اشاره:
اهل حق و علی اللهیان یكی ازگروهای غالی است كه به علت داشتن اعتقادات كفر آمیزكاملا از اسلام خارج می باشد. یكی از این عقاید كفر آمیز و انحرافی همین عقیده دون به دون است. لذا لازم است جهت آگاهی مطالبی درباره این عقیده اهل حق مطرح شود.
حضرت علی _ علیه السّلام _ میفرماید: یهلك فی اثنان: محبّ غال و مبغض قال:(1) یعنی دو طایفه در باره ما هلاك می شوند یك دوستداران غالی و دیگری دشمنان ناصبی. با مطالعه تاریخ این سخن امیرالمؤمنین _ علیه السّلام _ را به عینه میبینیم كه گذشته از دشمنان آن حضرت عده ای نیز بر اثر افراط و غلوّ در مورد حضرت علی _ علیه السّلام _ به بیراهه كشیده شده و از نیل به هدایت بازمانده اند این افراد كه در اصطلاح علمای ملل و نحل به غالیان معروف هستند فرقه های متعددی را تشكیل می دهند كه معروفترین و نامیترین این فرقه ها، فرقه اهل حق میباشد. اهل حق به معنی لفظ نام گروهی است كه به ایشان با نوعی تسامح، علی اللهی نیز میگویند اینان حضرت علی _ علیه السّلام _ را تجلی خداوند می دانند(2) و در مورد تجلی خداوند و حلول عقایدی دارند كه در كتابهای مفصل بدان اشاره شده است با این همه آنان علی اللهی واقعی نیستند بلكه عقایدشان آمیخته ای از اعتقادات مانوی و ادیان كهن ایمانی و مذهب اسماعیلی و تناسخ هندی و دیگر ادیان سری است.(3)
بنابر ادعای بزرگان اهل حق، اساس مذهب اهل حق كوشش برای وصول به حق و خداوند میباشد و در این راه باید نخست مرحله شریعت یعنی انجام آداب و مراسم ظاهری دین و مرحله طریقت یعنی رسوم عرفانی و مرحله معرفت یعنی شناخت خداوند و مرحله حقیقت یعنی وصول به خداوند را بپیمایند.(4)
برخی از محققان با توجه به اسناد و مدارك منتشره اهل حقهای امروزی را به سه گروه تقسیم كرده اند.
1. گروه شیطان پرستان… اینان شیطان را تقدیس میكنند و خوك را مقدس می شمارند و از گوشت آن می خورند و با طهارت مخالفند.
2. گروه علی اللهی كه شامل تعداد بسیاری از طائفه های اهل حق میشود اینان تصور میكنند كه حضرت علی _ علیه السّلام _ جسماً و ذاتاً خداست. دین خود را جدا از اسلام میدانند واجبات شرعی را قبول ندارند.
3. گروه اهل حقهای به ظاهر مسلمان كه خود را شیعه امامی میدانند.(5)
با همه این گروهبندیها همه اهل حق در پنج مورد با هم اشتراك دارند كه عبارت است از:
- سرسپردن. 2. داشتن پیر و دلیل. 3. نیاز دادن به جای نماز. 4. روزه سه روزه گرفتن. 5. شارب داشتن.(6)
یکی از عقاید این فرقه دون به دون است که همان تناسخ است كه ظاهر این كلمه تركی به معنای جامه عوض كردن می باشد. یعنی جامه به جامه شدن.
از برجستهترین اركان اصلی اعتقادات اهل حق تناسخ است اینها میگویند طبق نامه سرانجام(7) هر ذی روحی مظهر یا جامه روح دیگری از ما قبل است و انسان باید هزار مرتبه متولد شود و هر مرتبه در قالبی زندگی كند تا در هزار و یكمین مرحله بهشتی یا جهنمی شود و هر بار كه میمیرد لازم نیست به صورت انسان دیگری متولد گردد گاهی به صورت گاو گاهی به صورت ناقه گاهی به صورت سگ و گاهی … و گاهی به صورت انسان. و نام این نقل و انتقال را كه در حقیقت تناسخ مطرح در هندوئیسم و بودیسم می باشد، تكامل مینهند.
1. ابن سینا در ردّ تناسخ می گوید: حدوث نفس، زمانی رخ می دهد كه بدن به آمادگی كامل رسیده باشد. آمادگی بدن بلافاصله موجب فیضان نفس از جانب عقل فعال می گردد. این امر هرگز بر سبیل بخت و اتفاق نیست. یعنی همواره به محض حدوث مزاج، بدن مستحق و مستعدّ دریافت نفس می شود. حال اگر تناسخ را بپذیریم لازم می آید كه یك بدن دو نفس داشته باشد یكی نفسی كه به سبب استحقاق بدن به آن تعلق یافته و دیگر نفسی كه از راه تناسخ وارد آن شده است.(8)
این دلیل یعنی تعلق دو نفس به بدن دلیلی است كه مورد توجه ملاصدرا نیز قرار گرفته است.(9)
2. دلیل دیگر اینكه چگونه می توان به این همانی میان شخص در زمان t2 كه بر حسب ادعا همان شخص در زمان t1 است حكم كرد؟ منظور آن است كه یك نفس در دو بدن خواهد بود چگونه می توان گفت نفس در بدن اول همان نفس در بدن دوم خواهد بود با این ادعا كه هر دو یك نفرند ( از لحاظ نفس).
3. دلیل دیگر اینكه مرگ پشت سر نهادن مسافت عالم طبیعت است نه صرف جدایی روح از بدن بر این اساس نمی توان فرض كرد كه روح با مفارقت از بدن، به بدن مباین و متمایز دیگری حلول كند و در عالم طبیعت باقی بماند، به تعبیر دیگر، آدمی در سیر و حركت جوهری و ذاتی خود، مرتبه ای از وجود خویش را كه متعلق به بدن مادی است پشت سر می گذارد و به جایی می رسد كه در آن نیازی به بدن مادی ندارد. بنابراین نظریه تناسخ مثل فرض بازگشت جوان به كودكی و بازگشت از كمال به نقص است كه پذیرفتنی نیست. افزون بر این رابطه هر نفسی با بدن خود رابطه ای منحصر به فرد است كه میان آن نفس با بدن دیگر چنین رابطه ای وجود ندارد.(10)
4. مشكل دیگری كه عقیده به تناسخ دارد آن است كه علاوه بر اینكه با سنت حاكم بر نظام آفرینش سازگار نیست می تواند دستاویزی برای ستمكاران و سود پرستان گردد تا عزت و رفاه فعلی خویش را معلول پاكی و وارستگی حیات پیشین بدانند و بدبختی مظلومان و محرومان را نتیجه بدكاری آنان در مراحل پیشین حیات بشمارند و بدین وسیله اعمال زشت خویش و ظلم ها و بی عدالتی ها را در جامعه تحت سلطه خویش توجیه كنند.(11)
5. اشكال دیگر آن است كه اگر ما در گذشته زندگی كرده ایم و برخی از ارواح انسان های بدكار گذشته در بدن حیوانات وارد می شوند همواره باید شمار جمعیت جهان رو به كاستی بگذارد نه رو به فزونی زیرا بنا به فرض اگر جمعیت جهان درگذشته مثلا یك میلیون نفر بوده است برخی از ارواح آنها در بدن حیوانات وارد شده اند در نتیجه شمار باقی مانده كمتر از یك میلیون نفر است و شمار نسل بعد باید كمتر از آن باشد تا بتوانیم بگوئیم حیات كنونی نتیجه حیات پیشین است. از این رو برای اینكه نظریه تناسخ صحیح باشد باید همواره شمار جمعیت جهان نسبت به گذشته كمتر شود نه بیشتر.(12)
پی نوشت:
- مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج 25، ص 270.
- مردانی، محمد، سیری كوتاه در مرام اهل حق، ص 39 و 47 تا 55 و انتشارات مؤسسه دفاع از حریم اسلام 1377 چاپ اول.
- مشكور، محمد جواد، فرهنگ فرق اسلامی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ سوم، 1375. ص 78،
- همان، ص 79.
- مقدمه داود الهامی بر كتاب سیری كوتاه در مرام اهل حق تألیف محمد مردانی، انتشارات مؤسسه دفاع از حریم اسلام چاپ اول، 1371. ص 10 و 11.
- سیری كوتاه در مرام اهل حق، ص 56.
- سرانجام نام كتاب مقدس مسلك اهل حق است.
- اشارات و تنبیهات، شرح خواجه نصیرالدین طوسی و شرح قطب رازی، ج3، ص356ش. المبدأ و المعاد، چاپ عبدالله نوری، تهران، 1363ش، ص108 و 109.
- الشواهد الربوبیه با حواشی ملا هادی سبزواری، چاپ جلال الدین آشتیانی، مشهد، 1360ش، ص235 و 236.
- سعیدی مهر، محمد و دیوانی، امیر، معارف اسلامی (1)، دفتر نشر معارف، 1383ش، ص174.
- سبحانی، جعفر و محمدرضایی، محمد، اندیشه اسلامی (1)، دفتر نشر معارف، 1383ش، ص191.
- همان، ص193.