جایگاه مهم زن در خانه شوهر و رفتار پسندیده مردان با همسران

۱۴۰۰-۱۰-۱۴

524 بازدید

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

رفتار پسندیده با زنان

از آن جایی که فطرت پاک و سالم بشر به نیکی و معروف و پسندیده‌ها گرایش دارد، خداوند از مؤمنان خواسته است که در زندگی خویش همواره راه معروف را در پیش گیرند و هر گونه رفتاری بیرون از دایره معروف به عنوان رفتاری جاهلانه معرفی شده است که دوری شخص از تقوا را نیز به دنبال دارد، زیرا راه کوتاه و آسان دستیابی به تقوا بهره گیری از رفتار‌های عرفی و پسندیده عقلایی است که بر اساس فطرت می‌باشد.

بر شوهر است که در رفتار‌های خویش در خانه نسبت به زن، راه معروف و هنجاری را در پیش گیرد و برخلاف رفتار‌های نیک و پسندیده عمل نکند. شوهر چنانچه به هر علتی از زن خویش زده شود و کراهت در جانش رخنه کند و دیگر کشش و میلی به او نداشته باشد؛ باز خداوند از وی خواسته است که هرگز رفتار معروف و پسندیده را در حق زن ترک نکند.

خداوند در این باره می‌فرماید: و عاشروهن بالمعروف فان کرهتموهن فعسی ان تکرهوا شیئا و یجعل الله فیه خیراً کثیرا؛ با زنان بر اساس معروف و پسندیده معاشرت کنید و اگر از آنان خوشتان نیامد. پس شاید چیزی را ناخوش دارید و خداوند در آن برای شما خیر زیاد قرار داده باشد(نساء آیه۹۱)

به سخن دیگر، در حالت کراهت و ناخوش آمدی نیز می‌بایست رفتار پسندیده از سوی شوهر، ترک نشود. این بدترین حالتی است که می‌توان در روابط زن و شوهر تصور کرد؛ به این معنا که اگر میان زن و شوهر چنان روابط تیره و تار شود که عشق و جاذبه‌های عاطفی و روحی دیگر در میان ایشان نباشد و نوعی ناخوشایندی در میان آنان پدید آمده باشد، با این همه خداوند باز فرمان می‌دهد که در این حالت ناخوشی که امری قلبی و بیرون از دایره اختیار و قدرت بشر است شوهر باید با رفتار پسندیده خویش حق زن را ادا نماید.

بنابراین حتی در زمانی که شوهر به طور قلبی و ناخودآگاه از زن خویش خوشش نمی‌آید در آن زمان نیز نمی‌بایست رفتار معروف را کنار بگذارد. این همه تأکید قرآن بر رفتار‌های احسانی و معروفی از آن روست که زن از نظر اسلام ریحانه و گل لطیف و نرمی است که نمی‌توان با او رفتاری درشت مآبانه و سخت داشت.

شگفت آن که این رفتار معروف زمانی خواسته شده که زن متهم به مسائل غیراخلاقی است، با این همه از وی خواسته می‌شود که در حق زن خویش، راه معروف و پسندیده را در پیش گیرد و آبروی او را نبرد بلکه معاشرت خوبی داشته باشد. به هر حال خداوند از شوهر خواسته تا در حق زن خویش شیوه احسان و معروف را در پیش گیرد.

بر این اساس شوهر باید محبت خود را به زن ابراز کند و از پنهان کردن آن بپرهیزد؛ زیرا زنان با شنیدن محبت مردان اعتماد به نفس خاصی می‌یابند. از این رو پیامبر بزرگوار (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: این گفته مرد به همسر خویش که دوستت دارم، هیچ گاه از قلب او بیرون نمی‌رود. (کافی ج۵ص۹۶۵)

هر یک از زن و مرد، باید به اشکال مختلف مهر و محبت خویش را آشکار سازند. چه این مسئله با گفتن کلمه‌ای باشد و یا دادن شاخه گلی و یا هر چیزی که زن از آن خوشش می‌آید.

از این رو، حتی خریدن تنقلاتی جزیی و چیز‌هایی که زن بدان علاقمند است یکی از شیوه‌های بیان و ابراز مهر و محبت بشمار می‌رود. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) دراین باره می‌فرماید: مردی که برای همسرش لقمه می‌گیرد، نزد خداوند پاداش دارد. (المحجبه البیضاء ج۳ص۷) به این معنا که این عمل وی، نه تنها بازتاب دنیوی و افزایش مهر و محبت میان زن و شوهر خواهد داشت بلکه بازتاب اخروی نیز به ارمغان می‌آورد و شخص در آخرت ا زپاداش آن بهره مند می‌شود.

در روایتی آمده است که مردی به حضور رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) رسید و گفت همسری دارم که هنگام ورود به خانه به استقبالم می‌آید و چون از خانه خارج می‌شوم، مرا بدرقه می‌کند. هرگاه غمگین می‌شوم، می‌گوید چه چیزی تو را ناراحت کرده است؟ اگر به خاطر روزی، اندوهناکی، آن را دیگری متکفل است و اگر نگران آخرت هستی، خداوند هم و غم تو را زیادتر کند. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «خداوند کارگزارانی دارد و او از کارگزاران خداست. برای او نصف اجر شهید خواهد بود.»

زن، امانت خدا

امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید: کسی که زن می‌گیرد، باید او را اکرام کند و گرامیش دارد. زن از نظر اسلام، مهمان محترمی است که از جنبه احترام، مهمان است و از جهت دخالت در امور زندگی، شریک صاحبخانه (شوهر) و از نظر امور داخلی، مدیر و سرپرست و وقتی بچه‌دار شود مادر خانواده و مادر اجتماع است، بلکه زن خوب، ملکه‌ای است در کندوی عسل خانواده.

مرد مسلمان باید متوجه باشد که با گرفتن زن در واقع مسئولیت سنگین امانتی الهی را بر دوش گرفته است. عنوان «امانت خدا» را اگر تحلیل کنیم به این نتیجه می‌رسیم که گویا پیغمبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) دست بانویی را گرفته و در خانه دامادی آورده و به او گفته است: این امانتی است از جانب خدا که به دست تو می‌سپارم. باید او را مطابق امانت خدایی اکرام و احترام کنی و اگر بدرفتاری کرد باید برای خدا صبر و تحمل نمایی.

جالب است که برخی از مردان خدایی برای یادآوری این مسئولیت سنگین، وقتی می‌خواهند همسر خود را صدا بزنند او را با عنوان «ای امانت خدا» می‌خوانند رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: برادرم جبرییل به من خبر می‌داد و همواره سفارش زنان را می‌کرد، تا آنجا که گمان کردم برای شوهر جایز نیست که به زنش حتی اف بگوید… شما زنان را به عنوان امانت خدایی گرفته اید(مستدرک ۲؛۱۵۵)

علی (علیه السلام) نیز فرمود: زنان امانت خدا نزد شما هستند. به ایشان زیان نرسانید و بر آنان سخت نگیرید. (همان)(نگاه کنید به کتاب بهشت خانواده، دکتر جواد مصطفوی ج ۱ص۱۰۰)

علامه طباطبایی و همسر فداکار او

یکی از شاگردان علامه طباطبایی نقل می‌کند: وقتی خدمت استاد علامه طباطبایی بودم، همسرشان تازه فوت کرده بود. گریه‌ها و بی‌تابی‌های ایشان را فراوان مشاهده می‌نمودم تا این که به طور خصوصی به ایشان عرض کردم ما صبر و بردباری را باید از شما یاد بگیریم، چطور شما این گونه بی‌تابی می‌کنید؟ فرمود: من در طول زندگی، فداکاری‌ها و از خودگذشتگی‌های بسیاری را از همسرم دیدم که نتوانستم جبران کنم.

در دوران تحصیلم، مشکلات فراوانی داشتم و مشغول مطالعه و درس بودم و از زندگی خبر نداشتم. همسرم در تمام این مدت، زندگی را به خوبی اداره کرد و کوچک‌ترین اعتراضی ننمود… من در نوشتن تفسیرالمیزان، مرهون خدمات و فداکاری‌های همسرم هستم. حال چگونه این محبت‌ها و خدمت‌ها و از خودگذشتگی‌ها را فراموش کنم؟ و دوباره اشکش جاری شد.

زن، روح خانه

نقش زن در خانه، چنان مهم و سازنده و کلیدی است که بدون او، خانه و کاشانه آدمی، روح و صفایی نخواهد داشت. مرد هر چقدر که دارای توان بدنی و مالی و اعتباری و جایگاه علمی و اجتماعی مهم و بالا باشد، به زن به عنوان یک همسر و آرامش‌بخش نیاز دارد. خانه‌ای که در آن زن نباشد همچون بدنی است که روح ندارد و مسلما بدن بی‌روح مرده‌ای است که به هیچ کار نیاید و امیدی به حیات آن نمی‌رود.

با وجود زن، خانه از گرمی عاطفه و محبت سرشار می‌شود. تصور کنید که همسر خانواده برای چند روزی به مسافرت برود، مرد خانه هر شب که به خانه باز می‌گردد با خانه‌ای سرد و بی‌روح و بی‌صفا و ساکن و مرده و بی‌نشاط مواجه می‌شود و او تازه پس از یک روز کار طاقت فرسا باید چراغ خانه را خود روشن کند و به آن گرمی ببخشد اما هیچ گاه نخواهد توانست جای خالی همسر را پر کند و چه نیکو گفته اند بزرگان که: به خانه‌ای که نه در آن زن است، زندان است.

زن، رکن اساسی خانواده

زن از نظر اسلام و قرآن، رکنی از ارکان خانواده است. به این معنا که خانواده بر اساس زن و شوهر شکل می‌گیرد؛ با این همه نمی‌توان نقش کلیدی زن در ایجاد و تحقق خانواده را به هیچ وجه نادیده گرفت. علامه طباطبایی(ره) در این زمینه می‌نویسد: «زنان، سنگ زیرین و رکن اساسی و علت واقعی انسجام و تشکیل اجتماع خانوادگی انسان‌ها هستند».

پاداش همسرداری

در اسلام، پاداش ایجاد آرامش در نهاد مقدس خانواده بسیار زیاد است، تا جایی که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، پاداش فراوانی برای این کار ذکر کرده اند.

نقل شده در ماجرای بیعت زنان، یکی از زنان از حضرت پرسید: خداوند جهاد را بر مردان واجب کرده و مردان اگر در راه خدا شهید یا مجروح گردند، پاداش دارند، ولی ما زنان مشغول خانه داری هستیم؟ پیامبر خدا فرمود: «بدان، که نیکو شوهرداری کردن و اداره خانه و خانواده، پاداشی هم وزن و برابر با پاداش مجاهدان در راه خدا دارد». (ر. ک: زن در آینه جلال و جمال، جوادی آملی ص ۸۹۳)

فشار قبر به سبب بداخلاقی نسبت به زن

یکی از عذاب‌هایی که شوهران به سبب رفتار بد و خوی زشت به زن، گرفتار آن می‌شوند، فشار قبر است. از این رو پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) شوهران را به رفتار پسندیده نسبت به زنانشان سفارش می‌کرد.

شاید معروف‌ترین و مشهورترین داستان در این باره داستان سعدبن معاذ از یاران آن حضرت (علیه السلام) باشد که بیانات پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در این باره هشداری شدید به شوهران بداخلاق است. برای شناخت جایگاه و عظمت این صحابی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و آثار بدخلقی در زندگی اخروی و پس از مرگ وی تمام حکایت را نقل می‌کنیم:

سعد یکی از یاران بزرگ پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و از اهل مدینه بود. او نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و مسلمین به طوری احترام داشت که وقتی سواره می‌آمد، رسول خدا مسلمین را به استقبالش می‌فرستاد و خود نیز هنگام ورودش تمام قامت در برابر او بر می‌خاست. سعد بن معاذ، این یار دلاور پیامبر، در جنگ خندق از خود گذشتگی‌هایی نشان داد تا آن که تیری به دستش اصابت کرد و دچار خون ریزی شد.

فشار قبر فقط مال آدم‌های بد نیست!

به دستور پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در مسجد، خیمه‌ای برافراشتند و سعد در آن خیمه، تحت درمان قرار گرفت و خود حضرت، پرستاری او را عهده‌دار شد و این دعا را در حق او کرد»: «خدایا! سعد در راه تو جهاد کرد و پیامبرش را تصدیق نمود، روح او را به خوبی بپذیر.»

بعد از خاتمه جنگ خندق و محاصره قلعه بنی قریضه، حضرت رسول، میانجی‌گری جنگ با یهودیان را به سعد واگذار کرد و دستور داد او را بر تختخوابی گذاشتند و پیش یهود آوردند. سعد این گونه حکم کرد که: یا رسول الله! مردان ایشان را بکش و زنان و اطفال آنان را اسیر کن و اموالشان را در میان مهاجر و انصار قسمت فرما. حضرت فرمود: حکمی کردی که خدا در بالای هفت آسمان چنین حکم کرده بود.

بعدها سعد بر اثر خونریزی همان زخم از دنیا رفت. صبح آن روزی که سعد از دنیا رفت. جبرییل نازل شد و عرض کرد: یا رسول الله! چه کسی از امت تو از دنیا رفته است، که فرشتگان آسمان روح او را به یک دیگر مژده می‌دهند؟ عده‌ای به خدمت حضرت رسول آمدند و گفتند: یا رسول الله سعدبن معاذ رحلت کرده است. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) همراه اصحاب خود برخاستند،(و به طرف منزل سعد حرکت کردند) و در حالی که در تکیه گاه بودند، امر کردند تا سعد را غسل دهند.

وقتی غسل به پایان رسید و او را حنوط و کفن کرده و به سوی تابوتش حرکت دادند رسول خدا پا برهنه و بدون ردا، جنازه را تشیع کرد، حضرت گاهی طرف راست و گاهی جانب چپ تابوت را می‌گرفت تا آن که کنار قبرش رسیدند. آنگاه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) داخل قبر شد و او را در لحد گذاشته و خشتها را جدا کرد و چید. حضرت در حین کار می‌فرمود: «به من سنگ بدهید»؛ «به من گل بدهید»، و با آن‌ها میان خشت‌ها را پر می‌کرد.

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) چون از این کار فارغ شد و خاک بر روی سعد ریخت و قبر را مرتب کرد فرمود: می‌دانم که پوسیدگی به این قبر می‌رسد، اما پروردگار دوست دارد بنده خدا وقتی کاری را انجام می‌دهد، آن را محکم و استوار انجام دهد. آنگاه مادر سعد عرضه داشت: گوارا باد بر تو، در این بهشتی که داخل می‌شود! رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: هم اکنون فشار قبر، معاذ را دربرگرفت!

اصحاب وقتی به چهره پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نگاه کردند، متعجب شده و سؤال کردند: یا رسول الله! چرا چهره شما منقلب شده؟ حضرت فرمود: هم اکنون قبر آن چنان فشاری بر سینه‌های سعد وارد کرد که صدای شکستن استخوان‌های سینه سعد را شنیدم.

رسول خدا بعد از دفن سعد مراجعت کرد، مردم عرض کردند: یا رسول الله! ما امروز کار‌هایی را درباره سعد از شما مشاهده کردیم که تا به حال درباره هیچ کس دیگر ندیده بودیم که انجام دهید، بدون ردا، و کفش به دنبال جنازه سعد حرکت کردید! فرمود: فرشتگان آسمان بدون کفش و رداء به تشیع جنازه سعد آمدند، من هم به آنها تأسی کردم. عرض کردند: شما گاهی جانب راست و گاهی جانب چپ سریر را می‌گرفتید!

فرمود: دست من در دست جبرییل بود، هر طرف را که او می‌گرفت من نیز می‌گرفتم. عرض کردند: شما دستور دادید که سعد را غسل دهند وخود بر جنازه‌اش نماز خواندید و برای او لحد قرار دادید. پس چطور این گونه دچار فشار قبر شد؟ حضرت فرمود: البته سعد همه برنامه‌های دینی‌اش درست بود غیر از اخلاق خانوادگی که در خانواده خویش، تندخو و بداخلاق بود و این بداخلاقی، باعث فشار قبر او شد.

البته ذکر این نکته لازم است که هر چند در این داستان، «سعد» یک مرد است اما قضیه بدخلقی و آثار وحشتناک آن یعنی فشار قبر، همه دارندگان خلق و خوی تند و بد را دربرمی‌گیرد و زن و مرد نمی‌شناسد.

ادامه دارد…

سیره و سفارش معصومان علیهم السلام در تعامل مردان با همسران

منبع: بیتوته

 

بدون دیدگاه