فلسفه منع ازدواج زن مسلمان با مرد مسیحی

فلسفه منع ازدواج زن مسلمان با مرد مسیحی

2021-09-29

456 بازدید

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک
فهرست محتوا

اشاره:

از دیدگاه دین اسلام  یك زن مسلمان با یك مرد کافر نمی‌تواند ازدواج كند امّا یك مرد مسلمان می‌تواند با یك زن مسیحی ازدواج كند. ممکن است این سؤال به میان آید که فلسفه این تفاوت چیست. در این نوشته به بیان فلسفه این تفاوت اشاره شده است.

برای بیان این مسئله و پاسخ آن ذکر مطالبی به عنوان مقدمه ضروری است:

مطلب اول این است كه كافر بر دو قسم است: یك قسم آن كافر كتابی نامیده می‌شود مثل نصاری (مسیحی) و یهود كه به وحدانیت خداوند و پیامبران خودشان و انبیاء گذشته ایمان داشته و به رسالت پیامبر اسلام ایمان ندارند، و قسم دوم: كافر غیركتابی نامیده می‌شوند و آنها كسانی هستند كه نه اعتقاد به خدا دارند و نه به انبیاء الهی بلكه یا ملحدند یا مشرك و بت‌پرست هستند.

مطلب دوم كه قابل ذكر است این است كه ازدواج در اسلام بر دو نوع است یكی ازدواج دائم و دیگری ازدواج موقّت. ازدواج دائم عبارت است از ازدواجی كه به طور دائم بین زن و شوهر با عقد خاص منعقد می‌گردد و بدون طلاق این انعقاد زوجیت قابل رفع نمی‌باشد. بر این ازدواج آثاری از قبیل وجوب نفقه زن و تهیه مسكن و بردن ارث و سایر لوازمات زندگی بر شوهر و نیز حقوق خاص بین طرفین مترتب می‌گردد.

ازدواج موقّت به ازدواجی گفته می‌‌شود كه با عقد مخصوص بین زن و شوهر برای مدّت محدود انعقاد و با انقضاء و تمام شدن مدّت كه ممكن است یك روز باشد یا بیشتر و كمتر، علقه ازدواج بین آنها خود به خود از بین می‌رود و اكثر حقوق و آثاری كه در ازدواج دائم مطرح است بر این ازدواج مترتب نمی‌گردد و ازدواج موقّت به متعه معروف است كه فقط در مذهب شیعه بر جواز خودش باقی مانده است، و در مذهب اهل سنّت از طرف عمر حرام گردیده است.

مطلب سوم این است كه: علماء شیعه و سنّی اتّفاق بر این دارند كه ازدواج زن مسلمان با كافر حرام است و فرق نمی‌كند كافر اهل كتاب باشد مثل مسیحی و یهودی، یا اهل كتاب نباشد. و نیز ازدواج مرد مسلمان به طور مطلق با زن كافر غیر كتابی به اتّفاق همه مسلمین حرام می‌باشد. امّا در مورد زن‌های اهل كتاب علماء شیعه و مراجع تقلید قائل به جواز ازدواج موقّت با آنان می‌باشند.(1) و در ازدواج دائم با آنان اقوال مختلف است.

برخی از علماء و مراجع تقلید مثل امام خمینی (رحمه الله علیه) و آیت الله بهجت و آیت الله اراكی و آیت الله فاضل لنكرانی و ابن البرّاج عقد دائم با آنان را جایز نمی‌دانند.(2) آیت الله سیستانی عقد دائم با زن اهل كتاب را بنابر احتیاط لازم جایز نمی‌داند.(3) آیت الله خویی و آیت الله تبریزی ترك ازدواج با زن مسیحی و یهودی را احتیاط مستحب می‌دانند.(4) آیت الله گلپایگانی ( رحمه الله علیه) و آیت الله صافی گلپایگانی جواز ازدواج دائم با آنان را خالی از قوّت ندانسته ولی در صورت تمكّن از ازدواج با زن مسلمان، ازدواج با آنان بر طبق فتوای آنها كراهت شدیده دارد.(5) امّا اهل سنّت ازدواج دائم با زنان اهل كتاب را حلال می‌دانند.(6)

بنابراین روشن شد كه در اسلام ازدواج زن مسلمان با كافر به طور مطلق حرام است، و نیز ازدواج مرد مسلمان با زن غیر اهل كتاب مطلقاً جایز نمی‌باشد امّا با زن اهل كتاب اقوال مختلف است كه بیان گردید.

و اینكه چرا یك زن مسلمان با یك مرد مسیحی یا به طور كلّی با مرد كافر نمی‌تواند ازدواج كند، علّت آن با بیان امور زیر روشن می‌گردد:

1. با توجّه به اینكه اسلام دین حق و هدایت و در نتیجه راه رستگاری و نجات است، و خدای متعال در هر زمانی برای هدایت بندگانش دین حق را با پیامبر و كتاب آسمانی خاص ارسال نموده و پیروی از آن را مایه سعادت و نجات قرار داده است و از نظر خداوند هیچ دینی جز دینی كه خودش آن را فرستاده است مورد قبول نبوده و پیروان غیر دین اسلام را از زیانكاران می‌شمارد (7)، پس با قطع نظر از هر دلیل شرعی، عقل سلیم انسان به تنهایی حكم می‌كند كه یك فرد مسلمان وقتی كه در مسیر نجات و هدایت واقعی قرار گرفته است نباید به جرگه اهل باطل بپیوندند تا چه رسد كه یك زن مسلمان با كافر یا مسیحی ازدواج نموده و بدون پشتوانه اجتماعی از طرف مسلمین در متن جامعه كفر قرار بگیرد و در نهایت از نور به سوی ظلمت كشانده شده و از ولایت خداوند خارج و در تحت ولایت طاغوت قرار بگیرد.

بنابراین ازدواج یك زن مسلمان با كافر مستلزم گمراهی و بدفرجامی اوست و به خاطر اهمیت داشتن نجات انسان از گمراهی و هدایت او در نزد خداوند، نه تنها یك زن مسلمان نباید با كفّار ازدواج كند بلكه اگر از زنان كفّار، كسی به سوی مسلمین هجرت نموده و پناهنده شود بعد از این كه اسلام او ثابت شد، به دستور قرآن(8) بر مسلمین حرام است كه این زن را به اولیای او برگردانند حتّی اگر پدر، شوهر، برادر و اقاربش به دنبال او بیاید و او را از مسلمین طلب كند.(9)

2. مسئله عزّت و شرافت كه مخصوص خداوند، پیامبر و مؤمنین است(10) اقتضاء می‌كند كه نباید عزّت و شرف یك زن مسلمان با ازدواج با كافر در اثر تسلّط كافر بر مقدرات و حیثیت او پایمال گردد ولو این زن قادر به حفظ دین خود در میان كفّار باشد؛ زیرا هم بر حسب تكوین و هم بر حسب قوانین تشریعی و قراردادهای جوامع بشری مردها بر زنها سلطنت و قیومیت دارند و این سلطنت منحصر در زن و شوهر نبوده بلكه هم در دین اسلام و هم در ادیان دیگر حتّی قوانین عرفی برای نوع مردها بر نوع زن‌ها در جهات عامّه‌ای كه یك نوع ارتباط به زندگی هر دو طرف دارد جعل شده است.(11) بر همین اساس خداوند بر طبق مقتضای ساختار جسمی و تكوینی مرد و زن می‌فرماید:«مردان، سرپرست و خدمت‌گزار زنانند.»(12) بنابراین شوهر بر همسرش یك نوع سلطنت دارد. توضیح اینکه وقتی شوهر در برابر زن و فرزندان خود مكلّف و موظّف است كه تمام ضروریات زندگی از قبیل نفقه، پوشاك، منزل و سایر امور رفاهی و آسایش را برای آنان مهیا و آماده كند، این خودش یك نوع سلطنت برای او نسبت به خانواده‌اش از آن جمله همسرش ثابت می‌كند. و از طرف دیگر خداوند می‌فرماید: كافر ابداً نمی‌تواند بر مسلمان سلطنتی داشته باشد.(13) چون با این سلطنت عزّت و شرف مسلمان زیر سؤال رفته و در برابر كفّار ذلّت نصیب او می‌گردد. پس به اقتضاء این دو آیه شریفه ازدواج یك زن مسلمان با كافر حرام بوده و جایز نمی‌باشد.

3. بعضی از اقوال در حرمت ازدواج دائم مرد مسلمان با زن كافر اهل كتاب مطرح بود. علّت آن را بعضی‌ها آیه «لا تنكحوا المشركات حتّی یؤمنّ»(14) گرفته لكن این آیه شریفه كه می‌فرماید: با زنان مشرك ازدواج نكنید مگر بعد از اینكه ایمان بیاورند، انحراف به زنان غیر مسیحی و یهودی دارد. فخر المحققین در عدم جواز ازدواج مرد مسلمان با زن اهل كتاب می‌نویسد: كه ازدواج مستلزم محبّت و مودّت بین زوجین است.(15) و از طرف دیگر آیه‌ای كه می‌فرماید: هیچ قومی را كه ایمان به خدا و روز قیامت دارد نمی‌یابی كه با دشمنان خدا و رسولش دوستی كنند.»(16)، مودّت و محبّت كافر را حرام نموده است.(17) بنابراین مرد مسلمان با زن كافر هم نمی‌تواند ازدواج كند، مگر این‌كه به صورت ازدواج موقّت باشد زیرا در ازدواج موقّت مسئله مودّت و محبّت چندان نقشی ندارد.

 پی نوشت:

  1. رجوع شود به باب نكاح، رساله‌های عملیه، و كتاب‌های فقهی مراجع تقلید و فقها فریقین.
  2. رساله‌های عملیه، باب النكاح، و جواهر الفقه، قم، جامعه مدرسین، اول، 1411 ق، ص176.
  3. توضیح المسائل، ص 501، مسئله 2406.
  4. رساله‌های عملیه، باب نكاح.
  5. رساله‌های عملیه، باب نكاح.
  6. ابن حزم اندلسی، المحلّی، بیروت، دارالفكر، ج9، ص448، و الشروانی و العبادی، حواشی شروانی، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ج7، ص321.
  7. آل عمران:85.
  8. ممتحنه:10.
  9. حلی، تذكره الفقهاء، قم، آل البیت، اول، 1417 ق، ج9، ص362.
  10. منافقون:8.
  11. طباطبایی، محمّد حسین، المیزان، قم، مؤسسه نشر اسلامی، ج4، ص343.
  12. نساء:34.
  13. نساء:141.
  14. بقره:221.
  15. دوم:21.
  16. مجادله:22.
  17. ابن العلامه، فخر المحققین، ایضاح الفوائد، بی‌نا، اول، 1389 ق، ج3، ص23.

نویسنده: حمیدالله رفیعی

بدون دیدگاه