هفت دستورالعمل برای درمان وسواس

هفت دستورالعمل برای درمان وسواس

1400-08-27

752 بازدید

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

آیت الله العظمی مظاهری، هفت دستورالعمل برای درمان وسواس بیان نموده اند که می توان با آنها این بیماری را از خود دور کرد.

1-دعا و توسّل

اوّلين سفارش برای درمان اين بيماری، دعا، توسّل و رابطه با خدا، برای رفع این صفت رذیله است. پروردگار عالم در قرآن می‌فرماید: من معلّم اخلاق هستم. هیچ کس نمی‌تواند خودسازی کند، مگر آن که رحمت من شامل حال او شود و همه خصوصاً وسواسی ها توجّه داشته باشند که از نظر قرآن، دعا منهای توسّل به جایی نمی‌رسد.

2- کمک گرفتن از نماز

مطلب دیگری که از قرآن استفاده می‌کنیم، اين است که از نماز اوّل وقت باید کمک گرفت. این آیه‌ی شریفه در قرآن دو بار تکرار شده: «اسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاة؛ از صبر و نماز ياری بجوييد».
یعنی هم از صبر و استقامت و فعالیّت خودتان کمک بگیرید، هم از ايجاد رابطه با پروردگار عالم تا به نتيجه برسيد. لذاست که وقتی سختی ای برای خاندان پيامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) پيش می آمد، آنان را به نماز امر می کردند.

3- تقوا و اجتناب از گناه

اجتناب از گناه انسان را به مقامات والايی می‌رساند. علمای علم اخلاق می‌گویند: اگر کسی بخواهد صفت رذیله‌ای را رفع کند، قبل از تخليه و تحلیه باید تقوا داشته باشد. مراحل خودسازی را اين طور می‌شمارند: یقظه، توبه، تقوا، تخليه و تحلیه و پس از آن تجليه است که منجر به فناء يا لقای پروردگار می‌شود.

4- بی اعتنايی

مبارزه‌ی منفی، یعنی بی اعتنایی است؛ بی‌اعتنایی نمودن به آن چه تخیّلش می‌گوید، بی اعتنایی به آن چه شیطان درون و شیطان برونش از او می خواهد. این بی‌اعتنایی وسوسه را از بين می برد. اگر در طهارت و نجاست دچار وسواس است، باید نسبت به این موضوع بی اعتنا شود. امام باقر(علیه‌السلام) در این باره می‌فرمایند: «هنگامی كه شکِّ تو در نماز زياد شد، به نمازت ادامه بده و به شكت اعتنا مكن؛ زيرا با اين کار اميد است كه شك از تو دست بر دارد. همانا شك از جانب شيطان است».

حضرت آیت الله العظمی بروجردی(ره) مقیّد بودند به طلاب بنمایانند که با این گل کوچه‌ها می‌توان نماز خواند و نماز می‌خواندند. خود من حضرت امام خمينی(ره) را دیدم که مقیّد بودند با همين گل‌ها و ترشّحات، نماز بخوانند. حتی برای من نقل کردند که روزی عمّامه‌ مرحوم مؤسّس حوزه‌ علميه‌ قم، حضرت آیت الله العظمی حائری در صحن حمّام عمومی افتاد و ايشان عمّامه را برداشتند و بر سر گذاشتند.

استاد بزرگوار مرحوم آیت الله العظمی بروجردی (ره) می فرمودند: من در اصفهان نزد مرحوم آیت الله العظمی میرزا ابوالمعالی کلباسی(ره) در مسجد حکیم درس می‌خواندم. به ایشان گفته بودند که من به وقت نماز، دیر یقین پیدا می‌کنم و ایشان متوجّه شدند که من در معرض آن هستم که در اين مورد وسواسی شوم. بنايراين يک روز ظهر در مسجد حکیم بعد از اتمام درس، به من ‌گفتند: آقا حسین، اذان می‌گویند، برخيز و نماز بخوان.

آقای بروجردی (ره) می‌فرمودند: من یک مقدار صبر کردم و حرف ايشان را نشنیده گرفتم. دوباره فرمودند: آقا حسین! پا شو و بگو چهار رکعت نماز باطل به جا می‌آورم، قربة الی‌الله.

آية الله العظمي بروجردی (ره) در بحث‌هاي فقهي بارها این روایت را می‌خواندند که امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) فرمودند: «مَا أُبَالِي أَ بَوْلٌ أَصَابَنِي أَوْ مَاءٌ إِذَا لَمْ أَعْلَم»؛ باکی ندارم از این که به من بول باشد یا آب، وقتی که نميدانم.

همین مقدار که نمی‌دانم پاک است یا نجس، يعني براي من پاک است، هر چند در واقع نجس باشد. این قاعده‌ی «طهارت» بسياری از امور را براي ما راحت کرده است و همين طور قاعده‌ی «حل» که وقتي نمی‌دانيم فلان چيز حلال است یا حرام، بنا را بر حلال بودن آن بگذاريم. اسلام سخت‌گيری در اين مسائل را جايز نمي‌داند. اسلام دین سهل و آسانگير است و اگر ما به عنوان وسواس بر خودمان سخت‌ بگیریم، این مقدّم دانستن خود بر خدا و پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) و ائمه‌ی طاهرین و مراجع تقلید است.

5- انتخاب الگو

عرف‌مردم را الگوی خود قرار دهد. وسواسی باید مثل متعارف مردم باشد. هر کاری که آنان می‌کنند، او هم بکند. اگر کار وسواسی را یک مقدار ریشه‌یابی کنیم، به اين جا می‌رسیم که از نظر وسواسی همه جز خودش نجس هستند، نماز همه جز نماز او باطل است، همه به جز او به جهنّم می‌روند؛ در حالی که وسواسی بايد اين طور فکر کند که عمل همه صحيح است و عمل او غلط و اوست که بايد از بقيه الگو بگیرد.

در کنار نگاه به الگو، بايد از يک ‌نفر مسأله‌دان هم مسائل شرعی خود را بپرسد. آدم وسواسی حق ندارد از دو نفر مسأله بپرسد. حتی حق ندارد رساله مطالعه کند؛ از دو نفر و سه نفر پرسیدن برای او حرام است. همين که در پرسيدن از اين و آن هم وسوسه به خرج بدهد، باز کار را مشکل کرده است.

6- تلقين

مقصود ما از تلقین در این جا این است که وسواسی بايد به طور جدّ، با خود حرف بزند و بگويد که من وسواسی هستم و اين، درد بزرگی است، باید این درد را درمان کنم، باید مثل متعارف مردم باشم، باید لجبازی را کنار بگذارم، باید بی اعتنا باشم و بالاخره نبايد دنباله‌روی شيطان باشم. مرتّب تکرار کند که وسواس از شیطان است؛ نه اسلام.

7- مراقبه

مهم‌تر از همه‌ی آنچه گفته شد اين است که وسواسی باید اهل مراقبه باشد. علمای علم اخلاق در مورد قانون «مراقبه» بسيار پافشاری دارند و این قانون مراقبه نه فقط برای وسواسی مفيد است که برای درمان همه‌ی صفات رذیله چاره‌ساز است.

اين قانون سه مرحله دارد: ابتدا بايد با خود، مشارطه کند؛ يعنی هر روز صبح يکی از تعقیب‌های نمازش اين باشد که با خود شرط کند که امروز از شيطان درونش متابعت نکند در طول روز مراقب خود باشد که به شرطی که با خود کرده، وفادار بماند. از اين رو به قانون، قانون مراقبه می‌گویند. در مرحله‌ آخر، شب هنگام، وقت خواب با خودش محاسبه کند که زمین خورده است یا نه؟ بنابراين اشخاص وسواسی اوّلاً بايد بدانند که بيمار هستند و فکر علاج خود باشند و ثانياً به مواردی که در خصوص علاج اين بيماری خطرناک بيان شد، جدّاً عمل کنند تا خداوند متعال آنان را شفا عنايت فرمايد.

منبع: خبرگزاری صدا و سیما؛

بدون دیدگاه