حقیقت ایمان و حیا در احادیث پیامبر گرامی اسلام (ص)

حقیقت ایمان و حیا در احادیث پیامبر گرامی اسلام (ص)

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

حقیقت ایمان و حیا در احادیث معصومین (علیهم السلام) یک امر بسیار لازم و مفید است؛ زیرا ایمان و حیا از باارزش ترین اموری است که باعث کمال و سعادت انسان می شود.

انسان با ایمان قطعا از حیای لازم برخوردار است و بی حیایی هرگز با ایمان جمع نمی شود. در این نوشتار کلمات قصاری از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) درباره ایمان و اعتقاد به خداوند و نیز شرم و حیا با متن عربی و ترجمه فارسی نقل شده است.

حقیقت ایمان در برابر شرک

قَالَ رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم)‏ خَصْلَتَانِ لَیسَ فَوْقَهُمَا مِنَ الْبِرِّ شَی‏ءٌ الْإِیمَانُ بِاللَّهِ وَ النَّفْعُ لِعِبَادِ اللَّهِ وَ خَصْلَتَانِ لَیسَ فَوْقَهُمَا مِنَ الشَّرِّ شَی‏ءٌ الشِّرْكُ بِاللَّهِ وَ الضَّرُّ لِعِبَادِ اللَّهِ؛

دو خصلت است كه بالاتر از آنها هیچ نیكى وجود ندارد: ایمان به خدا و سودبخش بودن براى بندگان خدا و دو خصلت است كه بالاتر از آنها هيچ بدى وجود ندارد: شرك به خدا و زيان رساندن به بندگان خدا.

حقیقت ایمان در انسان از حیث آثار

وَ أَتَاهُ رَجُلٌ فَقَالَ یا رَسُولَ اللَّهِ أَوْصِنِی فَقَالَ لَا تُشْرِكْ بِاللَّهِ شَیئاً وَ إِنْ حُرِّقْتَ بِالنَّارِ وَ إِنْ عُذِّبْتَ إِلَّا وَ قَلْبُكَ‏ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِیمانِ‏ وَ وَالِدَیكَ فَأَطِعْهُمَا وَ بَرَّهُمَا حَیینِ أَوْ مَیتَینِ فَإِنْ أَمَرَاكَ أَنْ تَخْرُجَ مِنْ أَهْلِكَ وَ مَالِكَ فَافْعَلْ فَإِنَّ ذَلِكَ مِنَ الْإِیمَانِ وَ الصَّلَاةَ الْمَفْرُوضَةَ فَلَا تَدَعْهَا مُتَعَمِّداً فَإِنَّهُ مَنْ تَرَكَ صَلَاةً فَرِیضَةً مُتَعَمِّداً فَإِنَّ ذِمَّةَ اللَّهِ مِنْهُ بَرِیئَةٌ وَ إِیاكَ وَ شُرْبَ الْخَمْرِ وَ كُلِّ [كُلَ‏] مُسْكِرٍ فَإِنَّهُمَا مِفْتَاحَا كُلِّ شَرٍّ؛

مردى نزد آن حضرت (صلى اللَّه علیه و آله و سلم) آمد و گفت: اى پیامبر خدا، مرا اندرز ده! پیامبر فرمود: هیچ چیزى را با خداوند شریك قرار مده حتى اگر به آتش انداخته شوى و شكنجه گردى كه در قبال این [حركت توحیدى‏]، دلت آرام مى‏ گیرد. از پدر و مادرت اطاعت كن و به آنان نیكى نما؛ چه زنده باشند و چه مرده اگر به تو امر كنند تا دست از خانواده و مال و منال خویش بردارى، طبق خواسته آن ها عمل كن كه این از ایمان است.

نماز واجب را به عمد ترك مكن؛ زیرا كسى كه نماز واجب را به عمد ترك نماید، امان الهى از او برداشته مى ‏شود. مبادا مى، نوشى یا از مستى آورهاى دیگر استفاده كنى؛ زیرا این هر دو [مورد] كلید همه بدى‏ هایند.

حقیقت ایمان از حیث کمال آن

قَالَ رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):‏ ثَلَاثٌ مَنْ كُنَّ فِیهِ اسْتَكْمَلَ خِصَالَ الْإِیمَانِ الَّذِی إِذَا رَضِی لَمْ یدْخِلْهُ رِضَاهُ فِی بَاطِلٍ وَ إِذَا غَضِبَ لَمْ یخْرِجْهُ الْغَضَبُ مِنَ الْحَقِّ وَ إِذَا قَدَرَ لَمْ یتَعَاطَ مَا لَیسَ لَهُ‏؛

سه ویژگى است كه در هر كس فراهم آید ایمانش كامل باشد: چون از چیزى خشنود و راضى شد، این خشنودى او را به راه باطل نكشاند و چون خشمگین گشت، این خشم او را از حق به در نبرد و چون قدرت یافت به آنچه از آن او نیست دست نیازد.

حقیقت ایمان از حیث ویژگی های آن

قَالَ رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):‏ مُدَارَاةُ النَّاسِ نِصْفُ الْإِیمَانِ وَ الرِّفْقُ بِهِمْ نِصْفُ الْعَیشِ؛

مدارا كردن با مردم یك نیمه ایمان و مهربانى كردن با آنان نیمى از زندگانى است.

قَالَ رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): ‏ مَنْ كانَ یؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیوْمِ الْآخِرِ فَلْیفِ إِذَا وَعَدَ؛

كسى كه به خدا و روز معاد ایمان دارد پس هر وقت وعده ‏اى دهد به آن وفا نماید.

قَالَ رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):‏ الْإِیمَانُ نِصْفَانِ نِصْفٌ فِی الصَّبْرِ وَ نِصْفٌ فِی الشُّكْرِ؛

ایمان دو نیمه است، یك نیمه‏ اش در شكیبایى و نیمه دیگرش در سپاسگزارى است.

قَالَ رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):‏ حُسْنُ الْعَهْدِ مِنَ الْإِیمَانِ؛

خوش پیمانى از ایمان است.

قَالَ رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم)‏: مَا آمَنَ بِالْقُرْآنِ مَنِ اسْتَحَلَّ حَرَامَهُ؛

هر كس حرام قرآن را حلال شمارد، به قرآن ایمان ندارد.

قَالَ رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):‏ الْحَیاءُ مِنَ الْإِیمَانِ؛

حیا از نشانه‏هاى ایمان است.

قَالَ رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):‏ الْإِیمَانُ عَقْدٌ بِالْقَلْبِ وَ قَوْلٌ بِاللِّسَانِ وَ عَمَلٌ بِالْأَرْكَانِ؛

پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود ايمان عقيده به دل و گفتار به زبان و عمل با اندام است.

در این احادیث متعدد حقیقت ایمان از جهات مختلف بیان گردیده است. مدارای با مردم از حقیقت ایمان شمرده شده و نیز وفای به عهد از حقیقت ایمان است، صبر و شکر باهم حقیقت ایمان را تشکیل می دهند. در یکی از این احادیث حیا داشتن از حقیقت ایمان محسوب گردیده  است. و در آخر بیان گردیده که  اعتقاد قلبی به خداوند و اقرار زبانی به آن و عمل به دستورات خداوند پایه های حقیقت ایمان است.

حقیقت ایمان در مسئله دوستی

قَالَ رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): لِأَبِی ذَرٍّ أَی عُرَى الْإِیمَانِ أَوْثَقُ قَالَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَعْلَمُ فَقَالَ الْمُوَالاةُ فِی اللَّهِ وَ الْمُعَادَاةُ فِی اللَّهِ وَ الْبُغْضُ فِی اللَّهِ‏؛

پیامبر (صلى اللَّه علیه و آله و سلم) به ابوذر، فرمود: كدام رشته ایمان محكم‏ تر است؟ گفت: خدا و پیامبرش داناترند. پیامبر فرمود: دوستى كردن در راه خدا، دشمنى نمودن به خاطر خدا و كینه داشتن به خاطر خدا.

با این حدیث بیان گردیده که دوستی و دشمنی باید بر اساس رضایت خدا باشد. اگر دوستی با معیار دوستی خداوند نباشد قطعا دوستی او بر اساس خواست های نفسانی و شیطانی خواهد بود که باعث گمراهی انسان می شود.

همچنین انسان با ایمان بر طبق هوا و هوس با کسی دشمنی نمی کند بلکه دشمنی او حکایت از حقیقت ایمان او دارد. پس یک فرد با ایمان با دوستان خدا دوست و با دشمنان خدا دشمن است.

جمع نشدن حقیقت ایمان با بی حیایی

قَالَ رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَ الْجَنَّةَ عَلَى كُلِّ فَاحِشٍ بَذِی‏ءٍ قَلِیلِ الْحَیاءِ لَا یبَالِی مَا قَالَ وَ مَا قِیلَ فِیهِ أَمَا إِنَّهُ إِنْ تَنْسُبْهُ‏  لَمْ تَجِدْهُ إِلَّا لِبَغِی أَوْ شِرْكِ شَیطَانٍ قِیلَ یا رَسُولَ اللَّهِ وَ فِی النَّاسِ شَیاطِینُ قَالَ نَعَمْ أَ وَ مَا تَقْرَأُ قَوْلَ اللَّهِ- وَ شارِكْهُمْ فِی الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ؛

همانا خدا بهشت را بر هر هرزه بدزبان كم حیایى كه پروا ندارد چه گوید و چه در باره ‏اش گویند، حرام ساخته است. هان! به درستى اگر او را نسب ‏شناسى نمایى مى ‏بینى یا زنازاده است یا شیطان در نطفه او شركت داشته است.

عرض شد: یا رسول اللَّه! آیا در میان مردم شیطان هم هست؟ فرمود: آرى، آیا فرمایش خداوند متعال را نخوانده ‏اى: « [اى شیطان!] با آنان در اموال و اولاد شركت كن».[1]

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

شرم و حيا جزء ايمان است و (اهل) ايمان در بهشت مى‏ باشند. بى‏ شرمى و ناسزاگويى جزيى از جنايت و ستم است و (اهل) ستم جايگاهشان آتش است.[2]

همچنین از امام صادق (علیه‌ السلام) نقل شده که فرمود: حيا و پاكدامنى و گرفتگى در زبان است، نه در قلب و ايمان؛ و بد زبانى و بى‏ شرمى و دريدگى از نشانه‏ هاى نفاق مى ‏باشد.[3]

حیای عقل و حیای حماقت

قَالَ رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): الْحَیاءُ حَیاءَانِ حَیاءُ عَقْلٍ وَ حَیاءُ حُمْقٍ فَحَیاءُ الْعَقْلِ الْعِلْمُ وَ حَیاءُ الْحُمْقِ الْجَهْلُ؛

رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: حیا دو گونه است: حیاى خردمندانه و حیاى احمقانه؛ پس حیاى خردمندانه نشانه دانش است و حیاى احمقانه، نشانه جهل و نادانى است.

بسیاری هستند که از انجام کارهای مفید و نیکو خجالت می کشند اما در عوض کارهای ناپسند را به راحتی انجام می دهند.

بنابراین تقسیمی که  در این حدیث شده کسی که از انجام کار درست و مفید حیا می کند نشانه جهل و حماقت اوست. انسان با ایمان دارای حای خردمندانه است که از انجام کارهای ناپسند حیا دارد.

حرام نبودن غیبت آدم بی حیا

قَالَ رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):‏ مَنْ أَلْقَى جِلْبَابَ الْحَیاءِ لَا غِیبَةَ لَهُ؛

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: كسى كه پرده حیا را بیفكند، غیبت او اشكال ندارد.

بی حیایی هر انسانی کاشف از بی ایمانی او است به همین دلیل غیبت او اشکال شرعی ندارد زیرا برای او فرقی نمی کند که در معرض غیبت قرار بگیرد چه بسا که از آن لذت هم ببرد.

ریا و حیا

قَالَ رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):‏ لَا تَعْمَلْ شَیئاً مِنَ الْخَیرِ رِئَاءً وَ لَا تَدَعْهُ حَیاءً؛[4]

هیچ كار خیرى را به خاطر ریا انجام مده و به خاطر حیا وامگذار.[5]

نتیجه گیری

این احادیث در ابعاد مختلف از حقیقت ایمان سخن گفته و رابطه بین ایمان و حیا را بیان کرده اند و از این رو انسانی که حیا ندارد نمی تواند ایمان داشته باشد. ایمان و اعتقاد به خداوند و دین اسلام بسیاری از مشکلات روحی و زندگی انسان را بر طرف می کند. در این احادیث فواید ایمان و آثار آن در فکر و عمل انسان به خوبی بیان شده است.

تهیه کننده: حمیدالله رفیعی

پی نوشت ها

[1] .  سوره اسراء، آیه 64.

[2] . متن و ترجمه كتاب شريف «الزهد»، ص27.

[3] . متن و ترجمه كتاب شريف «الزهد» ؛ ص35

[4] . تحف العقول، ص 35 به بعد.

[5] . ترجمه تحف العقول، ص 63 به بعد.

منابع

1. قرآن کریم.

2. ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، تحف العقول‏، محقق / مصحح: غفارى، على اكبر، قم، جامعه مدرسین، چ2، 1414ق.

3. ابن شعبه حرانى، حسن بن على‏، ترجمه تحف العقول، به بعد، مترجم: جنتى، احمد، تهران، موسسه امیر کبیر، چ1، 13182ش.

4. كوفى اهوازى، حسين بن سعيد، متن و ترجمه كتاب شريف «الزهد»، قم، سازمان تبليغات اسلامى، پژوهشكده باقر العلوم( ع)، انتشارات نورالسجاد، چ1، 1429ق.

بدون دیدگاه