خطاهای حسینعلی بهاء موسس فرقه بهائیت که در کتاب های او منعکس شده بی شمار است. او در کتاب های خود مطالبی عجیبی را مطرح کرده است که از نظر علمی و تاریخی قابل پذیرش نیست. او با این ادعاها خواسته است تا در میان جامعه خود را معروف نماید. او که اصلا از علوم تجربی و تاریخی سررشته ندارد در این حوزه نیز نظراتی داده که با مبانی علمی اصلاً سازگار نیست. در اینجا به چند نمونه از خطاهای حسینعلی بهاء اشاره می شود:
یکی از خطاهای حسینعلی بهاء این است که او در علوم طبیعی سخنانی دارد که با بدیهیات علمی متضاد است. او در کتاب ایقان می نویسد که نحاس یعنی مِس، اگر از خطر یبوست در امان ماند پس از گذشت هفتاد سال خود به خود به ذهب یعنی طلا تبدیل می گردد.[1]
یكی از خطاهای حسینعلی بهاء در علم هیئت است حسینعلی پس از اینکه بر تقدس عدد نوزده تاکید می کند به تقدس عدد نوزده است و آن را در بعضی از مسائل دخالت می دهد یک سال را به 19 ماه تقسیم کرده است.[2]
به همین دلیل بهائیان تقویم شمسی خود را از نوروز آغاز می كنند و آن را به نوزده ماه و هر ماه را به نوزده روز تقسیم می كنند.[3]
خطاهای حسینعلی بهاء در علم تاریخ هم فراوان است به عنوان مثال: فیثاغورث فیلسوف نامدار یونانی است و بهاء او را هم عصر و شاگرد حضرت سلیمان (علیه السّلام) یاد می کند: «فیثاغورث در زمان سلیمان بن داوود بوده و حکمت را از معدن نبوت گرفته است» این در حالی است که حضرت سلیمان (ع) قریب به چهار صد سال قبل از فیثاغورث بوده و محققان تاریخ هم این مطلب را پذیرفته اند.[4]
سوالات ما
1. چرا حسینعلی بهاء که هیچ سررشته ای از علوم تجربی و طبیعی ندارد در این حوزه اظهار نظر کرده است؟ شیمی دانان این مسئله را بررسی کرده اند که مس (cu) با جرم اتمی ۷/ ۶۳ و طلا (Au) با جرم اتمی ۱۹۷ به وجود آمده است و فاصله زیادی که این دو ماده از هم دارند و هرگز ماده مس در معدن طبیعی خود تبدیل به طلا نخواهد شد.
2. حسینعلی بهاء تقدس عدد نوزده را از کجا به دست آورده است؟ به فرض اگر این عدد مقدس باشد، چه لزومی دارد که سال به 19 ماه تقسیم شود؟
3. دانشمندان، علم هیئت خورشید و ماه را وسیله حساب ساعات شب و روز و ماه و سال قرار داده اند و اگر چنانچه خورشید و ماه نمی بودند بشر در برنامه های روزمره خود دچار مشكل می شد. از سوی دیگر حركت وضعی زمین باعث به وجود آمدن شب و روز می شود و زمانی كه خورشید از نیم كره زمین مخفی می ماند موجب آشكار شدن آن برای نیم دیگر بوجود می آید. و نیز با وجود تناسب دقیق و متوازن در حركت كره ماه، زمین و خورشید ماه های دوازده گانه قمری از هلال تا محاق بوجود می آید و مدت زمانی كه ماه یك دوره كامل هلالی را طی می كند 5/29 روز است كه به آن ماه قمری گفته می شود. و از مجموع دوازده ماه قمری یك سال قمری به وجود می آید.
یك سال شمسی مدت زمانی است كه زمین یك دوره كامل به دور خورشید می چرخد كه دوره كامل این حركت 242/365 روز طول می كشد از آنجا كه یك سال رقم صحیحی از روزها نیست بنابراین برای جلوگیری از جابجایی فصول از سال كبیسه استفاده شده است.
با توجه به مطالب فوق حسینعلی بهاء با چه معیاری هر ماه را 19 روز و هر سال را 19 ماه می داند؟
4. اگر فرض این باشد كه هر سالی 19 ماه باشد و هر ماه 19 روز بهائیان به اشکالات زیر که از این تقسیمات ایجاد می گردد چه پاسخی دارند؟
اگر ماه های بهائیان مبتنی بر سال خورشیدی است در این صورت 19 ماه كه هر كدام مشتمل بر 19 روز باشد با سال خورشیدی منطبق نمی گردد زیرا سال خورشیدی 365 روز است و مجموع روزهای بهائیان در یكسال 361 روز می شود.
اگر مبنای بهائیان بر سال قمری است در این صورت نیز هیچ تطابقی با سال قمری نمی تواند داشته باشد چون ماه های قمری 29 یا 30 روز می باشند نه 19 روز.
5. با صدور این خطاهای حسینعلی بهاء در حوزه علوم طبیعی و تاریخی چگونه امکان دارد که او می تواند پیامبر باشد؟ آیا وجود اینگونه مطالب در کتاب های حسینعلی نوری دلیل بر بطلان ادعای نبوت و سایر ادعاهای او نیست؟
نویسنده: حمیدالله رفیعی
پی نوشت ها
[1] . طباطبایی، سید مصطفی، ماجرای باب و بهاء، ص ۱۹۹، نشر روزنه، تهران، ۱۳۸۰.
[2] . حسینعلی بهاء كتاب اقدس، ص 34.
[3] . فرهنگ جهان اسلام، زیر نظر حداد عادل، 1376 تهران، جلد 3، ص735.
[4] . ماجرای باب و بهاء، ص 199.