بدون شك اسلام آخرین و کاملترین ادیان الهی و جامع عالیترین معارف بلند آسمانی برای انسانهاست و برای به سعادت و كمال رسیدن انسان برنامهای كامل دارد كه در این برنامه به شخصیت زن و مرد بهطور یكسان نگاه شده است. «زن در تفكر قرآنی همپای مرد، تکاملپذیر و اوج گرا است و در پرتو شناخت و عمل به معراج میرود و به تعالی ممكن برای نوع انسانی دست مییابد. در این نیز تردیدی نیست كه آیات قرآنی نسبت به آن صراحت دارد. قرآن هرگاه از كمالات و ارزشهای والایی كه انسانها بدان میرسند، سخن میگوید زنان را نیز همدوش مردان مطرح میكند. «إِنَّ الْمُسْلِمِینَ وَ الْمُسْلِماتِ وَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ الْقانِتِینَ وَ الْقانِتاتِ وَ الصَّادِقِینَ وَ الصَّادِقاتِ وَ الصَّابِرِینَ وَ الصَّابِراتِ وَ الْخاشِعِینَ وَ الْخاشِعاتِ وَ الْمُتَصَدِّقِینَ وَ الْمُتَصَدِّقاتِ وَ الصَّائِمِینَ وَ الصَّائِماتِ وَ الْحافِظِینَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحافِظاتِ وَ الذَّاكِرِینَ اللَّهَ كَثِیراً وَ الذَّاكِراتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظِیماً».(1)
در این آیه كریمه، اسلام و ایمان، قنوت، صدق، صبر، خشوع، صوم، خویشتنداری، پاکدامنی، ذكر، كثرت یاد خدا، و … برای مرد و زن برابر آمده است و اثباتشده است كه هر یك از دو جنس میتوانند به این مقامات دست یابند و در تكامل و عروج یكسان باشند و به مقامات بالای قرب و معنویت برسند. همچنین در آیه دیگر میفرماید: «مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثی وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیینَّهُ حَیاةً طَیبَةً وَ لَنَجْزِینَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا یعْمَلُونَ».(2) در این آیه مباركه همسانی آثار و رهآوردهای دنیایی عمل زن و مرد مطرح گردیده است، یعنی عمل صالح از هر جنس (زن یا مرد) باشد در سنت الهی پیامد و رهآوردی یكسان دارد و نیز پاداشی یكسان در جهان دیگر دریافت خواهند كرد.(3)
لذا زنان چون مردان در بیشتر مسائل اجتماعی پایگاه و جایگاهی مناسب دارند و از حرکتهای اجتماعی و فعالیتهای گروهی ممنوع نشدهاند بلكه طبق تعالیم مسلم قرآنی و حدیثی مسئولیتهای اجتماعی متوجه زن و مرد است. تنها موضوع جهاد از زنان برداشتهشده است، البته تنها جهاد، نه مبارزات دیگر چون مبارزه دفاعی یا بسیاری از مقدمات یا ملازمات جنگ و جهاد. قرآن میفرماید: «الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ یأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ ینْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ یقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ یطِیعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ أُولئِكَ سَیرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَكِیمٌ».(4)
در این فرموده خداوند زنان چون مردان دارای مسئولیت بزرگ سرپرستی، ولایت و مدیریت اصلاحی میباشند. ازاینرو به هدایتگری و امربهمعروف و بازدارندگی از زشتیها و ناهنجاریها میپردازند.(5) ازاینرو مینگریم كه در صدر اسلام زنان در مسائل سیاسی دخالت میكنند و درصحنه حاكمیت حضور روشن داشتند. قرآن كریم میفرماید: «یا أَیهَا النَّبِی إِذا جاءَكَ الْمُؤْمِناتُ یبایعْنَكَ …» .(6) این آیه درباره بیعت و همپیمانی زنان با نظام تازه تأسیس حكومت اسلامی در زمان پیامبر است. در آینده تاریخ و دوران ظهور نیز زنان نقش اجتماعی مهمی دارند و در انقلاب جهانی امام مهدی (عج) مشاركت میكنند و نخبگانی از ایشان در كادر آن انقلاب قرار دارند. امام باقر (علیهالسلام) میفرمایند: به خدا سوگند سیصد و سیزده تن از مردان نزد او آیند كه با آنان پنجاه زن نیز هست. (7) این موضوع نقش اجتماعی زنان را در آینده میرساند و بهویژه با توجه به این هسته نخستین یاران امام موعود (عج) اسلام فهم و درك دینباوری و دینشناسی ژرفی برخوردارند و شخصیتهای ممتاز و استثنایی هستند و شركت در این گروه، دانش و بینش و توان فكری و علمی و قدرت روحی ویژهای را میطلبد.»(8)
پس، ازلحاظ اكتساب ارزشها و كمالات, زن و مرد هیچ فرقی ندارند، ولی برای سامان گرفتن زندگی اجتماعی كه از خانواده شروع میشود ناچار زن و مرد تفاوتهایی دارند كه تكالیف و حقوق ویژهای را میطلبد، لذا با در نظر گرفتن تفاوتها(9) و تمایزات روحی، روانی و جسمی زن و مرد، اسلام برای فعالیت در اجتماع, تكالیف و حقوقی را در نظر گرفته است كه این تكالیف نیز با توجه به سرشت و طبیعت آنان است و با این تفاوتهای مسلم روحی و جسمی, مردان و زنان نمیتوانند یكسان باشند. و بر این اساس تفاوتهای روحی و جسمی و واقعیتهای متفاوت, احكام متفاوت و ویژهای را هم به دنبال دارند كه آن از واقعیتهای وجودی این دو صنف برخاسته است و این مطلب جای انكار ندارد.(10)
اگر میبینیم كه وظیفه «پوشش» به زن اختصاصیافته است ازاینجهت است كه ملاك آن مخصوص زن است. زن مظهر جمال و مرد مظهر شیفتگی است، قهراً به زن باید بگوید خود را در معرض نمایش قرار ندهد نه به مرد لهذا بااینکه دستور پوشش برای مردان مقرر نشده است، عملاً مردان پوشیدهتر از زنان از منزل بیرون میروند (حدود شرعی را رعایت میكنند) زیرا تمایل مرد به نگاه كردن است نه به خودنمایی و برعكس تمایل زن بیشتر به خودنمایی است نه نگاه كردن. به همین جهت «تبرّج» از مختصات زنان است».(11) از طرفی چون تمام بدن زن معمولاً تهییج كننده است فلذا تمام بدن او عورت محسوب میشود و باید پوشیده شود.
شبههای كه در ذهن بعضی افراد است كه خیال میكنند، حجاب برای زن محدودیت و حصاری است كه خانواده و وابستگی به شوهر برای او ایجاد نموده است و بنابراین حجاب نشانه ضعف و محدودیت زن است. راهحل این شبهه و تبیین حجاب در بینش قرآن كریم این است كه زن باید کاملاً درك كند كه حجاب او تنها مربوط به خود او نیست تا بگوید من از حق خودم صرفنظر كردم. حجاب زن مربوط به مرد نیست تا بگوید من راضی هستم. حجاب زن مربوط به خانواده نیست تا اعضای خانواده رضایت دهند. حجاب زن حق الهی است، حرمت زن نه اختصاص به خود زن دارد و نه شوهر و نه ویژه برادر و فرزندانش است، همه اینها اگر رضایت بدهند، قرآن راضی نخواهد بود. چون حرمت زن و حیثیت زن بهعنوان حقالله مطرح است و خدای سبحان زن را با سرمایه عاطفه آفرید كه معلم دقت باشد و پیام عاطفه بیاورد. اگر جامعهای این درس رقّت و عاطفه را ترك نمود و به دنبال غریزه و شهوت رفت به همان فسادی مبتلا میشوند كه در غرب ظهور كرده است».(12)
بنابراین در هر بخشی و هر بعدی از ابعاد برای سیر به مدارج كمال بین زن و مرد تفاوتی نیست. اما باید اندیشهها قرآن گونه، باشد، یعنی همانگونه كه قرآن بین كمال و حجاب و اندیشه و عفاف جمع نمود، ما نیز در نظام اسلامی بین عفاف و حجاب جمع كنیم. قرآن كریم وقتی درباره حجاب سخن میگوید، میفرماید: «حجاب عبارت است از احترام گذاردن و حرمت قائل شدن برای زن كه نامحرمان و (بیماردلان) او را از دید حیوانی ننگرند، حال اگر شخصی از تشخیص اصول ارزشی عاجز باشد ممكن است (معاذ الله) حجاب را یکبند بداند».(13)
درنتیجه، اسلام برای آنکه همه استعدادهای زن در جامعه به شكوفایی برسد و التهابات جنسی مانع از فعالیتهای اجتماعی برای زنان و مردان نشود و چون ملاك تبرج و آراستن خویش و جلبتوجه نمودن در طبیعت زن وجود دارد كه این امر برای آرامش در خانواده ضروری است. خداوند میفرماید: از این نعمت درست و بهجا استفاده شود و به اجتماع كشیده نشود، یعنی وظیفه زن در مقابل شوهر با وظیفه زن در مقابل مرد متفاوت است. همانطور كه ملاك نگاه كردن و چشمچرانی در مردان بیشتر از زنان است، خداوند بر مردان نیز تكلیف كرده است كه چشمچرانی نكنند و دنبال نگاه حرام نباشند و این به خاطر حفظ شخصیت مرد است و حفظ ایمان او و همینطور حجاب و پوشش نیز برای حفظ شخصیت و كرامت زن است، تا از آسیب تیر نگاه هوس آلود بیماردلان و هوسبازان در امان باشد.
پینوشت:
- احزاب:33.
- نحل:16.
- حكیمی، محمد، دفاع از حقوق زن، انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ص 25 ـ 27.
- توبه:71.
- حكیمی، محمد، همان، ص 44.
- ممتحنه:12.
- تفسیر عباسی، ج 1، ص 65. حكیمی، همان.
- حكیمی، همان، ص 46 و 47.
- ر.ك: مطهری، مرتضی، مسئله حجاب، انتشارات صدرا، ص 71.
- مهریزی، مهدی، آسیبشناسی حجاب، انتشارات جوانه رشد، ج1، ص 79 ـ 80.
- مطهری، مرتضی، مسئله حجاب، انتشارات صدرا، ص 131.
- جوادی آملی، عبدالله، زن در آیینه جلال و جمال، انتشارات اسراء، ص 437.
- همان، ص 438.
منبع : نرمافزار پاسخ مرکز مطالعات حوزه