کتاب عهد عتیق و نسبت های نادرست به انبیای الهی

کتاب عهد عتیق و نسبت های نادرست به انبیای الهی

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

عهد عتیق در واقع کتاب مقدس یهودیان است. اين كتاب در مجموع داراي «39» كتاب بوده كه پنج «سِفر» آن در اول كتاب به نام «تورات» معروف است.

کتابى که به صورت الواح در قرآن کریم در سوره اعراف داستانش آمده و بر حضرت موسی (علیه السلام) نازل شده قطعا منظور قرآن کریم از کلمه تورات این اسفار پنج‌گانه نیست، براى اینکه خود یهودیان هم اعتراف دارند بر اینکه سند این اسفار به زمان حضرت موسى (علیه السلام) منتهى نمى‏ شود و سلسله سند در فترت و فاصله بین بخت نصر (یکى از پادشاهان بابل) و کورش (یکى از ملوک فارس) قطع شده، چیزى که هست قرآن کریم تمامى مطالب تورات موجود در عصر رسول خدا (صلی الله علیه و اله) (که ما نمى‏ دانیم تا این عصر چه مقدار دیگرش تحریف شده) را رد ننموده و آن را به طور کلى مخالف تورات اصلى ندانسته، هر چند که به دلالت خود قرآن کریم از تحریف هم به دور نمانده، چون دلالت آیات  قرآن  بر اینکه تورات بازیچه دست تحریف قرار گرفته، روشن است.

اما کتبی که در ست یهودیان است و آن ها را کتب مقدسه می خوانند در قرآن از آن ها نام برده نشده و فقط از تورات نام برده است ومراد از تورات هم، توراتی است که در زمان حضرت موسی(علیه السلام) بوده که هنوز تحریف نشده بود.[1]

در قرآن کریم از الواحی سخن گفته شده که بر حضرت موسی (علیه السلام) نازل گردیده است: «وَ كَتَبْنا لَهُ فِي الْأَلْواحِ مِنْ كُلِّ شَيْ‏ءٍ مَوْعِظَةً وَ تَفْصِيلًا لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ … ؛[2] براى او در آن الواح هر گونه اندرز و تفصيل هر چيز را نوشتيم. پس گفتيم: آن را به نيرومندى بگير، و قومت را بفرماى تا به بهترين آن عمل كنند، به زودى جايگاه نافرمانان را به شما نشان دهم.» در این آیه آمده است که خداوند به موسی (علیه السلام) تفصیل هر چیزی را بیان کرده تا موسى (علیه السلام) از هر مطلب اعتقادى و عملى آن مقدارى را كه مورد احتياج قوم او بود تشريح و بیان نماید.

ظاهر آيه اين است كه خداوند، الواحى بر موسى( علیه السلام) نازل كرد كه شرايع و قوانين تورات در آن نوشته شده بود،  اما اينكه اين الواح چگونه بوده؟ و از چه جنس و ماده ‏اى؟ در قرآن، بحثى از آن به ميان نيامده، تنها كلمه «الواح» به طور سربسته آمده است.[3]

متأسفانه در کتاب عهد عتیق یعنی اسفار پنجگانه و سایر کتاب های آن نسبت های ضداخلاقی و ناروائی درباره پیامبران الهی مطرح شده است. مثلا در عهد عتیق آمده است: حضرت لوط توسط دخترانش با شراب مست می شود و در نتیجه با دختران خود همبستر می گردد تا از لوط نسلی به یادگار بماند.[4]

و نیز درباره حضرت ابراهیم (علیه السلام) گفته شده که به علت ترس از جانش زن خود ساره را که از زیبایی فوق العاده برخوردار بوده به عنوان خواهر خود در دربار فرعون معرفی و به فرعون تزویج می کند. سرانجام فرعون از واقعیت مطلب مطلع می شود، و ابراهیم را به خاطر اقدامش سرزنش می کند.[5]

و نیز در عهد عتیق آمده است که حضرت داود (علبه السلام) به خاطر پنهان نگه داشتن رابطه نامشروعش با زن اوریای حتی، او را که از مجاهدان مخلص و پاکدل بوده است بر اثر یک توطئه به قتل می رساند. و زن او را تصاحب می کند.[6]

درباره حضرت سلیمان (علیه السلام) می گوید که به خاطر تمایل زنانش به بت پرستی، دستور ساخت و ساز بت خانه های متعدد را صادر می کند.[7]

سوالات ما

1. آیا وجود این مطالب و نمونه های شرم آور دیگر در کتاب عهد عتیق از تحریف این کتاب حکایت ندارد؟

2. آیا پیامبران الهی نباید از صفات و فضایل اخلاقی فوق بشری برخوردار باشند تا مردم به امانت داری، صداقت و سایر صفات معنوی آنان نتوانندتوانند خدشه کنند؟

3. آیا با این تصویر پیامبران الهی در کتاب عهد عتیق یهودیان جای هیچ اطمینان منطقی، بر صداقت و درستکاری و امانت داری آنان باقی می ماند؟

4. افزون بر همه این ها آیا عهد عتیق مقام پیامبران الهی را از مقام انسان های معمولی هم پایین تر نیاورده است؟

نویسنده: حمیدالله رفیعی

پی نوشت ها

[1] . طباطبایی، محمد حسین، المیزان، ج 3، ص 482.

[2]. سوره اعراف، آیه 145.

[3] . تفسير نمونه، مكارم شيرازى ناصر، الكتب الإسلامية، تهران،  1374 ش ، اول، ج‏6، ص 364.

[4] . عهد عتیق سفر پیدایش، ۱۹: ۳۸ـ۳۱.

[5] .  عهد عتیق، سفر پیدایش، 12: 12- 20 و 20: 2- 12.

[6] .  عهد عتیق، کتاب دوم سموئیل،  ۱۱: 2- 27.

[7] .  عهد عتیق، کتاب اول پادشاهان، ۱۱: ۱۴-۱.

بدون دیدگاه