انکار شفاعت در وهابیت و مخالفت با قرآن کریم

انکار شفاعت در وهابیت و مخالفت با قرآن کریم

۱۴۰۱-۰۲-۲۱

685 بازدید

اشتراک‌گذاری در ایتا اشتراک‌گذاری در بله اشتراک‌گذاری در سروش کپی کردن لینک

با وجود این که شفاعت یک امر مسلم و از ضروریات دین اسلام است، عقیده وهابیت مبتنی بر انکار اصل شفاعت می باشد و قائلین به آن را متهم به شرک و کفر می کنند به این معنا که کسی حق ندارد نه در دنیا و نه در آخرت بین خود و خدایش کسی را شفیع و واسطه قرار دهد.

سلیمان بن عبدالله بن محمد بن عبدالوهاب که از نواده محمد بن عبدالوهاب است در شرح کتاب توحید جدش بدون قید و شرط می گوید: شفاعت از انواع شرک در عبادت است.[۱] و بر این مطلب تاکید می کند که: اگر کسی به روش وساطت، شخصی را در بین خود و خدایش شفیع قرار دهد مشرک است[۲].

آنان غیر از خدای متعال داشتن شفیع را برای مومنین نفی نموده و غیر از خدا هیچ کسی شفیع آنان نمی باشد و اگر کسی غیر از خدا کسی دیگری را شفیع خود بگیرد از مومنین به حساب نمی آید برای اینکه این گونه شفیع در دین مشرکین وجود داشته است.[۳]

ابن تیمیه بانی ریشه های عقاید وهابیت می گوید: اگر کسی شیخی (نبی ولی و امثال اینها) را ندا دهد که شفیع او شود این کار از جنس دعای نصاری برای مریم و احبار و رهبان می باشد و مومن فقط باید به خدا امید داشته باشد و از او بترسد و از او بخواهد.[۴]

او همچنین می گوید: برای مومن غیر از خدا هیچ کسی نه ملَکی و نه پیامبری و نه صدیقی شفیع و ولی نیست[۵] بلکه این گفتار و اعمال بدتر از گفتار یهود و نصاری و بلکه بدتر از سخنان مشرکین و مجوس و سایر کفار می باشد… و توحید این است که فقط خدا را عبادت کنیم و چیزی را با او شریک و شفیع قرار ندهیم به دلیل اینکه مشرکین اعتقاد به توحید در ربوبیت داشتند و لی به علت اعتقاد به شفاعت مشرک بودند.[۶]

سوالات ما

۱. آیا عقیده وهابی­ها مبنی بر شرک و کفر دانستن شفاعت به صراحت با آموزه قرآن در باره شفاعت در تضاد نیست؟ زیرا قرآن کریم در مورد شفاعت و مشروعیت آن از طرف خداوند می­ فرماید: «وَ نَسُوقُ الْمُجْرِمِینَ إِلىَ‏ جَهَنَّمَ وِرْدًا، لَّا یَمْلِکُونَ الشَّفَاعَهَ إِلَّا مَنِ اتّخذَ عِندَ الرَّحْمَانِ عَهْدًا[۷]؛ و گنه‏کاران را تشنه به سوى جهنم برانیم. شفاعتى ندارند مگر این­که از خداى رحمان پیمانى گرفته باشند».

۲. وهابیت که اعتقاد به شفاعت را محکوم به شرک و کفر کرده چه پاسخی در برابر مفسران اهل سنت درباره همیآیه دارد؟ زیرا امام فخررازی می­ گوید: این آیات در طعن ملحدین است و خداوند آنان را مانند تشنه­گانی که به سوی آب می ­روند به سوی جهنم سوق می ­دهد و هیچ شفیعی نخواهند داشت و معنای آن این­است که هیچ کسی مالک شفاعت برای آنان نخواهد بود. در ادامه می ­گوید:

آیه شریفه دلالت دارد بر این­که شفاعت برای اهل کبایر ثابت است؛ زیرا با توجه به استثناء که در آیه شریفه ذکر شده معنای آیه این می­شود که آنان مستحق شفاعت نیستند تا دیگران شفاعت شان کنند مگر این­که قبلا به توحید و نبوت ایمان آورده باشند؟[۸]

همچنین طبری مفسر معروف اهل سنت گفته است آیه شریفه۸۶ و ۸۷ سوره مریم می­گوید در روز قیامت که اهل ایمان یکدیگر را در پیش خدا شفاعت می­کنند و وارد بهشت می­شوند، کافران از شفاعت محروم اند. مگر این­که در دنیا با عهد در پیش خدا، به خدا ایمان آورده و رسولش را تصدیق کرده و به آن­چه آورده اقرار کرده باشند؟[۹]

۳. با وجود آیه شریفه که می­فرماید: «وَ لَا یَمْلِکُ الَّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِهِ الشَّفَاعَهَ إِلَّا مَن شهَدَ بِالْحَقِ وَ هُمْ یَعْلَمُون[۱۰]‏؛ و معبودهایى که به جاى خدا عبادت مى‏کنند، مالک شفاعت ایشان نیستند، تنها کسانى مى‏توانند شفاعت کنند که به دین حق شهادت داده عالم به کرده ‏هاى خلق بوده باشند»، وهابی­ ها چگونه شفاعت را به کفر و شرک محکوم کرده اند؟

این آیه در ابتداء از تمام آله مشرکین و کفار مالکیت شفاعت را نفی می ­کند و سپس با استثناء مالکیت شفاعت را برای کسانی ثابت می­ کند که از یک طرف معترف به توحید باشد و از طرف دیگر بر حقیقت حال و اعمال کسی علم داشته باشد که در نزد خدا از او شفاعت می ­کند. پس جز از اهل توحید از کسی دیگری نمی توانند شفاعت کنند. در نتیجه شفاعت در پیش خداوند یک امر مسلم است.[۱۱] منتهی هم شفیع و هم کسی که از او شفاعت می ­شود هر دو باید اهل توحید باشند.

۴. با توجه آیاتی که بیان گردید و آیات دیگر، آیا وهابی ها با نفی شفاعت در اسلام و محکوم کردن آن به کفر و شرک، علیه قرآن قیام نکرده است و خود شان را در معرض کفر و شرک قرار نداده اند؟

نویسنده: حمیدالله رفیعی

پی نوشت ها

[۱] . سلیمان بن عبدالله بن محمد به عبدالوهاب، شرح کتاب التوحید، ص۱۱۷-۱۱۸

[۲] . سلیمان بن عبد الله بن محمد بن عبد الوهاب، تیسیر العزیز الحمید فی شرح کتاب التوحید، ص۲۰۱. مکتبه الریاض الحدیثه.

[۳] . همان، ص۲۳۸.

[۴] . ابن تیمیه ، أحمد عبد الحلیم بن تیمیه الحرانی أبو العباس، کتب و رسائل و فتاوی ابن تیمیه ، ج۲۷ص۸۹، مکتبه ابن تیمیه، دوم ، تحقیق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمی النجدی.

[۵] . ابن تیمیه ، أحمد عبد الحلیم بن تیمیه الحرانی أبو العباس، کتب و رسائل و فتاوی ابن تیمیه ، ج۲۸ص۶۰۳، مکتبه ابن تیمیه، دوم ، تحقیق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمی النجدی.

[۶] . ابن تیمیه ، أحمد عبد الحلیم بن تیمیه الحرانی أبو العباس، مجموع الفتاوی ج۱۱ص۵۰ -۵۱،  مکتبه ابن تیمیه، دوم ، تحقیق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمی النجدی.

[۷] . سوره مریم، ۸۶و۸۷ .

[۸] . فخرالدین رازی، محمدبن عمر، مفاتیح الغیب، ج۲۱ص۵۶۵، بیروت، داراحیائالتراث العربی، سوم، ۱۴۲۰ق.

[۹] . طبری، محمد بن جریر، جامع البیان فی تفسیرالقرآن، ۱۶/۹۷، بیروت، دارالمعرفه، اول، ۱۴۱۲ق.

[۱۰] . سوره زخرف، ۸۶..

[۱۱] . ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۸ص ۱۹۲.

بدون دیدگاه