چیستی، مسائل و محورهای اخلاق ورزش و آثار آن در جامعه

چیستی، مسائل و محورهای اخلاق ورزش و آثار آن در جامعه

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

ورزش تنها عرصه ای برای رقابت و تفریح نیست، بلکه میدانی برای بروز و پرورش فضایل اخلاقی و انسانی است. اخلاق ورزش، فراتر از رعایت قوانین بازی، بیانگر نوعی نگرش به عدالت، همکاری، احترام و مسئولیت پذیری اجتماعی است. در این معنا، ورزش می تواند به مثابه نهادی تربیتی، در بازسازی و احیای ارزش های اخلاقی جامعه نقش آفرین باشد. در این مقاله، به بررسی مفهوم و ابعاد اخلاق ورزش پرداخته می شود.

معنا، مفهوم و چیستی ورزش

امروزه ورزش در زندگی مردم دنیا نقش مهمی دارد. میلیونها نفر به آن اشتغال دارند و چندین برابر آن نیز تماشاگر و طرفدار برنامه های مختلف ورزشی اند. حتی کسانی که روی خوشی به ورزش نشان نمی دهند نیز به جذابیت، انضباط، زیبایی و دیگر ویژگی های مفید و سازنده ورزش اعتراف دارند. ورزش در مواردی نیز استحکام بخش وحدت ملی و اجتماعی جوامع بوده و فضائل و رذایل رایج در آن منعکس کننده فضائل و رذایل حاکم بر آن جامعه است.

برخی ورزش را آن دسته فعالیت ها یا مهارت های عادی جسمانی دانسته اند که بر پایه یک رشته قوانین همگانی به هدف تفریح، مسابقه، نشاط شخصی، دستیابی به ورزیدگی مهارت جویی یا آمیزه ای از این اهداف صورت می گیرد. در اینجا ورزش بر اساس هدف از آن تعریف شده است.

پس بر اساس این دیدگاه، ورزش به شمار آمدن یک فعالیت، با هدف و منظور از آن فعالیت سنجیده می شود؛ مثلاً پیکارهای شنا که در برابر هزاران نفر در یک استخر سرپوشیدۀ ویژۀ مسابقات صورت می گیرد، گونه ای از ورزش به شمار می رود، در حالی که شنا در یک استخر معمولی یا در دریا صرفاً یک تفریح شمرده می شود.

رشته های فراوانی در ورزش وجود دارند و مردم زمان و هزینه زیادی را چه به عنوان شرکت کننده و چه به عنوان تماشاگر صرف ورزش می کنند. ورزش کردن طی سالیان طولانی از قالب یک تفریح و سرگرمی به صورت یک حرفه و فعالیت درآمده است و تعداد بی شماری از ورزشکاران حرفه ای در سراسر جهان از طریق ورزش به ثروت و رفاه رسیده اند. این یکی دیگر از خصوصیات ورزش به شمار می آید.

مسائل و محورهای اخلاق ورزش

پرسش ها و مسائلی که در عرصۀ چیستی ورزش و اخلاق ورزش مطرح می شود، از این قرار است: چرا ما به ورزشکارها به عنوان الگوی رفتار اخلاقی نگاه می کنیم؟ اصول اخلاقی ورزش از کجا می آید؟ آیا باید میان انواع اخلاق ورزش هم تمایز گذاشت؟ مثل اخلاق ورزش فوتبال، با اخلاق ورزش بوکس و اخلاق ورزش دو میدانی.

آیا موازین و الزامات اخلاقی در فضای ورزش آماتور با دنیای ورزش حرفه ای یکسان است؟ هر یک از مکاتب نتیجه گروی، وظیفه گروی، قرارداد گروی و فضیلت گروی در اخلاق هنجاری چه مدلی از اخلاق ورزش را پیشنهاد می کنند؟ در خیلی از کشورها نیروی ورزشکار کالایی گرانبهاست که صاحبش آن را به بهترین خریدار می فروشد.

ورزشکارها خرید و فروش می شوند و حتی خود برچسب یا مارکی برای فروش می شوند که کالاهای دیگر را با نام آنها بتوان فروخت. آیا احتمال ضعیفی وجود ندارد که بهترین بازیکن تیم فوتبال فرانسه ادم متعصب کله پوکی باشد که فقط خوب گل می زند؟

برخی از مهمترین موضوعات اخلاق ورزش که در کتاب های اخلاق کاربردی به آنها توجه شده عبارتند از: ارزش ها در ورزش؛ ورزش، اخلاق و هویت؛ ورزش و تعلیم اخلاقی؛ توسعۀ اخلاقی در ورزش؛ فلاسفه در میدان ورزش؛ جوانمردی به مثابه مقوله ای اخلاقی؛ رقابت و همکاری؛ بازی منصفانه؛ تقلب؛ ورزش، مواد نیروزا و مواد مخدر؛ ارزش ها و خشونت ها در ورزش امروز؛ ورزش و جنسیت ورزش و موضوعات نژادی؛ ورزش و نقش مدلها.

افزون بر سرفصل های پیش گفته محورهای ذیل می تواند مجال طرح مباحث مهم اخلاق ورزش قرار گیرد:

باشگاه اخلاقی: روابط اخلاقی میان صاحبان باشگاه، مدیران فنی، مربیان و ورزشکاران.

تیم اخلاقی: روابط اخلاقی میان مربی و کمک مربی ها، کاپیتان، اعضای تیم، اعضای ذخیره، اخلاق هواداری و تماشاچی گری.

اخلاق سازمان های ورزشی: سازمان تربیت بدنی، فدراسیون های ملی، کنفدراسیون های جهانی، کمیته های المپیک و … .

شکل ایده آل ورزش

جان بوکسیل[1] معتقد است بررسی شکل ایده آل ورزش می تواند به اهمیت مثبت و منفی اخلاقی آن کمک کند و برای آن چهار ویژگی را ذکر می کند: اختیاری و گزینشی باشد؛ قاعده مند باشد؛ مبارزۀ فیزیکی و جسمانی داشته باشد؛ رقابتی و برتری جویانه باشد.

این که ورزش فعالیتی اختیاری است و در حیطهٔ آزادی شخص قرار دارد موجب نفی از خودبیگانه کنندگی ورزش و معنا دار شدن آن می گردد. در این صورت ورزش غایتی فی نفسه دارد، هر چند که می تواند وسیله ای برای غایات دیگر هم باشد. البته هر ورزشکاری قطعاً دارای اهدافی است و مثلاً فردی که بسکتبال بازی میکند هدفش بردن است اما این اهداف در درون فعالیت های ورزشی قرار دارند که فراتر از آنها غایتی فی نفسه نیز موجود است.

ویژگی دومی که برای شکل ایده آل ورزش ذکر شد قاعده مند بودن آن است. در اینجا دو دسته قواعد متفاوت از هم درباره ورزش وجود دارد که هر دو اهمیتی اساسی دارند: قواعد نزاکت و بازی منصفانه[2] و قواعد تأسیسی[3]. دسته اول قواعدی اند که مربوط به نزاکت، امنیت و بازی منصفانه اند؛ مثلاً در فوتبال نباید از پشت تکل رفت. در صورت عدم رعایت این دسته قواعد بازیکن جریمه می شود. قواعد بازی منصفانه شامل جرایم درون مسابقه نیز می شود.

قواعد تاسیسی نیز قواعدی اند که از تیم و حرکت های مجاز دفاع می کنند. این قواعد برای پیشبرد و نمایش انواع مهارت ها و توانایی ها وضع شده اند و در مجموع ایجاد انضباط نموده و چارچوبی برای ابتکار، خودنمایی و خودشکوفایی افراد فراهم می کنند.

از نظر آقای بوکسیل سومین ویژگی ورزش ایده آل این است که ورزش توأم با مبارزه ای فیزیکی باشد. این ویژگی ورزش را از بازی های فکری و رایانه ای جدا می سازد.

آخرین ویژگی ورزش ایده آل این است که باید مستلزم رقابت باشد. در همین رقابت است که مهارت های جسمی و روحی، توانایی ها و هم آهنگی ها با هم جمع می شوند و این مسئله موجب رشد جسمی و روحی ورزشکار می گردد. البته گفتنی است همۀ ورزش ها مستلزم رقابت فرد به فرد یا حتی تیمی نیست؛ مثلاً در کوه نوردی رقابت و مبارزه با طبیعت است ولی در مباحث اخلاقی رقابت فرد به فرد است که اهمیت و محوریت دارد.

این چهار ویژگی که همگی بیانگر اهمیت ورزش اند، طرحی از ورزش در شکل ایده آلش را مطرح می کنند. از این رو ورزش فعالیتی است معنادار که غایت فی نفسه دارد و مستلزم خود شکوفایی خودنمایی و عزت نفس است. اینها بخشی از جذابیت های ورزش به حساب می آیند.

من نمی خواهم برخوردار بودن فعالیت های دیگر از این خوبی ها را انکار کنم اما مدعی ام که ورزش یکی از بهترین ابزارهای معتبر برای کسب آنها و شرکت در آن بهترین راه کسب این خوبی هاست در این معناست که ورزش هنری مردمی بوده و لذا اهمیت اخلاقی دارد.

اما باید گفت که برخی نیز از منظری دیگر به ورزش بردن به هر قیمت را متفاوت از بردن شرافتمندانه و جوان مردانه می دانند. از نظر آنان جوانمردی از اجزای ماهوی ورزش بوده و هدف از روحیۀ جوانمردی نیز انتشار بذر معنویت و برادری در جهان می باشد که می تواند به عنوان یک خیر اجتماعی و اخلاقی مورد توجه قرار گیرد.

در اینجاست که نقش اخلاق ورزش اهمیت می یابد. نگاه آقای بوکسیل به ورزش نگاهی عدالت محورانه، توأم با اخلاق حداقلی است در حالی که با این دیدگاه باید به ورزش با نگاهی جوان مردانه نگریست؛ زیرا عدالت شرط لازم برای ورزشی اخلاقی است نه شرط کافی و نگاه عدالت محورانه تنها ما را متوجه الزامات اخلاقی حداقلی می کند و نه بیشتر.

در این نگرش ورزش کاملاً اخلاقی می گردد و مطابق نظریه اخلاق منش، لازم است به فضائلی مانند شجاعت، دوراندیشی، استقامت، با اراده بودن، اعتماد به نفس و عزت نفس در ورزش توجه شود.

جوانمردی در ورزش به مثابه نوعی دیگر گروی

دیدگاه رقیب نظریه عدالت مدعی است که جوانمردی در ورزش باید موجب رفتارهایی گردد که به خیر و رفاه دیگران منتهی گردد. هر چند این دو دیدگاه با یکدیگر در تضاد نیستند، اما هر یک با رویکردها و منظرهای گوناگون به یک پدیدۀ اجتماعی که ذاتاً درخور فهم و شناخت است نگریسته اند.

دیدگاه دوم با چه توجیهی یک دیدگاه اخلاقی به شمار می رود؟ برای روشن شدن این موضوع این دیدگاه را با دیدگاه کانتی مقایسه می کنیم. از نظر كانت اخلاق موضوعی مربوط به عقل یا عقلانیت است. این مسئله مستلزم پذیرش اصولی عام، بی طرفانه، دائمی و الزامی است.

این دیدگاه بیشتر با نظریه عدالت در ورزش و ویژگی هایی نظیر انصاف که از شروط لازم آن هستند همخوان است. این دیدگاه جنبه هایی از روابط بین فردی را که در ورزش نیز همچون دیگر قلمروهای زندگی اهمیت دارند مغفول نهاده است. منظور من فضائلی مانند همدلی، هم دردی، علاقه و دوستی است.

این مسئله باید روشن شود که چگونه بی طرفی و الزام که از نظر اخلاقی اهمیت دارند، به هیچ وجه به طور کامل مقبول نمی افتند. این دیدگاه علاوه بر قبول بی طرفی و قواعد بازی، قلمرو اخلاق را اعم از رفتارهای الزامی و ستودنی می داند.

دست کم در ورزش یک رفتار به دو شیوه می تواند فراتر از وظیفه باشد؛ یکی از این طریق که کاری را خارج از علاقه به دیگری یا با مقداری در معرض خطر کردن یا فداکاری انجام دهد مانند دونده ماراتنی که به دلیل کمک به دونده هم نوع از دویدن باز می ایستد؛ دیگر از این طریق که رفتاری را برای علاقه به دیگری انجام دهد به طوری که این کار خیر بیشتری برساند تا رفتار مطابق قواعد و وظیفه.

ورزش و کار در یک وحدت اجتماعی

مارکس، کار را ابزاری برای خود شکوفایی می دانست، البته نه کار تحت سيطره نظام سرمایه داری بلکه کاری که به از خود بیگانگی فرد نینجامد. آقای بوکسیل می گوید من مطمئن نیستم که دیدگاه مارکس با فضای ورزش تطابق داشته باشد، ولی این گفته وی درست است که ما برای شکوفایی و توسعه خویشتن به فعالیت هایی که به طور ویژه فضا را برای ظهور و رشد آزادانه فرد فراهم می کنند نیازمندیم و نه فعالیت هایی که صرفاً ابزاری جهت ارضای نیازها به شمار آیند.

من در اینجا می خواهم از این واقعیت بحث کنم که چگونه ورزش می تواند زمینه توسعه استعدادهای منحصر به فرد انسانی و کمال مناسب وی را فراهم کند؟ من از این ادعا دفاع می کنم که همگی ما باید به کمال مناسب خود برسیم. قابلیت های منحصر به فرد انسانی خود را شکوفا کنیم و شکی نیست که استعدادهایی اعم از استعدادهای ،عقلی زیبایی شناختی و اخلاقی نظیر دوستی و همکاری و ورزش می توانند ما را در این امر یاری رسانند.

اما اگر لازمه برتری برخورداری از تخصص است، چگونه می توان به کمال مناسب خود رسید؟ یک راه حل این است که هر فرد به هر مقدار که می تواند در فعالیت های مختلف شرکت کند؛ مثلاً ما همگی نمی توانیم فیلسوف باشیم اما می توانیم به اندازه توان خود فلسفه ورزی کنیم. هم چنین نمی توانیم همگی ستاره ورزش باشیم ولی می توانیم به میزان توان خود در ورزش شرکت کنیم.

در این معناست که ورزش می تواند مدعای جان راولز را که همان «وحدت اجتماعی« است موجب شود. موفقیت دیگران به ایجاد خیر ما می انجامد. پس موفقیت یک ورزشکار قهرمان در راستای موفقیت و خیر دیگر اعضای جامعه است. آنان این امکان را برای ما فراهم می سازند تا در امتیاز و برتری آنان شریک شویم و در اینجاست که ما نیابتاً به کمال می رسیم. این مسئله ورزش حرفه ای را توجیه می کند. بنابراین افراد با شرکت در نقش ها و شئون نظم اجتماعی خود را به عنوان یک فرد به رسمیت می شناسند.

از آنجا که ما به یکدیگر نیازمندیم و موفقیت و بهرمندی دیگران مکمل خیر ما و لازمه آن است، نهادهای اجتماعی و در طول آنها ورزش با کمکی که به این هدف می کنند مورد قضاوت قرار می گیرند.

دنیای ورزش، جامعه ای با ابعاد کوچک

بسیاری چنین استدلال کرده اند که ورزش آئینه جامعه است. بوکسیل این ادعا را اندکی توضیح می دهد ورزش با همه تعارضات، توانمندی ها و عیب و نقص هایش نمونۀ کوچکی از جامعه است. ورزش بهترین و بدترین چیزها را در مردم منتشر می کند. فساد خشونت و مواد مخدر هم در جامعه است و هم در ورزش، از طرفی دیگر هم در جامعه و هم در ورزش اصول و قواعدی برای رفتار وجود دارد.

ورزش در همۀ این امور همان واقعیت های جامعه را بازتاب می دهد. اما این یک روی سکه است. آینه انعکاس دهنده ای منفعل است، در حالی که ورزش فعال است و بر چیزی که بازتاب می دهد تأثیر می گذارد. ورزش نظم اجتماعی را به شکل نمایش نامه در می آورد و مانند نمایش نامه فضائلی را برای جامعه مکشوف می سازد که قبلاً مورد توجه نبوده اند یا ارزش های جدیدی مطرح می کند و ارزش های قدیمی را به نقد می کشد یا ارزشها و فضائلی تأسیسی را به نمایش می گذارد. در همۀ این مسائل ورزش می تواند تحولی اخلاقی ایجاد کند و موجب بهتر شدن مردم گردد.

ما از فضیلت سخت کوشی در کار دفاع می کنیم. ورزش نمایانگر این ویژگی است و آن را برجسته می سازد. همچنین ما از فضائل شجاعت، صبر، جوانمردی، پشتکار و قاطعیت دفاع می کنیم که در ورزش نیز بر این ویژگی ها تأکید می شود و چنان به نمایش در می آیند که در اذهان تأثیر کنند و باقی بمانند. از جمله ویژگی های مورد احترام جامعه عدالت و انصاف است. ورزش نیز با به نمایش گذاردن چگونگی اجرای عدالت و تاکید بر انصاف خدمت شایان توجهی به جامعه می کند.

نتیجه گیری

اخلاق ورزش هنگامی معنا می یابد که ورای پیروزی و شکست، به پرورش روحیه انصاف، جوانمردی و همدلی در میان انسان ها بینجامد. در چنین صورتی، ورزش نه فقط بازتاب جامعه، بلکه نیرویی برای تحول اخلاقی آن خواهد بود. بازسازی ارزش های اجتماعی از مسیر اخلاق ورزش، نیازمند تاکید بر تربیت اخلاقی ورزشکاران، مربیان و تماشاگران است تا روح ورزش، هم افزای رشد انسان و جامعه گردد.

پی نوشت ها

[1] Jan Boxill.

[2] Decency.

[3] Constitutive rules.

منبع اقتباس: جمعی از نویسندگان، اخلاق کاربردی؛ چالش ها و کاوش های نوین در اخلاق عملی، قم، نشر پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، 1389ش، ص417-430.

بدون دیدگاه