سخن علی(علیه‌السلام) درباره کربلا

سخنان و گریه امام علی (ع) در مورد حادثه کربلا

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

حادثه دلخراش کربلا از حوادثی است که در تاریخ بشر برای آن نظیری وجود ندارد. پیامبر اسلام (ص) پیشاپیش از این واقعه خبر داده بودند و حتی برای آن گریه نموده بودند. امام علی (ع) نیز با گریستن بر حوادث کربلا و سخن از این واقعه دردناک به یارانش خبر داده و نسبت به آن پیشگویی هایی نموده اند. در این نوشته به برخی از سخنان آن حضرت درباره کربلا و گریه امام علی (ع) بر مصیبت شهادت امام حسین (ع) اشاره شده است.

گریه امام علی (ع) در کربلا و تعزیت مردان آسمانی به حضرت

طبق نقل ابن عباس امام علی (ع) به هنگام عبور از کربلا در آنجا متوقف شده و برای مصیبت کربلا گریسته است. او گریه امام علی (ع) و تعزیت مردانی آسمانی بر آن حضرت را چنین نقل می کند:

با علی (ع) بودم در زمان خروج او به صفین (یعنی برای جنگ با معاویه)، پس زمانی که وارد زمین نینوا شد. آن زمین نزدیک شط فرات بود. با صدای بلند فرمود: ای پسر عباس آیا می شناسی این موضع را؟ عرض کردم: نمی شناسم. فرمود: اگر بشناسی این زمین را از این زمین عبور نمی کنی تا اینکه گریه کنی.

ابن عباس گفت: پس علی (ع) گریست، گریه امام علی (ع) طولانی گشت، تا آنکه محاسن شریفش تر شد و دانه های اشک آن جناب بر سینه او ریخت و ما نیز گریه کردیم با آن حضرت و او می فرمود: آه آه چه می خواهند از من آل ابی سفیان که حزب شیطان و اولیای کفرند.

سپس آب طلبید برای نماز و وضو گرفت و بعد از نماز مختصری چشمانش به خواب رفت چون بیدار شد فرمود: ابن عباس برای تو چیزی را بگوبم که الآن در خواب دیده ام.

فرمود: دیدم مردهایی از آسمان نازل شدند که با آنها علم های سفید بود و در شمشیرهای سفید حمایل داشتند که می درخشید و کشیدند اطراف این زمین خطی را، و گویا درختانی بود در این زمین که شاخه های آنها به زمین آمد و خونی تازه در این زمین پیدا شد مانند دریا و گویا حسین من که پاره تن من است غرق بود در آن دریای خون، استغاثه و طلب یاری می کرد و کسی به داد او نمی رسید.

و آن مردمان سفید که از آسمان آمدند ندا می کردند او را و می گفتند: ای آل رسول صبر کنید البته شما کشته می شوید به دست بدترین مردم و اینک بهشت به شما مشتاق است.

پس مرا تعزیت گفتند و گفتند: یا أباالحسن بشارت باد تو را خداوند چشم تو را روشن گرداند در روزی که مردم بلند می شوند برای حساب.

سپس فرمود: قسم به آن کسی که جانم به دست اوست خبر داد مرا صادق مصدق ابوالقاسم (ص) (یعنی حضرت محمد(ص) ) به اینکه عبور می کنم به این زمین در وقت رفتن به سوی اهل طغیان و این که این زمین زمین کرب و بلا است.

دفن می شود در این زمین حسین و هفده نفر از اولاد من و فاطمه (س) و این زمین در آسمان ها معروف است به زمین کرب و بلای حسین هم چنان که ذکر می شود بقعه مکه و مدینه و بیت المقدس.[1]

خبر دادن از قاتل امام حسین (ع)

از جمله  پیشگویی هایی امام علی (ع) درباره کربلا خبر دادن آن حضرت از قاتل امام حسین (ع) است. ابوالحکم گوید: از پیرمردان و دانشمندان خود شنیدم می گفتند: علی (ع) در ذیل خطبه ای فرمود: هنوز که دستتان از دامن من کوتاه نشده هر چه می خواهید از من بپرسید، سوگند به خدا از عده مردمی که صد نفر آنها گمراه کننده دیگران و صد نفرشان هدایت کننده آنان باشند، سؤال نکنید جز این که از خواننده و رهنمای آنها که تا فردای قیامت پایدارند اطلاع خواهم داد. مردی همان وقت از جای برخاست پرسید: بر سر و روی من چند تار موی روییده؟

علی(ع) فرمود: سوگند به خدا دوست من رسول خدا (ص) از پرسش تو به من اطلاع داد و اضافه کرد همانا بر هر تار موی سر تو فرشته موکل است که تو را لعنت می کند و بر هر تار موی ریش تو شیطانی موکل است که اسباب سرگردانی و بیچارگی تو را فراهم می سازند و همانا در منزل تو بزغاله ای است که فرزند رسول خدا (ص) را می کشد و نشانه این پیشامد صحت و درستی سخن من است و هر گاه پاسخ پرسش تو دشوار نبود از حقیقت آن تو را باخبر می ساختم، باز هم نشانه همان است که گفتم: فرشته و شیطان تو را لعنت می کنند.

پسر او در آن روزگار خردسال بود و تازه می توانست بنشیند و در هنگام پیشامد کربلا او قاتل حسین شد و قضیه چنان بود که علی خبر داد.[2]

گریه امام علی (ع) هنگام گذر از کربلا

امام سجاد می فرماید: امام علی (ع) از کربلا عبور می کرد، در حالی که چشمانش پر از اشک شده بود، فرمود: این جا محل زانو زدن شتران آن ها است. و این جا محل انداختن بارهای آن ها است. و در این جا خون آن ها ریخته می شود، خوشا به حال خاکی که در آن خون دوستان، ریخته می شود![3]

امام باقر (ع) می فرماید: امام علی (ع) با مردم می رفت تا به یک یا دو میلی کربلا رسیدند، حضرت جلوتر از مردم رفت و جایی را طواف کرد که به آن مقدفان می گفتند. فرمود: در اینجا دویست پیامبر و دویست سبط پیامبر کشته شده است و همه آنها شهید بودند. و این جا مرکب ها را می خوابانند و اینجا شهدا به خاک می افتند که هیچ کس قبل از آنها مثل ایشان نبوده و در آینده نیز هیچ کس نمی تواند مانند آن ها باشد.[4]

گریه امام علی (ع) بر دست های عباس (ع)

یکی از موارد گریه امام علی (ع) بر حادثه کربلا هنگام تولد حضرت ابوالفضل عباس (ع) و بوسیدن دست های قمر بنی هاشم رخ می دهد. در حکایتی آمده است که پس از ولادت حضرت قمر بنی هاشم (ع)، ام البنین (س) قنداقه او را به دست امیرالمؤمنین علی (ع) داد که با خواندن اذان و اقامه در گوش وی، از همان آغاز حق ببیند و حق بشنود.

حضرت دست های او را بوسید و قطرات اشک به صورت نازنینش جاری شد و فرمود: گویا می بینم این دست ها یوم الطف در کنار شریعه فرات در راه یاری برادرش حسین (ع) از بدن جدا خواهد شد.[5]

و از این جاست که گفته اند: می توان دست فرزند را، از سر عطوفت و شفقت، بوسید. چنان که وارد است رسول خدا (ص) دست دخترش، حضرت فاطمه زهرا (س) را می بوسید و وی را به جای خود می نشانید. و از این جا کثرت عطوفت شاه ولایت، امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (ع) مظلوم تاریخ، نسبت به این مولود بزرگوار معلوم می شود.

در حکایتی دیگر گریه امام علی (ع) بر دست های مبارک قمر بنی هاشم این گونه روایت شده است:

در روز ولادت ابوالفضل العباس (ع) ام البنین (س) قنداقه او را به دست علی (ع) داد تا نامی بر او بگذارد. حضرت زبان مبارک او را به دیده و گوش و دهان او گردانیده تا حق بگوید و حق ببیند و حق بشنود. سپس در گوش راست وی اذان گفت. یکی از سنت های رسول خدا( ص) که برای مسلمین ارث گذارده این است که در حین تولد فرزند، در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه بگویند تا از همان بدو تولد با اسامی خدا و رسول خدا (ص) و امام و ولی خدا آشنا گردد.

حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) به ام البنین (س) فرمود: چه اسمی بر این طفل گذارده اید؟ عرض کرد: من در هیچ امری بر شما سبقت نگرفته ام، هر چه خودتان میل دارید اسم بگذارید. فرمود: من او را به اسم عمویم، عباس، عباس نامیدم. پس دست های او را بوسیده و اشک به صورت نازنینش جاری شد و فرمود: گویا می بینم این دست ها در یوم الطف در کنار شریعه فرات در راه یاری دین خدا قطع خواهد شد.[6]

همچنین مورخان نسبت به گریه امام علی (ع) بر دستان قمر بنی هاشم  نقل می کنند: در دوران طفولیت حضرت عباس (ع) یک روز امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (ع) وی را در دامان خود گذاشت و آستین هایش را بالا زد و در حالی که به شدت می گریست به بوسیدن بازوهای عباس (ع) پرداخت. ام البنین (س) شتابان و هراسان، پرسید: چه بر سر آنها خواهد آمد؟!

امام(ع) با لحن مملو از غم و اندوه و تأثر گفت: این دست ها از بازو قطع خواهد شد. کلام حضرت چون صاعقه ای بر ام البنین (س) فرود آمد و قلبش را ذوب کرد و با وحشت و شتاب پرسید: چرا دست هایش قطع می شوند؟!

امام (ع) به او خبر داد که دستان فرزندش در راه یاری اسلام از برادرش، حافظ شریعت الهی و ریحانه رسول الله (ص)، قطع خواهد شد.ام البنین (س) گریه کرد و زنان همراه او نیز در غم و رنج و اندوهش شریک شدند. سپس ام البنین(س) به دامن صبر و بردباری چنگ زد و خدای را سپاس گفت که فرزندش فدای سبط گرامی رسول خدا(ص) و ریحانه او خواهد گردید.

امیرالمؤمنین علی( ع) فرمود: ام البنین، فرزندت عباس (ع) نزد خدای تبارک و تعالی منزلتی عظیم دارد و خدای متعال در عوض دو دستش، دو بال به او مرحمت خواهد کرد که با آنها با ملایکه در بهشت پرواز کند، همان گونه که قبلاً این عنایت را به جعفر بن ابی طالب(ع) نموده است. و ام البنین (س) با شنیدن این بشارت ابدی و سعادت جاودانه مسرور شد.[7]

گریه امام علی (ع) بر دستان مبارک حضرت ابالفضل العباس (ع) بیانگر جایگاه با عظمت و مقام برجسته آن حضرت در میان اصحاب و همچنین نشان دهنده ایثار و فداکاری قمر بنی هاشم در حادثه کربلا است.

سفارش امام علی (ع) به حضرت عباس (ع) در مورد واقعه کربلا

علامه شیخ عبدالحسین حلی در النقدالنزیه از فخر الذاکرین، عالم بزرگوار، شیخ میرزا هادی خراسانی نجفی، نقل می کند که گوید: امیرالمؤمنین (ع) حضرت عباس (ع) را فرا خواند و به سینه چسبانید و چشمانش را بوسید و از او عهد گرفت که چون در کربلا بر آب دست یافت، تا برادرش حسین تشنه است، قطره ای از آن ننوشد، و این که ارباب مقاتل گویند حضرت عباس (ع) در شریعه فرات آب را نخورد و آن را ریخت به سبب اطاعت از سفارش پدرش علی مرتضی (ع) بوده است.[8]

مهتر شهیدان

از اصبغ بن نباته از امیرالمؤمنین علی (ع) در حدیثی درباره نص بر ائمه (ع) روایت کرده که فرمود: بهترین مردم و سرور آنان پس از من: این فرزندم است، و او بعد از وفات من امام هر مسلمان، و فرمانروای هر مؤمنی است، آگاه باشید که عنقریب او بعد از من مظلوم می شود، چنان که من بعد از پیغمبر(ص) مظلوم شدم، و بهترین مردم بعد از فرزندم حسن (ع)، پسرم حسین (ع) است، که او هم بعد از برادرش مظلوم می شود، و در زمین کرب و بلا کشته می شود، آگاه باشید همانا او و اصحابش روز قیامت از مهتران شهیدانند.[9]

تحقق خبر امام علی (ع) نسبت به حادثه کربلا

هرثمه بن ابی مسلم گوید: با علی بن ابیطالب به نبرد صفین رفتیم چون برگشتیم در کربلا منزل کرد و نماز بامداد را در آن مکان خواند و از خاکش برگرفت و بوسید، سپس فرمود: خوشا به تو ای خاک پاک از تو قومی محشور می شوند که بی حساب به بهشت می روند، هرثمه نزد زن خود که از شیعیان علی (ع) بود برگشت، گفت: مولایت ابوالحسن در کربلا توقف کرد و نماز خواند و از خاکش برگرفت و گفت: خوشا به حال تو ای خاک که از تو مردمی محشور می شوند که بی حساب به بهشت می روند، گفت: ای مرد امیرالمؤمنین جز حق نگوید چون حسین به کربلا آمد. هرثمه گفت: من در قشونی بودم که عبیدالله بن زیاد فرستاده بود و چون این منزل و درخت ها را دیدم حدیث علی (ع) به یادم آمد بر شتر خود سوار شدم و خدمت حسین (ع) رفتم و سلام دادم و آن چه از پدرش در این منزل شنیده بودم به او گزارش دادم، فرمود: تو با ما هستی یا در برابر ما؟

گفتم: نه این و نه آن من کودکانی به جا گذاردم و از عبیدالله بر آنها ترسانم. فرمود: پس به جایی برو که کشتن ما را نبینی و ناله ما را نشنوی، سوگند بدان که جان حسین به دست او است هر کس امروز فریاد ما را بشنود و ما را یاری نکند جز آن که خدایش او را در دوزخ افکند.[10]

کلام امام علی (ع) درباره زوّار امام حسین (ع)

از امام علی (ع) نقل شده که فرمود: گویا می بینم قصرها را که اطراف قبر حسین بن علی (ع) بالا رفته، و گویا می بینم محمل ها را که از کوفه به جانب قبر حسین (ع) روان است، و روزها و شب ها نمی گذرد که از اطراف به جانب او حرکت می کنند، و این در وقت زوال سلطنت بنی مروان است.[11]

گریه امام علی (ع) به خاطر حادثه کربلا که پیش از این به آن اشاره کردیم این درس را برای زوار آن حضرت به همراه دارد که گریه بر امام حسین (ع) از برترین اعمال است که حتی ائمه و اولیای الهی نیز پیش از شهادت سیدالشهداء (ع) بر آن حضرت گریه می کردند.

جمع بندی

از امیر المومنین علی (ع) پیشگویی ها و اخبار مختلفی نسبت به حادثه کربلا نقل شده است. علاوه بر این، اخبار متعددی از گریه امام علی (ع) بر ماجرای غم انگیز کربلا در منابع روایی و تاریخ آمده است. همچنین حضرت امیر در روایتی قاتل امام حسین (ع) را معرفی می کند. گریه امام علی (ع) هنگام تولد حضرت عباس (ع) و بوسه بر داستان قمر بنی هاشم نیز از دیگر حکایاتی است که از امیر مومنان (ع) نسبت به ماجرای کربلا رسیده است. آن حضرت شهیدان کربلا را برترینِ شهیدان می داند و خاک کربلا را به خاطر شهادت مردانی در آن،که بی حساب به بهشت می روند، می ستاید.

پی نوشت ها

[1] قطب راوندی، الخرائج و الجرائح، ج ۳، ص ۱۱۴۴-۱۱۴۶.

[2] مفید، الارشاد، ج۱، ص ۳۳۰ و ۳۳۱.

[3] مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۱، ص ۲۹۵.

[4] مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۱، ص ۲۹۵.

[5] ربانی خلخالی، چهره درخشان قمر بنی هاشم، ج ۱، ص ۱۳۷.

[6] ربانی خلخالی، چهره درخشان قمر بنی هاشم، ج ۱، ص ۱۳۷.

[7] مقرم، سردار کربلا، ص ۱۶۴.

[8] مقرم، سردار کربلا، ص ۲۱۷؛ ربانی خلخالی، چهره درخشان قمر بنی هاشم، ج ۱، ص ۱۳۷.

[9] اثبات الهداة، ج ۳، ص ۴۴۲.

[10] ابن بابویه، أمالی، ص ۱۳۶ و ۱۳۷.

[11] اثبات الهداة، ج ۳، ص ۴۴۰.

منابع

ابن بابویه، محمد بن علی، أمالی شیخ صدوق، با ترجمه آیت الله کمره ای، تهران، کتابچی، ۱۳۷۶ش.

حر عاملی، محمد بن حسن، إثبات الهداة بالنصوص و المعجزات، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، ۱۳۸۳ش.

ربانی خلخالی، چهره درخشان قمر بنی هاشم ابوالفضل العباس، ناشر چاپی: موسسه فرهنگی ثقلین، ناشر دیجیتال: مرکز تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان.

قطب راوندی، سعید بن هبة الله، الخرائج و الجرائح، قم، موسسة الامام المهدی، ۱۴۰۹ق.

مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.

مقرم، عبدالرزاق، سردار کربلا، حضرت ابوالفضل العباس، قم، نشر مولود کعبه، ۱۴۳۰ق.

مفید، محمد بن محمد، الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، قم، المؤتمر لأفیة الشیخ المفید، ۱۳۷۲ش.

بدون دیدگاه