درس هایی از سیره اخلاقی و اجتماعی امام حسین (ع)

درس هایی از سیره اخلاقی و اجتماعی امام حسین (ع)

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

سیره اخلاقی و اجتماعی امام حسین (ع) به عنوان یکی از برجسته ترین الگوهای انسانی در تاریخ اسلام شناخته می شود. این سیره نه تنها در بعد فردی، بلکه در تعاملات اجتماعی و سیاسی امام حسین (ع) نیز نمود پیدا کرده است. سیره اخلاقی و اجتماعی امام حسین (ع) به ما می آموزد که چگونه باید در برابر ظلم و ستم ایستاد و از حقوق انسانی دفاع کرد. اهمیت این سیره در آن است که می تواند به عنوان راهنمایی برای ایجاد یک جامعه عادلانه و اخلاق مدار عمل کند.

به همین دلیل، سیره اخلاقی و اجتماعی امام حسین (ع) همواره مورد توجّه و تأمّل دانشمندان، مبلغان و پیروان راستین ایشان قرار دارد. در این مختصر به برخی از سیره اخلاقی و اجتماعی امام حسین (ع) می پردازیم:

1. تشویق معلّمان

مردى به نام عبد الرحمان به یکى از فرزندان حضرت سوره حمد را آموخت، آن حضرت به پاداش کار فرهنگى اش هزار دینار و هزار جامه و انبوهى زر و زیور و وسایل زندگى به او بخشید و در برابر شگفت زدگى معلّم از این همه بزرگوارى و حقّ شناسى و رعایت حقوق معنوى معلّم فرمودند:

«وَ أَینَ یقَعُ هَذَا مِنْ عَطَائِه؟!»‏[1]

«و اینها در برابر عظمت و ارزش کار تو چه جایگاهی دارد؟!»

2. رسیدگى به بینوایان

در رسیدگى به بینوایان و حفظ حیثیت و کرامت آنان، به هنگام دستگیرى و حل مشکلاتشان، ویژگى تحسین برانگیز و بی بدیلی داشتند. ایشان به هنگام بخشایش و تأمین نیاز نیازمندان، خود احساس شرمندگى مى نمود و مى کوشید تا به آنان روحیه دهد و شخصیت صدمه دیده آنان را ترمیم نماید و به صورتى خواسته هایشان را برآورد که دچار خسارت روانى و شکست معنوى و اخلاقى و اجتماعى نشوند.

3. زدودن غم و اندوه از دل ها

از ويژگى هاى ديگر آن حضرت عواطف سرشار انسانى و دگر دوستى و نوع پرورى ایشان است، به ویژه در مورد کسانى که در فراز و نشیب زندگى به غم و اندوه یا مشکلى دچار می شدند؛ یا در بن بستى قرار می گرفتند.

عَمْرُو بْنُ دِینَارٍ قَالَ: دَخَلَ الْحُسَینُ‏ عَلَى أُسَامَةَ بْنَ‏ زَیدٍ وَ هُوَ مَرِیضٌ وَ هُوَ یقُولُ: وَا غَمَّاهْ! فَقَالَ لَهُ الْحُسَینُ (ع): «وَ مَا غَمُّک یا أَخِی!» قَالَ: دَینِی وَ هُوَ سِتُّونَ أَلْفَ دِرْهَمٍ!؟ فَقَالَ الْحُسَینُ: «هُوَ عَلَی.» قَالَ: إِنِّی أَخْشَى أَنْ أَمُوتَ! فَقَالَ الْحُسَینُ: «لَنْ تَمُوتَ حَتَّى أَقْضِیهَا عَنْک.» قَالَ: فَقَضَاهَا قَبْلَ مَوْتِه.[2]

حضرت براى ملاقات و عیادت اسامة بن زید به منزلش آمدند، در حالی که او مریض بود و آه کشیده و می گفت: وای از غم ها! امام حسین (ع) به او فرمودند: «و غم تو چیست؟ ای برادرم!» عرض نمود: حقوق دیگران را به گردن دارم و بدهکارم و مقدار آن شصت هزار درهم است؟! امام فرمودند: «بدهکاری تو بر گردن من باشد.» او عرض نمود: می ترسم که بمیرم! امام فرمودند: «نمی میری تا اینکه من از جانب تو دینت را ادا می کنم.» عمر بن دینار گوید: پس قبل از مرگش حضرت دینش را ادا نمود.

آن حضرت بلافاصله دستور دادند بدهکارى او را پرداختند. آن گاه او آسوده خاطر، دیده از جهان فرو بست.

4. انفاق در آشکار و نهان

از ویژگی های اخلاقی اش انفاق خالصانه در آشکار و نهان به آشنا و بیگانه بود، به گونه ای که شبانگاهان موادّ خوراکى و لوازم ضرورى زندگى محرومان و بینوایان و یتیمان را، خود به دوش مى کشیدند و به درب خانه ی آنان مى بردند.

به همین جهت، روز عاشورا در برخى از نقاط بدنش، آثار حمل بارهاى سنگین مشاهده کردند. وقتى از حضرت سجاد (ع) دلیل آن را جویا شدند، حضرت فرمودند:

«هَذَا مِمَّا کانَ ینْقُلُ الْجِرَابَ عَلَى ظَهْرِهِ إِلَى مَنَازِلَ الْأَرَامِلِ وَ الْیتَامَى وَ الْمَسَاکینِ[3]

 «این ها آثار به دوش کشیدن صدقات و هدایاى پنهانى است، که پدر بزرگوارم شب ها به دوش مى کشیدند و براى یتیمان و محرومان مى بردند.»

5. پروا از خداوند

یکى دیگر از صفت برجسته اش، شدّت خوف از خدا و درک عظمت او بود؛ به گونه اى که هنگام وضو ساختن براى عبادت و نماز و تقرّب به سوى پروردگار، رنگ چهره اش دگرگون مى گشت و اعضا و اندام هایش به لرزه مى افتاد. برخى از روی شگفتى و تعجّب از علّت شدّت خوف و پرواى ایشان مى پرسیدند؟!

فَقَالَ: «لَا یأْمَنُ یوْمَ الْقِیامَةِ إِلَّا مَنْ خَافَ اللَّهَ فِی الدُّنْیا[4]

 حضرت مى فرمودند: «در روز قیامت تنها کسانى امنیت خواهند داشت که در دنیا از پروردگار خویش پروا داشته باشند.»

6. آزادگى و ظلم ستیزى

از ویژگی های انسانى آن امام گرامی، آزادگى و ظلم ستیزى و ستم ناپذیرى بى نظیر ایشان است. وی به راستى نه تنها قهرمان سازش ناپذیر در برابر ستم و شقاوت و استبداد بود؛ بلکه بنیان گذار این شیوه آزادمنشانه و انسانى است، که تمامى آزادى خواهان و ستم ستیزان در مبارزه در راه عدالت، باید به آن قهرمان حرّیت و رهایى، تأسّى جویند.

براى نمونه، آن امام گرامى بود که در بحران تاخت و تاز افسار گسیخته استبداد اموى و به هنگام رویارویى قهرمانانه و تاریخ سازش خروشید که:

«نه! هرگز حسین زیر بار ذلّت نخواهد رفت!» و این منشور ستم سوز و جاودانه را براى همگان به یادگار نهادند که: «نه، به خداى هستى سوگند! نه ذلیلانه دست بیعت بر دست تجاوزکاران خواهم نهاد و نه همانند بردگان از میدان جهاد خواهم گریخت.»[5]

7. جوانمردى

او سمبل جوانمردى و آزادگی است و جلوه هاى بارزى از این صفت ارزشمند در عاشورا از ایشان پدیدار شد، که شگفت انگیز است و از آن جمله سیراب ساختن دشمن در آن شرایط سخت بیابان می باشد.[6]

و رضایت ندادن به یارى رسانى گروه جنّ و اجازه ندادن به کشتن ناگهانى عنصر پلیدى چون شمر که پیش از برخورد دو سپاه در تیررس مسلم بن عوسجه (ره)، یکى از یارانش قرار گرفته بود و امام (ع) به وی فرمودند: «او را نزن؛ زیرا من خوش ندارم آغاز به جنگ با ایشان کنم.»[7]

8. غیرتمندى و عزّت نفس

یکى از صفات برجسته انسانى، غیرت مندى است. غیرت مندی به خود و خاندان و یارانش.

در روز جاودانه عاشورا هنگامى که آن حضرت بر اثر شدّت زخم ها، توان نشستن بر فراز مرکب و ادامه دفاع را از دست دادند، به طرف راست چهره مقدّسش بر روى خاک افتادند. همان ویژگى غیرت مندى و عزّت نفسش به او اجازه آرمیدن بر روى خاک و شنیدن شماتت دشمن را نداد، به همین جهت با زحمت بسیار به پا خاست و این بار بر روى پاى خویش به دفاع از حقّ برخاست.

پس از چندى، شدّت صدمه هاى وارده، قدرت ایستادن را نیز از ایشان سلب نمود. به ناچار در وسط میدان نبرد نشست؛ در حالى که حلقه محاصره بر او تنگ تر می شد، شجاعانه به دفاع از حقّ ادامه داد. این مرحله نیز با شدّت یافتن زخم ها و ادامه خونریزى، دفاع غیر ممکن شد و پیشواى غیرت مندان عالم در واپسین لحظات شهادت قرار گرفت؛ امّا شگفتا! در آن لحظات نیز به زحمت به پا مى خاست و بر خاک می افتاد، تا دشمن کار او را تمام شده نیابد و جرأت جسارت و شماتت نیابد.

غيرت مندى و غيرتورزى او در مقابل خاندانش نيز درس آموز و شنيدنى است. ایشان تمام تلاش خویش را براى تدابیر دفاعى به کار گرفتند و حتی با حفر خندق بر اطراف خیمه ها و با افروختن آتش هاى شعله ور و پرشراره در درون خندق از حمله ی ناجوان مردانه دشمن به خیمه ها جلو گیری نمودند.[8]

و با فرا خواندن پیاپى دشمن، می فرمودند: «أُقَاتِلُکمْ وَ تُقَاتِلُونِّی وَ النِّسَاءُ لَیسَ عَلَیهِنَّ جُنَاح‏»[9]؛ «شما با من در پیکارید نه با خاندانم، زنان که گناهی ندارند.» و آنان را از حمله ی ناجوانمردانه به خیمه ها و خاندانش، باز می داشت.

و این غیرت مندى به جایى رسید که هر بار با شنیدن خبر هجوم به خیمه ها، با همان حالت عطش براى دفاع از خیمه ها شتافتند.

9. قیام امام حسین (ع)

بزرگ ترین انگیزه قیام امام (ع) مسئله امر به معروف و نهى از منکر است که این دو، از مهم ترین ارکان دین هستند و امام در درجه اوّل، مسئول اجراى این امر مهم اسلامى می باشد.

چنانچه در وصیت به برادرش محمّد بن حنفیه اعلان فرمودند:

«وَ أَنِّی لَمْ أَخْرُجْ أَشِراً وَ لَا بَطِراً وَ لَا مُفْسِداً وَ لَا ظَالِماً وَ إِنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْإِصْلَاحِ فِی أُمَّةِ جَدِّی (ص) أُرِیدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَنْهَى عَنِ الْمُنْکرِ[10]

«قیام من بر مبناى تمایلات نفسانى نیست، من به منظور طغیان و فساد و تباهى و ستم خروج نمی کنم؛ بلکه انگیزه ام اصلاح امّت جدّم رسول خدا (ص) و مقصود و منظورم امر به معروف و نهى از منکر است.»

چون بنى امیه این دو رکن بزرگ و مهم اسلامى را متزلزل ساخته بودند، امام حسین (ع) مکرّر به این حقیقت اشاره می فرمودند:

«أَ لَا تَرَوْنَ إِلَى الْحَقِ‏ لَا یعْمَلُ‏ بِهِ‏ وَ إِلَى‏ الْبَاطِلِ‏ لَا یتَنَاهَى عَنْهُ لِیرْغَبِ الْمُؤْمِنُ فِی لِقَاءِ رَبِّهِ حَقّاً حَقّاً فَإِنِّی لَا أَرَى الْمَوْتَ إِلَّا سَعَادَةً وَ الْحَیاةَ مَعَ الظَّالِمِینَ إِلَّا بَرَماً[11]

 «مگر نمى بینید که به حقّ عمل نمى شود و از باطل جلوگیرى نمى شود و مؤمن باید براى اجراى این مهمّ مشتاق دیدار پروردگارش باشد؛ پس به درستی که موت را جز سعادت و زندگی با ظالمان را جز آزردگی نمی بینم.»

آرى! اباعبدالله (ع) قیام کرد تا به انسان هاى زیر بار ظلم و ستم بیاموزد که چگونه مى توانند به حقوق خود برسند و حرّیت و آزادى از دست رفته را باز یابند و تاریخ گویاى این مطلب است که هنوز چند ماهى از شهادت امام حسین (ع) نگذشته بود که قیام ها، یکى پس از دیگرى شروع شد، تا اینکه حکومت اموى را ریشه کن نمود.

آرى، مردم با شهادت حسين (ع) درس آزادى و آزادگى را از دانشگاه خون و شهادت کربلا آموختند و براى به دست آوردن حريت به پا خاستند.

نتیجه گیری                                                                                          

سیره اخلاقی و اجتماعی امام حسین (ع) به عنوان یکی از برجسته ترین الگوهای انسانی، در تاریخ اسلام شناخته می شود. این سیره با تأکید بر ارزش های انسانی، نظیر تشویق علم، کمک به نیازمندان و دفاع از حقوق بشر، راهنمایی برای ایجاد جامعه ای عادلانه و اخلاق مدار است. قیام عاشورا به وضوح نشان دهنده این سیره است که به انسان ها می آموزد چگونه در برابر ظلم ایستادگی کنند. از این رو، سیره اخلاقی و اجتماعی امام حسین (ع) همچنان الهام بخش آزادی خواهان و عدالت طلبان در جهان معاصر است.

پی نوشت ها

[1]. ابن شهر آشوب، مناقب آل أبی طالب، ج‏4، ص66.

[2]. ابن شهر آشوب، مناقب آل أبی طالب، ج‏4، ص65.

[3]. ابن شهر آشوب، مناقب آل أبی طالب، ج‏4، ص65.

[4]. ابن شهر آشوب، مناقب آل أبی طالب، ج‏4، ص69.

[5]. بلاذری، انساب الاشراف، ج3، ص171.

[6]. حسینی اصفهانى، تاریخ زندگانی امام حسین (ع)، ج1، ص456.

[7]. حسینی اصفهانى، تاریخ زندگانی امام حسین (ع)، ج1، ص408.

[8]. ابن شهر آشوب، مناقب آل أبی طالب، ج‏4، ص99.

[9]. حسینی اصفهانى، تاریخ زندگانی امام حسین (ع)، ج1، ص607.

[10]. مجلسی، بحار الانوار، ج44، ص329.

[11]. مجلسی، بحار الانوار، ج44، ص381.

فهرست منابع

  1. ابن شهر آشوب، محمّد بن على‏، مناقب آل ابی طالب (ع)، قم، علامة، 1379ش.
  2. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، بیروت – لبنان، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، 1397ق.
  3. حسینی اصفهانى، عماد الدین، تاریخ زندگانى امام حسین (ع)، قم، اداره کلّ حج و اوقاف و امور خیریة‏، 1384ش‏.
  4. مجلسى، محمّد باقر‏، بحار الانوار، بیروت، دار إحیاء التراث العربی‏، 1403ق‏.

منبع اقتباس

جمعى از نویسندگان، فرهنگ عاشورایى ـ جلد 1، «شخصیت و زندگانى امام حسین (ع)»، مقاله: «زندگى و شخصیت امام حسین (ع)» نوشته آقای هادی نگارش، مرکز چاپ و نشر مجمع جهانی اهل بیت (ع)، 1382.

بدون دیدگاه