اشاره:
در میان بنی عباس فرقه های به وجود آمدند که اعتقادات خاصی داشتند. این فرقه ها را می توان گفت نه سنی بودند و نه شیعه. اما حکومت عباسیان و سلاطین و پیروان آنان از این فرقه ها نبوده بلکه آنان همگی از اهل سنت بوده اند. از میان این فرقه ها هیچ فرقه ای قائل به امامت امام حسن و امام حسین(ع) نبودند بلکه فقط فرقه رزامیه بعد از امام علی(ع) اعتقاد به امامت محمد بن حنفیه داشته است که در زیر به آنها پرداخته می شود.
فرقه های که در میان بنی عباس با عقاید خاصی به وجود آمدند به صورت کلی بر سه دسته تقسیم می شود:
1. فرقه مسلمیّه یا ابو مسلمیه منسوب به ابو مسلم خراسانی است. برخی از ملل و نحل نویسان به علت اینکه ابو مسلم خراسانی بسیاری از بنی امیه را که دشمنان خدا و اهل بیت رسول خدا(ص)بودند، کشت، این فرقه را به شیعه نسبت می دهند. در حالی که ابو مسلمیّه از فرقه های شیعی محسوب نمی شود. زیرا اعتقاد ابو مسلم این بود که امامت به میراث است بر خلاف شیعه که می گوید امامت با نص پیامبر(ص) است و نیز برخلاف اهل سنت که میگوید امامت با اختیار و انتخاب مردم است.
این فرقه در مسئله امامت معتقد است که امامت از آن عباس عموی پیامبر بوده است و ابوبکر و عمر و عثمان بر او ظلم کردند. از این رو ابو مسلم خراسانی بر علیه بنی امیه خروج کرد تا امارت را به بنی عباس برگرداند. او بعد از پیروزی بر بنی امیه امامت و خلافت را به بنی عباس سپرد. بنابراین عقیدة ابو مسلم خراسانی بر امامت بلافصل علی(ع) نبوده و الا به جای اینکه امامت را به سفاح از بنی عباس بسپارد به امام صادق(ع) می سپرد.[1]
این فرقه مىگويد: عباس بن عبد المطلب وارث پيامبر (ص) و شايستهترين مردم براى امامت پس از پيامبر(ص) بوده است ولى امت به عباس حسادت ورزيده و امامت را به او نسپردند، بلكه مسير آن را منحرف كرده و به ابو بكر، عمر و عثمان رساندند، زيرا نمىپسنديدند كه نبوت و امامت هردو درميان بنى هاشم جمع گردد و آنان شرافت دين و دنيا را باهم به دست آورند. اينان معتقدند كه عبد الله بن عباس گفته است: آنچه امت ما را از آن محروم كرد افزونتر از آن چيزى است كه ما آنان را از آن بىبهره كرديم. ازاينرو پنداشتهاند كه پيامبر(ص) عباس فرزند عبد المطلب را براى امامت دين برگزيد و به نام او تصريح نمود. از سوى ديگر پس از پيامبر(ص) او شايستهترين مردم نيز هست. اما ابو بكر را مردم براى امامت [امور] دنيا برگزيدند. همچنين اظهار مىدارند كه پس از عباس فرزندش عبد الله امام و پيشواست و بعد از عبد الله فرزندش على؛ پس از او فرزندش محمد بن على و سپس فرزندش ابراهيم بن محمد و آنگاه برادرش عبد الله بن محمد. آنان معتقدند كه امامت تا روز قيامت در نسل عباس تا آخرين نفر اين خاندان باقى مىماند. اين سلسله با مردى خاتمه مىيابد كه حضرت مسيح (ع) پشت سرش نماز خواهد خواند و او همان مهدى است كه پيامبر (ص) به آمدن او بشارت داده و به عباس فرموده است: «مهدى از نسل تو خواهد بود؛ زمين را از عدل و داد پر خواهد كرد، همانگونه كه از ظلم و ستم پر شده باشد.» و نيز فرموده است: «هرگاه پرچمهايى سياه را مشاهده كرديد كه از جانب مشرق به سوى شما مىآيد، پس به سوى آنها بشتابيد هرچند به صورت راه رفتن با دست و زانو به روى برف باشد، چه اينكه خليفه خداى عزّ و جل، يعنى مهدى در ميان آنان است».
اين فرقه معتقدند كسى كه از نسل عباس قيام كند و پيشوايى مردم را برعهده گيرد، پيروى از او واجب و امامت او مسلّم و ثابت است و بر امت واجب است كه تسليم او گردند و هرگاه در دانش دين اختلاف پيدا كردند به او مراجعه كنند؛ چرا كه خداوند سبب مىشود تا انديشه درست به ذهن امام خطور كند و شناخت صحيح را به او الهام مىنمايد و حق را چنان در قلبش جلوهگر مىسازد كه جز به آن حكم نكند.[2]
2. گروه دوم كه با عنوان «خداشيّه» شناخته مىشوند پيروان خداش هستند، همان كسى كه فرقه راونديه او را «خادش الدين» يعنى معيوب كننده دين مىنامند. اين گروه [در مورد امام] همانند فرقه مسلميّه، پيروان ابو مسلم، محمد بن على نواده عبد الله بن عباس بن عبد المطلب را امام مىدانستند ولى اصحاب ابو مسلم معتقد بودند كه امامت پس از مرگ ابو العباس، عبد الله بن محمد بن على از فرزندان عباس به ابو مسلم منتقل شده است، اما خداشيّه مىگفتند كه مقام امامت پس از محمد بن على نوه عبد الله بن عباس به خداش رسيده و در ميان فرزندان عباس محل مناسبى نيافته است. آنان معتقد بودند كه محمد بن على همان كسى است كه خداى عزّ و جل درباره او فرموده است: «آيات و نشانههاى خويش را بدو داديم ولى او خود را از نشانههاى الاهى جدا كرد و به دنبال آن شيطان در پى او رفت و در نتيجه از گمراهان شد.»[3]
3. فرقه سوم در میان بنى عباس «رزّاميّه» است. این فرقه به مردى از عباسيان منسوب است كه رزّام ناميده مىشد. فرقه رزامیه نیز از حامیان ابو مسلم است و ریشه این فرقه به کیسانیه بر می گردد.[4]
عقیده فرقه رزامیه بر این است بعد از امام علی(ع) امامت به محمد بن حنفیه فرزن امام علی رسیده است و پس از او به پسرش ابراهیم و بعد از آن به به علی بن عبدالله بن عباس منتقل شده است. پس از او به اولاد او انتقال پیدا کرده است. این فرقه به حلول خداوند در ابو مسلم اعتقاد داشته است و می گویند که او زنده است و کشته نشده و ازدواج با محارم را جایز می دانسته است.[5]
پی نوشت:
[1]. محمد جواد مشکور، فرهنگ فرق اسلامى، ص20-21، مشهد، آستان قدس رضوى، چ2، 1372ش؛ و سيد مرتضى بن داعى حسنى رازى، تبصرة العوام في معرفة مقالات الأنام، ص179، تهران، انتشارات اساطیر، چ2، 1364ش. تصحيح: عباس اقبال آشتيانى.
[2]. ناشئ اكبر، فرقههاى اسلامى و مسأله امامت، ص58، ترجمه: عليرضا ايمانى، قم، مركز مطالعات اديان و مذاهب، چ1، 1386ش.
[3]. فرقه های اسلامی و مسئله امامت، ص55.
[4]. حسن بن موسی نوبختی، فرق الشيعة، ص47، بیروت، دارالاضواء، چ2، 1404ق.
[5]. سیف الدین آمدي، أبكار الأفكار في أصول الدين، قاهره، دارالکتب، 1423ق، تحقيق: احمد محمد مهدى.