انشعابات مذهب اهل سنت

1400-12-25

653 بازدید

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

اشاره:

پس از درگذشت پیامبر اسلام (صلّی الله علیه و آله) امت اسلامی به گروه‌های گوناگونی تقسیم شد، و مذاهبی پایه‌گذاری گردید، از این رهگذر، سخت‌ترین و سهمگین‌ترین ضربه بر پیكر وحدت اسلامی فرود آمد و همگان طعم تلخ فرقه گرایی را در كام خویش چشیدند. در این راستا در ابتدا مذهب اهل سنت به وجود آمد و سپس این مذهب به شعبه های متعددی تقسیم شد که در نوشته به این مطلب اشاره شده است.

ریشه های اختلاف در زمان پیامبر گرامی اسلام جوانه زده بود زیرا، جامعه اسلامی از نظر ایمان و تسلیم در برابر وحی الهی، به گونه‌ای بود كه نمی‌توانست از اختلاف و دو دستگی به دور باشد. گروهی از نظر ایمان و اعتقاد به صاحب رسالت و در برابر دستورهای او تسلیم بودند. چون او را فرد معصوم از گناه و خطا و می دانسته، و آیاتی كه پیوسته دستور به پیروی او را می‌دادند، مد نظر داشتند. در مقابل این گروه آگاه و مومن، گروه یا گروه‌هایی بودند، كه بر اثر ضعف ایمان، و فقدان تسلیم لازم، و نبود شناخت كامل از مسئولیت خود و پیامبر، در مواضعی مقابل او، اظهار مقاومت و ایستادگی می‌كردند و دستورات او را نادیده می‌گرفتند. نمونه‌هایی از این نافرمانی‌ها در كتابهای تاریخ اسلام آمده است.

از این روی پس از درگذشت پیامبر گرامی اسلام، گروه مؤمن و تسلیم در همان اعتقاد خود بر اسلام باقی ماندند و گروه دوم كه از نظر ایمان سست و ضعیف بودند، از اسلام اصیل منشعب شدند و بعدها به گروه اهل سنّت معروف شدند. در نتیجه اهل سنت منشعب از اسلام است. كه خود دارای انشعاباتی داخلی می باشد و به طور كلی به دو دسته انشعابات كلامی و انشعابات فقهی، تقسیم می شود.

اهل سنت از نظر كلامی به چندین فرقه تقسیم گردیده است:

1. اهل حدیث: این شاخه كسانی هستند كه در اصول و فروع، به كتاب و سنت مراجعه می‌كنند و عقل را در این قلمروها دخالت نمی‌دهند. امروزه از این گروه به عنوان «سلفیه» یاد می‌كنند و در گذشته «حشویه» و یا «حنابله» نامیده می‌شدند.(1)

مشاهیر این گروه عبارتند از: 1. مالك بن انس (93 ـ 179 ه‍(. 2. احمد بن حنبل ( 164 ـ 241 ه‍(. 3. داود بن علی اصفهانی (202 ـ 270). 4. علی بن احمد معروف به «ابن حزم» (384 ـ 456 ه‍(.(2)

2. معتزله: گروهی كه به عقل، بیش از حد بها داده‌اند و در موارد زیادی به دلیل تصادم نصوص با عقل، به تأویل آنها می‌پرداختند.

این گروه پنج مسأله را از اصول اعتزال می‌شمارند: 1. توحید. 2. عدل. 3. وعده و وعید. 4. امر به معروف و نهی از منكر. 5. منزلة بین المنزلتین.

پایه‌گذار این مكتب كلامی «واصل بن عطاء» شاگرد حسن بصری بود است كه در یك جریان از حوزه درس او جدا شد و حوزه مستقلی تشكیل داد و بدین مناسبت حسن گفت «اعتزل عنّا» یعنی از ما جدا شد. به همین مناسبت بود كه پیروان و اصل «معتزله» نامیده شدند.(3)

3. اشاعره: این گروه عقاید اهل حدیث را با تعدیل خاصی پذیرفته‌اند. پایه‌گذار این مكتب ابو الحسن اشعری (ت. 260 ـ 324) می‌باشد. وی قبل از پایه‌گذاری این مكتب بر مكتب معتزله بود، او در قرن چهارم هجری به دفاع از عقاید اهل حدیث و مخالفت با آرای معتزله قیام كرد و مكتب جدیدی بوجود آورد كه در جهان تسنن شهرت بسزائی یافت.(4)

4. خوارج: گروهی كه نسبت به دو خلیفه نخست، مهر ورزیده و از خلیفة سوم و چهارم تبری می‌جویند. این گروه در اصول و فروع برای خود آرایی دارند. این فرقه در سال 37 هجری در جریان جنگ صفین و مسأله‌ی حكمیت پدید آمد.

خوارج را «مارقه» یا «مارقین» نیز می‌نامند، در سخنان امام علی (علیه السّلام) از پیامبر اكرم (صلّی الله علیه و آله) دربارة فردی به نام «ذی الخویصرة» روایت شده كه فرمود:

«از نژاد این مرد، قومی پدید خواهد آمد كه چنان از دین خارج می‌شوند كه تیر از كمان خارج می‌گردد.»(5)

5. مذهب ماتریدیه: این مذهب یكی دیگر از مذهب كلامی معروف و مورد قبول در میان اهل سنت است كه در اوایل قرن چهارم هجری پدید آمد، مؤسس این مذهب كلامی، ابو منصور ماتریدی (متوفای 333 ق) است.

انگیزه ماتریدی و اشعری در مخالفت با معتزله، انگیزه‌ای واحد بود، ولی روش آنان كاملاً یكسان نبود، زیرا عقل‌گرائی در ماتریدیه بر ظاهرگرائی غالب است.(6)

6. فرقه مرجئه:این فرقه را بدان جهت مرجئه می‌گفتند، كه مرتبة عمل را پس از مرتبة قصد و نیت قرار می‌دادند و بر این اساس ایمان قلبی را كافی در نجات و سعادت انسان می‌دانستند و برای عمل نقش چندانی قایل نبودند. در نتیجه گناه را مانع نجات و رستگاری مؤمن نمی‌دانستند و گناهكاران را بیش از حد امیدوار می‌ساختند.(7)

7. وهابیه: مسلك وهابی منسوب به شیخ محمد فرزند «عبد الوهاب» نجدی است، وی در سال 1115 هجری قمری در نجد تولد یافت. این گروه خود را «سلفیه» می‌نامند و مسائلی را بر اصول «سلفیه» افزودند كه بیشتر مربوط به توحید و شرك است.

محمد بن عبد الوهاب با مطالعة كتابهای ابن تیمیه، گرایش خاصی به احیای اندیشه‌های او پیدا كرد، در این رابطه زیارت پیامبر، تبرك به آثار او، توسل به وی و بنای سایبان بر قبور را شرك دانست و دیگر طوایف مسلمین را متهم به شرك و خروج از دین كرد و تنها مذهب وهابیت را اهل نجات دانست.(8)

عقاید و اندیشه‌های افراطی و رفتار خشن و انعطاف‌ناپذیر آنان، منشأ تفرقه و نزاع در میان امت اسلامی شده است بدین جهت، در راستای اهداف و منافع استكبار جهانی و دشمنان اسلام قرار گرفته است.

مذاهب نام برده شده مهمترین مذاهب كلامی اهل سنت هستند غیر از این مذاهب، مذاهبی هم وجود دارند كه فقط فهرست‌وار نام می‌بریم: 1. اباضیه. 2. جهمیه. 3. كرّامیه. 4. ضراریه. 5. نجاریه.

اهل سنت در مسائل فقهی به چهار مذهب تقسیم می‌شود. در واقع از چهار تن از فقهای اهل سنت پیروی كرده و می‌كنند. این چهار نفر، نه از صحابة پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ بوده‌اند و نه از تابعین و نه پیامبر ( صلّی الله علیه و آله) پیروی از آنها را توصیه نموده است. و در هیچ حدیثی حتّی در كتاب‌های خود اهل سنت اثری از این چهار مذهب نمی‌باشد.

1. مذهب حنفی: كه منسوب به ابو حنیفه است، وی در سال 80 هجری به دنیا آمده و در سال 150 هجری قمری درگذشته است.

2. مالكی: منسوب به مالك بن انس، وی در عهد خلافت ولید بن عبد الملك به دنیا آمد و در روزگار هارون الرشید در مدینه از دنیا رفت.

3. شافعی: منسوب به محمد بن ادریس شافعی، وی در سال 150 ه‍ ، در غزه به دنیا آمد و در سال 204 ه‍ ، در مصر از دنیا رفت.

4. حنبلی یا حنابله: منسوب به احمد بن حنبل، وی در سال 165 هجری به دنیا آمد و در سال 241 هجری در گذشته است.(9)

پی نوشت:

  1. سبحانی، جعفر، فرهنگ عقاید و مذاهب اسلامی، انتشارات توحید، چاپ اول، 1371، ص 149.
  2. ربانی گلپایگانی، علی، درآمدی بر علم كلام، انتشارات دار الفكر، چاپ اول، 1378، ص 246.
  3. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، انتشارات صدرا، چ دوم، 1372، ج 3، ص 85،.
  4. ربانی گلپایگانی، علی، فرق و مذاهب كلامی، انتشارات مركز جهانی، چاپ سوم، 83، ص 201.
  5. شهرستانی، ملل و نحل، ج 1، ص 115، اقتباس از فرق و مذاهب كلامی، ص 287، همان.
  6. درآمدی بر علم كلام، ص 296، همان.
  7. بغدادی، الفرق بین الفرق، ص 202، اقتباس از فرق و مذاهب كلامی، ص 283، همان.
  8. سبحانی، جعفر، آئین وهابیت، ص 29.
  9. گرجی، دكتر ابو القاسم، تاریخ فقه و فقها، انتشارات سمت، چاپ سوم، 1379، ص 84.

منبع: سایت اندیشه قم.

بدون دیدگاه