در احادیث معصومین (علیهم السلام) از پایه های ایمان و شعبه های احادیثی نقل شده است. پایه های ایمان در حقیقت ارکان آن است که با وجود آن ها ایمان برقرار می ماند.
در دنیاى امروز پیشرفت علم و صنعت به كلى قیافه زندگى بشر را تغییر داده و تكامل صنعتى و تحول عجیبى كه در همه شئون حیاتى پیدا شده است تاریكی ها را روشن و مشكلات را آسان ساخته و سراسر عرصه گیتى از اعماق دریا تا اوج فضا میدان جولان انسان گردیده است.
اما به موازات پیشرفت هاى علمى و تمركز نیروها و افكار بر روى مسائل مادى پایه های ایمان و تقوا سست و لرزان شده یك سلسله مفاسد وحشتناك در دستگاه هاى مختلف اجتماع پدید آمده و آمار جرائم و جنایات و بى بندوباری ها و فجایع ضد انسانى به مقیاس وسیعى رو به افزایش گذارده است.
عوامل سعادت و صلاح اجتماع در برابر مظاهر فساد و تباهى زانو زده، و بقایاى معنویات نیز در شعله هاى پرتمنا و سركش تمایلات نفسانى مردم و رذائل و پلیدی ها می سوزد و از میان می رود. [1]
هنگامى كه پایه های ایمان، به ويژه توحيد افعالى در وجود انسان متزلزل گردد صفات رذيله بى شمارى به سراغ انسان مى آيد كه يكى از خطرناك ترين آنها حرص است، پس با تقويت پايه هاى ايمان بايد به مقابله با آن برخاست.[2]
ایمان و کفر در برابر هم قرار دارند از این رو پایه های ایمان در برابر پایه های کفر قرار می گیرند. هرچند پایه های ایمان تقویت شوند به همان اندازه پایه های کفر سست می گردند و برعکس استحکام پایه های کفر باعث تزلزل و سستی پایه های ایمان می گردد.
در نهج البلاغه از امام علی (علیه السلام) حدیثی نقل شده که پایه های ایمان و کفر و شعبه های آن ها را بیان فرموده است:
متن حدیث
وَ سُئِلَ (عليه السلام) عَنِ الْإِيمَانِ، فَقَالَ الْإِيمَانُ عَلَى أَرْبَعِ دَعَائِمَ عَلَى الصَّبْرِ وَ الْيَقِينِ وَ الْعَدْلِ وَ الْجِهَادِ.
وَ الصَّبْرُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ؛ عَلَى الشَّوْقِ وَ الشَّفَقِ وَ الزُّهْدِ وَ التَّرَقُّبِ. فَمَنِ اشْتَاقَ إِلَى الْجَنَّةِ سَلَا عَنِ الشَّهَوَاتِ وَ مَنْ أَشْفَقَ مِنَ النَّارِ اجْتَنَبَ الْمُحَرَّمَاتِ وَ مَنْ زَهِدَ فِي الدُّنْيَا اسْتَهَانَ بِالْمُصِيبَاتِ وَ مَنِ ارْتَقَبَ الْمَوْتَ سَارَعَ إِلَى الْخَيْرَاتِ.
وَ الْيَقِينُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ؛ عَلَى تَبْصِرَةِ الْفِطْنَةِ وَ تَأَوُّلِ الْحِكْمَةِ وَ مَوْعِظَةِ الْعِبْرَةِ وَ سُنَّةِ الْأَوَّلِينَ. فَمَنْ تَبَصَّرَ فِي الْفِطْنَةِ تَبَيَّنَتْ لَهُ الْحِكْمَةُ وَ مَنْ تَبَيَّنَتْ لَهُ الْحِكْمَةُ عَرَفَ الْعِبْرَةَ وَ مَنْ عَرَفَ الْعِبْرَةَ فَكَأَنَّمَا كَانَ فِي الْأَوَّلِينَ.
وَ الْعَدْلُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ؛ عَلَى غَائِصِ الْفَهْمِ وَ غَوْرِ الْعِلْمِ وَ زُهْرَةِ الْحُكْمِ وَ رَسَاخَةِ الْحِلْمِ. فَمَنْ فَهِمَ عَلِمَ غَوْرَ الْعِلْمِ وَ مَنْ عَلِمَ غَوْرَ الْعِلْمِ صَدَرَ عَنْ شَرَائِعِ الْحُكْمِ وَ مَنْ حَلُمَ لَمْ يُفَرِّطْ فِي أَمْرِهِ وَ عَاشَ فِي النَّاسِ حَمِيداً.
وَ الْجِهَادُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ؛ عَلَى الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيِ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ الصِّدْقِ فِي الْمَوَاطِنِ وَ شَنَآنِ الْفَاسِقِينَ. فَمَنْ أَمَرَ بِالْمَعْرُوفِ شَدَّ ظُهُورَ الْمُؤْمِنِينَ وَ مَنْ نَهَى عَنِ الْمُنْكَرِ أَرْغَمَ أُنُوفَ الْكَافِرِينَ وَ مَنْ صَدَقَ فِي الْمَوَاطِنِ قَضَى مَا عَلَيْهِ وَ مَنْ شَنِئَ الْفَاسِقِينَ وَ غَضِبَ لِلَّهِ غَضِبَ اللَّهُ لَهُ وَ أَرْضَاهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ .
وَ الْكُفْرُ عَلَى أَرْبَعِ دَعَائِمَ؛ عَلَى التَّعَمُّقِ وَ التَّنَازُعِ وَ الزَّيْغِ وَ الشِّقَاقِ. فَمَنْ تَعَمَّقَ لَمْ يُنِبْ إِلَى الْحَقِّ وَ مَنْ كَثُرَ نِزَاعُهُ بِالْجَهْلِ دَامَ عَمَاهُ عَنِ الْحَقِّ وَ مَنْ زَاغَ سَاءَتْ عِنْدَهُ الْحَسَنَةُ وَ حَسُنَتْ عِنْدَهُ السَّيِّئَةُ وَ سَكِرَ سُكْرَ الضَّلَالَةِ وَ مَنْ شَاقَّ وَعُرَتْ عَلَيْهِ طُرُقُهُ وَ أَعْضَلَ عَلَيْهِ أَمْرُهُ وَ ضَاقَ عَلَيْهِ مَخْرَجُهُ.
وَ الشَّكُّ عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ؛ عَلَى التَّمَارِي وَ الْهَوْلِ وَ التَّرَدُّدِ وَ الِاسْتِسْلَامِ فَمَنْ جَعَلَ الْمِرَاءَ دَيْدَناً لَمْ يُصْبِحْ لَيْلُهُ وَ مَنْ هَالَهُ مَا بَيْنَ يَدَيْهِ نَكَصَ عَلَى عَقِبَيْهِ وَ مَنْ تَرَدَّدَ فِي الرَّيْبِ وَطِئَتْهُ سَنَابِكُ الشَّيَاطِينِ وَ مَنِ اسْتَسْلَمَ لِهَلَكَةِ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ هَلَكَ فِيهِمَا .
پایه های ایمان
امام علی (علیه السلام) از ایمان پرسیده شد. امام علی (علیه السلام) فرمود: پایه های ایمان چهار تا است صبر، يقين، عدل و جهاد.
هر کدام از این پایه های ایمان دارای شاخه هایی است که امام علی (علیه السلام) در ادامه حدیث آن ها را بیان فرموده است:
شاخه های شکیبایی و صبر
شكيبايى و صبر یکی از پایه های ایمان است که طبق فرمایش امام (علیه السلام) دارای چهار شاخه است:
آرزومند بودن و ترسيدن و زهد و چشم اميد داشتن. پس آن كه مشتاق بهشت بود، شهوت ها را از دل زدود و آن كه از دوزخ ترسيد، از آنچه حرام است دورى گزيد و آن كه ناخواهان دنيا بود، مصيبت ها بر وى آسان نمود، و آن كه مرگ را چشم داشت، در كارهاى نيك پاى پيش گذاشت.
شعبه های یقین
يقين که از پایه های ایمان است چهار شعبه دارد: بينايى زيركانه و دريافت عالمانه و پند گرفتن از گذشت زمان و رفتن به روش پيشينيان. پس آن كه زيركانه ديد، حكمت بر وى آشكار گرديد و آن را كه حكمت آشكار گرديد عبرت آموخت و آن كه عبرت آموخت چنان است كه با پيشينيان زندگى را در نورديد.
شعبه های عدل
عدل نیز که از پایه های ایمان است بر چهار شعبه است: به فهمى ژرف نگرنده و دانشى پى به حقيقت برنده و نيكو داورى فرمودن و در بردبارى استوار بودن. پس آن كه فهميد، به ژرفاى دانش رسيد و آنكه به ژرفاى دانش رسيد، از آبشخور شريعت سيراب گرديد و آن كه بردبار بود، تقصير نكرد و ميان مردم با نيكنامى زندگى نمود.
شعبه های جهاد
جهاد که یکی دیگر از پایه های ایمان است بر چهار شعبه است: به كار نيك وادار نمودن و از كار زشت منع فرمودن و پايدارى در پيكار با دشمنان و دشمنى با فاسقان.
پس آن كه به كار نيك واداشت، پشت مومنان را استوار داشت و آن كه از كار زشت منع فرمود بينى منافقان را به خاك سود و آن كه در پيكار با دشمنان پايدار بود، حقى را كه بر گردن دارد ادا نمود و آن كه با فاسقان دشمن بود و براى خدا به خشم آيد، خدا به خاطر او خشم آورد و روز رستاخيز وى را خشنود نمايد.
پایه های کفر
كفر بر چهار ستون پايدار است: پى وهم رفتن و خصومت كردن و از راه حق به ديگر سو گرديدن و دشمنى ورزيدن.
پس آن كه پى وهم گرفت به حق بازنگشت و آن كه از نادانى فراوان، خصومت ورزيد، از ديدن حق كور گشت و آن كه از راه حق به ديگر سو شد، نيكويى را زشت و زشتى را نيكويى ديد و مست گمراهى گرديد و آن كه دشمنى ورزيد راه ها برايش دشوار شد و كارش سخت و راه خروجش تنگ گردید.
شعبه های شک
شك بر چهار شعبه است: در گفتار جدال نمودن و ترسيدن و دودل بودن و تسليم حادثه هاى روزگار گرديدن.
پس آن كه جدال را عادت خود كرد، خويش را از تاريكى شبهه بیرون نياورد و آنكه از هر چيز كه پيش رويش آمد ترسید پيوسته واپس خزيد و آن كه دودل بود پى شيطان او را بسود و آن كه به تباهى دنيا و آخرت گردن نهاد هر دو جهانش را به باد داد. [3]
پایه های ایمان و کفر ممکن است در اموری که بیان گریدید منحصر نباشند ولی این موارد از ستون های مهم ایمان و کفر هستند.
تقويت پایه های ایمان و يقين، مخصوصاً توجه به اين نكته كه خداوند «ارحم الراحمين» است و نسبت به بندگانش از هر كسى مهربان تر است و او براى رعايت و تامين مصالح عباد، حوادثى مى آفريند كه اسرار و منافعش پوشيده است، روح شكيبايى را در انسان پرورش مى دهد.
توجه به پاداش هاى عظيم مطيعان و تاركان معاصى و صدق وعده هاى الهى نيز در اين زمينه، عزم انسان را در صبر و شكيبايى، راسخ تر مى كند.
از همين رو، امير مومنان علی (عليه السلام) مى فرمايند: «اصْلُ الصَّبْرِ حُسْنُ الْيَقِينِ بِاللّهِ؛ اساس و ريشه صبر، ايمان و يقين خوب، نسبت به خداوند است»[4] کسی که با یقین به خداوند در سختی ها شکیبایی پیشه کند ایمانش از خطر حفظ می گردد.
نتیجه گیری
از مطالبی که در این حدیث بیان شده این نتیجه به دست می آید که یک مسلمان باید در تحکیم پایه های ایمان بکوشد و از عواملی که در تحکیم آن ها نقش دارند استفاده کند. به خصوص برای تحکیم پایه های ایمان، پایه های کفر را در خود ضعیف گردانده و آن ها را نابود کند؛ زیرا به همان اندازه ای که پایه ای کفر ضعیف گردد پایه های ایمان تقویت می شود.
زمانی انسان می تواند دارای ایمان کامل باشد که ایمان خود را بر پایه هایی که در این حدیث بیان گردید استوار نماید. همچنین انسان باید خود را از شک در امور اعتقادی نجات دهد تا به یقین رسد و یقین باعث تقویت پایه های ایمان می گردد همان گونه که شک پایه ای کفر را تقویت می کند.
گردآوری: حمیدالله رفیعی
پی نوشت ها
[1]. بررسى مشكلات اخلاقى و روانى، ص 8 -9.
[2] . اخلاق در قرآن(مكارم شيرازى)، ج2 ، ص 101.
[3] . نهج البلاغه، ترجمه سید جعفر شهیدی، ص 364 – 366.
[4] . . اخلاق در قرآن (مكارم شيرازى)، ج2، ص 469.
منابع
1. سید رضی، نهج البلاغه، ترجمه سید جعفر شهیدی، تهران، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، چ2، 1370ش
2. مكارم شيرازى، ناصر، اخلاق در قرآن، قم، مدرسة الإمام علي بن أبي طالب (عليه السلام)، چ 4، 1385 ش.
3. موسوى لارى، مجتبى، بررسى مشكلات اخلاقى و روانى، قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، دفتر انتشارات اسلامى، چ4، 1378 ش.