یکی از کسانی که توانست خودش را به کاروان امام حسین (علیه السلام) برساند، یزید بن ثبیط عبدی است. او که ساکن بصره بود پس از آگاهی از حرکت سیدالشهداء (ع) به همراه دو تن از پسرانش، خود را به سپاه امام (ع) رساند و در روز عاشورا به شهادت رسید.
در ستایش یاران سیدالشهداء
نیم روز مقاومت و فداکاری، و قرن ها تابندگی و افتخار؛ این ثمره ای از حماسه عاشوراست. یاران حسین (ع) که فداکاری و ایثار و جهادشان به تاریخ حرکت داد، و به زندگی معنا بخشید و به مرگ، عظمت عطا کرد، ضرب المثل شدند و یادشان، سرمایه الهام و شور آفرینی گشت و نامشان قرین مجد و عظمت گردید، و خونشان در پای نهال اسلام ریخته شد و به دین و عزت و شرف و آزادگی، جانی دوباره بخشید.
آری؛ این گونه از «مرگ»، «حیات» پدید می آید، و این «فنا»، «بقا» می آفریند، و این چنین خون سرخ شهید، یاد سبز جاوید را ترسیم می کند و شهیدان، «اسوه» های تاریخ می گردند در دینداری، در تقوا و مرزبانی از احکام الهی، در دفاع از قرآن و حمایت از امام، در یاری حق و عدل، در آزادگی و عزت، در حق خواهی و ستم ستیزی و در همه فضیلت ها و ارزش ها. محور کلام، «عاشورا» است، و میدان عمل، کربلا.
در سال ۶۱ هجری که نیم قرن از رحمت پیامبر اسلام (ص) می گذشت، جامعه اسلامی گرفتار حاکمانی شده بود که تحریف دین و کشتن آزادگان و هتک حرمت های الهی و احیای جاهلیت سیاه و دنیازندگی و ستمگری و شمکبارگی و شهوترانی کمترین و کوچکترین فسادهایشان بود.
حسین بن علی (ع) قیام کرد، تا دست یزید تبهکار را از سرنوشت امت اسلام کوتاه سازد. زمانه ی دشواری بود؛ امتحانی پیش آمده بود که دینداران واقعی کم شده بودند و مردان جهان و شهادت کمتر یافت می شدند؛ اکثر مردم به «زندگی» روی آورده بودند!
امام حسین (ع) برای احیای حق و اسلام، مردانه قدم به میدان گذاشت و نهضت ضد یزیدی خود را ـ که ضد کفر و ستم بود ـ با یارانی مصمم و وفادار و حق شناس به انجام رساند. اصحاب او اندک بوند، لیکن در عاشورا، کیفیت مطرح بود نه کمیت؛ ایمان و عشق به شهادت در راه خدا ملاک بود، نه فزونی جمعیت و زیادی نفرات.
اغلب همراهان حسین بن علی (ع)، عابدان شب زنده دار، زاهدان وارسته، قاریان قرآن شناس، قهرمانان با بصیرت، معلمان سلحشور و مجاهدان پرهیزکاری بودند که آثار عبادت و تهجد در سیمایشان هویدا بود. حضور تنی چند از صحابه پیامبر اسلام (ص) و حواریون امیرالمومنین علی (ع) در سپاه اندک سیدالشهدا، قداست و وجهه و معنویتی پرشکوه به جمع آنان بخشیده بود.
در نوشته حاضر با شخصیت فداکار و برجسته یکی از یلان دلاور و شیران بیشه شجاعت و ایثار و حماسه آفرینی کربلا آشنا می شویم، تا شاید این آشنایی، ما را در پیروی و تأسی به آنان یاری رساند.[۱]
نام و نسب یزید بن ثُبَیط عبدی
در کتاب های گوناگون از یزید بن ثبیط با اسامی مختلفی چون یزید بن نُبَیط[۲]، بدر بن رَقیط[۳] و زید بن بَصریْ[۴] یاد کرده اند؛ ولی در همه گزارش ها، نام دو فرزند شهیدش، عبدالله و عبیدالله آمده است.[۵] در توصیف او، در گزارشی آمده است:
یزید بن ثبیط از شیعیان و از طایفه عبد قیس از مردم بصره بود[۶] که در میان قومش، جایگاهی والا داشت و از یاران ابوالاسود دوئلی به شمار می رفت.[۷] وی از زمره کسانی بود که در گردهمایی پنهانیِ شیعیان ـ که در خانه زنی مومن به نام ماریه دختر مُنقِذ عبدی (ماریه سعدیه) بر پا می شد ـ شرکت داشت. خانه این زن، مرکز دیدار و کانون شیعیان در بصره بود که گِرد می آمدند و در آنجا با هم سخن می گفتند و خبرها و رُخدادهای آن روزگار را ردّ و بدل می کردند.[۸]
فرزندان یزید بن ثبیط
سیره نویسان، گزارش کرده اند که یزید بن ثبیط، ده پسر داشت که آن ها را به همراهی با خود برای یاریِ امام حسین (ع)، دعوت کرد؛ اما تنها دو تن از آن ها، عبدالله و عبیدالله، دعوت او را پذیرفتند. یزید بن ثبیط و دو فرزندش، از بصره خارج شدند و خود را به مکّه رساندند و همراه امام (ع) شدند و در رکاب وی به فیضِ شهادت رسیدند. گفته شده که دو فرزند او، در حمله نخست دشمن، به شهادت رسیدند.[۹]
داستان پیوستن یزید بن ثبیط عبدی در تاریخ طبری
تاریخ طبری به نقل از ابومُخارق راسِبی پیوستن یزید بن ثبیط عبدی را چنین حکایت می کند: گروهی از شیعیان، در بصره در خانه زنی از قبیله عبد قیس به نام ماریه، دختر سعد یا مُنقِذ ـ که از شیعیان بود و خانه اش، محلی برای گرد هم آمدن و گفت و گو بود ـ چند روزی گرد آمدند. خبر روی آوردن حسین (ع) به ابن زیاد رسید و او به کارگزارش در بصره نوشت که جاسوسانی بگمارد و راه را زیر نظر بگیرد.
یزید بن ثُبَیط، از [قبیله] عبد قیس، تصمیم گرفت که به سوی (امام) حسین (ع) برود. از این رو، از ده پسرش پرسید: کدام یک از شما با من می آید؟ دو پسرش به نام های عبدالله و عبیدالله،به او پاسخ مثبت دادند. یزید بن ثبیط به همراهیانش در خانه آن زن گفت: من، تصمیم گرفته ام که [برای یاری حسین (ع)] بروم و اکنون، می روم.
آنان به او گفتند: ما از یاران ابن زیاد، بر تو می ترسیم. یزید بن ثبیط گفت: اگر کف این دو کفشم بر دشت هموار، ساییده [و تمام] شود، باز هم جست و جوی آنچه می طلبم، بر من آسان است [و آن را رها نخواهم کرد.]
سپس به راه افتاد و [شجاعانه،] از میانه راه اصلی رفت تا به [توقّفگاه] حسین (ع) رسید و در [صحرای] اَبطَح، به خیمه ایشان وارد شد. از سوی دیگر، خبر حرکت او به حسین (ع) رسیده بود و ایشان در پیِ او رفته بود. به او گفته شد: حسین (ع)، به سوی خیمه تو، به راه افتاده است.
او نیز به دنبال حسین (ع) رفت. حسین (ع) هنگامی که وی را نیافت، در خیمه او به انتظارش نشست. یزید بن ثبیط آمد و دید که آن حضرت در خیمه او نشسته است. گفت: «بِفَضْلِ اللهِ وَ بِرَحْمَتِهِ فَبِذلِک فَلْیفْرَحُوا؛[۱۰]به فضل و رحمت خدا [فرود آمدی]، به جهت این، باید شادی کرد.»
سپس بر (امام) حسین (ع) سلام داد و نزدش نشست و هدفش را از آمدن، برای حسین (ع) بازگو کرد. ایشان هم برایش دعای خیر کرد. سپس، وی همراه با حسین (ع) آمد تا نبرد در گرفت و او همراه حسین (ع) جنگید و با پسرانش، همراه حسین (ع) کشته شدند.[۱۱]
برخی منابع به جز پسرانش «سالم» غلام «عامر بن مسلم عبدی»[۱۲]، «سیف بن مالک» و «ادهم بن امیه» را نیز از همراهان یزید بن ثبیط دانسته اند.[۱۳]
نام یزید بن ثبیط در زیارت نامه ها
در «زیارت ناحیه مقدّسه» غیر معروفه بر یزید بن ثبیط و پسرانش سلام فرستاده شده است: «السَّلَامُ عَلَی زَیدِ بْنِ ثُبَیتٍ الْقَیسِی السَّلَامُ عَلَی عَبْدِ اللهِ وَ عُبَیدِ الله ابْنَی یزِیدَ بْنِ ثُبَیتٍ الْقَیسِی»[۱۴] در «زیارت رجبیه» نیز آمده است: «اَلسَّلاَمُ عَلَى بَدْرِ بْنِ رَقِیطٍ وَ اِبْنَیْهِ عَبْدِ اَللَّهِ وَ عُبَیْدِ اَللَّهِ.»[۱۵]
جمع بندی
یزید بن ثبیط، از شیعیان و از طایفه عبد قیس و از اهالی بصره بود. او و برخی شیعیان شب ها در خانه ماریه سعدیه جمع می شدند و درباره حوادث روز گفت و گو می کردند تا اینکه خبر حرکت کاروان امام حسین (ع) به گوشش رسید. یزید بن ثبیط پس از آگاهی از قیام سیدالشهداء (ع) به همراه دو تن از پسرانش به سپاه امام (ع) پیوست و همگی در حادثه کربلا به شهادت رسیدند.
پی نوشت ها
[۱] محدثی، جواد، حبیب بن مظاهر، ص ۱۰ـ۷.
[۲] طبری، ج ۵، ص ۳۵۴، ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج ۲، ص ۵۳۴.
[۳] مامقانی، تنقیح المقال، ج ۱۲، ص ۴۳.
[۴] ابن شهر آشوب، المناقب، ج ۴، ص ۱۱۳.
[۵] طوسی، رجال الطوسی، ص ۱۰۳.
[۶] محلی، الحدائق الوردیه، ج ۱، ص ۱۲۲.
[۷] سماوی، ابصار العین، ص ۱۸۹.
[۸] سماوی، ابصار العین، ص ۱۸۹
[۹] شوشتری، قاموس الرجال، ج ۵، ص ۶۲۵.
[۱۰] یونس / ۵۸.
[۱۱] طبری، تاریخ طبری، ج ۵، ص ۳۵۳.
[۱۲] شوشتری، قاموس الرجال، ج ۵، ص ۶۲۵.
[۱۳] سماوی، ابصار العین، ص ۱۹۰.
[۱۴] ابن طاووس، الاقبال الأعمال، ج ۳، ص ۷۸.
[۱۵] ابن طاووس، الأقبال الأعمال، ج ۲، ص ۷۱۵.
منابع
- قرآن کریم.
- ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، بیروت، درالکتب العلمیه، ۱۴۰۷ق.
- ابن شهر آشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب (ع)، بیروت، دارالأضواء، ۱۴۱۲ق.
- ابن طاووس، علی بن موسی، إقبال الأعمال، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۷ش.
- شوشتری، محمد تقی، قاموس الرجال، قم، موسسه نشر الاسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۴۱۰ق.
- سماوی، محمد، إبصار العین فی أنصار الحسین، قم، زمزم هدایت، ۱۳۸۴ش.
- طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، بیروت، موسسه عزالدین، ۱۴۱۳ق.
- طوسی، محمد بن حسن، رجال الطوسی، قم، الشریف الرضی، بی تا.
- مامقانی، عبدالله، تنقیح المقال فی علم الرجال، قم، موسسه آل البیت (علیه السلام) لإحیاء التراث، ۱۳۸۱ش.
- محدثی، جواد، حبیب بن مظاهر، قم، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، ۱۳۷۶ق.
- محلی، حمید بن احمد، الحدائق الوردیه فی مناقب الأئمه الزیدیه، صنعا ـ یمن، ۱۴۲۳ق.
منبع اقتباس : محمدی ری شهری، محمد، دانشنامه امام حسین (علیه السلام) بر پایه قرآن و حدیث، ج ۶، ص ۴۰۴ـ۳۹۹.