ولایت پیامبر (ص)، برآمده از قدرت لایزال الهی است و ریشه در ذات ربوبی دارد. پیامبر (ص) مظهر قدرت و حاکمیت خداوند در جهان است. پذیرش ولایت پیامبر (ص)، یعنی پیوستن به مدار نور الهی و حرکت در مسیر بندگی آگاهانه. در این مقاله با نگاهی گذرا بر برخی آیات و روایات، ولایت پیامبر (ص) را بر دیگر پیامبران و عالم هستی بررسی خواهیم کرد.
پیامبر اسلام کامل کننده دین خدا
پیوند نبوت ها، رابطه اتصالی آنها را می رساند. نبوت یک سیر تدریجی به سوی تکامل داشته و آخرین حلقه نبوت، مرتفع ترین قله آن است که همه مراحل را طی کرده و راه نرفته و نقطه کشف نشده از نظر وحی باقی نگذاشته است. خداوند می فرماید: «وَ تَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدقاً وَ عَدْلاً، لا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِهِ وَ هُوَ السميعُ الْعَلِيمُ؛[1] سخن راستين و موزون پروردگارت کامل شد، کسی را توانایی تغییر دادن آنها نیست او شنوا و داناست».
پیامبر اسلام در قیامت در صف مقدم همه پیامبران است و این خود، نشانه ای از ولایت پیامبر (ص) می باشد. چنانکه پیامبر (ص) می فرمایند: «نَحْنُ الآخِرُونَ الأوَّلُونَ يَومَ القِيامَةِ؛ ما در دنیا پس از همه پیامبران و امتها آمده ایم؛ اما در آخرت در صف مقدم هستیم و دیگران پشت سر ما هستند».[2]
همه پیامبران زیر پرچم ولایت پیامبر اسلام (ص)
مقصود و هدف در فطرت آدمیان، رسیدن به مقام قرب الهی است و این جز با راهنمایی پیامبران امکان پذیر نیست. از این رو نبوت، جزء نظام هستی قرار می گیرد و البته مقصود و هدف مرتبه اعلاء و آخرین درجه نبوت، پیامبر اسلام (ص) است[3] و همه پیامبران تحت ولایت پیامبر اسلام هستند. ایشان در این زمینه می فرمایند: «آدم و من دونه تحت لوائى يوم القيامه؛ تمام پیامبران از حضرت آدم تا آخرین آنها در قیامت زیر پرچم من هستند».
پیامبر اسلام نتیجه همه پیامبران و علت آن است که همه پیامبران مقدمه اند و پیامبر اسلام (ص) نتیجه همه آنهاست وحی آنها در حدود یک برنامه موقت بوده و وحی پیامبر اسلام در سطح قانون اساسی کلی و همیشگی است.[4]
چرا پیامبری بعد از پیامبر اسلام نیامد؟
پاسخ به این پرسش در این امر نهفته است که کتاب قرآن، قابل تحریف نیست، و خداوند در آیه ای با قاطعیت کم نظیری از محفوظ ماندن قرآن از تحریف و تغییر و نابودی آن سخن گفته است. چنانچه می فرماید: «انا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ؛[5] ما خود این قرآن را نازل کردیم و البته خود نگهبان آن هستیم».
دلیل دیگر این است که بشر به رشد و بلوغ و کمال عقلی و فکری و علمی خود رسیده و می تواند کتاب قرآن را حفظ کند. وجود امامان معصوم (ع) هم به عنوان حجتی از طرف خدا در بین مردم برای هدایت آنها و به عنوان جانشین پیامبر، از تحریف قرآن جلوگیری می کند و آنها هستند که تفسیر و تبیین قرآن را به عهده دارند.
دلیل تجدید نبوت ها و خاتمیت پیامبر (ص)
یکی از دلایل ظهور پیامبران جدید، تحریف و تبدیل هایی است که در تعلیمات و كتب مقدس پیامبران رخ می داده و به همین جهت آن کتاب ها و تعلیمات صلاحیت خود را برای هدایت مردم از دست می داده اند. غالباً پیامبران جدیدی که می آمدند، احیاء کننده سنن فراموش شده و اصلاح کننده تعلیمات تحریف یافته پیشینیان خود بوده اند.
دلیل دوم، رشد و بلوغ تدریجی اجتماعی بشر بود.
دلیل سوم، نادانی و جهل بشر بود که جامعه را به اختلاف و پراکندگی سوق می داد![6] امام رضا (ع) فرمودند: «از آنجا که قوای فکری بشر قادر به درک سود و زیان نیست و خداوند نیز برتر از آن است که خود بر انسان تجلی نماید و با آنان سخن بگوید، ناگزیر رسول خدا بین او و مردم واسطه می شود تا امر و نهی و آداب او را به آنان انتقال دهد و آنان را به سود و زیان خود آگاه سازد؛ زیرا در خلقت آنان چیزی وجود نداشت تا به وسیله آن بتواند نیازهای خود را بشناسند.[7]
در حالی که فرد ناآگاه باید برای راه یافتن و در مسیر هدایت قرار گرفتن، از آگاهان بپرسد. چنان که خدای متعال در این مورد می فرماید: «… فَاسْألُواْ أَهْلَ الذِّكْرِ إن كُنتُمْ لا تَعْلَمُونَ؛[8] اگر نمی دانید، از پژوهندگان کتاب های آسمانی بپرسید».
دلیل قبول توبه حضرت آدم (ع)
یکی از اموری که بر ولایت پیامبر (ص) دلالت دارد، نحوه قبول توبه حضرت آدم (ع) است. مرحوم کلینی در کافی می گوید در روایت آمده، آیه «فتلقی آدَمَ رَبِّهِ كَلِمات…؛[9] خداوند به آدم کلماتی آموخت؛ یعنی آدم (ع) خدا را به حق محمد (ص) و علی (ع) و فاطمه (س) و حسن (ع) و حسین (ع) قسم داد و خدا توبه او را پذیرفت و این مطلب را صدوق، عیاشی، قمی و غیر ایشان نیز نقل کرده اند و از طرف اهل تسنن هم روایت شده است».
چنانکه در دررالمنثور از پیغمبر خدا (ص) نقل شده است که فرمود: «هنگامی که آدم (ع) گناه کرد، سر به سوی آسمان بلند کرد و گفت: تو را به حق محمد (ص) می خوانم که مرا ببخشی. خداوند به او وحی فرستاد که «محمد» کیست؟ عرض کرد: خداوندا نامت مبارک است هنگامی که مرا آفریدی سر به سوی آسمان بلند کردم، در عرش تو ناگاه دیدم که در آن نوشته بود: لا اله الا الله محمد رسول الله، لذا متوجه شدم که هیچ کس نزد تو عظیم الشان تر از آن کسی که نام او را همراه نام خود قرار داده ای نیست. خدا به او وحی فرستاد که ای آدم! وی آخر پیغمبران از فرزندان توست و اگر او نبود تو را نمی آفریدیم».[10]
حضرت محمد (ص)؛ اشرف مخلوقات
در بحارالانوار از جابر بن عبدالله انصاری نقل شده است که از رسول خدا (ص) پرسیدم: «اول چیزی که خداوند آفرید چه بود؟ فرمود نور پیغمبرت ای جابر! خدا آن را آفرید و سپس هر چیزی را از او خلق کرد. بعداً در پیش روی خود مدتی در مقام «قرب»، نگه داشت، سپس آن را چند قسمت کرد و از یک قسمت «عرش» و از قسمتی دیگر «کرسی» و از قسمتی «حاملان عرش» و «ساکنان کرسی» را آفرید و قسمت چهارم را مدتی در مقام (حب) نگه داشت، سپس آن را چند قسمت کرد.
قلم را از قسمتی و لوح را از قسمت دیگر و بهشت را از قسمتی و قسمت چهارم را مدتی در مقام «خوف»، نگهداشت؛ سپس آن را چند جزء کرد. فرشتگان را از یک جزء و خورشید را از جزئی و ماه را از جزئی دیگر و قسمت چهارم را در مقام «رجاء» مدتی نگه داشت.
سپس آن را چند جزء کرد، عقل را از جزئی و علم و حلم را از جزئی و عصمت و توفیق را از جزئی و قسمت چهارم را در مقام «حیاء» مدتی نگه داشت، سپس با چشم هیبت نظری به آن افکند، آن نور ترشح کرده و یکصد و بیست و چهار هزار قطره از آن افتاد و خدا از هر قطره، روح پیغمبر و رسولی را آفرید، سپس ارواح انبیاء و از نفس های آنها ارواح اولیاء و شهداء و صالحان را آفرید».[11]
این روایت نورانی، به خوبی نمایانگر ولایت پیامبر (ص) بر کل عالم خلقت است.
مقام و ولایت پیامبر (ص) و امام علی (ع)
ز احمد تا احد یک میم فرق است همه عالم در این یک میم غرق است.
در کافی شریف از احمد بن علی بن محمد بن عبد الله بن عمر بن على بن ابی طالب از امام صادق (ع) منقول است که پیرامون ولایت پیامبر (ص) فرمود:
«همانا خدای تعالی بود، آن وقتی که بودی نبود، و خدای تعالی کون و مکان را آفرید و نور انوار را آفرید، که نورانیت انوار از آن بود و از نور خود که انوار از آن نور گرفت، در آن نور جاری کرد و آن همان نوری است که محمد و علی را از آن نور آفرید، که نور آن دو بزرگوار همچنان نخستین نور بودند؛ زیرا پیش از آن دو نور، چیزی بود نیافته بود، پس آن دو نور همچنان پاک و پاکیزه در صلب های پاکیزه در جریان بود، تا در پاک ترین صلب ها از هم جدا شدند و در عبدالله و ابو طالب قرار گرفتند.[12]
خداوند دو هزار سال قبل از خلقت، نور محمد (ص) و علی (ع) را خلق کرد. «و ان الله وَ مَلَائِكَتَهُ يُصَلُونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلَّمُوا تَسْلِيماً؛ خدا و فرشتگان بر روان پاک پیغمبر درود می فرستند شما همه اهل ایمان بر او صلوات و درود بفرستید و با تعظیم و اجلال بر او سلام گویید»(تسلیم فرمان او باشید).
دوران نبوت و خلافت همه پیامبران (علیهم السلام)، دوران نبوت و خلافت آن حضرت است و آنان مظاهر آن ذات شریف اند و خلافت آنان مظاهر خلافت او است که بر خلافت دیگران محیط است و او بزرگترین خلیفه خداست و دیگر انبیاء، خلیفه اسماء دیگرانند، از اسماهایی که در احاطه اسم الله واقع اند؛ بلکه پیامبران همگی خلیفه آن حضرت اند و دعوتشان در حقیقت دعوت به آن حضرت و دعوت به نبوت آن حضرت است و آدم و هر که جز اوست، در زیر پرچم ولایت پیامبر (ص) هستند.
پس دوران خلافت ظاهری او بر عالم ملک، از آغاز ظهور عالم ملک شروع می شود و تا زمانی که جهان ملک به پایان برسد و در پرتو شعاع نور واحد قهار نابود شود، ادامه خواهد داشت.
از این بیان معنای فرمایش حضرت علی (ع) روشن می شود که فرمود: «من با پیامبران خدا در باطن بودم و به همراه رسول خدا (ص) در ظاهر بودم»؛ زیرا آن حضرت، صاحب ولایت مطلقه کلیه است و ولایت باطن خلافت است و ولایت مطلقه کلیه، باطن خلافت مطلقه کلیه است؛ پس آن حضرت با مقام ولایت کلیه اش، در کنار همه کس ایستاده و شاهد اعمال اوست و با همه چیز همراه است، به معیت قیومی الهی که ظل معیت قیومی حقیقی الهی است. چیزی که هست، آن است که چون جنبه ولایت در انبیاء بوده، از این جهت در روایت انبیاء (ع) را مخصوصاً ذکر کرده است.[13]
برتری مقام پیامبر (ص) و امامان (ع)
امام رضا (ع) از پدران بزرگوارش و آنان از حضرت علی بن ابی طالب (ع) نقل می فرماید که رسول خدا (ص) فرمود: «خدای تعالی آفریده ای از من برتر نیافرید و هیچ آفریده ای نزد خدای تعالی از من گرامی تر نیست».
امام علی (ع) می فرماید: «من عرض کردم: ای رسول خدا! آیا تو برتری یا جبرئیل؟ فرمود: ای علی! همانا که خدای تبارک و تعالی، پیامبران مرسلش را بر فرشتگان مقربش برتری داد و مرا بر همه پیامبران و مرسلین برتری بخشید و پس از من، برتری از آن تو و امامان پس از تو است و همانا که فرشتگان، خدمتگزاران ما و خدمتگزاران دوستان ما هستند و سجده فرشتگان بر آدم، به خاطر برتری مقام پیامبر و امامان بود…».
جمع بندی
ولایت پیامبر اسلام (ص) حقیقتی است فراتر از مقام نبوت ظاهری؛ او نه تنها آخرین فرستاده خدا، بلکه حلقه نهایی زنجیره نبوت و کامل کننده دین الهی است و در قیامت نیز همه پیامبران در زیر پرچم ولایت او خواهند بود. ولایت پیامبر (ص)، ریشه در خلقت عالم دارد، چنانکه نور نخستین آفرینش، از او پدید آمد و همه انبیا از شعاع وجودی او مأمور هدایت شدند. از این رو، ولایت پیامبر اکرم (ص)، حقیقت و نور الهی است که سراسر هستی را در بر می گیرد.
پی نوشت ها
[1] انعام / ۱۱۵.
[2] مطهری، ختم نبوت، ص۳۶.
[3] مطهری، ختم نبوت، ص۳۶.
[4] مطهری، ختم نبوت، ص۳۶.
[5] حجر /٩.
[6] بقره / ۲۱۳.
[7] مجلسی، بحار الانوار، ج۱۱، ص40.
[8] نحل/ ۴۳.
[9] بقره / ۳۷.
[10] طباطبایی، الميزان، ج۱، ص۱۹۶.
[11] طباطبایی، الميزان، ج۱، ص۱۵۶.
[12] موسوی، مصباح الهدايه، ص۱۳۷.
[13] موسوی، مصباح الهدايه، ص195-196.
فهرست منابع
- قرآن کریم.
- طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی همدانی، قم، انتشارات دارالعلم، 1340ش.
- مطهری، مرتضی، ختم نبوت، تهران، انتشارات صدرا، 1364ش.
- مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، دارالکتب الاسلامیه، 1363ش.
- موسوی شبستری، عبدالله، مصباح الهدایه، تهران، 1374ش.
منبع اقتباس: جعفرقلی، غزال؛ ولایت، چراغ هدایت، کشتی نجات؛ تهران؛ کتاب جمهور؛ 1397ش؛ ص 54-61.