خطبه امام حسن مجتبی (ع) که در آستانه جنگ جمل (سال ۳۶ هجری) به نمایندگی از امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (ع) ایراد شده، یک فراخوان حیاتی (استنفار) برای بسیج مردم جهت مقابله با ناکثین است. این جنگ، اولین تقابل داخلی مسلمانان و نقطه عطفی بود که مرز حق و باطل را در برابر پیمان شکنانی چون طلحه و زبیر مشخص کرد.
امام حسن(ع) در این سخنرانی، ضرورت جهاد را بر چهار مبنای اصلی تبیین می کند:
۱. توحید و قدرت مطلقه الهی به عنوان حاکم بر نهان و آشکار.
۲. تثبیت جایگاه نبوت و پیوند ناگسستنی آن با حقانیت امام علی (ع).
۳. تبیین فضائل منحصر به فرد امام علی (ع)، شامل پیشگامی در اسلام و مأموریت کفن و دفن پیامبر (ص).
۴. تحلیل ریشه ای پیمان شکنی ناکثین که صرفاً ناشی از حسادت و تجاوز (بغی) بود، نه بدعت یا خلاف از سوی حکومت عدل علوی.
این خطبه امام حسن(ع)، در واقع یک بیانیه دفاعی و عقیدتی برای درک ضرورت همراهی با جبهه حق در دشوارترین شرایط است.
متن خطبه امام حسن مجتبی(ع) و فراخوان به جهاد
بخش اول خطبه امام حسن(ع): ثنای الهی و شهادت به عظمت او
خُطْبَتُهُ (عَلَیْهِ السَّلَامُ) فِی اسْتِنْفَارِ النَّاسِ إِلَى الْجَمَلِ: الْحَمْدُ لِلَّهِ الْعَزِیزِ الْجَبَّارِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ الْكَبِیرِ الْمُتَعَالِ، سَوَاءٌ مِنْكُمْ مَنْ أَسَرَّ الْقَوْلَ وَ مَنْ جَهَرَ بِهِ وَ مَنْ هُوَ مُسْتَخْفٍ بِاللَّیْلِ وَ سَارِبٌ بِالنَّهَارِ، أَحْمَدُهُ عَلَى حُسْنِ الْبَلَاءِ وَ تَظَاهُرِ النَّعْمَاءِ، وَ عَلَى مَا أَحْبَبْنَا وَ كَرِهْنَا، مِنْ شِدَّةٍ وَرَخَاءٍ؛
خطبه آن حضرت براى تحریض مردم به جنگ جمل: سپاس خدائى را سزاست كه استوار و قدرتمند و یگانه و توانا و بزرگ و برتر است، براى شما مساوى است كه سخن را آرام گوئید یا بلند بر زبان آورید، و آنكه در تاریكى شب پنهان شده و در روشنایى روز حركت می کند، او را سپاس مى گویم بر آزمایش نیكو و نعمت هاى پیاپى، بر آنچه دوست داشته و زشت مى شماریم، از سختى و آسایش.
(این آغاز با توصیف خداوند به العَزیزِ الجَبّار و آگاه به نهان و آشکار، یک پایه محکم کلامی برای مشروعیت فرمان جهاد و سست کننده پایه های مخالفانی است که از نظرها پنهانند اما از علم خدا نهان نیستند.)
بخش دوم خطبه امام حسن(ع): شهادت به رسالت نبوی و فضیلت پیامبر (ص)
وَ أَشْهَدُ أَنَّ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، وَحْدَهُ لَا شَرِیكَ لَهُ، وَ أَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ، امْتَنَّ عَلَیْنَا بِنُبُوَّتِهِ، وَ اخْتَصَّهُ بِرِسَالَتِهِ وَ أَنْزَلَ عَلَیْهِ وَحْیَهُ، وَ اصْطَفَاهُ عَلَى جَمِیعِ خَلْقِهِ، وَ أَرْسَلَهُ إِلَى الْإِنْسِ وَ الْجنِّ، حِینَ عُبِدَتِ الْأَوْثَانُ وَ أُطِیعَ الشَّیْطَانُ وَ جُحِدَ الرَّحْمَانُ، فَ(صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ) وَ جَزَاهُ أَفْضَلَ مَا جَزَى الْمُرْسَلِینَ؛
و گواهى مى دهم كه معبودی جز خداوند نبوده، یگانه است و شریكی ندارد، و محمد بنده و فرستاده اوست، خداوند به نبوت او بر ما منت نهاد، و به رسالتش مخصوص گرداند، و وحیش را بر او نازل كرد، و او را بر تمامى موجودات برگزید، و در زمانی كه بت ها پرستیده و شیطان اطاعت و خداوند انكار مى شد، او را بسوى جن و انس فرستاد، درود خدا بر او و بر خاندانش باد، و برترین پاداش پیامبران را به او عطا نماید.
(تأکید بر ارسال پیامبر (ص) در زمانی که بت ها پرستیده می شد و شیطان اطاعت می گشت، یک مقایسه ضمنی با وضعیت کنونی است؛ این که طغیانگران جمل، با وجود ظاهری اسلامی، در حال اطاعت از هواهای شیطانی (بغی و حسد) هستند و در مسیری شبیه به جاهلیت گام برمی دارند.)
بخش سوم خطبه امام حسن(ع): مأموریت فراخوان و هدف غایی جهاد
أَمَّا بَعْدُ، فَإِنِّی لَا أَقُولُ لَكُمْ إِلَّا مَا تَعْرِفُونَ، إِنَّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ أَرْشَدَ اللَّهُ أَمْرَهُ وَ أَعَزَّ نَصْرَهُ، بَعَثَنِی إِلَیْكُمْ یَدْعُوكُمْ إِلَى الصَّوَابِ وَ إِلَى الْعَمَلِ بِالْكِتَابِ وَ الْجِهَادِ فِی سَبِیلِ اللَّهِ، وَ إِنْ كَانَ فِی عَاجِلِ ذَاكَ مَا تَكْرَهُونَ، فَإِنَّ فِی آجِلِهِ مَا تُحِبُّونَ، إِنْ شَاءَ اللَّهُ؛
اما بعد، من چیزى نمى گویم جز آنچه شما مى دانید، امیر المؤمنین على بن ابى طالب كه خداوند او را به امرش ارشاد و یاریش نیرومند گرداند، مرا بسوى شما فرستاده، شما بسوى راه نیك و عمل به كتاب و جهاد در راه خدا مى خواند، و اگر چه هم اكنون آن را ناپسند مى شمارید، اما بخواست خدا در آینده محبوب شما خواهد بود.
(این بخش هدف جنگ را فراتر از یک درگیری سیاسی می برد و آن را به راه نیك، عمل به كتاب و جهاد در راه خدا گره می زند. تصریح به ناپسند بودن جهاد در کوتاه مدت اما مطلوب بودن نتیجه آن در آینده، نشان دهنده بینش رهبری برای آماده سازی روانی مردم برای سختی ها است.)
بخش چهارم خطبه امام حسن(ع): ذکر فضائل علی (ع) و تأیید نبوی
وَ قَدْ عَلِمْتُمْ أَنَّ عَلِیّاً صَلَّى مَعَ رَسُولِ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ) وَحْدَهُ، وَ أَنَّهُ یَوْمَ صَدَّقَ بِهِ لَفِی عَاشِرَةٍ مِنْ سَنِهِ، ثُمَّ شَهِدَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ جَمِیعَ مَشَاهِدِهِ، وَ كَانَ مِنْ اجْتِهَادِهِ فِی مَرْضَاتِ اللَّهِ وَ طَاعَةِ رَسُولِهِ وَ إِثَارَةِ الْحَسَنَةِ فِی الْإِسْلَامِ مَا قَدْ بَلَغَكُمْ. وَ لَنْ یَزَلْ رَسُولُ اللَّهِ رَاضِیاً عَنْهُ حَتَّى غَمَّضَهُ بِیَدِهِ وَ غَسَّلَهُ وَحْدَهُ، وَ الْمَلَائِكَةُ أَعْوَانُهُ وَ الْفَضْلُ ابْنُ عَمِّهِ یَنْقُلُ إِلَیْهِ الْمَاءَ، ثُمَّ أَدْخَلَهُ حُفْرَتَهُ وَ أَوْصَاهُ بِقَضَاءِ دَیْنِهِ وَعِدَاتِهِ، وَ غَیْرِ ذَلِكَ مِمَّنْ اللَّهُ عَلَیْهِ؛
و مى دانید كه على (ع) به تنهائى نماز گذارد، و در روزى كه او را تصدیق كرد در سن ده سالگى بود، آنگاه در تمامى جنگ ها با ایشان شركت كرد، و از تلاشش در كسب خشنودى خدا و اطاعت پیامبر و ارزش هایش در اسلام همه آگاهى دارید.
و همواره پیامبر از او راضى بود، تا آنگاه كه چشمان او را با دست خویش بر هم نهاد، و به تنهائى او را غسل داد، در حالی كه فرشتگان او را یارى كرده و پسر عمویش فضل برایش آب مى آورد، آنگاه او را داخل قبر خود نهاد، و پیامبر در قضاء دیون و وعده هایش به او وصیت كرد، و دیگر اموری كه خدا بر او منت نهاده است.
(اشاره به فضائل منحصر به فرد امام علی (ع)، از جمله پیشگامی در اسلام در سن کودکی و مأموریت تغسیل و کفن و دفن پیامبر (ص) به تنهایی، نه تنها فضیلت شخصی ایشان را ثابت می کند، بلکه وراثت معنوی و مشروعیت الهی حکومت ایشان را در مقابل مدعیانی که در این امور سابقه ای نداشتند، تأکید می نماید.)
بخش پنجم خطبه امام حسن(ع): ماهیت پیمان شکنی و ریشه آن در حسادت و بغی
ثُمَّ وَ اللَّهِ مَا دَعَاهُمْ إِلَى نَفْسِهِ، وَ لَقَدْ تَدَاكَ النَّاسُ عَلَیْهِ تَدَاكَ الْإِبِلِ الْهِیمِ عِنْدَ وُرُودِهَا، فَبَایَعُوهُ طَائِعِینَ، ثُمَّ نَكَثَ مِنْهُمْ نَاكِثُونَ، بِلَا حَدَثٍ أَحْدَثَهُ وَ لَا خِلَافٍ أَتَاهُ، حَسَداً لَهُ وَ بَغْیاً عَلَیْهِ؛
و سوگند به خدا كه آنان را بسوى خود نخواند، و مردم همانند شتران خشمگین هنگام واردشدن بر آب بر او هجوم آوردند، و آزادانه با او بیعت كردند، آنگاه گروهى پیمانشان را شكستند، در حالی كه چیزى را بدعت نگذاشت و خلافی را مرتكب نشد، بلكه بخاطر حسادت با او و تجاوز نمودن بر او.
(این قسمت، قلب تحلیل سیاسی خطبه امام حسن(ع) است. امام (ع) با سوگند خوردن بر این که علی (ع) طالب قدرت نبود و مردم با هجوم «شتران خشمگین» با او بیعت کردند، هر گونه بهانه برای خروج را رد می کند و انگیزه اصلی ناکثین را نه یک اختلاف مشروع فقهی/سیاسی، بلکه یک بیماری روانی-اخلاقی عمیق، یعنی حسادت و طغیانگری معرفی می کند.)
بخش ششم خطبه امام حسن(ع): فرمان به تقوا، صبر و استقامت
فَعَلَیْكُمْ عِبَادَ اللَّهِ بِتَقْوَى اللَّهِ وَ الْجِدِّ وَ الصَّبْرِ وَ الِاسْتِقَامَةِ بِاللَّهِ، وَ الْخُفُوفِ إِلَى مَا دَعَاكُمْ إِلَیْهِ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ. عَصَمَنَا اللَّهُ وَ إِیَّاكُمْ بِمَا عَصَمَ بِهِ أَوْلِیَاءَهُ وَ أَهْلَ طَاعَتِهِ، وَ أَلْهَمَنَا وَ إِیَّاكُمْ تَقْوَاهُ، وَ أَعَانَنَا وَ إِیَّاكُمْ عَلَى جِهَادِ أَعْدَائِهِ، أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الْعَظِیمَ لِی وَ لَكُمْ؛
پس ای بندگان خدا! بر شما باد به تقواى الهى و تلاش و صبر و یارى گرفتن از خدا و حركت به سمتى كه امیر المؤمنین(ع) شما را به آن جهت خوانده است. خداوند ما و شما را حفاظت كند به آنچه اولیاء و فرمانبرداران خود را حفاظت كرده است و به ما و شما تقواى خود را الهام كندو ما و شما را در جهاد با دشمنانش یارى گرداند و براى خود و شما از خداوند بخشش را خواستارم.
(فرمان پایانی خطبه اما حسن(ع)، یک دستورالعمل جامع برای بقا در فتنه است. چهار رکن تقوا، جدیت، صبر و استعانت از خدا، به مردم یادآوری می کند که پیروزی نه در کثرت سلاح، بلکه در پایداری ایمانی و عمل صالح است و این جهاد، صرفاً یک وظیفه حکومتی نیست، بلکه یک تکلیف الهی است.)
جمع بندی
خطبه امام حسن (ع) در نبرد جمل، بر چهار اصل مهم اخلاقی برای پیروزی در جهاد داخلی استوار است: «تقوای الهی، تلاش و کوشش، صبر و شکیبایی، و استقامت و پایداری در راه خدا». این اصول، بر آگاهی و بینش سیاسی، عمل گرایی، و استقامت روحی تأکید دارند. نکته کلیدی در این خطبه، آشکارسازی انگیزه شورش جمل یعنی حسادت و ستمگری است که عملا میدان نبرد را، عرصه مبارزه اخلاقی و عقیدتی علیه دنیاطلبی تبیین می نماید.
منبع اقتباس: قیومى اصفهانی، جواد، صحیفه الحسن (علیه السلام)، قم، دفتر انتشارات اسلامی، زمستان 1375 شمسی، ص103 تا 109. سایت کتابخانه فقاهت