مشروعیت جهاد در نبرد جمل، موضوع محوری این نوشتار است. خطبه های زیر، مجموعه ای از سخنرانی های تاریخی حضرت امام حسن مجتبی(ع) هستند که در حساس ترین مقطع تاریخ اسلام، یعنی پیش از آغاز جنگ جمل (۳۶ هجری قمری)، در شهر کوفه ایراد شده اند. این دوران، نخستین رویارویی نظامی میان مسلمانان پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) بود و با شورش پیمان شکنانی چون طلحه و زبیر علیه حکومت عدل امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (ع) آغاز شد.
شهر کوفه به دلیل موقعیت استراتژیک، جمعیت انبوه و ترکیب سیاسی-اجتماعی پیچیده اش، نقشی تعیین کننده در سرنوشت این نبرد داشت. با این حال، کوفه تحت نفوذ ابوموسی اشعری، والی وقت، قرار داشت که به بهانه حفظ بی طرفی و فتنه پرهیزانه، سیاست «تخذیل» (بازداشتن مردم از یاری حکومت حق) را در پیش گرفته بود و عملاً در جبهه مخالف قرار داشت.
این وضعیت، اعزام یک هیئت عالی رتبه را از سوی امام علی (ع) ضروری ساخت. هیئتی که شامل امام حسن(ع) به عنوان فرزند ارشد و صاحب کرامت نبوی، مالک اشتر نخعی به عنوان فرمانده نظامی و عمار یاسر به عنوان صحابی کهنسال و معیار حق بود.
امام حسن(ع) در این فراخوان حیاتی، مأموریتی فراتر از بسیج نظامی داشت؛ ایشان موظف بود تا با تکیه بر جایگاه خلافت الهی امیرالمؤمنین(ع) و تأکید بر بیعت آزادانه ناکثین (پیمان شکنان)، مبانی مشروعیت جهاد را تبیین کرده و با از میان برداشتن حجاب شبهه و سستی، مردم کوفه را که خود به عنوان «جبهه الامصار و رؤساء العرب» شناخته می شدند، به ایفای نقش تاریخی خود دعوت کند. این خطبه ها در واقع یک مانور سیاسی-عقیدتی در برابر تخذیل ابوموسی و اثبات ضرورت قاطعیت در برابر فتنه بود.
بخش اول: فراخوان عمومی و تأکید بر مشروعیت جهاد
خُطْبَتُهُ (عَلَیْهِ السَّلَامُ) لِاسْتِنْفَارِ أَهْلِ الْکُوفَهِ إِلَى حَرْبِ الْجَمَلِ: أَیُّهَا النَّاسُ! إِنَّهُ قَدْ کَانَ مِنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ (عَلَیْهِ السَّلَامُ) مَا تَکْفِیکُمْ جُمْلَتُهُ، وَ قَدْ أَتَیْنَاکُمْ مُسْتَنْفِرِینَ لَکُمْ، لِأَنَّکُمْ جَبْهَهُ الْأَمْصَارِ وَ رُؤَسَاءُ الْعَرَبِ. وَ قَدْ کَانَ مِنْ نَقْضِ طَلْحَهَ وَ الزُّبَیْرِ بَیْعَتَهُمَا وَ خُرُوجِهِمَا بِعَائِشَهَ مَا قَدْ بَلَغَکُمْ، وَ هُوَ ضَعْفُ النِّسَاءِ وَ ضَعْفُ رَأْیِهِنَّ،
وَ قَدْ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى: ﴿الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ﴾.[۱] وَ ایْمُ اللَّهِ لَوْ لَمْ یَنْصُرْهُ أَحَدٌ لَرَجَوْتُ أَنْ یَکُونَ لَهُ فِیمَن أَقْبَلَ مَعَهُ مِنَ الْمُهَاجِرِینَ وَ الْأَنْصَارِ، وَ مَنْ یَبْعَثُ اللَّهُ لَهُ مِنْ نُجَبَاءِ النَّاسِ کِفَایَهٌ، فَانْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ؛
خطبه آن حضرت برای تحریض اهل کوفه به جنگ جمل: ای مردم! امیرالمؤمنین در گذشته تمام شما را یاری نمود و هم اکنون آمده ایم تا شما را به سوی او بخوانیم، چرا که شما پیشوای شهرها و رؤسای عرب هستید و خبر بیعت شکستن طلحه و زبیر و خروجشان به همراه عایشه به شما رسیده است، و آن ناشی از ضعف زنان و ضعف عقیده ایشان می باشد، و خداوند فرموده است: «مردان بر زنان تفوق دارند».
و به خدا سوگند می خورم اگر کسی او را یاری نکند، در میان مهاجرین و انصار که برای یاری او می آیند، و آنان که خداوند از انسان های پاک برای او می فرستد، برای او کافی می باشد. خداوند را یاری کنید تا شما را یاری کند.
(این بخش با تأکید بر نقش استراتژیک کوفه به عنوان جَبْهَهُ الْأَمْصَارِ، مسئولیت تاریخی مردم آن را گوشزد می کند. امام حسن(ع) تلاش دارد تا با نشان دادن ریشه شورش ناکثین در نقص فکری و اخلاقی (نه بدعت شرعی)، زمینه را برای اثبات مشروعیت جهاد علیه آنان فراهم سازد.
ایشان با اشاره به ضَعْفُ النِّسَاءِ و ضَعْفُ رَأْیِهِنَّ، انگیزه شورش را از یک اختلاف کلامی به یک خطای تدبیری کاهش می دهد. اطمینان الهی امام مبنی بر پیروزی حتی بدون یاری کوفیان، یک اتمام حجت است که به کوفیان می فهماند که یاری کردن، شرط دریافت نصرت الهی و کسب سعادت فردی است و به تحقق مشروعیت جهاد علیه فتنه جمل کمک می کند.)
بخش دوم: «باب هدی» و مشروعیت جهاد الهی
خُطْبَتُهُ (عَلَیْهِ السَّلَامُ) فِی تَحْرِیضِ النَّاسِ لِنُصْرَهِ عَلِیٍّ (عَلَیْهِ السَّلَامُ) لَمَّا بَلَغَ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ (عَلَیْهِ السَّلَامُ) مَا کَانَ مِنْ أَمْرِ أَبِی مُوسَى فِی تَخْذِیلِ النَّاسِ عَنْ نُصْرَتِهِ، أَنْفَذَ الْحَسَنَ (عَلَیْهِ السَّلَامُ) وَ الْأَشْتَرَ وَ عَمَّارَ إِلَى الْکُوفَهِ. لَمَّا دَخَلُوا الْمَسْجِدَ صَعِدَ الْحَسَنُ (عَلَیْهِ السَّلَامُ) الْمِنْبَرَ فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَیْهِ وَ ذَکَرَ جَدَّهُ فَصَلَّى عَلَیْهِ، ثُمَّ قَالَ: أَیُّهَا النَّاسُ! إِنَّ عَلِیًّا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ بَابُ هُدًى، فَمَنْ دَخَلَهُ اهْتَدَى، وَ مَنْ خَالَفَهُ تَرَدَّى؛
خطبه آن حضرت در تحریض مردم به یاری پدرش: هنگامی که به حضرت علی (ع) خبر رسید که ابوموسی اشعری مردم کوفه را از یاری امام برحذر می دارد، امام حسن (ع) و مالک اشتر و عمار یاسر را به سوی او فرستاد. هنگامی که داخل مسجد شدند، امام حسن (ع) بالای منبر رفت و چنین فرمود: ای مردم! علی، امیر مؤمنان، دروازه هدایت است. پس هر که داخل آن شود، هدایت می یابد و هر که مخالفت کند، هلاک می گردد.
(این بخش، محوریت معنوی علی (ع) را به عنوان «بَابُ هُدًى» تثبیت می کند و در واقع، مبنای مشروعیت جهاد را از منظر کلامی و الهی فراهم می سازد. «باب هدی» بودن امام (ع) به این معناست که امر او تجلی امر الهی است.
این تعریف، پاسخ مستقیمی به سیاست تخذیل ابوموسی اشعری است؛ زیرا امام حسن(ع) با طرح دوگانه هدایت و هلاکت، هر گونه امکان «بی طرفی» در این جنگ را از بین می برد و اعلان می کند که عدم مشارکت در جهاد علیه ناکثین، خود به مثابه هلاکت است. بنابراین، فتوای ابوموسی درباره عدم وجوب جهاد باطل اعلام شده و ضرورت جهاد فعال برای حفظ دین و حکومت عدل، از طریق مشروعیت الهی امام (ع) تبیین می شود.)
بخش سوم: تثبیت مشروعیت جهاد با قیاس به جهاد نبوی
خُطْبَتُهُ (عَلَیْهِ السَّلَامُ) فِی تَحْرِیضِ النَّاسِ لِنُصْرَهِ عَلِیٍّ (عَلَیْهِ السَّلَامُ): رُوِیَ أَنَّهُ لَمَّا سَارَ عَلِیٌّ (عَلَیْهِ السَّلَامُ) مِنَ الْمَدِینَهِ إِلَى فَیْدٍ، بَعَثَ الْحَسَنَ (عَلَیْهِ السَّلَامُ) وَ عَمَّارًا وَ ابْنَ عَبَّاسٍ إِلَى الْکُوفَهِ، لَمَّا دَخَلُوا الْمَسْجِدَ صَعِدَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ (عَلَیْهِ السَّلَامُ) الْمِنْبَرَ، فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَیْهِ.
ثُمَّ ذَکَرَ جَدَّهُ فَصَلَّى عَلَیْهِ، وَ ذَکَرَ فَضْلَ أَبِیهِ وَ سَابِقَتَهُ وَ قَرَابَتَهُ بِرَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ، وَ أَنَّهُ أَوْلَى بِالْأَمْرِ مِنْ غَیْرِهِ، ثُمَّ قَالَ: مَعَاشِرَ النَّاسِ! إِنَّ طَلْحَهَ وَ الزُّبَیْرَ قَدْ بَایَعَا عَلِیًّا طَائِعِینَ غَیْرَ مُکْرَهِینَ، ثُمَّ نَفَرَا وَ نَکَثَا بَیْعَتَهُمَا لَهُ، فَطُوبَى لِمَنْ خَفَّ فِی مُجَاهَدَهِ مَنْ جَاهَدَهُ، فَإِنَّ الْجِهَادَ مَعَهُ کَالْجِهَادِ مَعَ النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ؛
خطبه آن حضرت در تحریض مردم به یاری پدرش: روایت شده است که هنگامی که علی (ع) از مدینه حرکت کرد و به نزدیکی شهر کوفه رسید، امام حسن(ع) و عمار و ابن عباس را برای جلب حمایت مردم به کوفه فرستاد. هنگامی که داخل مسجد شدند، امام حسن بن علی (ع) بالای منبر رفت، حمد و ثنای الهی را گفت، آنگاه نام پیامبر را ذکر کرد و بر او درود فرستاد، و فضیلت پدرش، سابقه او در اسلام و نزدیکی اش به پیامبر را یادآوری نمود، و اینکه او به خلافت از همه شایسته تر است. آنگاه گفت:
ای مردم! طلحه و زبیر آزادانه و بدون اجبار و اکراهی بیعت کردند، آنگاه کوچ کرده و بیعتشان را شکستند. خوشا به حال آنکه در نبرد با کسانی که به مبارزه با او آمده اند، سبکبال حرکت کند، چرا که جهاد با او، مانند جهاد با پیامبر (ص) است.
(امام (ع) در این بخش، ابتدا مشروعیت سیاسی خلافت امیرالمؤمنین(ع) را بر اساس سه معیار فضل، سابقه و قرابت اثبات می کند و شورش ناکثین را از طریق تأکید بر بیعت «طَائِعِینَ غَیْرَ مُکْرَهِینَ» فاقد هر گونه وجاهت سیاسی اعلام می نماید؛ اما اوج تبیین مشروعیت جهاد، در فراز پایانی است: فَإِنَّ الْجِهَادَ مَعَهُ کَالْجِهَادِ مَعَ النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ.
این قیاس، بالاترین تأیید شرعی را به جنگ جمل می بخشد. با هم ردیف قرار دادن جهاد در کنار امام علی (ع) با جهاد در رکاب پیامبر (ص)، شبهه ناشی از نبرد داخلی بودن این جنگ کاملاً برطرف شده و مشروعیت جهاد در این جبهه، به یک فریضه دینی ابدی ارتقا می یابد. این حکم، هر گونه شایعه مبنی بر ماهیت قدرت طلبانه جنگ را باطل می سازد.)
تحلیلی بر خطبه های سه گانه امام حسن مجتبی (ع)
خطبه های سه گانه امام حسن مجتبی (ع) در کوفه، یک پیام کلامی-سیاسی یکپارچه و قاطع برای تثبیت مشروعیت جهاد در نبرد جمل منتقل نمودند. این خطبه ها در حساس ترین مقطع تاریخی، مرز حق و باطل را با محوریت امیرالمؤمنین علی (ع) تعیین کرده و در سه سطح محوری به تبیین و تثبیت مشروعیت جهاد پرداختند:
سطح اول: تثبیت مشروعیت الهی و کلامی جهاد: ایشان جایگاه امیرالمؤمنین(ع) را به عنوان «بَابُ هُدًى» تعریف می کنند که اطاعت از او موجب هدایت و تخطی از او موجب هلاکت است. این تعریف، زمینه ای کلامی برای مشروعیت جهاد ایجاد می کند و به معنای آن است که بی طرفی در این نبرد، خود انتخاب جبهه باطل و هلاکت است و تنها راه نجات، جهاد فعال است.
سطح دوم: نفی مشروعیت شورش و تبیین انگیزه جهاد: امام (ع) با استناد به بیعت «طَائِعِینَ غَیْرَ مُکْرَهِینَ» و اشاره به ضعف انگیزه های شورشیان، هر گونه توجیه سیاسی و دینی برای خروج طلحه و زبیر را نفی می نماید. این عمل، نشان می دهد که نبرد علی (ع) صرفاً دفاع از حکومت حق در برابر طغیان و پیمان شکنی است و لذا مشروعیت جهاد با هدف دفاع از نظام عدل، کاملاً پابرجاست.
سطح سوم: اعلام بالاترین درجه مشروعیت جهاد (تطبیق با نبوت): حکم نهایی ایشان این است که «الْجِهَادَ مَعَهُ کَالْجِهَادِ مَعَ النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ». این بالاترین سطح از تأیید شرعی است که مشروعیت جهاد در کنار امام (ع) را هم تراز با نبردهای صدر اسلام قرار داده و نبرد جمل را از یک اختلاف سیاسی به یک فریضه الهی تبدیل می کند. این تأکید، هر گونه تردید را از بین برده و انگیزه های جهادگران را تقویت نمود.
در نتیجه، این خطبه ها نه تنها کوفیان را بسیج کردند و به پیروزی قاطع سپاه امام علی (ع) در جمل یاری رساندند، بلکه به مثابه یک منشور مبارزاتی کلامی برای تبیین مشروعیت جهاد علیه هر گونه پیمان شکنی و تخطی از ولایت حق در طول تاریخ باقی ماندند.
جمع بندی
در این نوشتار، به اختصار موضوع مشروعیت جهاد در نبرد جمل با بررسی خطبه های امام حسن مجتبی (ع) در کوفه تبیین گردید. امام حسن (ع) برای مقابله با سیاست «تخذیل» ابوموسی اشعری، سه محور را مطرح ساخت: معرفی امام علی (ع) به عنوان «باب هدایت» برای نفی بی طرفی، نفی مشروعیت شورش ناکثین با تأکید بر بیعت آزادانه، و همسانی جهاد در رکاب امام علی (ع) با جهاد در رکاب پیامبر (ص). این خطبه ها نه تنها کوفیان را بسیج ساخت، بلکه مبانی کلامی و فقهی لازم برای تثبیت وجوب این جهاد را به خوبی تبیین نمود.
پی نوشت
[۱] سوره نساء، آیه۳۴
منبع اقتباس: قیومى اصفهانی، جواد، صحیفه الحسن (علیه السلام)، قم، دفتر انتشارات اسلامی، زمستان ۱۳۷۵ شمسی، ص۱۱۴ تا ۱۱۸. سایت کتابخانه فقاهت