یکی از موضوعاتی که با عبارات و واژگان گوناگون بارها در قرآن کریم به آن توصیه و تاکید شده، تفکر و اندیشیدن است. سفارش به تعقل و تفکر در قرآن شامل موضوعات مختلفی می شود. همچنین در آیاتی چند، به برخی موانع تفکر در قرآن اشاره شده که در ادامه این نوشتار، ضمن بررسی مفهوم و موضوعات تفکر در قرآن، به موانع آن نیز اشاره می کنیم.
مفهوم شناسی واژه تفکر در قرآن
«تفکر»، مصدر ثلاثی مزید از ماده «ف ک ر» است. ابن منظور در بیان معنای لغوی فکر می گوید: « فَکر یا فِکر به کار گرفتن ذهن است در موضوع معینی.»[۱] راغب اصفهانی در تبیین معنای دو واژه «فکر» و «تفکر» می گوید: «فکر قوه ای است که علم را به سوی معلوم رهنمون می شود و تفکر به حرکت در آوردن این قوه بر اساس نظر عقل است که فقط برای انسان امکان پذیر است نه حیوان.»[۲]
منابع و موضوعات تفکر در قرآن
یکی از پرسش های مهم در باب تفکر، موضوع آن است. به کار گیری قوه اندیشه برای موضوعات کم اهمیت، باعث تضییع عمر و نعمت تفکر می شود در مقابل، تفکر در موضوعات مهم و اساسی می تواند انسان را به مسیر الهی هدایت کند. آیات قرآن در این زمینه، بهترین راهنماست و به موضوعات بسیاری برای تفکر اشاره کرده است. از آنجا که پرداختن به تمام موضوعات مورد اشاره قرآن در این نوشتار ممکن نیست، از باب نمونه به چند مورد از مهمترین موضوعات تفکر در قرآن اشاره می شود.
۱. نشانه های خدا
یکی از مهمترین موضوعات تفکر در قرآن، نشانه های خدا هستند. قرآن می فرماید: «الَّذِینَ یَذْکُرُونَ اللَّهَ قِیَامًا وَ قُعُودًا وَ عَلَى جُنُوبِهِمْ وَ یَتَفَکَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ؛[۳] همان کسانى که خدا را ایستاده و نشسته، و در حالى که بر پهلو خوابیده اند، یاد مى کنند؛ و در اسرار آفرینش آسمانها و زمین مى اندیشند.»
در این آیه، نخست اشاره به ذکر و سپس اشاره به فکر شده است؛ یعنی تنها یادآوری خدا کافی نیست. آنگاه این یادآوری ثمرات ارزنده دارد که آمیخته با تفکر باشد. همانطور که تفکر در خلقت آسمان و زمین اگر آمیخته، با یاد خدا نباشد، نیز بجایى نمیرسد چه بسیارند دانشمندانى که در مطالعات فلکى خود و تفکر مربوط به خلقت کرات آسمانى این نظام شگفتانگیز را مىبینند اما چون بیاد خدا نیستند، و عینک توحید بر چشم ندارند و از زاویه شناسایى مبدء هستى به آنها نگاه نمىکنند، از آن نتیجه لازم تربیتى و انسانى را نمىگیرند.[۴]
قرآن کریم در آیات زیادی به صورت مشخص به بیان و تفصیل برخی از نشانه ها پرداخته و از انسان ها خواسته است تا آن ها را موضوع تفکر خود قرار دهند تا به شناخت صحیح خداوند نایل شوند. در ادامه به دو نمونه دیگر از آیات تفکر در قرآن اشاره می کنیم:
«وَ سَخَّرَ لَکُمْ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِی الْأَرْضِ جَمِیعًا مِنْهُ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ؛[۵] او آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است همه را از جانب خویش مسخّر شما ساخته؛ در این نشانه هاى مهمّى است براى کسانى که اندیشه می کنند.»
همچنین خداوند در آیه ای دیگر می فرماید: «یُنبِتُ لَکُمْ بِهِ الزَّرْعَ وَ الزَّیْتُونَ وَ النَّخِیلَ وَ الْأَعْنَابَ وَ مِنْ کُلِّ الثَّمَرَاتِ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَهً لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ؛[۶] خداوند با آن آب، براى شما زراعت و زیتون و نخل و انگور، و از همۀ میوه ها مى رویاند؛ به یقین در این، نشانه اى روشن از عظمت خدا براى اندیشمندان است.»
در هر جایی از قرآن که آیات و نشانه های خداوند ذکر گردیده است برای درک و فهم آنها یک نیروی درونی در انسان مورد خطاب قرار گرفته است که آن نیروی درونی، فکر و عقل است. بنابراین روشن می شود که آفرینش خداوند یکی از منابع مهم تفکر در قرآن کریم می باشد.
ما در اینجا به همین دو آیه اکتفا می کنیم اما در آیات قرآن، نشانه های دیگری از خلقت نیز به عنوان موضوع تفکر در قرآن آمده است؛ از جمله: هدایت مرموز و زندگی ویژه زنبور عسل (نحل، ۶۹)، جایگاه زن در نظام آفرینش و خلق زوج برای انسان از جنس خودش به منظور آرامش یافتن و ایجاد مودّت و رحمت بین آنها (روم، ۲۱) و توسعه زمین، خلقت کوه ها و نهرها، ایجاد زوجیت در میان موجودات و ارتباط شب و روز (رعد، ۳).
۲. ارزش زندگی دنیا
از دیگر موضوعات تفکر در قرآن، زندگی دنیا و مقدار ارزش آن است. قرآن در معرفی دقیق تر زندگی دنیا در یک بیان تمثیلی، آن را به آب بارانی تشبیه می کند که با نزول آن، گیاهانی رنگارنگ و زیبا بر پهنه زمین می رویند و صحنه زیبایی از نشاط، امید، سرزندگی و احساس توانایی در صاحبان آن پدید می آید، اما ناگهان بر اثر یک بلای آسمانی یا زمینی، همه گیاهان نابود می شوند به گونه ای که هیچ اثری از آن همه زیبایی و نشاط باقی نمی ماند. خداوند، پس از بیان این تمثیل، چنین می فرماید: «کَذَلِکَ نُفَصِّلُ الْآیَاتِ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ؛[۷] این گونه، آیات خود را براى گروهى که مى اندیشند، شرح مى دهیم.»
از کنار هم قرار دادن این آیه و آیات فراوانی که درباره چیستی و ارزش دنیا در نگاه قرآن وارد شده، این جمع بندی به دست می آید که ارزش زندگی دنیا، یکی از موضوعات و منابع اصلی تفکر در قرآن است.
۳. حقیقت مرگ
حقیقت مرگ، یکی دیگر از موضوعات تفکر در قرآن به شمار می آید. برخی از آیات قرآن برای روشن تر شدن حقیقت مرگ، آن را از سنخ خواب معرفی می نمایند که در هر دوی آن ها، خداوند روح را از بدن دریافت می کند با این تفاوت که در مرگ، روح را نگه می دارد، اما در خواب، روح را به صاحبش باز می گرداند تا زمان مرگش فرا رسد.
قرآن پس از این معرفی، انسان ها را به اندیشه ورزی فرا خوانده، چنین می گوید: «إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ؛[۸] در این امر نشانه هاى روشنى است براى کسانى که می اندیشند.»
۴. مسئله نبوت پیامبر اسلام (ص)
یکی دیگر از موضوعات تفکر در قرآن، مسئله نبوت و حقانیت پیامبر (ص) است. خداوند در قرآن به پیامبر اکرم (ص) دستور می دهد که به کسانی که نسبت به پیامبری آن حضرت تردید دارند، بگوید: «من نمی گویم که خزائن خدا نزد من است و من (جز آنچه خدا به من بیاموزد) از غیب آگاه نیستم و به شما نمی گویم که من فرشته ام. تنها از آنچه به من وحی می شود پیروی می کنم.» آنگاه چنین می گوید: «قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الْأَعْمَى وَ الْبَصِیرُ أَفَلَا تَتَفَکَّرُونَ؛[۹] بگو: آیا نابینا و بینا مساویند؟! پس چرا نمی اندیشید؟!».
معنای این سخن این است که پیامبر (ص) اگر چه در انسانیت و رفتارهای انسانی با سایر افراد یکسان است اما نزول وحی آسمانی بر قلب آن حضرت، به او چنان بصیرتی داده است که سایر افراد در مقایسه با او نابینا به شمار می آیند. تفکر در همین تفاوت کافی است تا معترضان به پیامبری آن حضرت، ایمان بیاورند و از او تبعیت نمایند.[۱۰]
در فرآیند نزول وحی آسمانی، پیامبر (ص) که واسطه بین خدا و مردم است، نقش ویژه ای بر عهده دارد. از این رو ایجاد تردید در سلامتی آن حضرت به تردید در کتاب وحی می انجامد. مشرکان برای مبارزه با قرآن در گام نخست با طرح جنون پیامبر (ص) به تردید افکنی درباره وحیانی بودن قرآن پرداختند. قرآن با یک بیان توبیخ آمیز، آنان را مورد سوال قرار داده، چنین می گوید: «أَ وَ لَمْ یَتَفَکَّرُوا مَا بِصَاحِبِهِمْ مِنْ جِنَّهٍ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِیرٌ مُبِینٌ؛[۱۱] آیا فکر نکردند که همنشین آنها [ پیامبر] هیچ گونه اثرى از جنون ندارد؟! پس چگونه چنین نسبت ناروایى به او مى دهند؟! او فقط بیم دهنده اى روشنگر است. که مردم را متوجّه وظایفشان مى سازد.»
تعبیر صاحب (همنشین) شما به این منظور به کار رفته است که به به یاد مشرکان بیاورد که این مرد، همان کسی است که چهل سال با او همنشین بودند، در این مدت که فاصله بین ولادت و بعثت اوست، هیچ گونه اختلافی در فکر او حتی هیچ سابقه ای از خفت رأی و یا هر چیزی که توهم جنون بیاورد از او ندیدند، پس چگونه او را دیوانه می خواندند.[۱۲]
۵. تفکر در عظمت قرآن و حقانیت آن
خداوند در بسیاری از آیات قرآن، برای آنکه مخاطبان آن را متوجه عظمت و حقانیت آن نماید و به دنبال آن شوق فراگیری و عمل به تعالیمش را در درون جان انسان ها برانگیزد، با شیوه های متعددی در صدد اثبات و بیان این موضوع بر آمده و مخاطبان قرآن را به اندیشه در عظمت آن فرا می خواند. «لَوْ أَنزَلْنَا هذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَرَأَیْتَهُ خَاشِعًا مُتَصَدِّعًا مِنْ خَشْیَهِ اللَّهِ وَ تِلْکَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ؛[۱۳] اگر این قرآن را بر کوهى نازل می کردیم، می دیدى که در برابر آن خاشع مى شود و از خوف خدا مى شکافد! اینها مثالهایى است که براى مردم می زنیم، شاید در آن بیندیشند.»
بنابراین یکی از موضوعات مهم تفکر در قرآن، در واقع تفکر در مورد خود قرآن و اندیشیدن پیرامون عظمت و بزرگی این کلام آسمانی است.
موانع شکل گیری تفکر در قرآن
اندیشه و تفکر صحیح و پر ثمر زمانی شکل می گیرد که انسان علاوه بر انتخاب موضوع مناسب تفکر، نسبت به موانع تفکر صحیح نیز آگاهی های لازم را داشته باشد. قرآن در زمینه موانع تفکر نیز به عناصر مهمی اشاره نموده که در ادامه به سه مورد از موانع شکل گیری تفکر در قرآن اشاره می کنیم:
۱. جهل
قرآن به صورت مطلق آدمیان را از ورود جاهلانه به مسائل و موضوعاتی که درباره آنها از شناخت کافی برخوردار نیستند، بر حذر داشته، می فرماید: «وَ لَا تَقْفُ مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤَادَ کُلُّ أُولئِکَ کَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا؛[۱۴]از آنچه به آن آگاهى ندارى، پیروى مکن؛ چرا که گوش و چشم و دل، همه مسئولند.» انسان برای تفکر صحیح، ابتدا باید اطلاعاتی کافی درباره موضوع به دست آورد و سپس به تحلیل آن بپردازد. بنابراین یکی از موانع تفکر در قرآن را باید جهل و نداشتن علم کافی دانست.
۲. غفلت
قلب، چشم و گوش، ابزارهای ضروری برای کسب شناخت و هشیاری نسبت به اشیا و پدیده های پیرامون انسانند و در صورتی که این ابزارها به هر دلیل به کار گرفته نشوند، غفلت بر وجود انسان حاکم می شود. از همین رو غفلت، یکی از بزرگ ترین موانع در مسیر فعلیت یافتن قدرت تفکر در قرآن معرفی شده است:
«وَ لَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ کَثِیرًا مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لَا یَفْقَهُونَ بِهَا وَ لَهُمْ أَعْیُنٌ لَا یُبْصِرُونَ بِهَا وَ لَهُمْ آذَانٌ لَا یَسْمَعُونَ بِهَا أُولئِکَ کَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِکَ هُمُ الْغَافِلُونَ؛[۱۵] به یقین، گروه بسیارى از جنّ و انس را براى دوزخ آفریدیم؛ آنها دلها [ عقلها] یى دارند که با آن اندیشه نمى کنند، و نمی فهمند؛ و چشمانى که با آن نمى بینند؛ و گوشهایى که با آن نمى شنوند؛ آنها همچون چهارپایانند؛ بلکه گمراهتر! اینان همان غافلانند چون امکان هدایت دارند و بهره نمى گیرد.»
۳. پیروی های کورکورانه
قرآن کریم همگان را به تفکر برای شناخت حق فراخوانده و پیروی کورکورانه از بزرگان و شخصیت ها را، موجب انحراف از مسیر حق و حقیقت دانسته است. قرآن از زبان مردمی که این گونه به انحراف رفته و در قیامت حقیقت را یافته اند، چنین نقل می کند: «وَ قَالُوا رَبَّنَا إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَ کُبَرَاءَنَا فَأَضَلُّونَا السَّبِیلَا؛[۱۶]و مى گویند: پروردگارا! ما از سران و بزرگان خود اطاعت کردیم و ما را گمراه ساختند.»
جمع بندی
تفکر، قوه اختصاصی انسان در مسیر کسب دانایی و بصیرت است. مسائلی از قبیل آفرینش، ارزش دنیا، مرگ، حقانیت پیامبر و عظمت قرآن، از جمله موضوعات مهم برای تفکر در قرآن شناخته شده اند. همچنین برخی موانع تفکر در قرآن مورد اشاره قرار گرفته است که از آن جمله می توان به جهل، غفلت و پیروی کورکورانه اشاره کرد.
پی نوشت ها
[۱] ابن منظور، لسان العرب، ذیل واژه «فکر».
[۲] راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ذیل واژه «فکر».
[۳] آل عمران/۱۹۱.
[۴] مکارم، تفسیرنمونه، ج ۳، ص ۲۱۵
[۵] جاثیه/۱۳.
[۶] نحل/۱۱.
[۷] یونس/۲۴.
[۸] زمر/۴۲.
[۹] انعام/۵۰.
[۱۰] طباطبایی، المیزان، ج ۷، ص ۹۷.
[۱۱] اعراف/ ۱۸۴.
[۱۲] طباطبایی، المیزان، ج ۸، ص ۳۴۷.
[۱۳] حشر/۲۱.
[۱۴] اسراء/۱۶.
[۱۵] اعراف/۱۷۹.
[۱۶] احزاب/۶۷.
منابع
- قرآن کریم.
- ابن منظور، لسان العرب، بیروت، دارصادر، ۱۹۹۶.
- راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، بیروت، ذوی القربی، ۱۴۱۶.
- طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۲۰.
- مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۸۴.
منابع اقتباس
- کریمی نیا، محمد مهدی و دیگران، واکاوی گونه های آیات تفکر در قرآن کریم، پیشرفت های نوین در روانشناسی، ش ۳۵، ۱۴۰۰، ۱۶۰ـ۱۴۸.
- کلانتری، ابراهیم، تفکر و منابع آن از دیدگاه قرآن کریم، اندیشه نوین دینی، ش ۱۱، ۱۳۸۶، ص ۴۷ـ۲۳.
- کلانتری، ابراهیم، موانع تفکر صحیح از دیدگاه قرآن کریم، معرفت، ش ۱۶۴، ۱۳۹۰، ص ۳۱ـ۴۳.