تربیت قرآنی فرزندان، یکی از مهمترین دغدغه های والدین در خانواده هایی است که به مسائل دینی و مذهبی توجه ویژه ای دارند. هدف از تعلیم و تربیت در فرهنگ اسلامى، شکوفایى تام و تمام استعدادها و خلاقیتها در جهت رشد شخصیت و تجلى عزت نفس در راه نیل به کمال و تبدیل شدن به یک انسان کامل دانسته شده است(فرهادیان،۱۳۷۶).
در یک تعریف کلى، تربیت را عبارت از فراهم آوردن زمینه براى پرورش استعدادهاى درونى هر موجود و به فعلیت رساندن امکانات بالقوه در درون او دانسته اند(سادات،۱۳۶۵). این تعریف با بیانى که آموزش و پرورش از تربیت دارد، همخوان است، در آنجا نیز تربیت، معادل بارور ساختن کلیه استعدادها و به فعلیت رساندن آنها دانسته شده است.
شعارى نژاد(۱۳۶۵) براى تربیت، تعاریف ذیل را قائل است:
۱-مجموعه روش هایى است که شخص براى رشد و تکامل توانایی ها، نظرات و سایر اشکال رفتارش که در جامعه وى ارزش مثبت دارند، در پیش می گیرد.
۲-یک عمل اجتماعى است که اشخاص را زیر نفوذ و تأثیر محیط برگزیده و مضبوط (به ویژه در مدرسه) قرار می دهد تا شایستگى اجتماعى کسب کنند و به حد نهایى رشد و تکامل فردى برسند.
۳-عمل افزایش مؤثرهاى معین و مضبوطى است که هدفشان راهنمایى رفتار انسان به روى یک هدف تعیین شده است و این هدف، بر حسب اختلاف فلسفه و نظرات مربیان و ارزشهاى مورد قبول هر جامعه فرق می کند، چنانکه هدف روش آموزش و پرورش در سیستم حکومت دیکتاتورى با سیستم دمکراسى اختلاف دارد.
۴-عمل افزایش تجارب آموزش معین و مضبوط در یک محیط معین و مضبوط در یک محیط معین است که موجب پیدایش تغییرات مطلوب در رفتار انسانها می شود.
۵-به طور کلى آن نوع فعالیت هاى معین مدرسه را گویند که کودک را براى سازگارى مثبت با محیط خود آماده می سازد.
شهید مطهرى(۱۳۷۴) معتقد است که تعلیم و تربیت، بحث ساختن افراد انسانهاست. یک مکتب که داراى هدف هاى مشخص است و مقررات همه جانبه اى دارد و به اصطلاح سیستم حقوقى و سیستم اقتصادى و سیستم سیاسى دارد نمی تواند یک سیستم خاص آموزشى نداشته باشد. یعنى مکتبى که می خواهد در مردم طرح هاى خاص اخلاقی، اقتصادى و سیاسى را پیاده کند بالاخره اینها را براى انسانها می خواهد اعم از اینکه هدف فرد باشد یا جامعه.
با توجه به تعاریف ارائه شده، آموزش، یکى از ارکان تربیت است، آموختن انواع رفتارها و اعمال، نگرش ها و تفکرات، اعتقادات و باورها. پس در تعلیم و تربیت می توان از مربى و متربى، معلم و متعلم سخن گفت. معلم و مربى عرضه کننده، متربى و متعلم دریافت کننده آن چیزى است که باید آموخته شود. مواد آموزشى نیز در این میان جایگاه ویژه اى دارد.
زمانى که این نظام و مواد آموزشى توسط دین عرضه می شود، می توان از تعلیم و تربیت دینى سخن گفت که در طى آن پیروان یک دین با دستورالعمل ها و احکام و مقررات دینى آشنا شده آنها را اجرا می کنند، چیزى که از آن به شعائر تعبیر می شود. شعائر اعمال مخصوصى است که فرد دیندار براى خشنودى خداوند انجام می دهد. رفتار دینى که در قالب شعائر است یکى از پیچیده ترین رفتارهاى انسانى است که تا مدتها مورد توجه جدى دانشمندان علوم انسانى قرار نمی گرفت، البته به نظر میرسد که این رویکرد در حال تغییر است(شاکری نیا،۱۳۷۹).
یکى از مباحثى که امروزه حوزه وسیعى از مسائل تعلیم و تربیت را به خود اختصاص داده است، تأثیر متغیرهاى محیطى بر شکل گیرى شخصیت است. از جمله این متغیرهاى محیطى دین و آموزشهاى دینى معرفى شده است(پارسا،۱۳۶۸). تحقیقات فراوانى نشان داده است که دین و مذهب می تواند نقش سازنده اى در شکل گیرى شخصیت کودکان و نوجوانان ایفا کند و مهمتر از آن اینکه این تحقیقات برنقش مثبت دین در بهداشت روانى انسان صحه می گذارد(شاکرى نیا،۱۳۷۹).
تربیت قرآنی و دینى که بوسیله آموزش هاى محیطى قابل اجراست، به عوامل متعددى بستگى دارد که از جمله مهمترین آنها و دردرجه نخست، علاقمندى والدین و حسن ظن آنها به دین و اعتقادات مذهبى است. در نتیجه نقش خانواده در تربیت قرآنی و دینى، اساسى و مهم است.
خانواده و اهمیت آن در تربیت قرآنی و دینى
بر مبناى یک احساس و سنت دیرین، مشخص ترین مسؤلیت خانواده در قبال زیست و رفاه فرزندان در تأمین خوراک و پوشاک، مسکن، بهداشت و تربیت خلاصه شده است. بهداشت فرزندان خانواده در دو بعد مراقبت و پیشگیرى و درمان، یکى با مسئولیت و کوشش خانواده و دیگرى با مباشرت پزشک و سازمانهاى درمانى شکل می گیرد. یکى دیگر از موارد، تربیت است که گرچه گروه ها و عوامل اجتماعى زیادى بر تربیت(فرایند انتقال ارزشهاى دینى) تأثیر می گذارند اما غالباً خانواده در این زمینه به منزله با نفوذترین عامل بشمار می رود.
در خانواده است که کودک نخستین چشم انداز را از جهان پیرامون می آموزد و احساس وجود می کند. در خانواده است که کودک با آداب و رسوم ملى، مراسم دینى، وظایف فردى و حدود و اختیارات و مسئولیت ها پی می برد(پارسا،۱۳۶۸).
با توجه به نقش سرنوشت ساز تربیت خانوادگى در رشد و تعالى فرزندان است که بحث حقوق کودکان در اسلام مطرح می شود تا به خانواده ها تذکر داده شود که کودکان داراى حقوقى هستند و بایستى در رفع نیازهاى آنان کوشید. از جمله حقوق کودکان که بر عهده خانواده هاست تأمین سعادت دنیایى و آخرتى آنان است که این امر میسر نمی شود مگر از راه انتقال مفاهیم دینی. آیات و روایات فراوانى متذکر این معنى شده، در عین حال در سیره عملى پیامبر(ص) و ائمه(ع) جلوه هاى فراوانى از این موارد را مشاهده می کنیم(شاکری نیا،۱۳۸۰).
انواع خانواده ها
خانواده ها را از نظر ساختار و نوع روابط درونى بین اعضاء، به چند نوع تقسیم کرده اند. مثلاً جامعه شناسان از خانواده هاى گسترده و هسته اى نام می برند یا روانشناسان نیز از خانواده هاى با اقتدار، قدرت طلب و سهل انگار یاد می کنند. نوع دیگر طبقه بندى زمانى است که ملاک طبقه بندى مباحث اعتقادى و دینى است، در این زمان از خانواده هاى مذهبى، خانواده هاى بی مذهب و خانواده هاى ضدمذهب نام برده می شود(رحماندوست،۱۳۷۱).
خانواده هاى بی مذهب و ضد مذهب، نسبت به تربیت مذهبى فرزندان، غافل و بی تفاوت بوده و یا اینکه نسبت به آن، نگرش منفى دارند، بنابراین نیازى به ارتقاى افکار و اعتقادات دینى فرزندان خود توسط آموزش هاى دینى نمی بینند، اما خانواده هاى مذهبى دوست دارند فرزندان خود را با مفاهیم دینى و مذهبى دمخور سازند، اعتقادات و باورهاى مذهبى را به فرزندان منتقل نمایند.
این خانواده ها تلاش می کنند در تربیت قرآنی و دینی فرزندان خود، تا آنجا که ممکن است، دستورالعمل هاى دینى و اعتقادى را در فرزندان خود نهادینه سازند و براى توفیق در تربیت قرآنی و دینى، سؤالات زیادى دارند و به منابع مختلفى رجوع می کنند، نگران وضعیت اعتقادى فرزندان خود می باشند و تلاش می کنند با آموزش مفاهیم دینى و وادار ساختن فرزندان به پیروى از آنها سعادتمندى را براى آنها به ارمغان بیاورند و بخشى از حقوق آنها را تأمین نمایند.
راهکارهای یاری دهنده به آموزش اعتقادى فرزندان
در این بخش از مقاله، به راهکارهایى که می تواند به خانواده هاى مذهبى کمک کند تا در راه آموزش اعتقادى و تربیت قرآنی فرزندان خود توفیق بیشترى داشته باشند اشاره می شود.
الف: تفاهم بین والدین
فعالیتهاى تربیتى، زمانى ثمربخش تر است که ثبات و آرامش بیشترى موجود باشد و یکى از راه هاى ایجاد ثبات و آرامش در خانواده، تفاهم اعتقادى بین والدین است. رابطه بین اعضاى خانواده همسران با همدیگر و والدین با فرزندان که از آن به جو یا بافت عاطفى خانوادگى تعبیر می شود در انتقال مفاهیم تربیتى از اهمیت فراوانى بر خوردار است.
تحقیقات روانشناسان اجتماعى، آسیب شناسان روانی، آسیب شناسان اجتماعى و جامعه شناسان(کى نیا ۱۳۵۷، احدى ۱۳۶۹، هومن ۱۳۳۹، ستوده ۱۳۷۹) همگى بر این نکته مهر تأیید می زنند که کج رفتاریها و انحرافات اجتماعى در انسانها تا اندازه زیادى ریشه خانوادگى دارند و حتى یکى از راه هاى پیش بینى رفتارهاى بزهکارانه را روابط خانوادگى دانسته اند. رابطه بین زن و شوهر بر بهداشت روانى مجموعه خانواده تأثیر می گذارد و در این مجموعه، فرزندان، شکننده ترند.
در محیط گرم و دوستانه خانـوادگى که در آن پدر، مادر و اعضاى دیگر خانواده داراى روابطى دوستانه و صمیمانه اند، معمولاً کودکانى شاد، سالم، با شخصیتى فعال و مثبت و مستقل بار می آیند، که بازتاب عشق و علاقه خانوادگى را به صورت محبت و کمک به دیگران نشان می دهند.
برعکس در محیط هاى خانوادگى از هم پاشیده و زندگى در محیطهاى آلوده و منحرف کننده، عدم مراقبت و بی توجهى والدین به امر تربیت فرزندان، اساس نابهنجاریها را در آنها پایه ریزى می کند که این امر در نوجوانى و جوانى، شدت و حدت بیشترى پیدا می کند.
خانه فاطمه(س) و على(ع) مصداق تفاهم کامل
این خانه و رابطه آن زوج، سمبل یک خانواده اسلامى و تربیت قرآنی است تلاش حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه(س) در برقرارى جو مطلوب خانوادگى آمیخته با عطوفت، مهربانى، عشق و از خود گذشتگى بوده است. حضرت على(ع) در این باره میفرماید: «به خدا قسم او را به خشم نیاوردم، تا هنگامى که زنده بود او را وادار به کارى که خوشش نمی آمد نکردم، او هم، مرا به خشم نیاورد و نافرمانى نکرد. هرگاه که به او نگاه می کردم، غم و اندوه از دلم زدوده می شد».
در حدیثى دیگر میفرماید: «خداوند از خشم فاطمه خشمگین و به خاطر خشنودیش، خشنود می شود» در شعرى منسوب به آن حضرت آمده است:
و لى الفخر بفاطمه و ابیها ثم فخرى برسول الله اذ زوجنیها
(من به فاطمه و پدرش مباهات میکنم آنگاه به رسول خدا مباهات میکنم در آن زمانى که فاطمه را به همسرى من درآورد.)
حضرت فاطمه(س) نیز در ایجاد این فضاى مطلوب خانوادگى نقش بارزى داشته است. امام حسن(ع) از مادرش حضرت فاطمه(س) در خصوص حضرت على(ع) از پدرش رسول خدا(ص) نقل می کند که فرمود: «جبرئیل به من خبر داد که دو فرشته اى که نویسنده اعمال على هستند، از آن لحظه اى که همراه او شدند، گناهى را بر او ننوشته اند».
حمایت هاى حضرت فاطمه زهرا(س) در خصوص فعالیت هاى سیاسى و اجتماعى آن حضرت که در بین شیعیان معروف است نیز بیانگر شمه اى از هماهنگى و تفاهمى است که جو مطلوب خانوادگى را فراهم می نمود تا فرزندان رشید على(ع) و فاطمه(س)، در آن پرورش بیابند. بنابراین کسـانى که خود را شیعه و پیرو آن حضرت قلمداد می کنند، باید از این حضرات، شیوه برخورد و ارتباط را بیاموزند و آن را در خانواده عملى نمایند.
ب- بعد الگویى خانواده
یکى از کارکردهاى خانواده، ارائه الگوهاى رفتارى است. رفتار و اعمال والدین، خواه نا خواه در فرزندان تأثیر می گذارد. فرزندان با چشمانى تیزبین، به رفتار و گفتار والدین توجه می کنند. والدین در انتقال ارزشها، نقش الگو را بازى می کنند. دلایل متعددى وجود دارد که کودک براى فراگیرى ارزشها و رفتارهاى والدین برانگیخته شوند.
بنابراین اگر خانواده ها، رفتارهاى مذهبى را براى فرزندان خود می پسندند، ابتدا خود باید الگوى عملى باشند. اگر والدین دروغگویى را نمی پسندند، اول خود باید صادق باشند. اگر احترام به بزرگتر را طالب هستند، خود باید به بزرگترها احترام بگذارند. اگر به نماز، قرائت قرآن و حجاب فرزندان خود علاقمندند، ابتدا خود باید به نماز، قرائت قرآن و حجاب عملاً اهمیت بدهند. والدین آنگاه در تربیت قرآنی و دینى توفیق می یابند که خود به آنچه می گویند عامل باشند.
حضرت على(ع) در نهج البلاغه، روش کسانى که می گویند اما عمل نمی کنند را به شدت نهى فرموده و میفرماید: «لعنت خدا بر کسانى که مردم را به کارهاى خوب و پسندیده دعوت می کنند اما خود آن را انجام نمی دهند و نفرین خدا بر کسانى که دیگران را از کارهاى ناپسند برحذر میدارند اما خود، آن را مرتکب می شوند». یا در جاى دیگرى میفرمایند: «من مردم را به هیچ کار خیرى دعوت نکرده ام مگر اینکه پیش از آنها، خودم آن را انجام داده ام».
ج-جدیت و منظم بودن
آموزش دینى و تربیت قرآنی، امرى جدى است بنابراین نیاز به نظم و جدیت دارد. خنده، شوخى و مزاح امرى پسندیده است اما در خصوص دین و هنجارهاى دینى جاى هیچگونه شوخى و مزاح نیست کودک باید پی ببرد که هر آنچه به دین مربوط است از ارزش و احترام برخوردار است پس باید در برابر آن خاضع و خاشع بود.
این اهمیت و جدیت در خانواده باید عملاً برقرار شود. مثلاً بسیار مشاهده می شود که در هنگام مشاهده یک مسابقه فوتبال یا یک فیلم سینمایى از تلویزیون، والدین بچه ها را مجبور به سکوت و آرامش می کنند، در حالیکه چنین تعصبى را هنگام پخش برنامه هاى دینى و مذهبى ندارند و بدین ترتیب، عملاً به اینگونه برنامه ها بی حرمتى می کنند و ارزش آنـها را پائین می آورند در حالیکه اگر والدین این برخورد را در فرایند پیاده سازی تربیت قرآنی و برنامه هاى مذهبى بکار ببرند، نگرش فرزندان نیز دستخوش تغییر خواهد شد.
خانواده هاى مذهبى همانگونه که براى درس و تحصیلات فرزندان با حرارت و جدیت صحبت و برنامه ریزى می کنند، براى انجام فرایض دینى نیز باید صبر، حوصله و وقت صرف کنند، همانگونه که ساعت ها وقت صرف نقل و انتقال فرزندان براى کلاسهاى تقویتى و البته تجدیدی!! می کنند، باید صرف تربیت قرآنی فرزندان و حضور در مجالس قرائت قرآن، وعظ و خطابه و مسجد و منبر کنند تا نتیجه مطلوب حاصل شود.
د-تشویق تفکر و اندیشه
در آموزش هاى اسلامى و تربیت قرآنی، تفکر، یکى از فعالیتهاى بسیار ارزشمند تلقى می شود به نحوى که یک ساعت تفکر، برتر از هفتاد سال عبادت دانسته شده است یا خواب عاقل را بهتر از بیدارى جاهل دانسته اند، این تأکیدها براى این است که انسان جاهل، به راحتى نمی تواند از اعتقادات خود دفاع کند. لازم است که فرزندان خود را نسبت به علت انتخاب رفتار هشیار سازیم و از آنها بخواهیم دنبال استدلالهایى باشند که دهان مخالفان را ببندند.
مثلاً می توانیم به فرزند خود در خصوص زیبایى و مفاهیم متعدد آن سخن گفته در ذهن او سؤال و اندیشه هاى جدید ایجاد نمائیم، به او بفهمانیم که زیبایى امرى است که انسانها به سمت آن گرایش دارند.
انسان محو زیبایى یک غروب زیبا می شود، در زیبایى یک گل غرق می شود و به سمت زیبایى یک تابلو نقاشى کشیده می شود. انسان مفتون زیبایی هاى ایثار و فداکارى و از خود گذشتگى می شود، اندیشه ها و افکار زیبا و جذاب، نو و بدیع، انسانها را درگیر می کند. اما زمانى که افراد از این امکانات بی بهره باشند و از اینگونه زیباییها بی خبر، به سمت همان چیزهایى می روند که آنها را در اختیار دارند و سعى می کنند تا با به نمایش گذاشتن و عرضه آنها خود را معرفى کرده جلب توجه نموده و حقارتهاى خود را بپوشانند.
در اسلام و در تربیت قرآنی، بسیار به زیبایى اهمیت داده شده است ولى به شرط اینکه در جاى خود اقدام شود و در صورت جابجا شدن موارد، لطمات و صدمات جبران ناپذیرى به زیبایی هاى اصیل انسانى میزند. تربیت قرآنی باید به گونه اى باشد که انسان را به سمت زیباییهاى اصیل و ماندگار و جاودان هدایت نماید. فرزندان را به سمت زیباییهاى الهى و قرآنى بکشاند که پیامبر(ص) و ائمه(ع) الگوهاى کاملى از اینگونه زیباییها قلمداد می شوند.
بنابراین در فرایند تربیت قرآنی باید به کودکان و نوجوانان آموخت که درباره پدیده هاى پیرامون خود بیاندیشند و هر چیز را خام و ندانسته قبول نکنند. تلاش کنند به عمق معانى و مفاهیم رجوع کنند، رفتارها را در نظر بگیرند، سؤال بپرسند و همواره در جهت ارتقاء و افزایش دانش و اطلاعات خود باشند.
هـ-استفاده از جاذبه ها
افراد به سمت آن چیزى می روند که براى آنها جاذبه داشته باشد لذا در فرایند تربیت قرآنی فرزندان، ایجاد جاذبه براى فعالیتهاى قرآنى، از امور مهمى است که اشتیاق حضور در مجالس قرآنى را براى کودک و نوجوان فراهم می کند. در روزگارى که هیجانات و جاذبه هاى مجالس مختلف به انحاء مختلف، کودک و بیشتر نوجوان ما را به سمت خود فرا می خواند و مجالس مذهبى و قرآنى جاذبه هاى اندکى دارند، انتظار حضور گسترده از کودکان و نوجوانان در اینگونه مجالس شاید زیاد منطقى نباشد. زمانى که جاذبه هاى لازم فراهم آید، کودکان و نوجوانان براى شرکت در این مجالس شور و اشتیاق زیادى دارند.
و-تمرین و تکرار
در یادگیری، مفهوم تکرار از اهمیت خاصى برخوردار است. تمرین و تکرار، موجب کسب مهارت در یک زمینه و باعث ایجاد عادت و ملکه رفتارى است. گام اول در یادگیرى آموزش است، آنچه پس از آموزش منجر به تحکیم و ماندگارى یک رفتار است، همانا تمرین و تکرار است.
در زمینه تربیت قرآنی و مذهبى نیز این مسئله صدق می کند بدین ترتیب که براى نوجوان الگوهاى عینى اعمال را مجسم کرده از وى درخواست انجام داریم به تدریج با تکرار و مداومت انجام اعمال براى فرد به صورت معمول در خواهد آمد. فرزند ما آداب حضور و فعالیتهاى مذهبى را آموخته انجام آنها را عادى می داند.
ز-ایجاد رابطه عاطفى
برقرارى یک رابطه صمیمانه و پر مهر و محبت براى یک الگو لازم است و نقشی مهم در تربیت قرآنی فرزندان دارد. تحقیقات روانشناسى نشان داده است که از بین عواملى نظیر شباهت، قدرت و صمیمیت عامل صمیمیت تأثیرى قوى تر بر جاى می گذارد(اتکینسون و هیلگارد،۱۳۶۹). ایجاد صمیمیت و رابطه محبت آمیز باعث می شود که فرزندان از والدین و در خواستهاى آنان، متابعت کنند؛ زیرا می ترسند که در غیر اینصورت، عشق و علاقه آنان را از دست بدهند.
بنابراین با استفاده از علائق خانوادگى، اعلام جهت، نشان دادن رحمت و عنایت، تحریک عواطف و گاهى نیز استفاده توأمان از مهر و قهر می تواند بسیار مثمر ثمر باشد. علاوه بر چنین ارتباطى ارتباط عاطفى با قرآن خود نیز از جمله زیباترین ارتباطات است. هنگامى که چنین ارتباطى بین قارى و قرآن برقرار می شود، لذت آن به حدى افزایش می یابد که قطع آن بسیار سخت و دشوار است.
ح-استفاده از زمینه هاى تشخص طلبى
همه انسانها از جمله کودکان و نوجوانان، دوست دارند که جدى گرفته شده و ارزشمند تلقى شوند. هر جا که این عامل قدرتمند اجتماعى موجود باشد، گرایشهاى افراد نیز به همان سمت خواهد بود.
بنابراین اگر مشاهده می کنیم که گرایش نوجوانان به سمت همسالانى است که براى نظرات و عقایدشان احترام قائل هستند و نوجوانان آنها را بر اعضاى خانواده ترجیح می دهند نباید تعجب کرد؛ زیرا نوجوان این نیاز را در جمع دوستان بیشتر فراهم شده می بیند. والدین می توانند از این عنصر در جهت مثبت استفاده کنند و با فراهم آوردن زمینه هاى تشخص طلبى در امور، نوجوان را جذب نمود و در نتیجه به جهت دادن و هدایت او به مسیر تربیت قرآنی اقدام کرد.
والدین می توانند در جمع هاى خانوادگى به طور غیر مستقیم به ارزشهاى مذهبى و رفتارهاى قرآنى اشاره کنند و کسانى که از آنها متابعت می کنند را ستایش کرده، قاریان معروف قرآن را معرفى کرده، تاریخچه زندگى آنها را بازگو کنند، سجایاى اخلاقى آنها را بیان نمایند. سپس به تربیت قرآنی و فعالیتهاى قرآنى کودک و نوجوان خود پرداخته، آنها رابسیار کوتاه و گذرا براى حاضرین تشریح کنند.
ط-کنترل هاى غیر مستقیم
احتمال غفلت و فراموشى، براى همگان هست، خصوصاً براى کودک یا نوجوانى که بعضا اضطرابها و اشتغالات ذهنى زیادى دارد. لذا همگان نیاز به تذکر دارند و این امر براى کودکان و نوجوانان بیشتر صدق می کند. بنابراین آنها براى پیگیرى فعالیتهاى قرآنى نیازمند کمک و راهنمایى می باشند لذا در تربیت قرآنی کودک و نوجوان، مراقبت از برنامه هاى مذهبى آنها، تذکر بموقع و واداشتن آنان به این امور امرى لازم و حتمى است.
در عین حال باید توجه داشت که این کنترلها هر اندازه غیر مستقیم تر و هنرمندانه تر باشد مفیدتر است و احتمال گرایش نوجوان را بیشتر می کند. نکته مهمتر دیگر اینکه اجراى این تذکرات و درخواستها نباید جنبه خشونت، رسواگرى و تنبیهى داشته باشد که در اینصورت، نتیجه اش آسیب دیدن تربیت قرآنی و دورى هر چه بیشتر آنان از فعالیتهاى قرآنى خواهد بود.
ی-حمایت هاى اجتماعى
داشتن حمایتهاى اجتماعى در رفتارهاى اجتماعى بسیار مهم است. در مفهوم حمایت اجتماعى، فردى که از یک الگوى رفتارى خاص پیروى می کند با مشاهده افراد دیگرى که در همان زمینه فعال هستند، احساس می کند که تنها نیست و لذا اعتمـاد به نفس او افزایش پیدا می کند. از این اصل می توان در تربیت قرآنی فرزندان بهره جست.
این قاعده براى فعالیتهاى قرآنى نیز صادق است بنابراین وقتى نوجوان قرآنى ما، با نوجوانان قرآنى دیگر مواجه می شود، خود را تنها نمی یابد لذا دلگرم می شود. پس بهتر است وى را به مدرسه اى بفرستیم که تعداد بچه هاى مذهبى در آنجا بیشتر است. او را به مراسم و جشنهایى ببریم که تعداد افراد قرآنى فراوانتر است.
ک-ایجاد شرایط خاص
این عنصر می تواند به تربیت قرآنی فرزندان یاری دهد و البته تا حدود زیادی به ابتکارات فردى والدین در خانواده مربوط است. خانواده ها می توانند با فرزندان خود قرارهایى بگذارند و در صورت اجرا شدن، به آن قرارها عمل کنند. مراسم هایى مانند جشن عبادت که در مدارس برقرار می شود مثالى بسیار خوب است در منزل نیز خانواده ها می توانند به بهانه هاى مختلف و پس از انجام فعالیتهاى قرآنى کودک یا نوجوان با برگزارى برنامه هایى که صبغه مذهبى داشته و به مناسبت این فعالیتها برپا شده است، شرایطى را فراهم کنند که تا نوجوانان احساس شایستگى و افتخار نمایند.
ل-فضاسازى
در تعلیم و تربیت، فضاسازى مهمتر از دستورالعمل هاى مستقیم است. در فضاسازى شرایط به گونه اى سازماندهى می شود که فرد احساس می کند مجبور است کار معینى را انجام دهد. مثلاً وقتى فرد در یک مجلس ختم شرکت می کند ناگزیر از انجام اعمال خاصى است. بسیارى از خانواده ها می توانند با بهره گیرى از این عنصر شرایط را به گونه اى آماده سازند که بچه به سمت درس خواندن، کمک در کارهاى منزل، انجام اعمال اخلاقى و مذهبى برود.
زمانى که در عصر روز جمعه تمامى اعضاى خانواده دور هم جمع شده جلسه قرائت قرآن برقرار می کنند و به قرائت قرآن مشغول می شوند نوجوان ما نیز در چنین فضایى به قرائت قرآن می پردازد و می توان از این راه در جهت تربیت قرآنی وی کوشید.
م-خلوص در اعمال
در برخوردها، برنامه ریزیها، ارشادات و راهنماییها، همواره باید رضایت الهى را مدنظر قرار داد و اعمال را با در نظر گرفتن صفاى باطن انجام داد. باید به این نکته توجه کرد که دل می تواند دل را هدایت کند لذا سخنى از مربى پذیرفته است که برخواسته از دل و جان وى باشد. خلوصها و القائات نشأت گرفته از ایمان و باور درونى، کارسازند و نمونه ها در این زمینه بسیار.
برای مطالعه بخش دوم این مقاله به «نقش خانواده و نهادهای اجتماعی در تربیت قرآنی فرزندان» مراجعه فرمایید.
جمع بندی
تربیت قرآنی فرزندان به یک معنا عبارتست از بارور ساختن استعدادها و توانمندی های دینی و مذهبی آنها در حوزه فکر و عمل. بدین منظور و در راستای تربیت قرآنی فرزندان می توان از روشهای تربیتی مختلف مانند تشویق، تمرین و تکرار، فضاسازی و حمایت های اجتماعی بهره جست.
فهرست منایع
۱-اتکینسون، ریتا؛ اتکینسون، ریچارد و هیلگارد، ارنست؛ «زمینه روانشناسی»؛ ترجمه براهنى و همکاران؛ انتشارات رشد؛ تهران؛ ۱۳۶۹
2-پارسا، محمد؛ «روانشناسى کودک و نوجوان»؛ انتشارات بعثت؛ تهران؛ ۱۳۶۸
3-سادات، محمد على؛ «اخلاق اسلامى»؛ انتشارات سمت؛ تهران؛ ۱۳۶۸
4-ستوده، هدایت ا…؛ «آسیب شناسى اجتماعى»؛ انتشارات آواى نور؛ تهران، ۱۳۷۹
5-شاکرى نیا، ایرج؛ «دین، نیاز دیروز، امروز و فرداى انسان»؛ مقاله ارائه شده در همایش دین و دنیا از منظر امام على(ع)؛ دانشگاه علوم پزشکى اصفهان؛ ۱۳۷۹
6-شعارى نژاد، على اکبر؛ «فرهنگ علوم رفتارى»؛ انتشارات امیر کبیر؛ تهران؛ ۱۳۶۵
7-شهید مطهرى، مرتضى؛ «تعلیم و تربیت در اسلام»؛ انتشارات صدرا؛ تهران، ۱۳۷۴
8-فرهادیان، رضا؛ «پایه هاى اساسى ساختار شخصیت انسان در تعلیم و تربیت»؛ مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامى؛ قم؛ ۱۳۷۶
9-کى نیا، مهدى؛ «مبانى جرم شناسى»؛ انتشارات دانشگاه تهران؛ تهران، ۱۳۵۷
10-«نهج البلاغه»؛ دکتر شهیدى؛ شرکت انتشارات علمى و فرهنگى؛ ۱۳۷۳
11-هومن، احمد؛ «زندان و زندانى»؛ انتشارات دانشگاه تهران؛ تهران؛ ۱۳۳۲
12-پارسا، محمد؛ «روانشناسى رشد کودک و نوجوان»؛ انتشارات بعثت؛ تهران؛ ۱۳۶۸
13-شاکرى نیا، ایرج؛ «برخى نکات تربیتى در کلام مولى على(ع) درباره جوانان»؛ مقاله ارائه شده در همایش امام على(ع) خورشید بی غروب؛ دانشگاه بیرجند؛ ۱۳۸۰
منبع اقتباس: مجموعه مقالات همایش قرآن و توسعه فرهنگی؛ ج۱ ص۵۱-۸۰؛ مقاله نقش خانواده و نهادهای اجتماعی در تربیت قرآنی فرزندان؛ نویسنده: دکتر ایرج شاکرى نیا (نورمگز)