اهمیت مدیریت و نقش پدر در تربیت کودک

اهمیت مدیریت و نقش پدر در تربیت کودک

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

نقش پدر در تربیت کودک، بسیار حیاتی و اثرگذار است. پدران نه تنها به عنوان منبع حمایت و امنیت، بلکه به عنوان الگوهای رفتاری، ارزش های اخلاقی و شکل دهنده هویت فرزندان عمل می کنند. نقش پدر و حضور فعال و مثبت او در زندگی فرزندان، بر رشد عاطفی، اجتماعی، تقویت اعتماد به نفس کودکان و ایجاد مهارتها در آنها، تأثیر بسزایی دارد.

اساسا واگذاری تربیت فرزندان به مادر و خالی کردن میدان تربیت از پدران، فرزندان را معمولاً با مشکلات و اختلالات رفتاری غیرقابل جبرانی مواجه می سازد. صاحبنظران معتقدند با اینکه مادران در تربیت فرزندان مهارت بیشتری دارد ولی نقش پدر در تربیت، مهم و انکار ناپذیر است.

بنابراین باید نقش پدران در امر تربیت، رویکردی مبتنی بر رشد و شکوفایی کودکان، باشد. معمولاً کودکان، تصوری اغراق آمیز از پدر دارند؛ او را بزرگتر، قویتر و دارای نیروی مضاعف می پندارند که اطلاعات کافی در هر زمینه و توانایی حل همه مشکلات را دارند؛ او را کانون ارضای نیازهای مادی، روانی، اجتماعی، عاطفی و ارتباطی و عامل امنیت خانه و خانواده می دانند.

این تصورات و توقع ها، نقش پدران را پررنگتر نموده و مسئولیت های بزرگ و تعیین کننده ای بر عهده آنها می گذارد و آنان را وامیدارد تا در امر تربیت و چگونگی رشد و شکوفایی کودک، مشارکت و نقش ویژه ای داشته باشند. در خانه هایی که نقش پدر، فقط در «نان آوری» خلاصه شده و فرزندان، فرصت تعامل و همانند سازی با پدر را ندارند، متاسفانه از تربیت مطلوب محروم می شوند.

نقش پدر و شأن مدیریتی او

نقش پدر که به عنوان مدیر خانواده، معرفی می شود، تک بُعدی نیست و اساسا پدر دارای دو شأن است: شأن مردانگی که به او اقتدار، قاطعیت و صلابت می ‏‌بخشد و شأن پدری که وی را سرشار از مهر و شفقت نسبت به فرزند می نماید و پدر در مسیر تربیت، به این هر دو امر نیازمند است. محبتی که او را به سهل گیری و آزاد و رهاگذاشتن کودک ترغیب می نماید و قاطعیتی برخواسته از دوراندیشی و ژرف‌ نگری که او را معتقد به استحکام و سختگیری می کند.

«تربیت کودک باید حول دو محور متفاوت و در عین حال متجانس شکل گیرد. یکی سهل گیری و واگذاری و دیگری سختگیری و کنترل، ضمن رعایت حد اعتدال در این دو شیوه متضاد. رمز بزرگ و هنر ظریف تربیت متعادل برای پرورش شخصیت متعالی کودک توسعه یافتگی این دو محور متضاد است.»(۱)

مدیریت و نقش پدر، باید بر پایه این دو اصل کلی بنا شود و پدر وظایف خود را در حیطه تربیت با رعایت اعتدال و بکارگیری درست و منطقی این دو اصل مهم انجام دهد.

نقش پدر در مهرورزی به کودک‏

نقش پدر در بذل محبت به فرزند، به شیوه های گوناگون انعکاس دارد؛ اما در دوران طفولیت، نمایش مهر و محبت، بیشتر از دو طریق قابل اجراست:

۱- محبت محسوس و با صراحت

شأن مدیریتی و نقش پدر، ضرورت محبت را بیشتر می‌ سازد؛ زیرا خوی مدیریت، همواره با نوعی هیبت و تسلط همراه است که اگر با محبت در هم نیامیزد، خشک و آزاردهنده می گردد و حاصلی جز مطیع ساختن مقطعی کودک ندارد. «اگر بخواهیم ادب از درون سرچشمه گیرد، ضروری است که با کودک مهربان باشیم و این محبت را به گونه ‏ای به او نشان دهیم.»(۲)

محبت پدر به نوزاد

نقش پدر در تعامل با فرزند باید با محبت به کودک از همان روزهای بعد از تولد آغاز شود؛ زیرا پدر نیز مانند مادر از طریق وراثت با کودک پیوند دارد و همین پیوند به وی امکان می دهد که در همان ایام نوزادی با فرزندش ارتباط برقرار نماید. نوازش طفل، اثری درازمدت در رابطه پدر و کودک دارد؛ ضمن آنکه موجب افزایش علاقه پدر به کودک نیز می ‏گردد.

دکتر «ویلیام سیرز» معتقد است که: «بیشتر نوزادان، در حالت هوشیاری خاموش به سر می برند… این حالتی است که بعد از آن هرگز تکرار نمی شود؛ چشم هایشان گشاده و باز است و نسبت به محیط اطراف خود حالتی پذیرنده دارند، این لحظه های پیوند اولیه نباید از دست برود. در این زمان با نوزاد حرف بزنید و بیان احساسات را آزاد بگذارید؛ سلام عزیزم، من پدرت هستم…»(۳)

در قیاسی که بین نوزادان به دنیا آمده در دو روش زایمان -طبیعی و سزارین- صورت گرفته گزارش شده نوزادانی که به طریق سزارین به دنیا آمده ‏اند، بعدها رابطه بهتری با پدران خود دارند؛ زیرا در هنگام تولد، پدر به حکم ضرورت نزد ایشان حضور یافته است (طبق قوانین بیمارستان) این پدرها در پرورش و مهرورزی به اطفال خود نقش فعال تری داشته‌ اند. در حقیقت، ایجاد پیوند با نوزاد، منافع درازمدت در رابطه بین آن دو در برخواهد داشت.(۴)

در روایات نیز آمده است که ائمه معصومین (ع) در هنگام تولد فرزندانشان حضور داشتند و نوزاد را طلب کرده و می‌ بوسیدند و در همان لحظات نخستین در گوش‏شان اذان و اقامه می گفتند….(۵)

پدر و کودک شیرخواره‏

پدر در دوران شیرخوارگی نیز می تواند با محبت کردن به کودک، او را به همراهی، مدیریت و حکمروایی خود عادت بدهد. پدری که در این دوران نسبت به طفل بی ‏تفاوت بوده و بعد از گذشت دو، سه سال، تازه می‏ خواهد از نقش پدری خود بهره برده و در امر تربیت و پرورش کودک دخالت کند، توفیق کمتری می‏ یابد؛ زیرا کودک به دلیل نبود اُنس قبلی، با دیدن پدر به وجد نمی ‏آید و شادمان نمی شود، در این صورت پدر چاره‏ ای ندارد جز اینکه یا با زحمت بیشتری گذشته را جبران نماید و مورد اعتماد و محبوب کودک شود و یا آنکه راه آسان‏تری را برگزیند و تربیت را با خشونت در هم بیامیزد که راه دوم به هیچ وجه پسندیده نیست.

«در مورد پدری که سال اول، وقت خود را صرف پرورش کودک نکرده، پذیرفتنی است که انضباط را همان تنبیه بدنی به حساب بیاورد و به صورت نامعقولی در دام کتک زدن بیفتد.»(۶)

رسول اکرم (ص) از کودکان در این دوران غافل نبوده بلکه با وجود مسئولیت ‏‌های فراوان گاهی متحمل زحمت شده و مسافتی را طی می ‏کردند تا نزد کودک خود بروند و او را از مهر پدری سیراب نمایند. «انس بن مالک» می ‏گوید: هیچ کس را نسبت به کودکان خود، مهربانتر از پیامبر (ص) ندیدم. آن حضرت در دوران شیرخوارگیِ فرزندش ابراهیم، او را به دایه ‏ای در اطراف مدینه سپرده بود و با اینکه خانه دایه در اثر شغل آهنگری همسرش پر از دوده بود، پیامبر به آنجا می ‏رفت و کودکش را می ‏بوسید.(۷)

آن حضرت نه تنها خود کودکان را می بوسید، بلکه دیگران را نیز به بوسیدن کودکان – که صریح ترین راه ابراز محبت به کودک است سفارش میفرمودند: «هر کس فرزند خود را ببوسد، خداوند برای او یک حسنه می‏ نویسد.»(۸) «فرزندان خود را ببوسید؛ زیرا به هر بوسه ‏ای، رتبه ای در بهشت است و فاصله دو رتبه از یکدیگر پانصد سال است.»(۹)

پدر و کودک خردسال‏

بعد از گذشت دوران شیرخوارگی، دایره محبت به کودک وسیع‏تر شده و محبت از طریق کلام، قوت می ‏گیرد. از این پس وابستگی کودک به مادر کاهش می یابد و او بیش از گذشته به سمت پدر می ‏رود و عملا نقش پدر بیشتر شده و مسئولیتش سنگین تر می شود.

متأسفانه برخی از پدران بعد از گذشت این دوران، از نقش پدرانه خود غافل شده و از توجه و محبت خود به کودک می‏ کاهند؛ زیرا کودک، دیگر آن جذابیت رفتار و شیرینی قبل را ندارد. این دوری پدر، برای کودک بسیار گران است و می تواند موجب عقده‌ های روانی و ناهنجاری‏ های رفتاری گردد. مخصوصاً که او اکنون بزرگتر شده و مسائل عاطفی را بهتر درک می کند و طالب محبت بیشتری است.

تعریف، تمجید و تأیید کودک‏

نقش پدر و قدرت نفوذ او بر فرزند، دوچندان خواهد شد اگر بجا و به موقع از چاشنی تعریف از کودک استفاده کند. تعریف از کودک به تقویت عزت نفس او نیز کمک خواهد کرد.

از آنجا که پدر در نظر کودک، مظهر قدرت و شجاعت است و معمولاً در نظر کودکان، پدر بیش از مادر، از هیبت و ابهت برخوردار است، تعریف از کودک توسط پدر، برای او بسیار ارزشمند و لذت‏بخش خواهد بود. شایسته است که پدر در مسیر تربیت، از عامل تعریف بهره گیرد و روح کودک را با نسیم کلمات نوازش دهد. اگر پدر قصد پند و نصیحت و یا انتقاد از کودک را دارد، ابتدا می تواند از طریق تعریف، فضای دوستانه ای را ایجاد نماید و زمینه را برای تأثیر بیشتر کلام خود مهیا سازد.(۱۰)

پرهیز از زیاده رروی در محبت‏

نکته مهم در محبت به فرزند، دقت در اندازه و تشخیص جای درست برای محبت نمودن است. «معنای محبت عبارتست از: دوست داشتن واقعی و ابراز این علاقه به گونه ‏ای که با مصالح و منافع محبوب در زمان حال و آینده متضاد نباشد».(۱۱)

بنابراین بسیاری از رفتارها که به قصد محبت انجام می شود اما متحمل ضرری برای کودک است، جزء محبت به حساب نمی آید. تأیید رفتارهای نادرست کودک، با خندیدن به حرف‏ های ناشایست او، نمونه هایی از انحراف در محبت هستند. گاهی مخفی ساختن محبت، از محبت ناشی می شود.

محبت نباید فرصت های مناسبی را که در دوران کودکی می تواند موجب تجربه‏ اندوزی و سختکوشی فرزندان گردد، را سلب کند. با یاری رساندن احمقانه، کودک به خدمت دیگران عادت می کند. امام باقر (ع) میفرماید: «بدترین پدران کسانی هستند که در محبت و نیکی به فرزندان، زیاده ‏روی می‏ نمایند.»(۱۲)

۲-بازی دوستانه با کودک‏

بازی، مجموعه فعالیت هایی است که کودکان به منظور سرگرمی، تفریح، فرار از غم و کدورت و کشف مجهولات بدان روی می ‏آورند و در حین آن، انرژی های فراوان خود را تخلیه می کنند.

«طفل چه تنها و چه در میان جمع، دائماً در جست و خیز، دویدن، خندیدن، گریستن، حرف زدن، ادا درآوردن، ساختن و ویران کردن است. از این و آن در همه مسائل تقلید می کند و بر این اساس حواس خود را مهارت می ‏بخشد. به توانایی ها و نقاط ضعف خود پی می ‏برد، از اسرار جهان و پدیده ها سر درمی ‏آورد و موضع خود را در برابر امور و جریانات مشخص می کند.»(۱۳)

«بازی کودک، نشانه سلامت روانی اوست. امروزه ثابت شده کودکانی که به اندازه و به درستی بازی نمی کنند. از رشد ذهنی بهره کمی دارند و در بزرگی منزوی می ‏گردند.»(۱۴)

جایگاه پدر در بازی کودک‏

پدر از دو طریق عمده می تواند در مسیر بازی، نقش پدرانه و مدیریت تربیتی خود را اعمال نموده و به نحوی مطلوب و مطابق با ویژگی‏ های کودک، او را در مسیر هدایت سوق دهد. این دو طریق عبارتند از: ایجاد زمینه و فضای مناسب برای بازی و تهیه اسباب بازی های مفید؛ و بازی با کودک؛

پدر باید فضای سالمی را جهت بازی کودک فراهم نماید و به او فرصت و مجال بازی بدهد. این فضای مناسب در اغلب خانواده ها، همان محیط خانه است؛ اما در برخی خانواده ها که به دلیل کوچکی خانه و یا وجود فرد بیمار، امکان بازی کودکان در منزل نیست و مجبورند برای بازی به کوچه و یا پارک مراجعه کنند، پدر وظیفه دارد از سلامت محل، اطمینان یافته و جای مناسب را برای بازی کودکان فراهم نماید. نه اینکه به بهانه نبودن جای مناسب، دائماً مزاحم بازی کودکان شده و ایشان را مضطرب سازند.

گاهی دیده می شود که برخی از والدین از روی خودخواهی و یا تفکر نادرستی که از تربیت دارند، مزاحم بازی کودکان می شوند یا آنکه به بازی اطفال بها نمی دهند و حتی بعضاً بازی را عملی بیهوده و یا نوعی بدرفتاری و اهانت به خود دانسته و دائماً با ملامت و عکس العمل‏ های منفی، بازی اطفال را خراب می کنند و به شدت موجب نفرت و ناراحتی و حتی ایجاد حس انتقام‏جویی در کودکان می شوند:

«هرگاه بخواهیم از دیدگاه ارزش های رایج جامعه بزرگسالان و عدم توجه به شرایط روحی خاص کودک، فعالیت هایی را که تحت عنوان بازی از کودک سر می‏زند، سرکوب نماییم، کودک به شیطنت و خرابکاری، دروغگویی و غیره متوسل می شود که این اعمال خود طرد بیشتری را از جانب والدین باعث می شود و این عامل به عقیده هورنای، زمینه را برای پیدایش اضطراب اساسی فراهم می کند»(۱۵) در روایتی از امام صادق (ع) آمده است که: بگذار فرزندت تا هفت سال بازی کند.(۱۶)

همچنین پدر در راستای نقش پدرانه خویش باید با تهیه اسبا‏ب بازی های مناسب و بی‏ خطر، طفل را جهت بازی بهتر و شاداب تر یاری نماید. در این خصوص بهتر است که نوع وسایل بازی به گونه ‏ای باشد که کودک با تلاش و فعالیت خود از آنها لذت ببرد تا هم انرژی بیشتری صرف بازی کند و هم از فکر و خلاقیت و ابتکار استفاده نماید.

«موریس دبس» مربی معروف فرانسوی می گوید: «غالباً ما بزرگسالان وقتی می بینیم که کودک، عروسک بی ‏ریخت یا اسب چوبی رنگ رفته و کهنه را می ‏پسندد، به نظرمان عجیب و نامفهوم می ‏آید؛ اما باید این کار کودک برای ما درسی باشد. اسبا‏ب بازی های گرانبها و پر زرق و برق، تنها خودستایی و خودنمایی کسی را ارضاء می کند که آنها را به کودک هدیه کرده است.»(۱۷)

«باید توجه داشت که با تهیه وسایل غیرضروری و گرانقیمت که معمولاً اطفال دیگر از آن بی‏ بهره اند، روحیه اشرافی و رفاه‏ زده در کودک ایجاد نشود تهیه وسایل گرانبها که غالباً از کشورهای صنعتی و به قیمت های گزاف وارد می شوند، نتیجه ای جز پر کردن جیب سرمایه داران خارجی و تضعیف اقتصاد ملی خودمان را به دنبال ندارد.»(۱۸)

بازی با کودک

حضور مستقیم پدر در بازی کودک، مسئله مهمی در تربیت محسوب می شود و نقش پدر را در زندگی کودک، پررنگ تر می کند. بازی با کودک برای پدر راهگشای مسیر تربیت بوده و قواعد سخت تربیتی در کلاس بازی برای مربی و متربی آسان و ممکن خواهد شد. علاقه زیاد کودک به بازی موجب علاقمندی او به همبازی نیز خواهد شد. هر کسی به راحتی می تواند از طریق بازی، دل ساده و پاک کودک را به دست آورده و با محبوبیتی که کسب می کند بر روح و روان وی تأثیر بگذارد.

پدر در امر تربیت علاوه بر نیازی که به این محبوبیت دارد، به شناختی هم که از طریق بازی نسبت به کودک به دست می ‏آورد نیازمند است در حقیقت: «بازی وسیله ‏ای است برای کشف دنیای پنهان کودک و شناخت دنیای وجودی او. چه بسیارند خوی‏ ها و رفتارها، حب و بغض ‏ها، کین و مهرها که در کودک پنهانند و مربی را به شناخت آن دسترسی نیست مگر آنگاه که او را به بازی وادارد و یا بازی او را با خود و دیگران مشاهده کند… در سایه این کشف هاست که می توان، در پی اصلاحش کوشید و عوارض و نابسامانی ها را در او اصلاح کرد و یا جنبه های مثبت او را تقویت نمود. حتی در اصلاح و درمان نابسامانی‏ های کودک یکی از راه‏ ها و شیوه‌ ها، شیوه بازی درمانی است که در سایه آن می توان بسیاری از اختلالات را از بین برد.»(۱۹)

همچنین پدر می ‏بایست در ضمن بازی، هدف تربیتی خویش را مد نظر داشته و در سایه بازی به کودک درس بیاموزد. خلاقیت و تفکر را در او بوجود آورد، نه آنکه صرفاً کودک را هیجان زده نموده و فقط موجبات خنده و شادی او را فراهم آورد. توجه به این اصل مهم تا حد زیادی نوع بازی ها را مشخص می نماید که متأسفانه کمتر به این مقوله در بازی با کودکان توجه می شود.

در بازی کودک با پدر، تفاوت های آشکاری نسبت به بازی کودک و مادر و حتی همسالان دیده می شود. بازی کودک و پدر، معمولاً دارای هیجان، تحرک و فعالیت و شور بیشتری بوده و از دیگر بازی ها متمایز است. البته ذکر این نکته ضروریست که در حین بازی، توجه به سن کودک، توانایی ها و ظرفیت و افکار کودکانه ضروری است. شرکت دادن کودکان در بازی های سخت، ترسناک و یا بازی های ویژه افراد بزرگتر، موجب قویتر شدن و یا رشد عقلانی سریع‏تر کودک نمی‏ شود بلکه ممکن است طفل را دچار تضاد و اختلال کند.

پیامبر اکرم (ص) که الگوی انسانیت بود، با وجود مشغولی ‏‌های فراوان و مسئولیت ‏‌های سنگین، گاهی اوقات با کودکان همبازی می شدند و آن قدر از این طریق به آنان محبت می نمودند که همواره محبوب کودکان بودند. ابن ابی ‏نجیح می گوید: «امام حسن و امام حسین (ع) بر پشت پیامبر سوار می شدند و حل حل می گفتند و پیامبر اکرم (ص) میفرمودند: نیکو شتری است شتر شما.»(۲۰)

آن حضرت از اشکال مختلف بازی با کودکان ابائی نداشتند و آن را مخالف شأن خود نمی دانستند و خطاب به اصحاب نیز میفرمودند: «هر کس کودکی دارد، باید با او کودکانه رفتار نماید.»(۲۱)

جمع بندی

نقش پدر در تربیت فرزند تنها به نان آور بودن محدود نمی شود و مشارکت او بر رشد کلی کودک از جمله رشد فکری، رشد جنسیتی و رشد روانی تاثیر می گذارد. نقش پدر متناسب با دوره های رشد فرزند، ابعاد و ماهیت گوناگونی یافته و او با دو شأن مردانگی و پدری، بطور همزمان از اقتدار و صلابت، و مهر و شفقت، در تربیت صحیح فرزند بهره می گیرد.

پی نوشت ها

۱) کریمی، هشدارها و نکته ‏های تربیتی، ص۷۱

۲) قائمی، تربیت و بازسازی کودکان، ص۲۷۹

۳) سیرز، پدر و پرورش فرزند، ترجمه فرهادی، ص۲۷

۴) سیرز، پدر و پرورش فرزند، ترجمه فرهادی، ص‏۳۰

۵) قمی، نگاهی بر زندگی چهارده معصوم(ع)، ص۵۲۲

۶) سیرز، پدر و پرورش فرزند، ترجمه فرهادی، ص۱۳۳

۷) طبری، حقوق فرزندان در مکتب اهل بیت(ع)، ص‏۹۳

۸) حر عاملی، وسائل الشیعه، ج‏۱۵، ص‏۱۹۴

۹) حر عاملی، وسائل الشیعه، ج‏۱۵، ص‏۲۰۳

۱۰) افروز، خلاصه مقالات تربیت دینی کودکان، ص‏ ۴۲

۱۱) رجایی تهرانی، سیمای کودک نوجوان و جوان در آثار شهید مطهری، ص۴۶

۱۲) علامه مجلسی، بحارالانوار، ج‏ ۹۵، ص‏۸۷

۱۳) قائمی، تربیت و بازسازی کودکان، ص‏۱۷۴

۱۴) احمدیان، حقوق فرزندان از دیدگاه اسلام، ص‏۱۲۳

۱۵) مهجور، روانشناسی بازی، ص‏ ۱۲۱

۱۶) کلینی، اصول کافی، ج‏۲، ص‏۹۴

۱۷) سادات، راهنمای پدران و مادران، ص‏۵۱

۱۸) سادات، راهنمای پدران و مادران، اقتباس از ص‏۵۱ و ۵۲

۱۹) قائمی، نقش پدر در تربیت، ص‏۱۹۲

۲۰) علامه مجلسی، بحارالانوار، ج‏۴۳، ص‏۲۸۵

۲۱) حر عاملی، وسائل الشیعه، ج‏۲۱، ص‏۴۸۶

منبع اقتباس: پیام زن؛ شماره ۲۱۰؛ انسیه نوش ‏آبادی‏

بدون دیدگاه