
انیمیشن رنگو، هر چند در ظاهر اثری سرگرم کننده با پیام هایی مانند هویت یابی، مسئولیت پذیری و مقابله با ظلم و فساد است، اما همچون بسیاری از آثار سینماییِ غربی و هالیوودی، در لایه های محتوایی خود، عناصر و پیام هایی دارد که با جهان بینی، اصول، اخلاق و تربیت دینی و اسلامی، سازگاری نداشته و در تضاد است. بدیهی است به دلیل تاثیر گسترده این عناصر بر ذهن مخاطبان کودک و نوجوان و سبک زندگی خانواده ها، آگاهی والدین از آن ها بسیار مهم و ضروری است و طبق آموزه های دینی(۵)، هر خانواده مسلمان و دغدغه مند در حوزه تربیت به ویژه تربیت فرزند، باید به دریافت ها و خوراک معنوی خود و خانواده اش توجه داشته و هر محتوایی را بی درنگ و بدون بررسی، از هر رسانه ای تایید نکرده و از آن تاثیر نپذیرد.(۶)
افزون بر این، در آموزه های دینی، نسبت به تربیت کودکان، سفارش ها و تأکیدهای زیادی شده و ضروریست والدین در مسیر تربیت فرزندانشان و الگوپذیری آنها از محیط، نسبت به محتواهای مخصوص کودکان در رسانه ها، حساسیت های لازم را داشته و کودکان را در قبال نکات منفی این قبیل محتواها هوشیار و آگاه نموده و آنها را به شکلی صحیح و اصولی راهنمایی کنند. به عنوان نمونه می توان به نمایش سیگار کشیدن در یکی از سکانس های چالشی و جنجال برانگیز انیمیشن رنگو اشاره کرد که از مصادیق بارز بدآموزی برای مخاطبان خردسال است. نکته جالب توجه اینکه انیمیشن رنگو، اولین انیمیشن تاریخ سینماست که به خاطر سیگار کشیدن در فیلم ابتدا به آن درجه (R) دادند.
در ادامه، به برخی از مهمترین نکات و پیام های منفی انیمیشن رنگو اشاره می کنیم:
۱-ترویج دروغگویی و هویت سازی جعلی
داستان انیمیشن رنگو بر پایه یک دروغ بزرگ شکل می گیرد؛ رنگو با هویت جعلی، قهرمان سازی دروغین و داستان پردازی خیالی وارد شهر «خاک» می شود. او به جای صداقت، با جعل هویت و ارائه تصویری دروغین از گذشته خود، افکار عمومی و اعتماد جامعه را به خود جلب می کند.
هر چند در ادامه داستان، هنگامی که دروغگویی او بر همگان آشکار می گردد، وی به هویت یابی خود می پردازد و با چهره حقیقی و جدید خود بین مردم شهر ظاهر می شود اما این قهرمان سازی رنگ و لعاب دار، بر پایه دروغ و تزویر در کنار جلوه های بصری و هنری جذاب انیمیشن، می تواند تصویر موجهی از دروغ و دروغگویی در ذهن الگوپذیر کودکان ایجاد کند؛ این در حالی است که در آموزه های اسلامی و تربیتی، دروغ، از بدترین آفات اخلاقی و شاه کلید و سرچشمه همه مفاسد و گناهان شمرده شده است (۷) و در فرهنگ غرب نیز معمولا در بین انواع فسادها، نسبت به دروغ و دروغگویی، حساسیت بیشتری وجود دارد و کمتر مورد پذیرش عرف و جامعه است.
بنابراین شایسته این بود که در انیمیشن رنگو که برای رده سنی کودکان تولید شده، قهرمان داستان، یک «الگوی اخلاقی» باشد نه قهرمانی با دروغی خودساخته که به شهرت و موفقیت های پی در پی می رسد. اساسا بخش زیادی از داستان انیمیشن رنگو، بر «توجیه کارکرد دروغ» بنا شده است؛ یعنی دروغی که نهایتاً به نتیجه مثبت و مطلوب می رسد. این رویکرد می تواند برای مخاطب کودک به نوعی، «جایز بودن دروغ در صورت موفقیت» را در پی داشته باشد.
۲-قهرمان سازی خارج از معیارهای تربیتی
در صحنه های متعددی از انیمیشن رنگو، در شخصیت او نوعی تکبر، خودنمایی، اغراق گویی و نمایش قدرت ظاهری مشاهده می شود که این امر به درون مایه و قهرمان سازیِ انسان محورانه و بدون معنویت داستان انیمیشن بر می گردد؛ قهرمانی که از صداقت و اخلاق محروم است و بر حسب «تصادف و نمایشی بودن»، شخصیت سازی شده است. این مدل قهرمان سازی، راهبرد تربیتی قابل قبولی نیست و در الگودهی به کودکان، حاوی بدآموزی بوده و آسیب زاست.
۳-عادی سازی خشونت
خشونت، رفتاری است که به قصد آسیب رساندن به دیگری از کسی سر می زند و دامنه وسیعی داشته و از آسیب های کوچک و جزیی در رفتار و گفتار تا آسیب های بزرگ و جدی مانند قتل را در برمیگیرد. خشونت در یک دسته بندی کلی، به خشونت های کلامی (دشنام و ناسزا گویی، زورگویی، قلدری و پرخاشگری)، خشونت های روانی (بی احترامی به طرف مقابل و تحقیر و توهین او) و خشونت های فیزیکی (ضرب و جرح، سوزاندن، قتل، خشونت جنسی و زندانی کردن) تقسیم می شود.
در چند دهه اخیر، نمایش خشونت در محصولات رسانه ای، افزایش چشمگیری داشته است و نمایش خشونت به ویژه در انیمیشن ها موجب شده که خشونت از سطح بزرگسالی به دوره کودکی انتقال یابد. این در حالی است که کودکان مهارت های شناختی، ذهنی و اجتماعی لازم برای درک، توجیه و مقابله با خشونت را ندارند.
اگرچه خشونت در آثار وسترن، به عنوان یک مؤلفه ژانری مطرح است، اما در انیمیشن رنگو، این خشونت با طنز و شوخی همراه بوده و به نوعی خشونت را عادی سازی می کند. تیراندازی های مداوم، تهدید و قتل حیوانات، تخریب محیط و نزاع های بی پایان در بستر طنز می تواند باعث شود تا در نظر کودک بیننده، خشونت امری «بی خطر» یا دست کم «کم خطر» تلقی شود؛ این در حالی است که از نگاه تربیتی و دینی، نسبت به خشونت، حساسیت ها و محدودیت های زیادی وجود دارد.
باید توجه داشت که خشونت ورزی طنزآلود برای مخاطب کودک، بیش از همه آسیب زاست؛ زیرا کودک از نظر فکری، هنوز قدرت لازم را برای تفکیک کامل بین دنیای خیالی انیمیشن و دنیای واقعی پیرامون خود ندارد و ممکن است خشونت را در فعالیت ها و بازی های خود، رفتاری قابل تقلید ببیند.
۴-دنیای بدون خدا و هدایت معنوی
دنیای انیمیشن رنگو، دنیایی سکولار، بدون خدا و بر اساس جهان بینی سکولاریسم بوده و در تضاد با جهان بینی دینی و اسلامی است. بر خلاف انیمیشن هایی نظیر فیلشاه که در آن نمادها و پیام های گوناگونی در خصوص رویکرد توحیدی و رابطه انسان با خدا، ضرورت اخلاق مداری و هدایت و رهبری معنوی ارائه شده، در انیمیشن رنگو هیچ مفهومی از خدا، توکل، اخلاق و هدایت معنوی وجود ندارد. ساختار روایی، از جنس «قهرمانی انسان محور» است که بر حسب اقبال و حسن تصادف، به حل مشکلات می پردازد.
در دنیای پررنگ و لعاب رنگو، عدالت بر پایه اخلاق نیست بلکه بر اساس «قدرت مسلحانه» و «هوش فردی» بنا شده است. این نوع عدالت با عدالت اخلاقی و دینی که بر اساس دانش، بینش، تربیت و هدایت بنا می شود، تقابل و تضاد جدی دارد. در انیمیشن رنگو، عدالت با خشونت، فریب دشمن و قهرمان بازی تحقق می یابد و رنگ و بوی «سینمای وسترن» را دارد؛ این در حالی است که عدالت در آموزه های دینی، بر پایه اعتقاد، صداقت، اخلاق، شجاعت، مسئولیت پذیری و پرهیز از هر گونه دروغ و فریبکاری استوار است.
۵-ترویج نسبی گرایی اخلاقی
در انیمیشن رنگو، شخصیت ها به منظور دستیابی به اهداف خود، گاه «قانون را دور می زنند»، گاه «دروغ را ابزار موفقیت» قرار می دهند و گاه «رفتارهای مجرمانه» آنان، به شکل طنز و شوخی نمایش داده می شود. این نوع نگاه، اخلاق را نسبی و نتیجه محور نشان می دهد و به نوعی بیانگر این نظریه است که هدف، وسیله را توجیه می کند.
۶-حضور نمادهای اسطوره ای غربی
در بخش هایی از انیمیشن رنگو، نمادهای اسطوره ای غرب مانند «روح بیابان» یا «قهرمانِ فرستاده شده» دیده می شود که رویکردی انسان گرایانه داشته و ریشه در عرفان های غیردینی دارد و می تواند بر باور مخاطبان به ویژه کودکان و نوجوانان تاثیر منفی گذاشته و سبب تضعیف هویت، ارزش ها و باورهای دینی آنان شود. افزون بر این، در کارتون رنگو، رد پایی از فراماسونری نیز دیده می شود؛ به طور مثال یکی از شخصیت ها و دوستان رنگو، در چشم راستش تیر رفته و فقط چشم چپ دارد. نماد چشم چپ، از نمادهای شیطانی و فراماسونری است.
جمع بندی
انیمیشن رنگو اثری است که در لایه اول خود، مخاطب کودک و نوجوان را سرگرم می کند، اما در لایه های عمیق تر، به مسائل بنیادینی نظیر خودآگاهی، هویت یابی و مواجهه با ترس ها، عدالت و مسئولیت های سیاسی و اجتماعی می پردازد. انیمیشن رنگو با وجود برخورداری از جذابیت های متعدد هنری، از نظر تربیتی و اخلاقی، حاوی نکات و پیام های منفی قابل تاملی برای بینندگان کودک و نوجوان است که ضروریست والدین به آن ها توجه داشته باشند؛ از جمله این موارد می توان به نگاه انسان محورانه و جهان بینی سکولاری، ترویج دروغگویی، عادی سازی خشونت، قهرمان سازی کاذب، نسبی گرایی اخلاقی و ارائه الگویی از عدالت غربی اشاره کرد.
نویسنده: حسین فاضلی
پی نوشت ها
۱-سیف و دیگران، روانشناسی رشد، ج۱ ص۱۱۵
2-ر. ک: شولتز و دیگران، نظریه های شخصیت، ترجمه سید محمدی، فصل ۱۲ کارل راجرز
3-ر. ک: کریمی، یوسف؛ روانشناسی شخصیت؛ رشد شخصیت و مکانیزم های دفاعی، ص۷۱-۷۴
4-ر.ک: بارون و دیگران، روانشناسی اجتماعی، ترجمه کریمی، فصل نهم: نفوذ اجتماعی و تغییر دادن رفتار دیگران، ص۴۹۷
5-«فَلْیَنْظُرِ الْإِنْسَانُ إِلَى طَعَامِهِ»؛ پس انسان باید به خوراکش با تأمل بنگرد؛(عبس/۲۴)؛ در تفسیر و برداشتی از این آیه شریفه، معنای وسیع طعام مورد نظر است و علاوه بر عذای جسم، عذای روح (یعنی همه آنچه را که انسان می بیند یا می شنود) را نیز شامل می شود.
6-ر.ک: مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۲۶ ص۱۵۵
7-علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۲۲ ص۳۲
فهرست منابع
۱-قرآن کریم
2-مکارم شیرازی، ناصر؛ (با همکاری جمعی از نویسندگان)؛ تفسیر نمونه؛ قم؛ دارالکتب الاسلامیه؛ چاپ سی و هفتم؛ ۱۳۸۸ شمسی
3-علامه مجلسی، محمدباقر؛ بحارالأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار (علیهمالسلام)؛ بیروت؛ دار إحیاء التراث العربی؛
4-سیف، سوسن؛ کدیور، پروین؛ کرمی نوری، رضا؛ لطف آبادی، حسین؛ روانشناسی رشد؛ تهران؛ انتشارات سمت؛ چاپ بیست و سوم؛ ۱۳۹۲
5-شولتز، دوان؛ شولتز، سیدنی الن؛ نظریه های شخصیت، ترجمه یحیی سید محمدی؛ تهران؛ نشر ویرایش؛ چاپ بیست و سوم؛ ۱۳۹۱
6-کریمی، یوسف؛ روانشناسی شخصیت؛ تهران؛ نشر ویرایش؛ چاپ شانزدهم؛ ۱۳۹۰
7-بارون، رابرت؛ بیرن، دان؛ برنسکامب، نایلا؛ روانشناسی اجتماعی، ترجمه دکتر یوسف کریمی؛ تهران؛ نشر روان؛ چاپ دهم؛ ۱۳۹۵