معنا و ویژگی های جدال احسن قرآنی با تکیه بر آیات و روایات

معنا و ویژگی های جدال احسن قرآنی با تکیه بر آیات و روایات

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

بحث و گفتگو در باب موضوعات گوناگون و موارد مورد اختلاف، امری رایج در جوامع انسانی است. قرآن کریم از عنوان جدال احسن برای اشاره به الگوی مطلوب گفتگو و مناظره استفاده می کند. مناظرات مذهبی شیعه در طول تاریخ نیز بر اساس همین الگو شکل گرفته است. در ادامه ویژگی ها و معیارهای جدال احسن قرآنی را مورد بررسی قرار می دهیم.

معنای جدال احسن قرآنی و تاکید بر استفاده از آن

پیش از ورود به ویژگی های جدال احسن قرآنی، به معنای این مفهوم و اهمیت استفاده از آن در قرآن اشاره می کنیم. «جدال» در اصل به معنای تابیدن طناب و محکم کردن آن است، این واژه در مورد ساختمان محکم و مانند آن نیز به کار می رود و هنگامی که دو نفر به بحث می پردازند، و در حقیقت هر کدام می خواهد دیگری از از عقیده اش بپیچاند و منصرف سازد، به این کار مجادله گفته می شود.[۱]

تعبیر «احسن» نیز تعبیر جامعی است که تمام روش های صحیح و مناسب مجادله را شامل می شود، چه در الفاظ، چه در محتوای سخن، چه در آهنگ گفتار، و چه در حرکات دیگر همراه آن.[۲]

خداوند در آیات متعددی بر استفاده از جدال احسن قرآنی تاکید کرده است. پروردگار خطاب به پیامبر (ص) می فرماید: «ادْعُ إِلَىٰ سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَهِ وَ الْمَوْعِظَهِ الْحَسَنَهِ وَ جَادِلْهُم بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ؛[۳] با حکمت و اندرزِ نیکو، به راه پروردگارت دعوت نما و با آنها به روشى که نیکوتر است، استدلال و مناظره کن.»

خداوند در این آیه از سه روش دعوت و تبلیغ دین سخن می گوید. سومین راه یعنی جدال احسن قرآنی مخصوص کسانی است که ذهن آن ها قبلا از مسائل نادرستی انباشته شده و باید از طریق مناظره ذهنشان را خالی کرد تا آمادگی برای پذیرش حق پیدا کنند.[۴]

در آیه دیگری خداوند می فرماید: «وَ لَا تُجَادِلُوا أَهْلَ الْکِتَابِ إِلَّا بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ؛[۵] با اهل کتاب، جز به نیکوترین روش مجادله نکنید.» در این دو آیه خداوند از پیامبر (ص) می خواهد که برای اثبات حقانیت آموزه های اسلامی  با دشمنان و مخالفان خود به مجادله بپردازد.

بنابراین جدال احسن قرآنی یکی از شیوه های تبلیغ دین و دعوت دیگران به سوی اسلام است. این شیوه مورد توجه و تاکید اهل بیت (ع) نیز بوده است. روزی در محضر امام صادق (ع) از شیوه و دیدگاه رسول خدا (ص) درباره گفتگو پیرامون مباحث دینی و نهی ایشان از جدال سخن به میان آمد، امام (ص) فرمود:

«لَمْ یُنْهَ عَنْهُ مُطْلَقاً لَکِنَّهُ نُهِیَ عَنِ اَلْجِدَالِ بِغَیْرِ اَلَّتِی هِیَ أَحْسَنُ؛[۶] [رسول خدا (ص)] به طور مطلق از مجادله نهی نفرموده، بلکه از جدال غیر احسن، منع کرده است.»

بنابراین بر خلاف آنچه امروزه برخی دشمنان اسلام بیان می کنند، اسلام هرگز مخالفتی با گفتگو و مناظره نداشته و بارها بر بحث و گفتگو لکن بر مبنای جدال احسن قرآنی تاکید کرده است.

ویژگی های جدال احسن قرآنی

جدال احسن قرآنی دارای ویژگی است که در ادامه به آن ها اشاره می کنیم:

۱. متکی بر علم و دانش

جدال احسن قرآنی، بر پایه علم و دانش شکل می گیرد. خداوند مناظره بدون علم را مغایر با جدال احسن قرآنی دانسته و با آن مخالفت می کند: «وَ مِنَ النَّاسِ مَن یُجَادِلُ فِی اللَّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ لَا هُدًى وَ لَا کِتَابٍ مُّنِیرٍ؛[۷] و بعضى از مردم، بدون هیچ دانش و هدایت و کتاب روشنگرى، درباره خدا مجادله مى کنند.»

بدون شک بحث و گفتگو پیرامون خداوند از مهمترین و چالش برانگیزترین موضوعات به شمار می رود که سخن گفتن درباره آن نیازمند دانش و آگاهی بسیار است، بنابراین ورود بدون علم در این وادی، ثمره ای جز پیروی از شیطان ندارد: «وَ مِنَ النَّاسِ مَن یُجَادِلُ فِی اللَّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ یَتَّبِعُ کُلَّ شَیْطَانٍ مَّرِیدٍ؛[۸] بعضى از مردم، بدون هیچ علم و دانشى، درباره خدا مجادله مى کنند و از هر شیطان سرکشى پیروى مى نمایند.»

البته روشن است که همراهی گفتگو با علم، تنها مختص به موضوع خداوند نیست و شامل هر مباحثه و مناظره ای می شود. بنابراین اصلی ترین پایه جدال احسن قرآنی، معرفت و دانش مناسب و کافی است؛ زیرا ورود انسان ناآگاه به مجادله، می تواند اسباب انحراف خود و دیگران را فراهم کند و آن را از دایره جدال احسن قرآنی خارج گرداند.

۲. متکی بر شیوه ها و فنون مناظره

یکی دیگر از ملاک های جدال احسن قرآنی، آشنایی با شیوه ها و فنون مناظره است. ممکن است شخصی از دانش کافی برخوردار باشد اما توانایی به کارگیری درست آن در قالب استدلال را نداشته باشد. چنین شخصی در نهایت گرفتار انواع مغالطات و سفسطه گری ها شده و از مسیر حقیقت منحرف می شود. قرآن درباره گمراهان می فرماید:

«الَّذِینَ یُجَادِلُونَ فِی آیَاتِ اللَّهِ بِغَیْرِ سُلْطَانٍ[۹]؛ همان کسانى که در آیات خدا بى آن که هیچ برهانی برایشان آمده باشد به مجادله مى پردازند.»

اهل بیت (ع) نیز یکی از ملاک های مهم افراد برای ورود به مناظره و مجادله را توانایی استدلال و برهان آوری دانسته اند. امام صادق (ع) شخصی را از ورود به مناظره نهی کرد و شخص دیگری را به این کار دستور داد. یکی از یاران آن حضرت عرض کرد: فدایت شوم! فلانی را از ورود به مناظره نهی کردی و دیگری را به آن فرمان دادی؟ امام فرمود: «هَذَا أَبْصَرُ بِالْحُجَجِ؛[۱۰] وی به استدلال ها بیناتر است.»

کسی شایستگی ورود به جدال احسن قرآنی را دارد که به تمام ابعاد مناظره و فنون آن احاطه کافی داشته باشد در غیر این صورت در مناظرات خود مبتلا به جدال باطل می شود. در حدیثی می خوانیم که یکی از دوستان امام صادق (ع) به نام «طیّار» (حمزه بن محمد) می گوید: به امام عرض کردم: به من خبر رسیده که شما از مناظره کردن با مردم (مخالفان) ناخشنود هستید؟

امام فرمود: «أَمَّا کَلاَمُ مِثْلِکَ فَلاَ یُکْرَه مَنْ إِذَا طَارَ یُحْسِنُ أَنْ یَقَعَ وَ إِنْ وَقَعَ یُحْسِنُ أَنْ یَطِیرَ فَمَنْ کَانَ هَکَذَا لاَ نَکْرَهُهُ؛[۱۱] اما گفتگوی مثل تو را با مردم، ناپسند نمی شمارم؛ کسی که چون پرواز می کند، نیک می نشیند و وقتی می نشیند نیک به پرواز در می آید، پس هر کس که چنین باشد، ما از مناظره اش ناراحت نیستیم.»

مفهوم کلام حضرت، این است که کسانی که با فن گفتگو و مناظره آشنایی ندارند، نباید وارد بحث و مناظره گردند؛ زیرا با فاصله گرفتن از جدال احسن قرآنی، زمینه انحراف خود و دیگران را فراهم خواهند کرد. نمونه افرادی که هم دانش کافی و هم آشنایی لازم با فنون مناظره را داشته، هشام بن حکم از شاگردان بارز و مشهور امام صادق (ع) است. امام صادق (ع) او را فردی مناسب برای انجام جدال احسن قرآنی معرفی کرده و خطاب به وی می فرماید:

«یَا هِشَامُ لاَ تَکَادُ تَقَعُ تَلْوِی رِجْلَیْکَ إِذَا هَمَمْتَ بِالْأَرْضِ طِرْتَ مِثْلُکَ فَلْیُکَلِّمِ اَلنَّاسَ اِتَّقِ اَلزَّلَّهَ وَ اَلشَّفَاعَهُ مِنْ وَرَائِکَ؛[۱۲] ای هشام! تو هرگز زمین نمی خوری؛ پاهایت خم می شود و جمع می گردد؛ ولی وقتی به زمین می رسی، دوباره پرواز می کنی و اوج می گیری؛ مانند تویی باید با مردم بحث کند! از لغزش بپرهیز که شفاعت ما پشت سر توست.»

منظور امام (ع) این است که هشام هیچ گاه در مناظره شکست نمی خورد حتی در زمانی که گمان می رود در حال شکست است، دوباره از جا بلند می شود و پیروز می گردد. این نشانه احاطه او به فنون مناظره است که او را فردی برجسته برای تبلیغ دین خدا بر پایه جدال احسن قرآنی می گرداند.

۳. یاری حق و پرهیز از مجادلات بیهوده

خصوصیت سوم در جدال احسن قرآنی، این است که غرض و هدف جدال کننده، تنها یاری حق و حقیقت باشد. خداوند در توصیف مشرکان و تکذیب کنندگان پیامبر (ص) می فرماید: «وَ جَادَلُوا بِالْبَاطِلِ لِیُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ؛[۱۳] و به جدال باطل می پردازند تا به وسیله آن حق را نابود سازند.»

جدال باطل در مقابل جدال احسن قرآنی قرار دارد. این نوع جدال که بیشتر توسط مشرکان و دشمنان خداوند انجام می شود، هدفی جز نابودی حق ندارد. بنابراین در جدال احسن قرآنی، مناظره کننده باید انگیزه های شخصی خود را کنار بگذارد و تنها در جهت اعتلای پرچم اسلام و حقیقت تلاش کند.

کسانی که به جای جدال احسن قرآنی، به دنبال جدال باطل هستند، حتی پس از روشن شدن حق، دست از اشتباه خود برنمی دارند و به مجادله بیهوده می پردازند. قرآن درباره این افراد که به خاطر ترس از مرگ نه تبیین حقیقت با پیامبر بیهوده مجادله می کردند،[۱۴] می فرماید:

«یُجَادِلُونَکَ فِی الْحَقِّ بَعْدَمَا تَبَیَّنَ کَأَنَّمَا یُسَاقُونَ إِلَى الْمَوْتِ وَ هُمْ یَنظُرُونَ؛[۱۵] آنها پس از روشن شدن حق، باز با تو مجادله مى کردند (و چنان ترس و وحشت آنها را فراگرفته بود، که) گویى به سوى مرگ رانده مى شوند، و آن را با چشم خود مى نگرند.»

گفتگو با کسی که حاضر به پذیرش حق نیست و از باورهای باطل خود دست برنمی دارد، در چارچوب جدال احسن قرآنی جایی ندارد. بحث و جدال با کسانی که احتمال تأثیر در آنها وجود ندارد، بیهوده است. البته بدتر از این حالت نیز متصور است؛ هنگامی که طرف گفتگو، کسی از اهل فتنه باشد؛ چنین شخصی نه تنها حق را نمی پذیرد بلکه علیه آن توطئه نیز می کند، پیامبر اکرم (ص) نسبت به مجادله با چنین شخصی هشدار می دهد:

«إِیَّاکُمْ وَ جِدَالَ کُلِّ مَفْتُونٍ فَإِنَّهُ مُلَقَّنٌ حُجَّتَهُ إِلَى اِنْقِضَاءِ مُدَّتِهِ فَإِذَا اِنْقَضَتْ مُدَّتُهُ أَلْهَبَتْهُ خَطِیئَتُهُ وَ أَحْرَقَتْهُ؛[۱۶] بر حذر باشید از بحث و جدال با کسى که مبتلا به انحراف و فتنه شده است چون او تا زمان مرگ دست از دلیل تراشی بر نمی دارد و پس از مرگ همین عملش او را در آتش جهنم می سوزاند.»

بنابراین یکی از عناصر اصلی در جدال احسن قرآنی، جلوگیری از انحراف و تلاش در جهت برتری حق و اثبات حقیقت است.

۴. دوری از القائات شیطانی

یکی دیگر از عناصر جدال احسن قرآنی، دوری از القائات شیطانی است. خداوند در قرآن اشاره می کند که برخی از مجادلات براساس الهامات شیطان صورت می گیرد:

«وَ إِنَّ الشَّیَاطِینَ لَیُوحُونَ إِلَىٰ أَوْلِیَائِهِمْ لِیُجَادِلُوکُمْ وَ إِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّکُمْ لَمُشْرِکُونَ؛[۱۷] و شیاطین به دوستان خود مطالبى مخفیانه القا مى کند، تا با شما به مجادله برخیزند؛ اگر از آنها اطاعت کنید، شما هم مشرک خواهید بود.»

بدون شک جدالی که بر پایه تفکرات شیطانی شکل بگیرد، نمی تواند جدال احسن قرآنی باشد و نتیجه جز شرک و کفر نخواهد داشت. روزی شخصی خدمت امام حسین (ع) آمد و گفت بنشین تا با هم مناظره کنیم. امام فرمود:

«یَا هَذَا أَنَا بَصِیرٌ بِدِینِی مَکْشُوفٌ عَلَیَّ هُدَایَ فَإِنْ کُنْتَ جَاهِلاً بِدِینِکَ فَاذْهَبْ وَ اُطْلُبْهُ مَا لِی وَ لِلْمُمَارَاهِ وَ إِنَّ اَلشَّیْطَانَ لَیُوَسْوِسُ لِلرَّجُلِ وَ یُنَاجِیهِ وَ یَقُولُ نَاظِرِ اَلنَّاسَ فِی اَلدِّینِ کَیْلاَ یَظُنُّوا بِکَ اَلْعَجْزَ وَ اَلْجَهْلَ؛[۱۸] ای فلانی! من از دینم آگاهم و اگر تو از دینت آگاهی نداری، برو جست و جو کن و آن را یاد بگیر. من اهل مراء (جدال باطل) نیستم. همانا شیطان در اشخاص وسوسه می اندازد و می گوید: برو با مردم مناظره کن تا گمان نکنند ناتوان و نادان هستی.»

در جدال احسن قرآنی، وسوسه های شیطانی جایگاهی ندارد. این حدیث هشدار می دهد که گاهی اشتیاق انسان برای گفتگو و جدال با دیگران، برخاسته از انگیزه ها و وسوسه های شیطانی است و باید از آن ها پرهیز کرد.

۵. استفاده از اصول و مبانی مشترک

از جمله عناصر لازم برای تحقق جدال احسن قرآنی، آن است که مناظره کننده باید بر اصول و اعتقادات مشترک خود و طرف مقابل تکیه کند و به دنبال موارد اختلافی و بیان نظر خود و درصدد تأیید آن نباشد. از همین رو در نظر گرفتن موقعیت فردی و مذهبی طرف مقابل، ضروری است، چنان که خداوند فرموده است:

«وَ لَا تُجَادِلُوا أَهْلَ الْکِتَابِ إِلَّا بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ إِلَّا الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ وَ قُولُوا آمَنَّا بِالَّذِی أُنزِلَ إِلَیْنَا وَ أُنزِلَ إِلَیْکُمْ وَ إِلٰهُنَا وَ إِلٰهُکُمْ وَاحِدٌ وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ؛[۱۹]

با اهل کتاب، جز به نیکوترین روش مجادله نکنید، مگر کسانى از آنان که ستم کردند و (به آنها) بگویید: «ما به تمام آنچه از سوى خدا بر ما و شما نازل شده ایمان آورده ایم، و معبود ما و شما یکى است، و ما در برابر او تسلیم هستیم.»

در این آیه خداوند از مومنان می خواهد که برای برقراری جدال احسن قرآنی با اهل کتاب، بر خدای واحد و مشترک با آنها تاکید کنند. در هر مناظره ای باید عناصر لازم، از جمله استفاده از نقاط مشترک رعایت شود؛ زیرا دو فرد یا دو گروه وقتی می توانند مناظره و گفتگو کنند که زمینه های مشترکی با هم داشته باشند و چنانچه در هیچ مسئله ای با هم توافق نداشته باشند، بین آنها گفتگو و مناظره ای روی نخواهد داد.

۶. استفاده از مقبولات طرف مناظره

در مناظره با هر گروهی، باید علاوه بر براهین عقلی، از دلایلی بهره گرفت که مورد قبول و پذیرش طرف مقابل است. یکی از نمونه های عالی جدال احسن قرآنی، مناظرات امام رضا (ع) با بزرگان دیگر ادیان است. مامون عباسی با هدف پایین آوردن جایگاه امام رضا (ع) در بین مردم، دستور داد برخی علما و پیروان مکاتب مختلف (همچون جاثلیق، عالم بزرگ مسیحی و رأس الجالوت، پیشوای بزرگ یهودیان) را دعوت کنند تا در جلسه ای برخی سؤالات را در قالب مناظره از امام رضا (ع) بپرسند.

طبق نقل تاریخ، این جلسه برگزار شد و در آن مأمون به جاثلیق گفت؟ ای جاثلیق! میل دارم با علی بن موسی (ع) پسر عمویم مناظره کنی. جاثلیق گفت: چگونه با کسی بحث کنم که به کتابی استدلال می کند که من آن را قبول ندارم، و به گفتار پیامبری احتجاج می کند که من به او ایمان ندارم؟

وقتی جلسه مناظره آغاز شد، امام (ع) به او فرمود: ای مرد مسیحی! اگر از انجیل برایت دلیل بیاورم، می پذیری؟ جاثلیق عرض کرد: مگر می توانم آنچه انجیل فرموده است، رد کنم؟ به خدا قسم بر خلاف میل باطنی ام آن را قبول خواهم کرد.

سپس حضرت فرمود: من سِفر سوم انجیل را می خوانم، اگر در آنجا مطلبی درباره محمد و اهل بیت او و امتش بود، شهادت دهید، و اگر مطلبی در این باره نبود، شهادت ندهید. سپس حضرت ضمن خواندن سفر سوم تا به ذکر پیامبر رسید، توقف کرد و فرمود: ای نصرانی! تو را به حق مسیح و مادرش قسم! آیا دریافتی که من عالم به انجیل می باشم؟ عرض کرد: آری.

سپس امام مطلب مربوط به حضرت محمد (ص) و اهل بیت او و امتش را تلاوت فرموده، گفت: حال چه می گویی؟ این عین سخن مسیح نیست؟ اگر مطالب انجیل را تکذیب کنی، موسی و عیسی (ع) را تکذیب کرده ای و در این صورت قتل تو واجب است؛ زیرا به خدا و پیامبر و کتاب خود کافر شده ای.

جاثلیق گفت: مطلبی که از انجیل برایم روشن شود، انکار نمی کنم؛ بلکه بدان اذعان دارم. امام فرمود: شاهد بر اقرار او باشید!

امام در برخورد با رأس الجالوت نیز بخش هایی از تورات را خواند، به گونه ای که رأس الجالوت از تلاوت، بیان و فصاحت او تعجب کرد تا به نام محمد (ص) رسید. وقتی جاثلیق و رأس الجالوت، از علم حضرت رضا (ع) به تورات و انجیل آگاه شدند، گفتند: به خدا قسم چیزی برای ما آوردی (و دلیلی اقامه کردی) که توان رد آن را نداریم.[۲۰]

در این مناظره، امام (ع) به خوبی از آنچه مورد قبول طرف مقابل است، استفاده کرد و او را بر اساس باورهای خودش محکوم کرد. بنابراین یکی دیگر از ویژگی های جدال احسن قرآنی که می توان آن را در سیره اهل بیت (ع) مشاهده کرد، استفاده از مقبولات طرف مقابل مناظره است.

۷. رعایت ادب

خصوصیت دیگر جدال احسن قرآنی، رعایت ادب است. مناظره کننده باید با طرف مقابل مناظره، به شیوه نیکو و بهترین برخورد سخن بگوید و نیکوترین سخن را بر زبان آورد؛ زیرا انعکاس سخن حق در فکر دیگران، سبب جذب دل ها می شود، چنانکه خداوند به پیامبر (ص) فرموده است:

«فَبِمَا رَحْمَهٍ مِّنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ؛[۲۱] به سبب رحمت الهى، در برابر مؤمنان، نرم و مهربان شدى! و اگرخشن و سنگدل بودى، از اطراف تو، پراکنده مى شدند.»

با توجه به عنصر مزبور، مناظره کننده باید سخنش با مخاطب با خشنوت کلامی و رفتاری همراه نباشد. مرحوم طبرسی در تفسیر مجمع البیان، جدال احسن را به جدال همراه با رفق و مدارا تفسیر کرده است.[۲۲] علامه طباطبایی نیز در این باره گفته است: «مجادله در صورتی نیکوست که همراه با خشنوت و طعنه و اهانت نباشد و همراه با رفق و نرمی باشد، به گونه ای که حسنی بر حسن دیگر بیفزاید. در این صورت، جدال احسن خواهد بود.»[۲۳]

جمع بندی

یکی از شیوه ها و ابزارهای تبلیغ دین اسلام، استفاده از جدال احسن قرآنی است. خداوند در آیات متعددی بر این موضوع تاکید کرده است. جدال احسن قرآنی، دارای ویژگی هایی از قبیل ابتناء بر علم و دانش، آشنایی با شیوه های مناظره، انگیزه اثبات حقیقت و پرهیز از جدال بیهوده، دوری از از الهامات شیطانی، استفاده از اصول و مبانی مشترک، بهره مندی از مقبولات طرف مناظره و رعایت ادب می باشد.

پی نوشت ها

[۱] مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱۶، ص۲۹۸.

[۲] مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱۶، ص۲۹۹.

[۳] النحل/۱۲۵.

[۴] مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱۱، ص۴۵۶.

[۵] العنکبوت/۴۶.

[۶] مجلسی، بحارالانوار، ج۲، ص۱۲۵.

[۷] الحج/۸.

[۸] الحج/۳.

[۹] غافر/۳۵.

[۱۰] مفید، تصحیح اعتقادات الامامیه، ص۷۱.

[۱۱] مجلسی، بحارالانوار، ج۲، ص۱۳۶.

[۱۲] مجلسی، بحارالانوار، ج۲۳، ص۱۳.

[۱۳] غافر/۵.

[۱۴] مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۷، ص۹۱.

[۱۵] الانفال/۶.

[۱۶] مجلسی، بحارالانوار، ج۲، ص۱۳۵.

[۱۷] الأنعام/۱۲۱.

[۱۸] مجلسی، بحارالانوار، ج۲، ص۱۳۵.

[۱۹] العنکبوت/۴۶.

[۲۰] طبرسی، الاحتجاج، ج۲، ص۴۲۵ ـ ۴۲۸.

[۲۱] آل عمران/۱۵۹.

[۲۲] طبرسی، مجمع البیان، ج۵، ص۶۰۵.

[۲۳] طباطبایی، المیزان، ج۱۶، ص۱۳۷.

منابع

قرآن کریم.

طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، موسسه الاعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۰ق.

طبرسی، احمد بن علی، الاحتجاج، مشهد مقدس، نشر المرتضی، ۱۴۰۳ق.

طبرسی، فضل بن حسن، ‌مجمع البیان فی تفسیر القرآن، بیروت ـ لبنان، درالمعرفه، ۱۴۰۸ق.

مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار الجامعه لدرر اخبار الائمه الاطهار، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.

مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴ش.

مفید، محمد بن محمد، تصحیح الاعتقادات الامامیه، قم، المؤتمر العالمی لألفیه الشیخ المفید، ۱۳۷۲ش.

منابع اقتباس

اسد علیزاده، اکبر، اصول و روش های مناظره (جدال احسن)، نشریه مبلغان، ش ۱۸۹، ۱۳۹۴، ص۷۷ـ۶۶.

اسد علیزاده، اکبر، اصول فنی قابل توجه در مناظره، نشریه مبلغان، ش ۱۹۳، ۱۳۹۴، ص۷۱ـ۵۸.

رحیمی، مرتضی، جدال احسن از دیدگاه امام رضا (ع)، فصلنامه فرهنگ رضوی، ش ۲۴، ۱۳۹۷، ص۱۸۵ـ۲۱۲.

بدون دیدگاه