تفسیر کاشف

1401-01-25

397 بازدید

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

«التفسير الكاشف»، تأليف محمدجواد مغنيه( متولد 1322 ق)، از جمله تفاسير ارزشمند شيعى و از آخرين آثار نويسنده است. الكاشف، چون با هدف آشنا ساختن نسل جوان و جوياى واقعيت شكل گرفته، بسيار روان و درخور فهم اين گروه است. نگارش اين تفسير به عربى در سال 1390 ق پايان پذيرفته است( متن كتاب، ج 7، ص 628).

ساختار

كتاب با يك مقدمه( در بيان اهداف و شيوه نگارش) و يك تمهيد( در معناى استعاذه) آغاز شده است، سپس در هفت جلد به شيوه تفسير ترتيبى، آيات از اول تا به آخر قرآن كريم تفسير شده است. مهم‏ترين ويژگى اين تفسير، نثر شيوا و روان آن است كه بر تمام تفسير حاكم است و خواننده سخن نويسنده را به‏آسانى متوجه مى‏شود( سليمى زارع، مصطفى، ص 64).

مغنيه در اين تفسير، ابتدا به تعداد آيات و مكى و مدنى بودن سوره اشاره و سپس در ذيل بسيارى از آيات، مباحثى را تحت عنوان« اللغة»،« الإعراب»،« المعنى» و« وجه المناسبة» ذكر كرده است. در بحث« اللغة» واژه‏هاى غير مأنوس آيه يا آيات را شرح مى‏دهد و از تفسير طبرسى، طبرى و رازى سود مى‏جويد و از روايات نيز به‏عنوان مؤيد نظريه خويش بهره مى‏گيرد.

در بحث« الإعراب» نقش نحوى برخى از واژه‏هاى مشكل قرآن را بيان مى‏كند و از تفاسيرى چون مجمع البيان، كشاف و بحر المحيط نقل قول مى‏نمايد. در بحث« المعنى» برداشت خود از آيه را خلاصه و مفيد طرح مى‏كند و بحث‏هاى تخصصى را با عنوانى مستقل، جداگانه به بحث و بررسى مى‏گذارد( ر. ك: دانش، موسى، ص 41).

افزون بر منابع يادشده، مغنيه از منابع اصول، تاريخ، علوم تجربى و انسانى نيز در تفسير سود مى‏برد؛ از آن جمله در دانش اصول از رسائل شيخ انصارى و… و در تاريخ از مروج الذهب و محمد رسول الله و الأخبار المصرية و… و در بخش روايات از سنن ترمذى، وسائل الشيعة، كافى و… سود مى‏برد و در كنار همه اين كتاب‏ها از مجلات و روزنامه‏ها نيز در تبيين هرچه بهتر آيات بهره مى‏گيرد( بهرامى، محمد، ص 274- 275).

گزارش محتوا

نويسنده در مقدمه كتاب، عامل بى‏توجهى نسل جديد را به باورهاى دينى و مسائل اخلاقى، هجوم فرهنگى غرب مى‏داند و راه رهايى از اين بن‏بست را در امور زير مى‏جويد: تبليغ دين در مدارس، به‏ويژه آموزش قرائت، حفظ و تفسير قرآن، ارتباط روحانيون با جوانان و نشان دادن دين به‏عنوان سرچشمه سعادت و تبيين دقيق حقايق دينى به‏وسيله كتاب‏ها، سخنرانى‏ها، مقالات و…( ر. ك: مقدمه نويسنده، ص 8- 9).

وى در بخش ديگرى از مقدمه، هدف از نگارش اثرش را اين‏گونه توضيح مى‏دهد:« هر تفسيرى رنگى دارد و رنگ غالب تفسير من عبارت است از:« اقناع»؛ يعنى قانع كردن خواننده به اينكه دين با همه اصول و فروع و تعاليم خود، خير و كرامت و سعادت انسان را مى‏خواهد و هركس از اين هدف منحرف شود، از حقايق دين و راه استوار زندگى منحرف شده است. من براى اينكه به هدف مزبور برسم، كوشيده‏ام تا شرح آيات قرآنى را به‏صورت ساده و روشن بياورم تا خواننده در هر سطحى كه باشد آن را بفهمد( همان، ص 13).

التفسير الكاشف چند ويژگى كلى و اساسى دارد كه به‏اختصار به آنها اشاره مى‏شود:

  1. پيرايش تفسيرى: از مهم‏ترين و برجسته‏ترين ويژگى‏هاى اين تفسير، حذف نابايسته‏هاى تفسيرى است كه از آن جمله است: حذف تفاسير برگرفته از اسرائيليات، حذف تفاسيرى غير علمى و غير مستند، حذف تفسيرهاى ناكارآمد در عقيده و زندگى دو جهان، پرهيز از پرگويى در مباحث تخصصى.
  2. رودررويى با آراى مفسران: دومين ويژگى اين تفسير پاى‏بند نبودن نويسنده آن به ديدگاه‏ها و باورهاى مفسران قرآن است. در اين راستا مغنيه در جاى‏جاى تفسير خويش كه بسيار زياد و درخور توجه است، نظريات جمهور يا بيشتر و يا بسيارى از مفسران را به نقد مى‏كشد. مهم‏ترين معيارهاى مغنيه در نقد و بررسى ديدگاه‏هاى تفسيرى عبارتند از: تعبّد به ظواهر، ناسازگارى با فصاحت و بلاغت آيات، ناسازگارى با آيات.
  3. نوآورى‏ها: رودررويى نويسنده با نظريات ديگر مفسران و روحيه تقليدناپذيرى وى و به چالش كشيدن باورهاى تفسيرى، از الكاشف تفسيرى نو با نوآورى‏هاى فراوان ساخته است. او در مقدمه الكاشف مى‏نويسد:« همچنان‏كه به تفسير قرآن ادامه مى‏دادم بدين نكته يقين پيدا كردم كه اگر مفسّرى چيز تازه و بى‏سابقه‏اى را در تفسير نياورد، هرچند اين چيز تنها يك انديشه در تفسير باشد، اين مفسر از انديشه‏اى عالمانه و پويا برخوردار نيست، بلكه تنها انديشه يك خواننده را دارد كه آنچه را براى ديگران مى‏خواند در آن نقش مى‏بندد».
  4. محكمات و متشابهات قرآن: براى آيات محكم و متشابه، تعاريف گوناگونى بيان شده است. در اين ميان، مغنيه آيات محكم را آياتى مى‏خواند كه نياز به تفسير ندارند و آيات متشابه را آياتى معرفى مى‏كند كه از تفسير بى‏نياز نيستند. به باور نويسنده، آياتى كه از دلالت آشكارى برخوردارند و احتمال تأويل، تخصيص و نسخ در آنها راه ندارد، از محكمات خوانده مى‏شوند. در برابر، آيات متشابه آياتى هستند كه معناى تفصيلى آنها دانسته نمى‏شود، ظاهر آنها ناسازگار با حكم عقل است، بيش از چند معنى را در خود جاى مى‏دهند، الفاظ آنها عامّ است، ولى مراد خداوند از آنها خاص و دربردارنده حكم منسوخ مى‏باشد.
  5. فقه مقارن و كلام تطبيقى: از ديگر ويژگى‏هاى اين تفسير، ارائه تفسير آيات فقهى و كلامى به‏صورت تطبيقى است؛ براى نمونه مفسر در بحث تيمّم در تفسير آيه 43 سوره نساء، به مقايسه ميان ديدگاه‏هاى گوناگون فقهى شيعه و مذاهب چهارگانه اهل سنت مى‏نشيند و در تفسير آيه 59 همين سوره، مذهب كلامى شيعه را با ساير مذاهب كلامى مى‏سنجد و ناسازگارى ديدگاه‏هاى ايشان را در مصداق مى‏داند.
  6. راهنماى موضوعى تفسير: ويژگى ديگر اين تفسير، ارائه فهرست موضوعى و جايگاه بحث آن در تفسير است. بر اثر همين رويكرد است كه تفسير آيات مشابه يا هم‏موضوع تكرار نشده يا اگر تكرار شده با اسلوبى متفاوت است.
  7. تفسير موضوعى: اين تفسير، در شمار تفاسيرى است كه به روش تفسير ترتيبى آيات قرآن را تفسير مى‏كند با وجود اين، نويسنده گاه از شيوه تفسير موضوعى در كنار تفسير ترتيبى سود مى‏برد.
  8. بهره‏گيرى از روش پرسش و پاسخ: نويسنده براى تبيين بهتر مراد خداوند، تفسير خويش را به شكل پرسش و پاسخ سامان داده است. با اين رويكرد، مفسر در تفسير بسيارى از آيات قرآن، نخست پرسشى را مطرح مى‏كند و سپس به‏صورت كامل و روشن به پاسخ آن پرسش مى‏پردازد( ر. ك: بهرامى، محمد، ص 250- 266).

وضعيت كتاب‏

فهرست مطالب هر جلد در انتهاى آن آمده است. توضيحات و ارجاعات اندكى نيز در پاورقى ذكر شده است.

فهرست منابع :

  1. مقدمه و متن كتاب.
  2. سليمى زارع، مصطفى، بررسى روش تفسيرى و رويكردهاى مغنيه در تفسير« الكاشف»، پايگاه مجلات تخصصى نور، نشريه حديث انديشه، دوره جديد، بهار و تابستان 1386، شماره 3.
  3. دانش، موسى، ويژگى‏هاى تفسير« الكاشف»، پايگاه مجلات تخصصى نور، نشريه پژوهش‏هاى قرآنى، بهار 1387، شماره 53.
  4. بهرامى، محمد، روش‏شناسى تفسير« الكاشف»، پايگاه مجلات تخصصى نور، نشريه پژوهش‏هاى قرآنى، پاييز و زمستان 1380، شماره 27 و 28.

 

بدون دیدگاه