خصوصیات فرزند اول خانواده و اهمیت رفتار صحیح والدین با او

خصوصیات فرزند اول خانواده و اهمیت رفتار صحیح والدین با او

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

خصوصیات فرزند اول خانواده، یکی از موضوعات مهم و مطرح در حوزه روانشناسی و تربیت فرزند است که آگاهی از آن می تواند والدین را در تربیت صحیح فرزندان خود یاری دهد.

برخی بر این باورند که با کمی دقت در شیوه رفتار و زندگی فرزندان اول خانواده ها، می توان دریافت که بچه های اول، معمولا افرادی جدی و مسئولیت پذیرند و بچه های آخر گویا برای تفریح و شادی به دنیا آمده اند! شاید در نگاه اول، این را یک اتفاق ساده تصور کنید اما حقیقت این است که ترتیب تولد فرزندان، نقش موثری در شکل گیری شخصیت و تربیت آنها دارد. فرزند اول خانواده، معمولا نقش یک رهبر را ایفا کرده و باهوش تر به نظر میرسد؛ با اعتماد به نفس و وظیفه شناس شناخته می شود و غالبا در پی کمالگرایی است. در مقابل، فرزندان آخر، بچه هایی خلاق تر، اجتماعی تر بوده و با چالش های پیش روی خود، راحت تر کنار می آیند.

روز جهانی فرزند اول

روز جهانی فرزند اول (Firstborn Day) یک روز تعطیل غیررسمی است که هر ساله در دومین یکشنبه ماه ژوئن برگزار می شود. این روز برای قدردانی از فرزندان اول و برجسته کردن نقش آنها در خانواده و جامعه است.

تاریخچه روز جهانی فرزند اول، به سال ۱۸۵۶ بازمیگردد. در آن سال، دکتر چارلز لئونارد، یک کشیش در کلیسای مجارستانی در شهر ماساچوست، یک سرویس ویژه برای کودکان برگزار کرد. او این روز را «گل یکشنبه» نامید و از آن زمان به بعد، این روز به عنوان روز فرزند اول شناخته می شود.

در سال ۱۹۲۹، ترکیه برای اولین بار، روز فرزند اول را به عنوان یک تعطیل ملی اعلام کرد. هر چند این روز در بسیاری از کشورهای دیگر نیز جشن گرفته می شود، اما هنوز به رسمیت شناخته نشده است.

فرزند اول خانواده، تجربه ای جدید برای والدین

تولد فرزند اول خانواده، تجربه ای جدید برای والدین می باشد و آنها ممکن است در تربیت فرزند اول خود، بر اساس قوانین پیش بروند و بسیار سختگیرانه با او رفتار کنند و یا بر عکس، به خاطر ذوق و شوقی که برای تولد فرزندشان دارند، بسیار سهل گیر باشند و اصول تربیتی را به خوبی اجرا نکنند و در تربیت فرزندشان با مشکلاتی روبرو شوند.

پس از اینکه فرزند دوم به دنیا می آید، والدین به خاطر تجربه ای که از تربیت فرزند اولشان داشته اند، روش تربیتی خود را تغییر می دهند و به صورت دیگری به تربیت فرزند دوم می پردازند. این بیانگر آن است که فرزند اول خانواده، به نوعی مجبور است بی تجربگی و ناپختگی والدین خود را در تربیت کردن تحمل کند.

جایگاه و موقعیت فرزند اول خانواده

فرزند اول خانواده به دلیل جایگاه ویژه ای که در خانواده دارد، خصوصیات روانشناسی متفاوتی نسبت به سایر فرزندان در رفتارهایش از خود بروز می دهد. ذوق و انرژی بیشتر والدین، کافی است تا فرزند اول، طور دیگری بار بیاید. به همین جهت ویژگی های شخصیتی آنها، اغلب با سایر فرزندان خانواده متفاوت است و این، ناشی از شیوه های مختلف توجه و تربیت والدین می باشد.

دوران حکومت فرزند اول خانواده

در یک نگاه کلی می توان فرزند اول خانواده را، با خصوصیاتی همچون رهبر، هدفمند، کمالگرا، مصمم، جدی، مسئول، هشیار و ارباب منش در نظر گرفت. او وظیفه شناس تر، جاه طلب تر و سلطه جوتر از خواهر و برادرهای کوچکتر از خود است. فرزند اول در دانشگاه های معروفتر به خوبی خود را نشان می دهد؛ همچنانکه در رشته های مشکل تری مانند پزشکی، مهندسی و حقوق می درخشد.

معمولاً والدین به هنگام تولد فرزند اول، خوشحالترند و وقت و توجه زیادی را صرف نوزاد خود می کنند. فرزند اول خانواده معمولاً مورد توجه فوری و تقسیم نشده والدین خود قرار می گیرد. در نگاه اول، نکته مثبت این توجه ویژه آن است که اعتماد به نفس را به او القا می کند و نکته منفی این است که می تواند او را کمی به احساس ارباب منشی و سلطه جویی متمایل سازد.

تغییر و تنزل مقام، بعد از تولد فرزند دوم

اما با ورود فرزند دوم، فرزند اول خانواده دیگر کانون توجه نیست و دیگر آن مراقبت و محبت همیشگی را دریافت نمی کند. در واقع، دیگر جایگاه و مرکزیت گذشته را ندارد. محبتی که فرزندان اول در طول مدت حکومت خود دریافت می کند، اکنون باید تقسیم شود. فرزند اول خانواده اغلب باید به این جبر که نخست باید نیازهای نوزاد جدید برآورده شده و بعد به او رسیدگی شود، تن در دهد.

هیچ کس نمی تواند از فرزند اول انتظار داشته باشد این جابجایی شدید را بدون ترتیب دادن مبارزه و تقابل، تحمل کند. او سعی خواهد کرد جایگاه سابق قدرت و مصونیت خود را دوباره به دست آورد. هرچند که این مبارزه از همان آغاز، محکوم به شکست است.

همه فرزندان اول، ضربه تغییر و تنزل مقام خود در خانواده را احساس می کنند؛ اما آنهایی که بسیار نازپرورده بار آمده اند، بیشتر صدمه می خورند. همچنین درجه این صدمه، به سن فرزند اول خانواده به هنگام تولد رقیب نیز بستگی دارد. در مجموع، زمانی که فرزند دوم وارد می شود، هر چه فرزند اول بزرگتر باشد، محرومیت کمتری را احساس خواهد کرد.

با این حال، می توان گفت از امتیازات فرزند اول خانواده بودن، این است که وقتی خواهران یا برادران بزرگتر می شوند، فرزند اول اغلب نقش مربی، معلم، ناظم و رهبر را ایفا می کند؛ زیرا والدین از او انتظار دارند در مراقبت از خواهر و برادرهای کوچکتر، به آنها یاری رساند.

فرزند اول خانواده، خاص و متفاوت

اگر شما هم فرزند اول خانواده خود هستید، احتمالاً متوجه شده اید که خصوصیات و ویژگی های متفاوت و خاصی را نسبت به خواهر یا برادر کوچکتر از خود دارید. ویژگی های جالب و قابل توجه ای از فرزند اول وجود دارد که در تمامی فرزندان اول هر خانواده، مشترک است و نشان می دهد، فرزند اول بودن، آنقدر هم بد نیست.

مطمئناً، شما باید قوانین سختگیرانه تری را تحمل کنید و مسیر را برای خواهر و برادرانی که بعد از شما می آیند هموار کنید، اما به نظر می رسد روانشناسان بر این باور هستند که همه این موارد، منجر به عادت های خوبی در افراد می شوند.

هرچند در حوزه روانشناسی پیرامون اهمیت ترتیب تولد فرزندان، اختلاف نظرهایی وجود دارد، اما تحقیقات گسترده نشان می دهد که بین کسانی که فرزند اول متولد می شوند و کسانی که بعد از فرزند اول می آیند، صفات مشترکی وجود دارد. بنابراین همه افراد متولد شده، مطمئناً یکسان عمل نخواهند کرد، اما بسیاری از آنها صفات مشترک زیادی دارند.

اگر فرزند اول خانواده هستید، شاید برایتان جالب باشد در ارتباط با ویژگی و خصوصیات فرزند اول اطلاعات کسب کنید. از این رو در ادامه، به برخی از ویژگی ها و خصوصیات فرزند اول اشاره می کنیم:

ویژگی ها و خصوصیات فرزند اول خانواده

۱-فرزند اول، استقلال بیشتری دارد.

فرزند اول خانواده معمولاً به دلیل شرایط تربیت خانوادگی و اجتماعی، مستعد استقلال بیشتری نسبت به فرزندان بعدی است. این بدان معناست که او توانایی بیشتری برای انجام کارها، تصمیم گیری و مدیریت امور روزمره به صورت مستقل دارد و به دیگران کمتر وابسته است. مطالعات نشان می دهد که فرزندان اول، مستقل هستند و کمتر احساس تنهایی می کنند؛ آنها معمولا به اطرافیانشان وابسته نیستند، مگر اینکه خودشان بخواهند.

۲-فرزند اول، از دیگران مراقبت می کند.

خواهر یا برادر بزرگتر می تواند کودکان کوچکتر از خود را پرورش دهد و در صورت نیاز، از آنها مانند یک مادر مراقبت کند. بزرگ شدن فرزندان اول با یک یا چند خواهر و برادر کوچکتر، به این معناست که آنها بیشتر عمر خود را در جمع خواهر و برادرهای کوچکتر گذرانده اند و ممکن است دائما به دنبال راحتی آنها باشند و از آنها مراقبت و محافظت کنند.

۳-فرزند اول رهبر خوبی می باشد

فرزند اول خانواده، اغلب کسی است که مسئولیت این کار را بر عهده می گیرد. در یک بررسی گسترده از مطالعات دانشگاه جورجیا مشخص شد که افراد متولد شده، بیشتر نقش رهبری را دارند. در حقیقت، اکثر روسای جمهور ایالت ها و همچنین بسیاری از فضانوردان، فرزندان اول بودند.

۴-فرزند اول سخت کار می کند.

کودکانی که اول متولد شده اند، بسیار متمایل به موفقیت هستند. به این معنا که با داشتن خواهر و برادر کوچکتر، جلب توجه والدین می تواند بسیار سخت باشد. بنابراین متولدین اول، بیشتر کار می کنند تا اطمینان حاصل کنند والدین خود را راضی یا تحت تأثیر قرار دهند.

۵-فرزند اول در انتخاب زبان دوم بهتر عمل می کند!

ممکن است تعجب آور باشد، اما ترتیب تولد ممکن است بر میزان توانایی فرزندان در انتخاب زبان دوم تأثیر بگذارد. مطالعه ای که در یکی از مجله های روانشناسی منتشر شده، نشان داد که در خانواده های دو زبانه، فرزند اول خانواده نسبت به خواهر و برادرهای خود که بعداً متولد شده اند، مهارت های زبان دوم را بهتر و سریعتر یاد می گیرد.

۶-فرزند اول کمتر درگیر رفتارهای پرخطر می باشد.

فرزند اول خانواده ممکن است در دوران نوجوانی رفتارهایی کم خطر داشته باشند. مطالعه ای نشان می دهد که افراد متولد شده نسبت به فرزندان بعدی، کمتر به سمت کارهای پر خطری مانند مواد مخدر، دزدی، آشوبگری و غیره جذب می شوند.

۷-فرزند اول محافظه کار است.

فرزند اول خانواده معمولا در انجام هر کاری، محافظ کار است. او برای تصمیم گیری، انجام کارهای روزمره و رویاهای آینده خود برنامه ریزی می کند. در واقع می توان گفت فرزندان اول، آینده بینان خوبی هستند و محافظ کارانه عمل می کنند.

۸-فرزند اول بیشتر ریسک می کند.

باید بدانید فرزند اول خانواده، به دلیل داشتن حس برتری و بزرگی، ریسک های زیادی را در زندگی خود انجام می دهد. او برای بهتر دیده شدن و داشتن اعتماد به نفس بالا، کارهای زیادی را امتحان می کند و تمایل بیشتری به کارهای ماجراجویانه دارد. از همین جهت اغلب آنها، رفتارهای سرکشانه دارند.

۹-فرزندان اول، الگو هستند.

احتمالا اگر شما هم فرزند اول خانواده خود باشید، این جمله معروف «تو الگوی خواهر/برادرت هستی» را بارها شنیده اید. شاید فکر کنید این موضوع، اهمیت خاصی ندارد اما باید بدانید بیشتر فرزندان دوم، از رفتارهای خواهر یا برادر بزرگتر خود تقلید می کنند. به همین دلیل است که آنها برای انجام هر کاری، قبل از پدر و مادر خود از برادر یا خواهر بزرگتر خود کمک و نظر می خواهند.

۱۰-فرزند اول کمالگرا است.

فرزند اول خانواده، اغلب دوست دارد کارها را به درستی و با استانداردهای بالا انجام دهد. برای او، قوانین مهم است و به جزئیات توجه زیادی دارد و از اشتباه کردن اجتناب می کند. فرزند اول خانواده، معمولا دارای اهداف والا و موفقبت آمیزی است.

۱۱-فرزندان اول، افراد برونگرایی هستند.

فرزندان اولی که دارای صفت برونگرایی هستند، اغلب به دنبال ارتباطات اجتماعی و فرصت هایی برای ارتباط با دیگران هستند. آنها اغلب به عنوان افرادی که دارای زندگی سرشار از انرژی و مثبت هستند، توصیف می شوند. در موقعیت های گروهی، افراد برونگرا بیشتر صحبت می کنند و خود را بهتر به دیگران نشان می دهند.

در هر حال باید به این نکته مهم توجه داشت که هر کودکی، طیف خاصی از خانواده را به خود اختصاص می دهد و سپس از استراتژی های خود برای تسلط بر زندگی استفاده می کند. همه فرزندان اول، یکسان نیستند و هر فرزند در هر خانواده ای، می تواند ویژگی های شخصیتی مخصوص خود را داشته باشد؛ چرا که تربیت فرزندان هم در خانواده، تأثیر زیادی در شکل گیری شخصیت کودکان دارد؛ اما اگر در خانواده خود فرزند بزرگتر باشید، به گفته متخصصان روانشناسی اغلب ویژگی های گفته شده را در خود پیدا خواهید کرد و ویژگی های مستقل و سخت کوشی زیادی را از خود نشان خواهید داد.

ضرورت ایجاد تعادل در تربیت فرزند اول خانواده

همانطور که اشاره شد، فرزندان اول در کانون توجه والدین قرار دارند و معمولا تمام خواسته های آنها توسط والدین برآورده می شود و در فرزند احساس ارزشمندی زیادی به وجود می آید، در صورتی که این روند شکل افراطی و بی رویه ای داشته باشد، فرزندان اول تبدیل به انسان های قدرت طلب، خودخواه و کم تحمل می شوند و آنها تحمل هیچگونه بی توجهی ندارند.

پس از اینکه فرزند دوم به دنیا می آید از توجه والدین به آنها کم می شود و در این صورت فرزند اول، فرزند دوم را مسبب این بی توجهی می داند و در این حالت، حسادت فرزند اول خانواده شروع می شود که یکی از خصوصیات به وجود آمدن آنها در هنگام تولد فرزند دوم می باشد، تمام فرزندان اول تغییر جایگاه شان را در خانواده احساس می کنند اما فرزندان نازپرورده تر با صدمات بیشتری روبرو هستند و اینکه کودک چطور با این وضع و شرایط کنار بیاید، به رفتار والدین و سبک های فرزند پروری آنها بستگی دارد.

در صورتی که والدین تمام توجه و محبت خود را نثار فرزند دوم کنند و یا رفتارهای اشتباه دیگری از خودشان نشان دهند، فرزند اول خانواده به احساس طرد شدگی دچار خواهد شد و بعدها آن را به خواهر و برادر کوچک خود منتقل می کند اما در صورتی که والدین رفتار صحیحی با کودکشان داشته باشند، بچه ها به دوستانی خوب تبدیل می شوند و فرزند اول در برابر خواهر و برادر کوچک خود، احساس مسئولیت و رهبری می کند.

با توجه به نکاتی که اشاره شد، به احتمال زیاد شما به اهمیت این مسئله پی برده اید که نقش تان به عنوان والدین، تا چه حد در تربیت کودکان اهمیت دارد و این مسئله زمانی که شما یک یا چند فرزند داشته باشید بیشتر خودش را نشان می دهد.

در هر حال برای اینکه بخواهید به بهترین نحوه کودک خود را تربیت کنید و میان فرزندان تعادل رفتاری برقرار نمایید، نیاز است تا از مشاور در زمینه کودک و همچنین در خصوص خانواده کمک بگیرید و با آنها در ارتباط باشید. در این خصوص مشاور می تواند با توجه به تجربه و دانش خود اصول کلی در اختیارتان قرار دهد و مرحله به مرحله شما را یاری کند.

خلاصه ای از مزایا و معایب فرزند اول خانواده بودن

الف) مزایا

۱-فرزندان اول معمولاً از حمایت و توجه ویژه والدین برخوردار هستند. این امر می تواند باعث شود که آنها احساس اعتماد به نفس و شایستگی بیشتری داشته باشند.

۲-فرزندان اول معمولاً اولین کسانی هستند که با چالش های زندگی روبرو می شوند. این امر می تواند باعث شود که آنها مهارت های حل مسئله و سازگاری بهتری داشته باشند.

۳-فرزندان اول معمولاً در تحصیل و شغل موفق تر هستند. این امر ممکن است به دلیل انگیزه های بالای آنها برای موفقیت و رضایت والدین باشد.

ب) معایب

۱-فرزندان اول معمولاً مسئولیت پذیری بیشتری نسبت به خواهر و برادرهای کوچکتر خود دارند. این امر می تواند باعث شود که آنها احساس فشار و استرس بیشتری داشته باشند.

۲-فرزندان اول معمولاً با رقابت بیشتری از سوی خواهر و برادرهای کوچکتر خود مواجه هستند. این امر می تواند باعث شود که آنها احساس ناامنی و کمبود اعتماد به نفس کنند.

چگونه از فرزند اول خود محافظت و حمایت کنیم؟

شیوه صحیح تربیت فرزندان و پرورش آنها توسط والدین، از موضوعاتی است که در آموزه های اسلام به آن توجه ویژه ای شده و از حقوق فرزند به شمار آمده است. پیامبر اکرم (ص) میفرمایند: حَقُّ الْوَلَدِ عَلى والِدِهِ أَنْ یُحَسِنَ اسْمَهُ وَ أَدَبَهُ وَ یَضَعَهُ مَوْضِعًا صالِحًا؛(۱) حق فرزند بر پدرش این است: نام نیکو براى او برگزیند؛ ادب وى را نیکو کند و در جایگاه شایسته اى قرارش دهد.

از این رو، قرار گرفتن فرزند در جایگاهی ارزشمند و شایسته، نیازمند تعامل صحیح والدین با او و درک واقع بینانه از میزان توانمندی هایش است. حقیقت این است که والدین، معمولاً انتظارات بالایی از فرزند اول خانواده دارند. گاهی اوقات این نوع فشار و توقعات بالا می تواند در روحیه و زندگی بچه اول تاثیرات منفی را به جای بگذارد. از این رو، توجه به نکات زیر برای تربیت صحیح و حمایت از فرزند اول خانواده، لازم و ضروری است:

۱-به فرزند اول خود اجازه بدهید که در برخی شرایط، خودش به تنهایی تصمیم بگیرد.

او نباید همیشه هر آنچه که شما دوست دارید را دوست داشته باشد. شاید شما بخواهید پسرتان را در کلاس فوتبال ثبت نام کنید؛ زیرا خودتان عاشق فوتبال هستید اما او واقعا تمایلی به فوتبال نداشته و به ورزش های رزمی علاقمند باشد. برای انجام کارها، به فرزندتان گزینه های مناسب را پیشنهاد بدهید و اجازه دهید او خودش به تنهایی تصمیم بگیرد که کدام گزینه را دوست دارد.

۲-سعی کنید انتقاد پذیر باشید و نسبت به نظرات و پیشنهادات فرزندتان، به درستی رفتار کنید.

هرگز فرزند اول خانواده را شماتت و سرزنش نکنید و اگر از شما انتقاد منصفانه ای داشتند، آن را قبول کنید. مثلا ممکن است فرزند اول به شما شکایت کند که چرا همیشه حواستان به خواهر یا برادر کوچکتر است. از این حرف فرزند خود، عصبانی نشوید و به او حق بدهید. سعی کنید موضوع را در آرامش کامل حل کنید.

۳-همیشه بر روی فرزند خود تمرکز کنید نه روی مهارت های او.

سعی کنید نشان بدهید که به خود او افتخار می کنید نه به مهارت هایی که کسب کرده است. البته گفتن این موضوع که او یادگیری قوی دارد و یا شاگرد ممتاز شده است، اشکال ندارد اما این کار که دائم او را به خاطر مهارت هایی که دارد تشویق کنید، باعث می شود تا او احساس کند که او را به خاطر مهارت هایش دوست دارید نه خودش!

۴-به او بیاموزید که گاهی اوقات باید کوتاه بیاید.

«نه گفتن»، یک روش معمول ابراز وجود در کودکان است. این ویژگی در بچه های اول بیشتر دیده می شود. از آنجایی که آنها تمایل دارند همیشه رهبر باشند و در تمام بازی ها قوانین را تعیین کنند، موجب بروز دعوا و درگیری بین آنها و دیگر کودکان می شود.

اگر پسر یا دختر شما اصرار دارد که دیگر همبازی هایش به شیوه او توپ بازی کنند و در غیر اینصورت توپش را به آنها نمی دهد، به او نشان دهید که این روش، همواره موثر واقع نمی شود و راهگشا نیست. می توانید با او از مزایای به اشتراک گذاشتن وسایل و اسباب بازی ها با دیگران صحبت کنید. دفعه بعد که او حاضر نشد اسباب بازی اش را با خواهر کوچکش به طور مشترک استفاده کند، می توانید فعالیت دیگری مانند نقاشی و… برایش در نظر بگیرید که در آن ادعای مالکیت مطرح نباشد.

۵-برای فرزند اولتان وقت اختصاصی بگذارید (به ویژه اگر چند فرزند دارید).

فرزندان اول به صحبت ها و توصیه های پدر و مادر، بیش از دیگر فرزندان گوش می دهند. بچه های اول معمولا حس می کنند که پدر و مادر به آنها توجه زیادی نمی کنند و تمام حواسشان به بچه های کوچکتر خانواده است. به همین دلیل سعی کنید زمان ویژه ای را به همراه همسرتان به فرزند اول اختصاص دهید، با او بیرون بروید یا فعالیت خاصی انجام دهید. گذراندن زمان با کیفیت با فرزند اول، موجب می شود تا ناراحتی و دلخوری او از توجه شما به خواهر یا برادر کوچکترش کاهش یابد.

نتیجه گیری

مطالعات نشان می دهد که ترتیب تولد فرزندان، در شکل گیری نوع شخصیت و رفتار آنان موثر است. در این بین فرزند اول خانواده که تجربه نخست والدین در فرزندداری است، ابتدا کانون توجه و محبت همگان به ویژه والدین خود قرار می گیرد اما با آمدن فرزند بعدی، به یکباره این حکومت و امپراطوری دچار افول شده و می تواند بستر رفتارهای ناسازگارانه او با دیگران شود. با این حال، فرزند اول خانواده شدن، امتیازاتی نیز دارد که از مهمترین آنها می توان به برخورداری از پتانسیل قوی اعتماد به نفس، مدیریت و رهبری، موفقیت در تحصیل و شغل و مهارت حل مساله در برابر چالش های زندگی اشاره کرد.

پی نوشت

۱-حرعاملی؛ وسائل الشیعه؛ ج۱۵ ص۱۲۳

منابع اقتباس: کلنیک روانشناسی دل؛ مرکز مشاوره آویژه؛ مشاورانه

بدون دیدگاه