قابیل اولین فرزند حضرت آدم و حوا (علیهما السلام) است که به دنیا آمد، وی برادر بزرگ هابیل است و با کشتن هابیل نخستین کسی است که در روی زمین مرتکب قتل گردید. وی برادر خویش را از روی حسادت کشت، قابیل به انتخاب برادر کوچکش هابیل، به جانشینی حضرت آدم (علیه السلام) اعتراض کرد و پس از این اعتراض بود که دو برادر ملزم به قربانی نمودن شدند، در نهایت قربانی هابیل مورد پذیرش خدای متعال قرار گرفت و قربانی قابیل رد گردید، این واقعه برای قابیل قابل پذیرش نبود و تصمیم به قتل هابیل گرفت.
زیستنامه قابیل
اولین فرزند حضرت آدم (علیه السلام) و حوا که بزرگتر از جناب هابیل و جناب شیث بوده است قابیل نام دارد. قابیل با خواهرش «اقلیما» همچون دیگر فرزندان حضرت آدم (علیه السلام) و حوا دو قلو دیده به جهان گشود.[1] طبق نوشته ی منابع قدیم، «اقلیما» بزرگترین دختر آدم و حوا و خواهر دوقلوی قابیل و همسر هابیل بود. او اولین زنی بوده که به طور طبیعی متولد شد، شغل قابیل کشاورزی و زراعت بوده است.[2]
در منابع تاریخ اسلام و همچنین تفاسیر درباره فرزند بزرگ آدم یعنی قابیل به جهت حسادت وی به برادرش و سپس کشتن او نگاه منفی وجود دارد و او به شدت مذمت و نکوهش شده است.[3]
حدیثی از امام صادق (علیه السلام) درباره قابیل
عياشى از زراره روايت كرده است، حضور حضرت صادق (عليه السلام) عرض كردم مردم عقيده دارند كه قابيل، هابيل را به آن علت به قتل رسانيد كه آدم، خواهر قابيل اقلیما را كه دخترى زيبا بود به هابيل داد و لوزا را كه زشت بود برای قابيل تزويج نمود، سپس تزويج خواهران بر برادران را خداوند حرام فرمود و به اين سبب قابيل نسبت به برادرش هابيل كينه ورزى نمود و او را به قتل رسانيد.
نقد عقیده نادرست درباره قابیل
حضرت صادق (عليه السلام) در پاسخ فرمود: اين عقيده ای نادرست و سخيف است كه با كمال بى شرمى چنين نسبت ناروایى به حضرت آدم اولين پيغمبر و خليفه خدا می دهند و حال آنكه ده هزار سال پيش از خلقت آدم، خداوند به قلم قدرت، حوادث و امورى كه تا روز قيامت در عالم جاری می شود را در لوح محفوظ نوشته و چيز هایى كه حلال و حرام بوده اند را معين فرموده و از جمله محرمات تزويج برادر و خواهر و فرزند و مادر و ساير محرمات نسبى است كه حرام بوده و تا به قيامت حرام خواهد بود.
علت قتل هابیل به دست قابیل
زراره مي گويد مجددا حضورش عرض كردم پس به چه علت قابيل، هابيل را به قتل رسانيد؟ فرمود: خداوند به آدم وحى فرمود كه اختصاصات نبوت را به هابيل تسليم نموده و اسم اعظم را به او تعليم كن و او را وصى خود قرار بده؛ قابيل چون خود را بزرگ تر و شايسته تر از برادرش مي دانست به هابيل حسد برد؛ حضرت آدم بنا به فرمان خداوند به آن دو برادر دستور داد كه قربانى در راه خدا بنمايند و قربانی هر كدام مورد قبول واقع شد، وصى و جانشين پدر گردند.
آن ها نيز بر طبق دستور پدر قربانى خود را بر بالاى كوه گذاردند كه اتفاقا آتش قربانى هابيل را بسوزانيد و با سوختن آن پذيرش قربانى هابيل در پيشگاه خداوند تایيد گرديد و قربانى قابيل مردود شد و به همين سبب قابيل به هابيل حسد برد.
(در آن زمان سوخته شدن قربانى دليل بر پذيرش آن بود) هابيل به برادرش گفت من چه كنم كه خداوند فقط قربانى متقيان و عبادات و اعمال پرهيزكاران را مى پذيرد، قابيل به هابيل گفت من تو را خواهم كشت؛ هابيل جواب داد اگر تو براى كشتن من دست برآورى من هرگز به كشتن تو دست دراز نخواهم كرد، چرا که من از خداوند جهانيان مي ترسم؛ پس از اين گفتگو، نفس، او را به كشتن برادرش تحريك نمود و او را با ضرب سنگ از پا در آورد و به قتل رسانيد.
کلاغ، راهنمای قابیل
قابیل ندانست با جسد برادرش چه كند آنگاه دو كلاغ با يك ديگر به منازعه پرداخته و يكى از آن ها كشته شد؛ آن ديگرى زمين را با چنگال و منقار خود گود نموده و جثه كلاغ كشته شده را در خاك پنهان نمود، قابيل با خود گفت واى بر من كه از اين كلاغ عاجز تر بودم؛ فورا جسد برادر خود را به خاك سپرد و از عمل خود سخت نادم و پشيمان گرديد و از آن وقت دفن مردگان مرسوم و معمول گرديد.
وقتى كه قابيل نزد پدرش بازگشت و آدم هابيل را نديد به او گفت: فرزندم را كجا رها كردى؟ قابيل گفت: مگر مرا نگهبان او نموده بودى. آدم فرمود: بيا با من تا به محلي كه قربانى كرده ايد برويم و آدم از گفتار قابيل در قلبش احساس نگرانى نمود و همينكه به محل قربانى رسيدند كشته شدن هابيل بر آدم آشكار شد.
لعن قابیل
حضرت آدم، زمينى را كه هابيل در آن به قتل رسید لعنت كرد و همچنین از طرف خدا دستور رسید حضرت آدم (علیه السلام) قابيل را نیز لعنت كندپس آدم از قربانگاه برگشت و چهل شبانه روز براى فقدان هابيل گريه كرد و به سوى خداوند شكايت كرد، از جانب پروردگار وحى رسيد كه به جاى هابيل، فرزند ديگرى به تو عطا مي كنم. سپس حوا فرزندى پاك و پاكيزه و مبارك بياورد و روز هفتم ولادت آن طفل، از خداوند وحى رسيد به آدم كه اين فرزند موهبتى است از طرف ما براى تو و او را هبة اللّه نام گذار و آدم همان اسم را به آن فرزند گذاشت.[4]
انحراف فکری قابیل
پس از این که قابیل مرتکب جنایت بزرگ قتل برادر شد، شیطان وی را وسوسه نمود. شیطان به قابیل گفت: آتش گرفتن قربانی هابیل برای آن بود که او آتش را عبادت می کرد. تو نیز باید برای آتش گرفتن قربانی و پذیرفته شدن آن، آتش را عبادت کنی. بعد از این ماجرا قابیل خانه ای برای عبادت آتش ساخت و آتش پرست شد.[5]
تهدید به قتل شیث توسط قابیل
پس از کشته شدن قابیل به دست هابیل حضرت شیث به جانشینی حضرت آدم انتخاب گردید، قابیل او را نیز مانند هابیل به قتل تهدید کرد.[6] شیث به توصیه آدم (علیه السلام) برای در امان ماندن از تهدید قابیل، علومی را که از آدم (علیه السلام) دریافت کرده بود، از قابیل پنهان می کرد و تا مدتی در تقیه به سر می برد.[7]
انقراض نسل قابیل
در برخی منابع آمده است که فرزندان قابیل مانند پدرشان، انسان های بسیار بدی بوده اند، براساس برخی گزارش ها فرزندان و خاندان قابیل گناهانی نظیر شراب خواری، قمار، زنا و بتپرستی مرتکب می شدند.[8]
مورخان معتقدند خاندان و نوادگان قابیل به خاطر گناهانی زیادی که مرتکب شده بودند، در جریان طوفان نوح از بین رفتند و نسل آنان منقرض شد که بر این اساس نسل بشر از طریق خاندان شیث ادامه یافته است. [9]
نتیجه گیری
قابیل فرزند بزرگ حضرت آدم (علیه السلام) و حوا بوده است. او به خاطر عدم پذیرش قربانی خود در درگاه خدا و پذیرش قربانی برادرش هابیل، کینه وی را به دل گرفت و سرانجام او را به قتل رسانید. وی نخستین کسی است که در روی زمین مرتکب قتل گردیده است و از این جهت مورد لعن خداوند قرار گرفت.
پی نوشت ها
[1] . ابن کثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۹۶.
[2] . طبری، تاریخ طبری، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص۸۵ و ۹۱.
[3] . طبری، تاریخ طبری، ۱۳۷۵ش، ج۱، ۹۱ و ص۱۰۳.
[4] . تفسير جامع، ج2، ص: 200
[5] . طبری، ترجمه تفسیر طبری، ۱۳۵۶ش، ج۱، ص۱۴۷۹.
[6] . عیاشی، تفسیر العیاشی، ۱۳۸۰ق، ج۱، ص۱۰۴.
[7] . طبری، ترجمه تفسیر طبری، ۱۳۵۶ش، ج۲، ص۳۹۹.
[8] . ثعلبی، تفسیر الثعلبی، ۱۴۲۲ق، ج۴، ص۵۳؛ طبرسی، مجمع البیان ۱۳۷۲ش، ج۳، ص۲۸۷.
[9] همان.
منابع
- ابن کثیر، ابو الفداء اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۷ق.
- طبری، ابوجعفر محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۳۸۷ق.
- صادقی فدکی، جعفر، ارتداد، بازگشت به تاریکی؛ نگرشی به موضوع ارتداد از نگاه قرآن کریم، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، (مرکز فرهنگ و معارف قرآن/ بوستان کتاب)، چاپ اول، ۱۳۸۸ش.
- عیاشی، محمد بن مسعود، التفسیر (تفسیر العیاشی) محقق: هاشم رسولی، تهران، مکتبة العلمیة الاسلامیة، چاپ اول، ۱۳۸۰ق.
- طبری، محمد بن جریر، ترجمه تفسیر طبری، مصحح: حبیب یغمایی، تهران، توس، چاپ دوم، ۱۳۵۶ش.