روزه، روزگار پيوستن به اصل خويش – قسمت دوم

1400-10-21

190 بازدید

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

از منظر ائمه هدى‏

على(ع) فرموده‏اند: و صوم شهر رمضان فانّه جنّة من العقاب؛(21) و روزه ماه رمضان كه سپرى است در برابر مجازات خدا، آن حضرت در حكمت عبادات مى‏فرمايند: خداوند بندگانش را با نماز، زكات و تلاش در روزه دارى حفظ كرده است تا اعضاء و جوارحش آرام و ديدگانش خاشع و جان و روان او فروتن و دل‏هايشان متواضع باشد.

كبر و خودپسندى از آنان رخت بربندد چرا كه در سجده بهترين جاى صورت را به خاك ماليدن فروتنى آورد و گذاردن اعضاى پر ارزش بر زمين اظهار كوچكى كردن است و روزه گرفتن و چسبيدن شكم به پشت عامل فروتنى است…به آثار عبادات بنگريد كه چگونه شاخه‏هاى درخت كبر را در هم مى‏شكند.(22)

امام مؤمنان تأكيد فرموده‏اند: زكاة البدن الصيام؛(23) زكات بدن روزه دارى است. آن حضرت روزه را آزمونى براى ميزان اخلاص بندگان معرفى كرده‏اند.(24)

از امام باقر(ع) روايت شده است كه پيامبر به جابربن عبداللّه فرمود: اين ماه رمضان است كه هر كه روزاش را روزه بدارد و پاره‏اى از شبش را به عبادات بايستد و شكم و اندامش را از حرام بازدارد و زبانش را نگاه دارد، از گناهان خود بيرون مى‏رود چنان كه از ماه بيرون مى‏رود، جابر گفت چه نيكوست اين سخن كه فرموديد، حضرت افزود ولى چه سخت است اين شرطهايى كه كرده‏ام.(25)

امام سجاد(ع) در فراز دعايى كه هنگام دخول ماه مبارك رمضان زمزمه فرموده‏اند، گفته‏اند: ستايش خدايى را كه از آن طرف بهشت رضوان يكى را ماه خود يعنى ماه رمضان قرار داد.

ماه روزه دارى كه ويژه اسلام است و روزه دار را پاك مى‏كند و بندگان را از آلودگى‏ها مى‏رهاند، ماه قيام اهل ايمان است و خدا در آن براى هدايت مردم و برهان اهل ايمان و تمييز حق از باطل، قرآن عظيم الشأن نازل كرد و بدين جهت‏ها فضيلت و شرافت اين ماه را بر ساير ماهها پديدار ساخت .

به واسطه شرف و برترى و احترامات فراوان از آن جمله امورى كه در غير اين ماه حلال است، حرام گرديد و براى روزه اين ماه وقت تمام ماه (از سپيده صبح تا مغرب) معين شده و ايزد متعال ابداً تقديم و تأخير آن را اجازه نفرموده، ديگر آن كه شبى از شب‏هاى اين ماه را بر هزار ماه برترى بخشيده و آن را شب قدر نام نهاده است .

فرشتگان عالم بالا و روح اعظم به امر پروردگار جهان براى تعيين و تقدير و تمامى امور قضاى الهى با سلام و تحيّت و بركت تا طلوع فجر صبح از آسمان بر آن كس كه مشيت ازلى خدا خواسته است فرود آمدند تا حكم مبرم و قضاى حتمى الهى را انجام دهند.(26)

امام صادق(ع) فرموده‏اند: بدون شك روزه، تنها دست كشيدن از طعام و آشاميدنى نيست و براى آن شرطى است كه تنها با رعايت آن، روزه متحقق مى‏گردد و آن نگاهبانى معنوى و درونى است، پس هنگامى كه روزه داريد زبان خود را از دروغ نگاه داريد و ديدگان را از ناروا فرو پوشيد…

اى روزه‏دار چنان باش كه در راه خدا از آن چه غير اوست بيزارى جسته‏اى و با روزه‏اى كامل از آن چه خدايت نهى كرده در آشكار و نهان به سوى او تقرّب يافته‏اى و خشيت خدا را آن چنان كه حق اوست در آشكار و نهان پيشه ساخته و جانت را در روزه دارى به پيشگاه خداوند به طور كامل تقديم داشته‏اى و دلت را براى او از هر چيز فارغ كرده و بر آن چه خدايت فرمان داده و به انجام آن فراخوانده برگمارده‏اى.

پس چون اين اعمال را كامل به جاى آورى روزه دار حقيقى خواهى بود و آن چه را كه خدايت فرموده بنا نموده‏اى اما اگر از اين اعمال بكاهى به همان مقدار از فضل و ثواب روزه‏ات كاسته‏اى به راستى روزه صرفاً دست كشيدن از خوراك و آشاميدنى نيست بلكه خداوند آن را مانعى در برابر رفتار و گفتارى كه روزه را باطل مى‏كند قرار داده است، چه كم اند روزه دارند و چه بسيارند آنان كه گرسنگى بر خود روا مى ‏دارند.(27)

شيخ طوسى با سند خود از محمد بن فضل بغدادى نقل مى‏كند كه گفت: به امام هادى(ع) نوشتم فدايت شوم ماه رمضان مى‏آيد و در دل انسان هواى زيارت امام حسين(ع) و زيارت پدر بزرگوار تو در بغداد (كاظمين) می افتد.

آيا در وطن خود بماند و روزه بگيرد تا ماه رمضان به پايان برسد يا در اين ماه مسافرت كند و افطار نمايد؟ امام در پاسخ نوشت: ماه رمضان از آن چنان فضيلت و اجرى برخوردار است كه هيچ ماهى ندارد پس چون فرا رسيد به آن عمل بشود.(28)

امام حسن عسكرى(ع) فرموده‏اند: هر كس ده ماه رمضان بطور متوالى روزه بگيرد وارد بهشت گردد.(29)

حكمت روزه‏

چند نفر يهودى به محضر رسول خدا(ص) آمدند و يكى از آنان مسايلى از آن حضرت پرسيداز جمله عرضه داشت: براى چه خداوند عزّ و جلّ سى روز، روزه بر امت تو واجب كرده ولى بر امم گذشته بيش از سى روز فرض و لازم قرار داده بود؟

نبى اكرم(ص) فرمودند: وقتى جناب آدم از شجره نهى شده تناول كرد و آن چه خورده بود سى روز در شكمش باقى ماند پس حق تعالى بر ذريه‏اش واجب كرد كه سى روز گرسنه و تشنه باشند و آن چه را كه در بين اين سى روز (خوردن و آشاميدن در شب‏ها) می خورند و در خوراكى‏ها مجازند تفضلى است از جانب حق تعالى و همين حكم بر جناب آدم نيز ثابت بود. بارى حق عزّ و جلّ حكم مزبور را بر امّت من واجب گردانيد.(30)

ناگفته نماند كه روزه از احكام انسان ساز است و پى بردن به فلسفه كامل آن همچون ساير احكام الهى براى انسان عادى امكان‏پذير نخواهد بود.

دانش محدود بشر نمى‏تواند راهگشاى همه اسرار نهفته باشد و انديشه خود را به سوى كشف تمام مجهولات رهنمون نمايد اما انسان مؤمن معتقد و خردمند مى‏داند كه خداوند خير محض است و جز خوبى و سعادت براى بندگانش نمى‏خواهد پس اگر به چيزى فرمان می دهد.

براى انسان مزايايى دارد و بشر را به كمال و فضيلتى مى‏رساند و هرچه را نهى مى‏فرمايد براى جوامع بشرى زيان بخش بوده و بر مصالح مادى و معنوى آدمى لطمه مى‏زند.

در عين حال مى‏توان ابعادى از حكمت روزه را روشن كرد چنانچه در بالا به نمونه‏اى بر اساس روايت معتبرى اشاره كرديم و اگر ما به تمامى جنبه‏هاى فلسفه روزه پى‏نبرديم به هيچ وجه اين حالت بهانه‏اى براى سرپيچى از امر الهى نمی باشد.

روزه يك عبادت جامع است يعنى بدن، قلب و روح را پاك مى‏سازد، در تمام عبادات دستورات دينى يكى از اين بعدها مطرح شده اما روزه همه را شامل می شود.

به همين دليل رسول اكرم(ص) فرموده‏اند روزه قلب عبادات است، روزه آدمى را به ياد آخرت مى‏اندازد و انسان را متوجه سراى جاويد و فرجام خويش می سازد .

زيرا وقتى آدمى بر خلاف غريزه تنازع بقاء و شهوات حيوانى و تمايلات نفسانى دمى چند از پرورش بدن و رسيدگى به خواهش‏هاى خود چشم پوشى كرد.

متوجه مى‏شود عمر خويش را نبايد در اين دنيا صرف خوردن، خفتن و شهوترانى بكند و به فكر تدارك توشه آخرت خواهد بود، به علاوه خالى بودن شكم بشر را متوجه معارف و احكام مى‏كند. سعدى سروده است:

اندرون از طعام خالى‏دار

تا در او نور معرفت بينى‏

تهى از حكمتى به علت آن‏

كه پرى از طعام تا بينى‏

يكى از عرفا هم چه نيكو گفته است:

اين دهان بسته دهانى باز شد

كه خورنده دانه‏هاى راز شد

جوع مرخاصان حق را داده‏اند

تا شوند از جوع شير زورمند

علماى روان شناس هم تصريح نموده‏اند اعراض از خواهش‏هاى مادى و بدنى، جاذبه‏هاى روحى و معنوى را تقويت می كند.

زندگى انسان در اين دنيا گاهى مقرراتى را برهم مى‏زند و آدمى را برده خويش مى‏سازد يكى از قيودى كه جوامع انسانى را اسير مى‏كند و طوق بندگى بر گردن آنان می افكند.

غذا خوردن در ساعاتى خاص است و چنان مردم را به اسارت وا مى‏دارد كه مى‏گويند اگر فلان سفره با تزئينات نباشد و در ساعتى خاص مهيا نگردد، چه می شود.

روزه انسان را اين گونه پرورش مى‏دهد كه بر وجودش مسلم گردد اين تمايلات درونى براى خوردن و عافيت‏طلبى ظالمانه است و اراده انسان را در اختيار مى‏گيرد و اگر روزى ترتيب غذايى او بهم بخورد، عنان نفس را از دست می دهد.

بايد اين زنجير اسارت را با روزه پاره كرد كه يك قوت روحى پديد آيد و آدم را به عالم علوى سير دهد.

روان شناسان ثابت كرده‏اند هرچند انسان درباره موضوعى زحمت بكشد، بيشتر آن را دوست می دارد و بدان علاقه افزون‏ترى دارد و بهترين مثال در اين مورد اشتياق مادر است كه نسبت به كودك خود ابراز می دارد و او هرچه بيشتر براى فرزندش رنج و بيدارى در شب را تحمّل می ‏كند.

وى را بيش از گذشته دوست دارد و كودكانى كه دور از مادر در پرورشگاهها و نزد دايگان بزرگ مى‏شوند چندان مورد توجه مادر خود نم‏ی باشند.

هر دستور دينى كه اجرا شود ايمان انسان را پايدارتر م‏ی نمايد و آنان كه در عبادات ثابت‏ترند بيشتر نفس خود را وادار به آداب بندگى كرده‏اند، روزه براى اين مقصود حداكثر استفاده را می بخشد.

چرا كه روزه‏دارى به زحمت نفس نياز دارد و انسانى كه مدتى اين سختى‏ها را تحمّل كرده است به دليل اين كه روح و دل را صفا و صيقل داده است در اواخر ماه رمضان به جاى خستگى و افسردگى و ناتوانى يك نوع وجد و شعفى را در اعماق وجود خود احساس می كند.

روزه يك آزمايش به ناراحتى هم هست، خداوند متعال در اين سراى فانى به بشر اجازه زندگى اختيارى داده است كه هم مى‏تواند در آن كار خوب انجام دهد و از اين رهگذر مقام خود را بالاتر از فرشتگان نمايد و هم مختار است كه به شرارت و شقاوت و خلاف رويكرد نشان دهد .

به آن جا تنزل يابد كه حتى از چهارپايان هم پست‏تر گردد. بنابراين كردار انسان در اين جهان يك نوع آزمون است، گاهى امتحان به خوشى‏ها و امكانات فراوان و نعمت‏هاى گوناگون است و دراين حال خداوند مراقب اعمال اين فرد است كه آيا شكر نعمت را به جاى مى‏آورد و اين عطاها و نشاهاى لطف بى كرانش را كجاها مصرف می گردد.

در راه حق و يا باطل، يك وقت هم هست كه پروردگار بنده‏اش را به امورى آزمايش مى‏كند كه با يك كاستى و محروميّت و تحمّل زجر و مشقت روبروست و در اين حال آن شخص بايد صبر پيشه كند، گرسنگى را تحمّل نمايد و از برخى خواهش‏هاى نفسانى چشم بپوشد و لذت‏ها را ترك كند و اين امتحان دوم در روزه دارى كاملاً قابل مشاهده است.

يك حكمت ديگر هم اين است كه انسان در موقع خوشى‏ها و راحت‏طلبى‏ها خداوند را فراموش مى‏كند و هنگام گرفتارى و سختی ها به ياد خالق مى‏افتد، البته آنان كه دل را به نور ايمان روشن كرده‏ اند. در هيچ شرايطى ارتباط معنوى و ملكوتى خود را با آسمان قطع نمی كنند.

ولى اكثر مردم در خوشگذرانی ها و راحت‏طلبی ها ذكر حق را به بوته فراموشى می سپارند، روزه براى اين گونه افراد دارويى بسيار درمان كننده است، زيرا در حالت روزه انسان خود را محتاج می بيند كه به سوى برآورنده حاجات توجّه كند اين است كه رمضان را ماه عبادت خوانده‏اند و ماهى است كه نفس آدمى بيش از هميشه ياد خدا را در دل می پروراند.

مادرى كه بنا به برخى ضرورت‏ها از فرزندش فاصله می گيرد، با وجود گرفتارى گاهى كودك را نزد خود مى‏آورد و با وى انس می گيرد و می كوشد او را با زندگى خود آشنا و مأنوس سازد.

اگر مادر چنين نكند و سال‏ها كودكش نزد دايه باشد و يا در مكانى تحت نظارت مربيان قرار گيرد سرشت آن طفل به محيط زندگى دايه و كودكستان انس مى‏گيرد و همان تربيت را كه در آن محيط مى‏بيند فرا مى‏گيرد و نسبت به والدين و تربيت خانوادگى بيگانه م‏ی شود.

انسان در اين دنيا از خداى خويش بر اثر برخى حجاب‏ها و نسيان‏ها فاصله گرفته است و از اصل خويش دور افتاده است. روزه يك شرايط معنوى ويژه‏اى فراهم مى‏كند كه حداقل براى مدت معينى انسان را متوجه ملكوت و جهان والا می كند.

او را از اين فرودگاه فانى به سوى آسمان‏ها و عالم قدس و ملكوت سير می دهد و به او هشدار می دهد مبادا اين فضيلت‏ها و معنويت‏ها را فراموش كند، در عين اين آشنايى روزه مانع از آن نيست.

كه اين انسان از برخى امكانات دنيا بهره گيرد، بنابراين يكى از حكمت‏هاى مهم روزه اين است كه مى‏تواند انسان روزه‏دار را متوجه مبدأ و تربيت حقيقى خويش كند .

به علاوه روزه جسم و روح را بهم متصل مى‏كند و هر دو را متوجه حقايقى مى‏نمايد، خداوند در اين ماه به بندگان نزديك‏تر است و به همين دليل توبه‏ها را مى‏پذيرد و گناهان را مى‏بخشد و از فضل خويش بندگان را برخوردار می سازد.

پيامبران، ائمه هدى، دانشمندان اخلاق و عرفان و حكماء مدام به مردم نويد مى‏دهند كه اگر كمى از توجه به دنيا كم كنيدخواهيد ديد لذت‏هاى بسيارى وجود دارد كه حظّ جهان در برابرش اندك است امّا گوش شنوا در ميان مردم وجود ندارد.

يا حداقل درصد آنان كه به اين فراخوانى نداى مثبت مى‏دهند ناچيز مى‏باشد و عموم اقشار جامعه غالباً، در لذت‏هاى مادى غرق‏اند و چنان وجودشان مسخّر اين امور است كه به آنان اجازه نمی دهد.

حقايق ديگرى را مشاهده كنند و نمونه‏اى از مسرّت روحانى را درك نمايند، براى چشانيدن اين مسرّت‏ها به مردم بايد وسايلى باشد كه خواهى نخواهى آنان را براى مدتى معين از عالم ماده دور كرده و درى از عالم معنا بر رويشان بگشايد.

بهترين اين وسايل روزه است كه طعم لذت معنوى را به همه مى‏فهماند و به مردمى كه تصور مى‏كردند لذت منحصر به خوردن، خوابيدن و شهوت رانى است می ‏آموزد كه تنها فقدان و نقصان اين لذائذ حظّ آدمى را كم نمی كند.

بلكه نفس را براى قبول لذت‏هاى جديد و جاويدان مهيّا مى‏كند. پس از اين كه آدمى نمونه مسرّت را چشيد و معتقد شد كه اين حالات همان گونه كه انبياء و اولياء فرموده‏اند درجات مهمى دارند، روش خود را عوض مى‏كنند و ديگر تمام تلاش خود را صرف تن‏پرورى، عافيت‏طلبى و آرايش دنيايى نمى‏سازند.

كودكى را در نظر بگيريد كه تا كنون مزه شيرينى حلوا را نچشيده است و هرچه والدين از مزاياى اين ماده شيرين مى‏گويند نمى‏تواند بفهمد بالأخره حلوا چيست و احتمالاً از خوردن آن هم اجتناب می ورزد.

امّا مادرش به هر ترتيبى شده مقدارى حلوا به دهنش مى‏گذارد و او چون ديد آن چه گفته‏اند صحّت دارد ديگر نياز نيست كه با اصرار و اجبار ديگران حلوا بخورد، بلكه خود دنبالش دويده و از همان غذايى كه ابتدا نمى‏خورد، مى‏خواهد بيشتر و فراوان‏تر تناول كند. اصولاً ترك لذت‏هاى بدنى و دنيايى خود با لذت معنوى توأم است:

اگر لذت ترك لذت بدانى‏

دگر لذت نفس لذت نخوانى‏

بنابراين روزه براى انسان امورى را فراهم مى‏كند كه از مسرّت‏هاى دنيوى بالاتر است ممكن است برخى اين ترديد را مطرح كنند كه مؤمنان پس از پايان ماه رمضان غالباً شادمان هستند كه از روزه گرفتن نجات يافته‏ اند.

در جواب آنان بايد گفت: اين همان نفس حيوانى است كه مى‏خواهد به لذت‏هاى دنيا اكتفا كند و از لذات آخرتى غافل بماند. در برابر اين ترديد يك نكته ديگر مطرح است كه اشاره به آن جالب خواهد بود: يك انسان روزه‏دار كه گرسنه و تشنه است و ساعت‏ها و روزها خود را از برخى امكانات و خواهش‏هاى نفسانى محروم كرده.

هيچگاه وقتى يك آدم روزه خوار را مشاهده مى‏كند به هيچ عنوان از ديدنش احساس حسادت نمى‏كند كه چرا از شرايط او محروم است.

بر عكس يك خوشحالى و شادمانى معنوى را در وجود خود مى‏بيند اين مسرّت از جسم و تمايلات مادى او كه نيست زيرا بدنش در رنج و سختى است بلكه اين روح و سرشت اوست كه احساس لذّت مى‏كند كه خداوند چنين توفيقى را نصيب او كرده و اين سعادت جاويد را برايش در نظر گرفته است.(31)

فضل بن شاذان از حضرت امام رضا(ع) درباره علت وجوب روزه سؤال كرد، حضرت فرمود: مسلمانان مأمور شده‏اند روزه بگيرند تا درد گرسنگى و عطش را درك كنند و به فقر آخرت راهنمايى شوند.

روزه دارى كه خود را محتاج خدا ببيند پاداشش افزوده مى‏شود، با روزه گرفتن هواى نفسانى كنترل مى‏گردد و روزه براى روزه‏دار اندرز گوى خوبى است و او را براى انجام واجبات تشويق مى‏نمايد.(32)

پى نوشت ها

1. تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد، خواجه عبداللّه انصارى، ذيل تفسير آيات 185 و 187 سوره بقره.

2. قاموس كتاب مقدس، ص 427.

3. نك: تورات، فصل نهم، ش 9.

4. انجيل متى، باب چهارم، ش اول و دوم.

5. قاموس كتاب مقدس، ص 428.

6. سوره بقره، آيه 185.

7. دائرةالمعارف تشيع، ج 8، ص 372.

8. سوره بقره، آيات 183 تا 187 و نيز آيه 196، سوره نساء، آيه 92 ، مجادله، آيه 4، مائده، آيه 95، احزاب، آيه 35، مريم، آيه 26 (بنگريد به المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الكريم، وضعه فواد عبدالباقى، ص 417).

9. قاموس قرآن، سيد على اكبر قرشى، ج 4، ص 165، فرهنگ اصطلاحات قرآنى، يوسف حريرى.

10. از جمله بنگريد به تحرير الوسيله، ج 1، ص 278، من لايحضره الفقيه، ج 2، ص 132.

11. چنان كه در آيه 41 آل عمران و آيه دهم سوره مريم آمده است.

12. سوره مريم،آيه 26.

13. نك:وسايل الشيعه فى تحصيل مسايل الشريعه، شيخ حرّ عاملى، كتاب الصوم.

14. جامع السعادات، مولى مهدى نراقى، فصل 109(درجات روزه)، ص 476-475؛مصباح الشريعه، باب بيستم و مستدرك الوسايل، ج اول، ص‏590 – 589.

15. بحار الانوار، ج‏96، ص‏255.

16. همان، ص‏255.

17. همان.

18. همان، ج‏40، ص‏54.

19. همان، ج‏96، ص 340-342.

20. متن كامل اين خطبه در بحارالانوار، ج‏96 و اقبال الاعمال سيد بن طاووس آمده است.

21. نهج البلاغه، خطبه‏110.

22. همان، خطبه 192.

23. همان، حكمت 136.

24. همان، حكمت 252.

25. مفاتيح الجنان، بخش اعمال ماه رمضان.

26. صحيفه سجّاديّه، دعاى 44، با استفاده از ترجمه حكيم ميرزا مهدى الهى قمشه‏اى.

27. وسايل الشيعه، كتاب الصوم، ج 7، ص 117-119.

28. تهذيب الاحكام، ج 2، ص‏110، حديث 14، بحارالانوار، ج 100، ص 115، حديث‏23.

29. خصال، شيخ صدوق، ص 445، حديث 42؛ وسايل الشيعه، ج 7، ص 176.

30. علل الشرايع، شيخ صدوق، جلد سوم، باب 110.

31. روزه از نظر دين و طب، ص 25- 23.

32. عيون اخبار الرضا(ع)، شيخ صدوق، ص‏353-352.

منبع : ماهنامه پاسدار اسلام ، ش 309

بدون دیدگاه