مرحوم راوندي در کتاب خرايح و جرايح آورده است:
روزي يکي از دوستان امام محمد باقر عليه السلام، به نام ابن عُکَّاشَة أسَدي در منزل آن حضرت وارد شد.
ابن عُکَّاشَة گويد: چون بر آن حضرت وارد شدم، فرزندش ابوعبدالله، جعفر صادق عليه السلام را ديدم، که کنار پدر ايستاده است، پس از آن که نشستم مقداري انگور آوردند.
خواستم که تناول کنم، حضرت باقرالعلوم عليه السلام فرمود: پيرمردان و کودکان انگور را دانه دانه مي خورند؛ ليکن تو دو تا دو تا ميل کن، که اين چنين مستحب است.
بعد از آن عرضه داشتم: يابن رسول الله! فرزندت جعفر هنگام تزويجش فرا رسيده است، چرا برنامه ازدواج او را فراهم نمي فرمائي؟!
حضرت فرمود: به همين زودي قافله کنيز فروشان وارد مي شوند و با پول هاي درون اين کيسه، جاريه اي مناسب برايش فراهم مي کنيم.
چند روزي پس از آن، دوباره به حضور آن حضرت وارد شدم، که چند نفر ديگر نيز حضور داشتند، حضرت فرمود: اي ابن عُکَّاشَة! قافله کنيز فروشان از راه رسيده است، اين کيسه را برگير و جاريه اي مناسب براي فرزندم خريداري نما.
لذا نزد آن قافله آمديم و جوياي کنيزي شديم؟
گفتند: آنچه داشتيم فروخته ايم؛ و در حال حاضر فقط دو کنيز مريض حال باقي مانده است.
گفتم: آن ها را ببينيم، پس از آن که آن ها را مشاهده کرديم، يکي از آن دو کنيز را برگزيديم و قيمت آن را جويا شديم؟
فروشنده گفت: قيمت آن هفتاد دينار تمام مي باشد.
گفتم: من او را به آنچه که در داخل اين کيسه موجود است، خريدارم، در اين هنگام پيرمرد محاسن سفيدي – که همراه آن ها حضور داشت – گفت: مانعي ندارد.
و چون کيسه را گشوديم و پول ها را محاسبه نموديم، مبلغ هفتاد دينار کامل در آن موجود بود، پس آن ها را پرداختيم و کنيز را تحويل گرفته و خدمت حضرت باقرالعلوم عليه السلام در حالتي که فرزندش جعفر عليه السلام نيز حضور داشت، آورديم.
موقعي که کنيز در حضور امام باقر عليه السلام قرار گرفت، حضرت به او فرمود: نام تو چيست؟
کنيز گفت: حميده.
حضرت فرمود: تو حميده، در دنيا و محموده آخرت هستي.
و سپس اظهار داشت: برايم بگو که آيا باکره هستي يا ثيبه؟
گفت: بلي، باکره هستم.
فرمود: چگونه باکره هستي، و حال آن که کسي از چنگال و تجاوز کنيز فروشان سالم نمي ماند؟!
کنيز گفت: هرگاه رئيس آن ها نزد من مي آمد، که با من نزديکي و مجامعت کند، پيرمردي سفيد موي حاضر مي شد و او را از نزديکي با من جلوگيري و ممانعت مي کرد؛ و اين کار چندين مرتبه واقع شد ولي او هرگز توفيق نزديکي با مرا نيافت.
سپس امام محمد باقر عليه السلام آن جاريه پاکدامن را تحويل فرزندش، حضرت ابوعبدالله، جعفر صادق عليه السلام داد و فرمود: او را تحويل بگير، که همانا بهترين خلق خداوند متعال، در روي زمين، به نام موسي کاظم عليه السلام از او متولد خواهد شد. [1].
پی نوشت:
[1] الخرائج و الجرائح: ج 1، ص 197، بحار الانوار: ج 48، ص 5، ح 5.