اهمیت سوره حمد و دوبار نازل شدن آن

1401-01-04

514 بازدید

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

1. مضمون سوره ی حمد و اسامی آن: در سوره ی «حمد» مراحل سه گانة ایمان (اصول اعتقادات توحید با تمام اقسام، معاد و نبوت امامت و…) اعتقاد به قلب، اقرار به زبان و عمل به اركان را در بر دارد، لذا «فاتحة الكتاب» اساس القرآن خوانده شده است(1)

یعنی آن چه در مجموع سوره‌ها است. در سوره ی حمد جمع شده است. «آن چه خوبان همه دارند تو تنها داری.»

اسامی دیگر آن، السبع المثانی، الوافیه، الكافیه، الشفا، الصلاة، كه مجموعاً ده اسم می‌شود.(2)

2. پیامبر اسلام(ص)(فرمود: «خداوند بزرگ به خاطر دادن سوره ی حمد به خ صوص بر من منت نهاده و آن را در برابر قرآن عظیم قرار داده است و سوره ی حمد با ارزش‌ترین ذخائر گنج‌های عرش خدا است.(3)

ثواب خواندن حمد به اندازه ی دو سوّم قرآن كریم و یا تمام آن و به منزله ی هدیه بر تك‌تك مؤمنان است.(4)

درجایی دیگر می فرماید: «ما به تو سوره ی حمد كه هفت آیه است و دوبار نازل شده است دادیم. هم چنین قرآن بزرگ بخشیدیم.»(5)

ناله ی ابلیس در چهار مورد بلند شد: یكی هنگام نزول سوره ی حمد بود.(6)

و نیز از پیامبر اسلام نقل شده كه فرمود: «قسم به كسی كه جان من در دست اوست، خداوند نه در تورات و نه در انجیل و نه در زبور و نه حتی در قرآن كریم مثل این سوره را نازل نكرده است و این امّ‌الكتاب است.»(7)

و به جابر فرمود كه «حمد برترین سوره است»(8) لذا اساس قرآن كریم نامیده شده است.(9)

«قرآن كریم، با تمام عظمتش در سوره ی حجر، در برابر سوره ی حمد قرار گرفته است، نزول دوباره ی آن نیز به خاطر اهمیت فوق‌العاده آن است.»(10)

پس سوره ی حمد دو بار نازل شد و علّت آن به خاطر كاركرد و اهمیت بالای آن است.

پی نوشت:

  1. ر. ک: آیت الله مکارم شیرازی و همکاران، تفسیر نمونه، (تهران، دارالکتب الاسلامیه، 27، 1370)، ج 1، ص 4.
  2. برگرفته از لجنة من المحققین، نخبة التفاسیر (قم المرکز التقافی للدروس من القرآن)، ج 1، ص3.
  3. تفسیر نمونه، (پیشین)، ج 1، ص 5 و تفسیر برهان، ج 1، ص 26.
  4. ابوعلی طبرسی، مجمع‌البیان، (بیروت، دارالمعرفه، سوّم، 1408)، ج 1، ص 88.
  5. سورة حجر، آیة 87.
  6. تفسیر نمونه، (پیشین)، ج 1، ص 6.
  7. مجمع‌البیان (پیشین) ج 1، ص 88.
  8. همان مدرک.
  9. تفسیر نمونه، ج 1، ص 4.
  10. تفسیر نمونه (پیشین) ج 1، ص 5.

 

بدون دیدگاه