احتجاج امام علی (علیه السلام) بر طلحه و زبیر هنگام بیعت شکنی آن ها

احتجاج امام علی (علیه السلام) بر طلحه و زبیر هنگام بیعت شکنی آن ها

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

در این نوشتار بیانات حضرت علی (علیه السلام) در رابطه با بیعت شکنی و خروج طلحه و زبیر ذکر شده است.

سفر طلحه و زبیر به مکه

از ابن عباس نقل شده که گفت: «من نزد حضرت امیرالمومنین (عليه السلام) نشسته بودم که طلحه و زبیر وارد شده و اجازه خواستند که براى انجام حج عمره خارج شوند و آن حضرت به آن دو اذن نفرموده و فرموند که شما تازه حج عمره را بجا آورده ‏ايد و وقتى در تقاضاى خود اصرار ورزيدند به آن دو اجازه فرمود.

وقتى طلحه و زبیر خارج شدند حضرت (علیه السلام) روى به من کرده و فرمود: به خدا سوگند که آن دو قصد حج عمره ندارند و قصدشان تنها خيانت به من است. عرض کردم که پس به آن دو اجازه نفرماييد، آن حضرت نيز آن دو را پيش خود فراخوانده و فرمود: به خدا سوگند که شما از اين حج تنها قصد شکستن بيعت با من و تفرقه ميان امت را داريد، پس آن دو سوگند ياد کردند که منظورى جز عمره ندارند.

حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) نيز اجازه فرمود؛ سپس روى به من نموده و فرمود: بخدا سوگند که آن دو قصد عمره را ندارند، عرض کردم: پس چرا اجازه داديد؟ فرمود: براى اينکه نزد من به خدا سوگند ياد کردند. ابن عباس گفت: طلحه و زبیر از مدينه حرکت کرده و داخل مکه شده و بر عایشه وارد شدند و آنقدر با عايشه مذاکره کردند که در نهايت او را با خود به سوى بصره خارج ساختند.»

بیانات حضرت علی (علیه السلام) بعد از بیعت شکنی طلحه و زبیر

از امیرالمومنين (علیه السلام) نقل است آنگاه که طلحه و زبير بيعت او را شکستند و به سوى مکه رهسپار شدند تا عايشه را بر آن حضرت بشورانند، پس از حمد و ثناى الهى فرمود:

«اما بعد، همانا خداوند محمد (صلى الله عليه و آله و سلم) را به سوى همه مردم برانگيخت و او را براى همه جهانيان رحمت قرار داد، پس آن حضرت به آنچه مامور شده بود بيان فرمود و پيام پروردگارش را رسانيد و خداوند به وسيله او اوضاع گسيخته را منظم ساخته و [آن مردم‏] پراکنده را گرد آورد و به وسيله او راه ها را امنيت بخشيد و خون ها را حفظ کرد و به سبب او ميان کينه‏ توزان و دشمنان و آتش هاى افروخته از حقد و کينه و عداوت هاى پابرجاى در دل ها طرح دوستى و الفت افکند.

سپس جانش را گرفت در حالى که [کردارش‏] پسنديده بود و درباره سرانجام آنچه رساندن [احکام‏] به آن مى ‏انجاميد کوتاهى نفرموده بود و آنچه کوتاهى در رساندن آن به خاطر ميانه‏ روى بود پيرامون آن نگشته و آن را نرساند و پس از آن حضرت شد آنچه شد؛ از ستيزه و کشمکش درباره زمامدارى و فرمانروایی و ابوبکر زمامدار شد و پس از او عمر و سپس عثمان.

و چون سرانجام کار عثمان بدان جا که می دانيد انجاميد، نزد من آمده و گفتيد با ما بيعت کن، من گفتم: بيعت نمى‏ کنم، گفتيد: چرا [بايد بکنى‏] من گفتم: نه و دستم را بستم، شما آن را باز کرديد، من باز کشيدم؛ شما به سوى خود کشيديد و همچون شتران تشنه‏ اى که به گودال هاى آب رسند [براى بيعت کردن‏] بر سر من ريختيد که من گفتم مرا خواهيد کشت‏.

و از آن ازدحام خودتان نيز به هلاکت رسيد، من نيز ناچارا دست خود باز کردم و شما از روى اختيار [و در نهايت آزادى‏] با من بيعت کرديد و در پيشاپيش شما طلحه و زبير آزادانه بدون هيچ ناچارى با من بيعت کردند، سپس چيزى درنگ نکردند که از من اجازه [رفتن به مکه و بجا آوردن‏] عمره خواستند.

و خدا مى ‏داند که اينان تنها قصدشان پيمان‏ شکنى بود، پس دوباره پيمان خود را در اطاعت نمودن و فرمانبردارى از خود تازه کردم و [از ايشان پيمان گرفتم که فتنه‏ اى را برپا نکنند و] براى امت موجبات نابودى و بلا پديد نيارند، و آن دو با من [اين چنين‏] پيمانى بستند و سپس با من وفا نکردند و بيعت مرا شکسته، پيمان خود را به هم زدند.

شگفتا از اينان که در برابر ابوبکر و عمر رام شدند ولى با من به مخالفت برخاستند، در صورتى که من کمتر از آن دو مرد نيستم و اگر بخواهم بگويم، مى‏ گويم: «بار خدايا بخاطر اين کارشان بر آنان غضب فرما و مرا بر آن دو پيروز گردان.»

امام علی (علیه السلام) فرمودند: «و اين طلحه و زبير نه از خاندان نبوت و پيغمبرى هستند و نه از فرزندان رسول خدا، و چون ديدند پس از سال ها خداوند حق ما (خلافت و زمامدارى) را به ما بازگرداند يک سال تمام بلکه يک ماه تمام درنگ نکردند تا اينکه مانند روش گذشتگان خود از جاى جستند که حق مرا ببرند و گروه مسلمانان را از دور من پراکنده و پخش کنند.» حضرت [اين گفتار را فرمود] سپس بر آن دو نفرين کرد.

نتیجه گیری

طلحه و زبیر به جهت طمع به مال دنیا با امام علی (علیه السلام) بیعت نمودند و در ادامه برابر امام قرار گرفتند. آن ها به بهانه به جا آوردن عمره از مدینه خارج شدند و دست به شورش زدند امام علی (علیه السلام) در این احتجاج عملکرد آن دو را نقد می کند.

منبع

ابو منصور طبرسى- ترجمه از بهزاد جعفرى، الاحتجاج- ترجمه جعفرى‏، انتشارات اسلاميه، تهران‏، اول،1381 ش‏.

بدون دیدگاه