نفحات الرحمن فی تفسیر القرآن‏

۱۴۰۱-۰۱-۲۵

274 بازدید

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

« نفحات الرحمن فی تفسیر القرآن» تألیف محمد نهاوندى، شامل تفسیر تمام سوره‏هاى قرآن است. تألیف کتاب در چهار جلد در سال ۱۳۶۹ ق به پایان رسیده و در سال ۱۳۷۰ ق چاپ آن کامل گردیده است. این تفسیر به دو زبان فارسى و عربى نگاشته شده است تا از این رهگذر استفاده و بهره‏گیرى از آن براى همگان میسر گردد. مفسر محترم پس از نقل آیات، ابتدا به تفسیر فارسى مى‏پردازد و آنگاه مطالب را به‏گونه مفصل به زبان عربى بیان مى‏کند.

تقریباً یک چهارم مجموعه کتاب را بخش فارسى آن به خود اختصاص داده است که مى‏تواند به‏صورت مستقل چاپ و براى فارسى‏زبانان مورد استفاده قرار گیرد.

مؤلف گرانمایه، قبل از ورود به تفسیر، مباحثى از علوم قرآن را به عنوان مقدمه و با نام« طرفه» بیان کرده است که مجموع آن به چهل بحث مى‏رسد. اهم آن مباحث عبارتند از: اعجاز قرآن، نزول قرآن، جمع‏آورى قرآن، نام‏هاى قرآن، صیانت قرآن از تحریف، ترتیب و تقسیم‏بندى و نام‏هاى سور، محکم و متشابه و تفسیر و تأویل، حروف مقطعه، نسخ در قرآن، ظهر و بطن قرآن، رفع تناقض در آیات، برترى قرآن بر سایر کتب آسمانى، تعلیم و تعلّم، تلاوت و حفظ قرآن، برترى برخى سور و….

مفسّر گرانقدر همانند تفسیر صافى، آیات را با بیانات تفسیرى پیوند داده و در هر یک از قسمت‏هاى آیه، به تناسب از بحث‏هاى دیگر استفاده کرده است؛ به عنوان نمونه در ذیل آیه ۴ سوره بقره چنین آورده است:

و الذین یؤمنون و یصدقون تصدیقاً حقیقیاً لسانیاً و جنانیاً بما أنزل من السماء متدرجاً إلیک من القرآن و جمیع احکام شریعتک… و ما أنزل من الکتب على سایر الانبیاء من قبلک‏.

و بدین‏شکل تفسیر قرآن کریم را با بیانات تفسیرى، شأن نزول‏ها، روایات و به تناسب با ذکر مباحث فقهى و کلامى به پایان مى‏برد و در ضمن بیان این مباحث، نظرات خود را نیز بیان مى‏دارد.

ویژگى‏هاى تفسیر

  1. بهره‏گیرى از روایات‏

استفاده گسترده مرحوم نهاوندى از روایات گوناگون، جلوه‏اى خاص به تفسیر بخشیده است. وى در پیشگفتار کتاب مى‏گوید: من کوشش فراوانى را براى نقل روایات وارده از طریق عامه و خاصه نموده‏ام« بالغت فی الجد بنقل ما وصل الىّ بطرق الخاصه و العامه من الروایات». بهره‏گیرى فراوان مؤلف محترم از روایات به‏گونه‏اى است که این تفسیر را مى‏توان تفسیر روایى دانست. روایات نقل شده در این کتاب تنها روایات تفسیرى نیست بلکه به هر مناسبتى از روایات بهره برده است؛ مثلاً ذیل آیه امر به معروف و نهى از منکر روایات متعددى نقل مى‏کند که قطعاً جنبه تفسیرى نداشته و صرفاً تأکیدى بر مفهوم آیه و اهمیت و فضیلت این فریضه الهى است. هچنین از این نمونه است، روایاتى که در بیان تاریخ امم گذشته آورده است.

در نقل روایات از منابع فراوانى سود جسته است که خود در خاتمه مقدمه از آنها نام برده است:

  1. جوامع الجامع ۲. بحار الانوار، ۳. حاشیه کتاب اسرار التنزیل، ۴. تفسیر صافى، ۵. مفاتیح الغیب، ۶. الاتقان، ۷. اسرار التنزیل، ۹. روح البیان و ۱۰. وسایل الشیعه.
  2. موضع‏گیرى درباره اسرائیلیات‏

مرحوم نهاوندى در ارتباط با روایات و اخبار اسرائیلى به شدت موضع‏گیرى مى‏نماید و آنها را با معیار عقل و کتاب سنجیده و مردود مى‏شمارد؛ به عنوان نمونه ذیل آیه‏«و اتّبعو ما تتلوا الشّیاطین على ملک سلیمان و ما کفر سلیمان و لکنّ الشیاطین کفروا یعلّمون النّاس السحر…»(بقره/ ۲/ ۱۰۲) پس از نقل برخى از روایات در این زمینه مى‏گوید:« لا یخفى انّ الروایات التی تکون موافقه لما اشتهر بین العامه لا بدّ من حملها على التقیّه لمخالفتها للکتاب و العقل و قال بعض العامه إنّ مدارها ماروته الیهود و أما توجیهها بالذى تکلّفه الفیض و بعض العامه ففى غایه البعد و حملها على کونها أسرارا لا یناسب رواتها کعطاء و ابن الکوّاء لبداهه عدم کونهما من أهل السر و الفهم.

و الحاصل أنّ الروایات الداله على عصیان الملکین بالشرک و الزنا و شرب الخمر و قتل النفس و مسخ الزهره مما یجب ردها او رد علمها إلیهم علیهم السلام».

  1. توجه به شأن نزول‏

یکى از مواردى را که مفسر مورد توجه قرار داده است ذکر شأن نزول‏هاى وارده است و چون شأن نزول‏ها به‏صورت روایت مى‏باشند لذا این خود بخشى از مسأله بهره‏گیرى از روایات به‏حساب مى‏آید. آنچه لازم به ذکر است، این‏که اصولاً مؤلف پس از نقل روایات در هر قسمت در صورتى‏که بین آنها تعارض و اختلافى باشد درصدد جمع بین آنها برمى‏آید و به‏گونه‏اى تخالف و تضاد بین آنها را برطرف مى‏سازد.

  1. ارتباط سور و نظم آیات‏

یکى دیگر از برجستگى‏هاى این تفسیر تلاش گسترده مفسّر، در بیان ارتباط سور و آیات است امّا این‏که تا چه اندازه در این جهت موفق بوده است، مجال دیگرى مى‏طلبد. این امر ناشى از اندیشه مفسّر در این بحث است، چه این‏که در مسأله جمع‏آورى قرآن و این‏که آیا قرآن به‏صورت موجود و با همین ترتیب در زمان شخص پیامبر اکرم( ص) شکل گرفته یا این ترتیب پس از آن‏حضرت توسط اصحاب صورت پذیرفته، دو دیدگاه وجود دارد:

برخى بر این باورند که ترتیب سور و آیات در زمان پیامبر اکرم( ص) و با نظارت حضرتش صورت نپذیرفته و اصحاب قرآن را بدین‏شکل جمع‏آورى کرده‏اند. در مقابل برخى اعتقادى جز این دارند و اصرار مى‏ورزند همان‏گونه که اصل قرآن وحى الهى است و در مطالب آن هیچ‏گونه تصرّفى صورت نگرفته است، در چینش آیات و سور نیز امر الهى دخالت داشته و نظارت پیامبر اکرم( ص) بر این امر مانع هرگونه تصرّف در نظم و ترتیب آیات و سور شده است و به اصطلاح معتقدند که ترتیب آیات و سور توقیفى است( گر چه همگان بر این واقعیت اذعان دارند که شکل موجود قرآن طبق نزول آن نیست) و مرحوم نهاوندى( ره) از دسته دوّم به‏شمار مى‏رود و بحثى را در مقدمه کتاب در همین جهت به میان آورده و در فرازهایى از آن چنین مى‏گوید:

« لا ریب أنّ لآیات الکتاب العزیز و سوره ترتیباً مرضیاً عندالله ثابتاً فی اللوح المحفوظ منزّلاً على النبی صلی اللّه علیه و اله بواسطه جبرئیل علیه السلام لأنّ حسن الترتیب و النظم ممّاله مدخل تام فی حسن الکتاب و فی القرآن المجید الذی هو أحسن الکتب و مطالبه أحسن الحدیث و على هذا لابدّ أن یکون نظمه و ترتیبه من قبل الله و لا یکون من البشر…».

و تا آنجا پیش مى‏رود که به نقل از برخى بزرگان مى‏گوید:« اکثر لطائف القرآن مودعه فی الترتیبات و الروابط و قال آخر من تأمل فی لطائف نظم السور و فی بدایع ترتیبها علم أنّ القرآن کما أنّه معجز بحسب فصاحته و شرف معاینه فهو ایضاً معجز بسبب ترتیبه و نظم آیاته».

بدیهى است که چنین اندیشه‏اى در عمل تأثیر به‏سزایى گذاشته و مفسر را بر این داشته است که کوشش فراوانى در جهت ارتباط سور و آیات بنماید. به عنوان نمونه در پایان سوره نساء و قبل از شروع در تفسیر سوره مائده مى‏گوید:

« و من لطائف هذه السوره المبارکه…» خداوند این سوره را با بیان قدرت کامل خویش آغاز نمود، آنجا که مى‏فرماید:«خلقکم من نفس واحده»و در پایان سوره، علم کامل خویش را بیان کرد«و هو بکل شی علیم»و این دو صفت، مرجع تمامى صفات خداوند و ثابت کننده الوهیت و ربوبیّت است و از آنجا که این دو( الوهیت و ربوبیت) اطاعت و انقیاد کامل عبد را موجب مى‏شود، لذا به دنبال آن، سوره مائده را آورده که در آن امر به اطاعت جمیع احکام شده است، چرا که احکام خود عقد و عهد الهى است».

و بدین‏شکل در هر سوره‏اى، سعى در ایجاد ارتباط با سوره قبلى دارد و همین ارتباط را در آیات نیز دنبال مى‏کند مثلاً: در ارتباط آیه:«و آتوا الیتامى اموالهم…»با آیه بعد از آن که مى‏فرماید:«و إن خفتم أن لا تقسطوا فی الیتامى فانکحوا ما طاب لکم من النساء…»(نساء/ ۴/ ۲- ۳) سخنان گوناگون و مختلفى گفته شده است امّا مرحوم نهاوندى چنین مى‏گوید:

« لمّا کان تولی امر الیتیم و حفظ ماله فی الأغلب لازماً لکفالته و عشرته… فانکحوا و تزوّجوا ما طاب لکم و من یوافق میل قلوبکم من النساء فا شأنهنّ حضانه الاطفال…» یعنى از آنجا که سرپرستى یتیم و حفظ اموال وى غالباً ملازم با معاشرت اوست و این روشن است که بچه کوچک نوعاً پیشنهادات و خواسته‏هایى دارد که در بسیارى از موارد موافقت با آنها امکان ندارد و مردان نمى‏توانند او را از خواسته‏هایش منصرف نمایند، به‏ویژه اگر بچه لجباز و بد اخلاق باشد. اینجا است که مرد به ستوه آمده و چه بسا یتیم را بزند، دشنام دهد و بالاخره بر او تعدى روا دارد لذا خداوند راه فرار از این مشکله را نشان داده و فرموده است اگر ترس از این دارید درباره ایتام عدالت را رعایت نکنید پس با هر زنى که مایلید و مورد رضایت شما است ازدواج کنید که شأن و کار زن نگهدارى بچه‏ها و مدارا با آنان و نیز تدبیر و به کارگیرى روشهاى گوناگون در راضى نگه داشتن بچه‏ها و منصرف نمودن آنان از خواسته‏هایشان است…».

و در پایان مى‏گوید:« اعلم أنّ ما ذکرته من وجه النظم هو الذی سنح بخاطری و قوى فی نظری».

  1. توجه به مسایل کلامى‏

آنجا که سخن از بحث‏هاى کلامى به میان مى‏آید، مفسر از این فرصت بهره جسته و به تفصیل وارد این‏گونه بحث‏ها مى‏شود و در این بین سخنان فخر رازى را نقل و سپس درصدد ردّ آنها برمى‏آید؛ براى نمونه مى‏توان به بحث عصمت انبیا ذیل آیه:«فتلقّى آدم…»(بقره/ ۲/ ۳۷) و بحث جبر و اختیار ذیل آیه‏«ختم الله على قلوبهم…»(بقره/ ۲/ ۷) و مسأله امامت و ولایت ذیل آیه‏«أطیعوا الله و أطیعوا الرسول و أولوالامر منکم…»(نساء/ ۴/ ۵۹) اشاره کرد که همت مؤلف مصروف بیان نظرات و دیدگاه‏هاى مذهب شیعه گردیده است.

  1. بیان مسایل فقهى‏

نظر به اینکه بخش عمده‏اى از قرآن کریم را آیات احکام تشکیل مى‏دهد، طبیعى است که بسیارى از مفسران به تناسب به مباحث فقهى بپردازند و در این بین برخى به تفصیل و پردامنه این مباحث را دنبال کرده‏اند تا آنجا که تفسیرشان چهره تفسیرى فقهى به خود گرفته است. امّا مفسر گرانقدر تفسیر نفحات الرحمن در بحثهاى فقهى، ابتدا چند روایات را ذکر و سپس به استناد آنها نظر خود را بیان مى‏کند. مثلا ذیل آیه‏«و للّه على الناس حج البیت من استطاع الیه سبیلا»(آل عمران/ ۳/ ۹۷) پس از نقل برخى از روایات درباره استطاعت، مى‏گوید: در صورتى که انسان خرج رفت و برگشت به حج را داشته باشد ولى پس از بازگشت زندگى‏اش با مشقت بگذرد مستطیع نیست؛ و برخى روایاتى را که به ظاهر مخالف با این حکم است، حمل به استحباب مى‏نماید.

به هر صورت، گرچه در این تفسیر بحثهاى ادبى بچشم نمى‏خورد ولى بهره‏گیرى مفسر از پاره‏اى نکات و کلمات دیگر مفسران و با توجه به ویژگیهاى بر شمرده شده مى‏توان تفسیر مذکور را تفسیرى کاملا قابل استفاده براى علاقه‏مندان به پژوهش در قرآن مجید و بحثهاى تفسیرى دانست.

نسخه شناسى‏

این تفسیر نخست از سوى چاپخانه علمى با چاپ سنگى در سال ۱۳۷۰- ۱۳۷۵ هجرى قمرى در ۴ مجلد رحلى بزرگ به چاپ رسید. جلد اول تا بخشى از سوره انعام، جلد دوم تا سوره اسراء، جلد سوم از سوره کهف تا فاطر، جلد چهارم از سوره فاطر تا ناس مى‏باشد.

مدتهاست که این تفسیر از سوى مؤسسه بعثت، دفتر قم در دست تحقیق و نشر است و مرحله تایپ و تصحیح را گذرانده است و امید است به زودى به شکل معمولى چاپ گردد.

 

بدون دیدگاه